صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

تبليغ كتاب ضعيف‌تر از چيپس و پفك!

وي ادامه مي‌دهد: البته من هم مي‌دانم اين كار سخت است و همچنان كه نمي‌توان به آساني جوانان را از غذاهاي حاضري و فست‌فودها جدا كرد و آن‌ها را به سمت غذاهاي سالم و سنتي جذب كرد. جذب جوانان امروز به خواندن كتاب هم بسيار سخت شده است مگر اين‌كه مؤلفان با نگارش كتاب‌هاي با كيفيت، ذهن جوانان را به سوي خود جلب كنند.
کد خبر: ۲۵۵۲۵
| |
5947 بازدید

نوشتن كتاب براي چيست جز براي خواندن! حال اگر انبوهي از كتاب‌هاي جديد كه همه ساله در كشور ما با صرف هزينه‌هاي فراوان نوشته مي‌شود و به چاپ مي‌رسد به دست مخاطب نرسد و يا مشتري از آن استقبال نكند چه وضعيتي پيش مي‌آيد اين شرايط عملا تفاوتي با چاپ نشدن كتاب ندارد. فراموش نكنيم كتاب هم همانند يك محصول فرهنگي و يا حتي غيرفرهنگي با جذب مخاطب و تقاضا براي خريد ماندگار مي‌شود و مؤلف خود را نيز ماندگار مي‌سازد.

در هفته كتاب و كتابخواني قرار داريم و همه ساله به همين مناسبت ضمن معرفي كتاب سال از مؤلفان برتر كتاب هم قدرداني مي‌شود; اما واقعا چرا وضعيت كتاب و كتابخواني در كشور عليرغم تبليغات فراواني كه انجام مي‌شود رضايت بخش نيست و در بهترين شرايط سرانه كتابخواني در ايران نسبت به ديگر كشورها بسيار پايين است.
 
ايران در تبليغات و پيشينه تاريخي يك كشور فرهنگي معرفي مي‌شود؛ ولي هنگامي كه بازار عرضه و تقاضاي كتاب مي‌رسيم درمي يابيم كه مهمترين ركن بازار فرهنگ ـ كتاب ـ با بداقبالي شديد مواجه است كه در اين كشور 70 ميليوني تعداد چلوكبابي‌هاي آن به مراتب از تعداد كتابفروشي‌هاي آن بيشتر است و تبليغ آن هم حتي از چيپس و پفك كمتر است. آگاهي از شرايط موجود نيازمند آمارهاي رسمي و غيررسمي نيست خود مردم چه در شهر و روستا مي‌توانند به محاسبه و مشاهده چنين وضعيتي بپردازند.

ممكن است در نخستين گام، بسياري از افراد مشكلات اقتصادي را عامل عدم استقبال از كتاب بيان كنند ـ كه متاسفانه آسانترين ارزيابي‌ها هم محسوب مي‌شود ـ اما اگر كسي با هزار و يك دليل و برهان بگويد كه علت شرايط نامناسب اقتصادي و فرهنگي نيز ريشه در همين ضعف مطالعه كتاب در خصوص شرايط زندگي مردم ايران و مردم ساير ملل و جوامع دارد چه خواهيم گفت آيا جز اين است كه پيشرفت فني و اقتصادي كشورهاي توسعه يافته هم با كتاب و آگاهي پديد آمده است.
 
گزارش امروز صرفا تلنگري به خود است كه يك بار ديگر بپرسيم: واقعا چرا مردم ايران تا اين حد از كتاب فاصله گرفتند؟!

آقاي محسن سقط فروش كه در زمينه رايانه و اينترنت فعال است، در پاسخ به اين سؤال مي‌گويد: در عصر سرعت رايانه‌ها و پهناي باند اينترنت واقعا ورق زدن صفحات كتاب حوصله خاص خودش را مي‌خواهد كه نياز به جاذبه‌هاي فراواني دارد تا بتوان مردم و به ويژه جوانان را از رايانه جدا كرد و با كتاب پيوند داد. تنها در چنين شرايطي است كه جوانان مي‌توانند آرامش و منفعت خود را در مطالعه عميق كتاب‌ها جستجو كنند.

