صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

واكنش شريف‌زاده به صحبت هاي مطهري

کد خبر: ۲۵۴۸۸۴
| |
2867 بازدید

حجت‌الاسلام بهمن شريف‌زاده طي يادداشتي به مصاحبه علي مطهري واكنش نشان داد. علي مطهري پس از انتشار گفت‌وگوي روزنامه «شرق» با شريف‌زاده كه با تيتر «من، مدافع مشايي هستم» منتشر شد در گفت‌وگويي با خبرگزاري فارس، به نقد مواضع شريف‌زاده پرداخت.

به گزارش شرق، شريف‌زاده در يادداشتي كه در اختيار روزنامه «شرق» قرار گرفته است، نوشته: آفرين به آقاي مطهري كه مي‌پذيرد كه بايد نيازهاي جسم و عقل و دل برآورده شود تا اينها اشباع و اقناع شوند، حال ادامه سخن اين است كه جناب مطهري! آيا شما بين اين سه عنصر، تقدم و تاخري ولو به صورت رتبي قايل هستيد يا خير؟ يعني آيا باور داريد كه رتبه عقل و دل، مقدم بر رتبه جسم است؟ يعني آيا مي‌پذيريد كه اشباع و اقناع، تقدم رتبي بر الزام دارد يا آنكه معتقديد نخست بايد الزام كرد تا آنگاه به اقناع و اشباع برسيم؟ آيا اگر الزام را بر اقناع و اشباع، مقدم داريم، با فطرت حريت‌خواهي آدمي و عكس‌العمل منفي انسان در برابر اجبار، هرگز به اقناع و اشباع عقل و دل مي‌رسيم؟ آيا سربازها در پادگان‌هاي قديم كه فقط ملزم به كار مي‌شدند، مترصد فرصتي براي فرار و به قول معروف جيم‌زدن بودند يا آنكه كاملا پذيراي حرف فرماندهان خود مي‌شدند و با دل و جان اطاعت مي‌كردند؟

در پاسخ به اين پرسش، امكان سه جواب وجود دارد:

1- تقدم الزام بر اقناع و اشباع عقل و دل كه نام آن را تربيت پادگاني مي‌گذارم و گمان نكنم جناب مطهري با آن استعداد درخشان معتقد به آن باشند. 2- مقارنت و هم‌رتبه بودن الزام با اقناع و اشباع كه اگر ايشان فرزند خلف شهيد مطهري باشد، مي‌پذيرد كه تقدم رتبي ايمان بر عمل صالح گوياي بطلان اين فرض است. 3- تقدم اقناع و اشباع بر الزام كه مدعاي بنده است.

حال ما عقيده داريم اگر بدون دغدغه‌مندي درباره اقناع و اشباع، فقط به الزام بپردازيم، جوابي عكس خواهيم گرفت و نتيجه‌اي جز گريز و ستيز با دين به دست نخواهيم آورد. اين واقعيت، ما را ملزم و مكلف به تلاش براي فرهنگ‌سازي مي‌كند.

يعني جناب مطهري! به جاي اصرار بر رفتار پليسي، اصرار بر تلاش و توليد فرهنگي كنيد. خود را معاف از تلاش فرهنگي نكنيد. اگر اقناع و اشباع را مقدم بر الزام مي‌دانيد، بر سر مراكز فرهنگي داد بزنيد كه 33 سال گذشته چه كرديد؟

شريف‌زاده در بخش ديگري از اين پاسخ نوشته است: جناب مطهري! اكنون به اين جمله از مهندس مشايي توجه كنيد: «اسلام اگر افتخار دارد- كه دارد- كه دين آخر است و قرار است كه همه‌ جهان را رهبري كند، اين مشروط به اين است كه انديشه‌هاي انساني و الهي خودش را به دنيا عرضه بكند.

امروز در دنيا مدعيان راهبري اسلامي متعددند، يكي از آنها ايران است. همچنان كه ما در جوامع اسلامي، ادعاي راهبري فكري را براي بسياري از مدعيان نمي‌