وي ادامه مي‌دهد: البته من هم مي‌دانم اين كار سخت است و همچنان كه نمي‌توان به آساني جوانان را از غذاهاي حاضري و فست‌فودها جدا كرد و آن‌ها را به سمت غذاهاي سالم و سنتي جذب كرد. جذب جوانان امروز به خواندن كتاب هم بسيار سخت شده است مگر اين‌كه مؤلفان با نگارش كتاب‌هاي با كيفيت، ذهن جوانان را به سوي خود جلب كنند.

خانم معصومه كشاورز، كارشناس ارشد ادبيات فارسي هم در اين خصوص معتقد است: به نظر من آنچه سبب كاهش استقبال قشر تحصيلكرده به مطالعه كتاب شده رشد روزافزون فناوري ارتباطات نظير اينترنت است زيرا يك دانشجو درگذشته در وقت‌هاي اضافي خود چه بسا به چندين كتابخانه سر مي‌زد و پس از مطالعه گسترده به نگارش تحقيق خود مي‌پرداخت در حالي كه اكنون در كتابخانه‌هاي مجازي مي‌تواند به خواسته خود ـ هرچند خواسته حداقلي باشد ـ برسد زيرا عصر هياهوي شهري حوصله مطالعه را از جوانان گرفته است.

وي چنين ادامه مي‌دهد: از طرفي هم عده‌اي از اساتيد ما، تجربه و دانش گذشته را ندارند و چون خودشان هم مطالعات و تحقيقات عميق نداشتن و به آساني به مدرك رسيده‌اند، به همان كتاب‌ها و جزوات درسي اكتفا مي‌كنند در نتيجه دانشجو هم دنبال كتاب و كتابخواني نمي‌رود در حالي كه كلاس‌هاي دانشگاه بايد به جايي براي مباحثه و نقد كتاب‌هاي مختلف تبديل شود تا مطالب مفيد اين كتاب‌ها در ذهن دانشجويان ماندگار شود.

وي مي‌گويد: مسئله ديگري را كه مي‌توان به آن اشاره كرد مشكلات اقتصادي است. به هر حال مشكلات اقتصادي و مشكلات فرهنگي مكمل همديگر هستند و نمي‌توان مستقل از همديگر مورد بررسي قرار گيرند.

وي مي‌افزايد: در هنگام خريد كتاب علاوه بر عنوان، مؤلف، مترجم، ظاهر كتاب و انتشاراتي كه خطرپذيري چاپ كتاب را قبول كرده، براي جذب مخاطب مؤثر است كه مي‌تواند كتابخوان‌ها را به سمت خود جذب كند اما نمي‌توان كتمان كرد كه تنها عده محدودي از افراد به محتوا هم فكر مي‌كنند در حالي كه كيفيت كتاب دست كمي از كيفيت محصولات غذايي ندارد.

وي مي‌گويد: هنگامي كه مردم يك بسته پنير مي‌خرند، فورا به اطراف بسته‌بندي رجوع مي‌كنند كه تاريخ مصرف، كيفيت ساخت، شركت ساخت و... را بخوانند اما درخصوص كتاب، اين ويژگي‌ها به ويژه در بخش مربوط به كتاب‌هاي جوانان كمتر مورد توجه قرار مي‌گيرد.

دكتر ارغوان ارژنگ، رئيس دانشگاه ياسوج، نيز در پاسخ به سؤال ما در خصوص وضعيت كيفيت مطالب كتاب‌هاي چاپ شده در كشور مي‌گويد: متأسفانه سطح توليد كتاب در كشور ما آن حدي نيست كه بخواهند به كيفيت آن نيز توجه كنند به همين دليل هر كس بتواند از نظر مالي موضوع را براي خود حل نمايد چاپ كتاب آسان است به همين دليل هم وزارت ارشاد يا دستگاه‌هاي متولي نيز حساسيت‌هاي خاصي غير از حساسيت كيفي دارند به خصوص وقتي كه اطلاعات مردم در برخي از موارد آن چنان زياد نباشد كه بخواهند كتاب‌هاي محتوايي را انتخاب كنند انتشاراتي‌ها هم با چاپ كتاب‌هاي سطحي در صدد پاسخگويي به نيازهاي سطحي مردم برمي‌آيند.

وي ادامه مي‌دهد: در چنين شرايطي از بازار عرضه و تقاضا و كيفيت‌شناسي، من ابزارهاي كيفي لازم را نمي‌بينم. مثلا يكي از شاخص‌ها اين است كه درخصوص سطح سني استفاده از كتاب‌ها هيچ اثر و نشانه‌اي روي كتاب‌ها وجود ندارد كه افرادي كه بايد از آن استفاده كنند براي انتخاب مشكل نداشته باشند. البته در برخي از كتاب‌هاي كودكان و نوجوانان اين جدول رده بندي سني وجود دارد ولي در رده بزرگسالان يا متخصص‌ها وجود ندارد.

دكتر ارژنگ مي‌افزايد: ممكن است انتشاراتي‌ها اين ملاك انتخاب را به نظر مردم واگذار كنند و بگويند هر كتابي را كه مردم بپسندند پس كتاب داراي كيفيت است در حالي كه اين استدال بيشتر يك استدال ژورناليستي خواهد بود تا يك استدلال منطقي زيرا حجم وسيع تبليغات رسانه‌اي مي‌تواند افكار عمومي را به يك سمت سوق دهد.

استاد دانشگاه كهكيلويه و بويراحمد درباره اثر تبليغ بر فروش كتاب‌ها هم مي‌گويد: اگرچه تبليغ براي فروش هر محصولي موثر است و تبليغ به معناي معرفي واقعيت‌ها در هر جايي مثبت و پسنديده است اما تبليغ به منظور بزرگ نشان دادن به ندرت جايي مطرح ميشود كه از لحاظ عقلي و شرعي درست باشد ولي در آن جاهايي كه كارهاي مثبتي هم انجام شده، متأسفانه چون تبليغ درستي نبوده، از نظر مردم پنهان نگه داشته شده است و در خصوص كتاب‌هاي بسيار مفيد هم تبليغات مؤثر و مفيدي انجام نمي‌شود در حالي كه اين كتاب‌ها در مشخص ساختن مسير زندگي افراد موؤر و مثبت هستند و حتي در مباحث جاري زندگي قابل استناد است و نسل آينده هم به آن استناد خواهد كرد كه اين سخن 100 سال پيش در فلان كتابي گفته شده است.

دكتر ارغوان ارژنگ مي‌گويد: در مقابل اين دسته هم كتاب‌هايي قرار دارد كه براي آن تبليغات دروغين مي‌شود تا حدي كه من هم به عنوان رئيس يك دانشگاه در يك مورد فريب اين تبليغ را خوردم و كتاب «راز موفقيت» را خريداري كردم زيرا در نمايشگاهي، ناشر اين كتاب آنچنان تبليغات به راه انداخته بود و صحبت از پرفروش ترين كتاب سال گفته بود كه كتاب را خريداري كردم اما با مراجعه به آن متوجه شدم اصلا با فرهنگ ما هماهنگ نيست و مطالب بسيار پيش پا افتاده را جمع كرده است.

وي نيز با پذيرش ضرورت پذيرش نهادي مستقل براي تبليغ كتاب‌ها مي‌افزايد: در اين زمينه رسانه‌ها مي‌توانند نقش مؤثري داشته باشند به ويژه راديو و تلويزيون مي‌توانند با دعوت از كارشناسان و اهل فن كتاب‌ها را نقد و بررسي كنند و تا مردم قبل از خريد به ارزش‌هاي مطالب موجود در كتاب آگاه شوند.

اين استاد دانشگاه درخصوص شيوه‌هاي شناسايي كتب با كيفيت و ارايه راهكارها و پيشنهادها به مردم براي انتخاب بهتر كتب مورد نياز هم مي‌گويد: البته اگر كتب از سوي خود اهل فن، رتبه‌بندي شود و اين رتبه‌بندي روي جلد كتاب هم بيايد، در شناسايي كمك موثري به جويندگان كتب خوب و مفيد خواهد بود اما چون ما در مواردي با فرهنگ اصيل اسلامي فاصله داريم در اين مورد مخالفت و نگراني‌هايي دارند كه اگر ما بخواهيم كتاب را رتبه‌بندي كنيم انگار مي‌خواهيم افراد و افكار را رتبه‌بندي كنيم و برخي از نويسندگان هم از اين رتبه‌بندي ناراضي خواهند شد كه اگر كتاب من در رتبه‌بندي در جايگاه «د» قرار دارد، گويا نويسنده‌اش هم در رتبه دال قرار خواهد گرفت در حالي كه بايد ميان اين دو مقوله تفكيك قايل شد كه نويسندگان چنين برداشتي نداشته باشند.

وي ادامه مي‌دهد: چه بسا نويسنده كتاب خوبي بنويسد و به اعتبار همان كتاب رتبه «الف» را دريافت كند و نويسنده‌هاي ديگري چندين جلد كتاب بنويسند اما نتوانند به اين جايگاه برسند در حالي كه اين ارزيابي‌ها سبب ارتقا كيفي كتب مي‌شود. همين مشكل فرهنگي در جامعه ما سبب شده كه نويسنده‌ها نگران شان خود باشند. مشكلي كه سبب شده آنچه كه مي‌گويند ملاك نباشد بلكه آن كس كه مي‌گويد ملاك ارزيابي شود كه يقينا در عرصه علمي اين استدلال ضعيف است.

آقاي محمدرضا جاسبي، ناشر و قائم مقام انجمن اسلامي ناشران هم در خصوص جايگاه كيفيت كتاب در ميزان شمارگان نشر و استقبال خوانندگان مي‌گويد: ابتدا جا دارد از برپايي هفته كتاب و كتابخواني در كشور دفاع كنم كه سبب مي‌شود حداقل يك روز تا يك هفته در سال توجه ملي به كتاب و كتابخواني شود تا بتوان از طريق آن معضلات و مشكلات نشر كتاب را در كشور بررسي كنيم ازجمله اين موارد كيفيت كتاب‌هاست.

وي مي‌گويد: يك كتاب خوب اگر بتواند فردي را بسوي خود جلب كند اين خواننده كتاب مي‌تواند كتاب را به 10 نفر ديگر معرفي كند و به همين ترتيب به جامعه معرفي شود و برعكس كتابي هم كه از محتوا خالي باشد، خواننده‌ها نمي‌توانند آن را به ديگران معرفي كنند و اين خود مهمترين ركن براي ارزش‌گذاري كتاب‌هاست به همين دليل هم ما در احاديث داريم كه نوشته خوب، همانند صدقه جاريه است كه براي هميشه به پاي نويسنده‌اش خواهد ماند. اين البته به همه خوانندگان كتاب هم بازمي‌گردد كه تنها در پي ظاهر كتاب نباشند بلكه باطن آن را هم مورد توجه قرار دهند.

وي درباره جايگاه تبليغات براي فروش كتاب‌ها حتي براي كتاب‌هاي با محتواي ضعيف هم مي‌گويد: نمي‌توان مانع تبليغات شد هر كس جنس خود را تبليغ مي‌كند كه جنس توليدي من بهتر است. البته كه در مورد تبليغات كتاب به تعهد فردي و اخلاقي بازمي‌گردد و امروز هم در كشور ما بيشترين تبليغ در مورد كتاب‌هاي رواشناسي انجام مي‌شود كه مردم در جستجوي آرامش آسايش رفاه و ثروت به دنبال آن تبليغات حركت مي‌كنند.

وي در اين زمينه ادامه مي‌دهد: البته كار وزارت ارشاد در زمينه صدور مجوز كتاب بسيار سخت است زيرا صدور مجوز از لحاظ محتوا، نيازمند دقت و نظر افراد خبره در هر زمينه‌اي است و در سال 1359 كه در معيت مرحوم علامه محمدتقي جعفري و جمعي از ناشران خدمت حضرت امام (ره ) رسيده بوديم از امام درخواست كرده بوديم گروهي از طرف ايشان كيفيت كتاب مذهبي را بررسي كنند كه امام قبول نكردند و گفتند، خود ناشران عده‌اي را انتخاب كنند و من هم يك نماينده از طرف خودم به هيأت شما معرفي مي‌كنم. بعدا اين كار به وزارت ارشاد منتقل شد و صدور مجوز كتاب از آن زمان برعهده وزارت ارشاد است در حالي كه آن نظر امام و حتي نظر رهبري به شيوه‌اي كه اكنون انجام مي‌شود نيست و بعضا ايرادهايي به محتواي كتاب‌هاي گيرنده كه نظر امام (ره ) بر آن نبوده است.

آقاي جاسبي رتبه‌بندي كتاب از سوي ناشران و مؤلفان را موضوعي جديد مي‌داند و مي‌افزايد: نمونه اين كار به نوعي از سوي آموزش و پرورش انجام مي‌شود كه كتاب‌هاي منتخب خود را در نمايشگاه‌هاي مدرسه معرفي مي‌كند و قبلا گروهي آن كتاب‌ها را از لحاظ محتوايي بررسي مي‌نمايند ولي اين كار در سطح ملي عملا غيرممكن است زيرا وقتي در سال 52 هزار عنوان كتاب در كشور به چاپ مي‌رسد بررسي محتواي آن انجام شدني نست مگر اينكه قبل از چاپ از سوي هيات نظارت بر انتشار كتاب مورد دقت بيشتري قرار گيرد.

وي در خصوص وضعيت چاپ نشر و كتابخواني هم مي‌گويد: به رغم اين‌كه تعداد عناوين كتاب‌ها در كشور ما زياد شده است اما به دليل ضعف فرهنگ كتابخواني شمارگان چاپ كتاب بسيار پائين است و ما به عنوان ناشران عناوين زيادكتاب را قبول نداريم چون وقتي در كشور تيراژ 1500 نسخه‌اي يا 2000 نسخه‌اي داريم نبايد آن را ملاك رشد فرهنگ كتابخواني بناميم و حداقل اينكه در اوايل انقلاب تيراژ كتاب‌ها 10 تا 20 هزار نسخه بود در  حالي كه الان بسيار كم شده است.

وي شمارگان كم كتاب‌ها را هم براي مؤلف و هم براي ناشر فاقد سود معرفي مي‌كند و مي‌افزايد: در حالي كه در كشورهاي اروپايي و آمريكايي 3 درصد از سهم فروش كتاب را به مؤلف مي‌پردازند به دليل شمارگان بالا اين درصد درآمد براي مؤلف به مراتب از 10 تا 20 درصد كشور ما بيشتر است.

وي مي‌افزايد: اخيرا يكي از ناشران اروپايي يكي از كتاب‌هاي انتشاراتي ما را براي چاپ در كشور خود انتخاب كرده بود كه در مذاكره مي‌گفت حداقل 200 تا 250 هزار و حداكثر يك ميليون تا يك ميليون ونيم نسخه شمارگان چاپ كتاب خواهد بود كه توليد كتاب در آن كشورها به صرفه خواهد بود.

آقاي جاسبي توسعه فرهنگ كتابخواني را همچنان يكي از ضرورت‌هاي جامعه ما مطرح مي‌سازد و مي‌افزايد: تاكنون با همه اقداماتي كه شده ضعف فرهنگ كتابخواني در كشور ما برطرف نشده است كه به نظر بنده مي‌بايست «ويترين» كتاب در جامعه افزايش چشمگيري داشته باشد در  حالي كه تعداد صنف بقالي در كشور ما چندين برابر صنف كتابفروشي است و اين وضعيت به آساني در جامعه قابل بررسي است كه در يك خيابان يا حتي يك كوچه چندين بقالي وجود دارد، اما سراسر يك خيابان طويل حتي يك كتابفروشي مشاهده نمي‌شود!

وي مي‌افزايد: در بسياري از كشورها كتابفروشي‌هاي زنجيره‌اي معتبر ايجاد شده است كه كتابفروشي‌هاي بزرگ در شش ـ هفت طبقه همانند يك پاساژ فروش لباس فقط براي فروش كتاب داير مي‌شود كه در كشور ما نمونه‌هاي آن را به هيچوجه نداريم.

قائم مقام انجمن اسلامي ناشران ادامه مي‌دهد: متاسفانه تبليغ كتاب در صداوسيما و مطبوعات هم بسيار ضعيف است و اگر هست بسيار مختصر و محدود انجام مي‌شود كه تنها براي پركردن برنامه‌هاي خالي است در  حالي كه معرفي كتاب بايد به عنوان يكي از راهبردهاي اساسي راديو تلويزيون در جمهوري اسلامي باشد.

آقاي جاسبي يكي از ضعف‌هاي اساسي بازار نشر كتاب را ضعف تبليغات معرفي مي‌كند و مي‌افزايد: به عنوان نمونه ما كتابي را چاپ مي‌كنيم كه پس از 5 سال فردي از يكي از شهرستانها مي‌آيد و مي‌گويد ما اخيرا اين كتاب را ديديم كه نشان مي‌دهد تاكنون از وجود آن بي خبر بودند. در  حالي كه اگر تبليغات هدفمند كتاب در كشور وجود داشته باشد كتاب‌هاي تا اين حد در پس كتابفروشي‌ها يا كتابخانه‌ها نمي‌مانند.

مجيد زندي ـ روزنامه جمهوری

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۲۱ - ۱۳۸۷/۰۸/۲۶
بد بختانه استفاده از کتاب هم کمتر از چیپس وپفک است
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۰۳ - ۱۳۸۷/۰۸/۲۶
با نظر آقایان مخالفم
شما در هر بیایانی و روستائی سیگار نوشابه و پفک وچیپس را می توانید پیدا وخریداری کنید ولی برای پیدا کردن کتاب باید خیلی وقت بگذارید بازار تقاضا برای مواد خوراکی وجود دارد وبرای کتاب وجود ندارد رابطه عرضه وتقاضا را فراموش نکنید
پس نمی توان بن مشکل را به گردن دیگران انداخت
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۰۵ - ۱۳۸۷/۰۸/۲۶
اگر کتاب خوب و با محنوی نوشته و تالیف شود نیاز به تبلیغ ندارد، زیرا کتاب دوستان به دنبال کتاب خوب می روند.
ولی دریغ از محتوی و ...
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۲۵ - ۱۳۸۷/۰۸/۲۶
هیچ وقت برای کتاب تبلیغ نبوده . کتابخوان خودش دنبال کتاب بوده ولی اکثریت مثل من هستند. تشنه کتاب ولی قادر به خرید نیستیم. کتاب را ارزان کنند تا ببینند چطور هجوم می بریم.
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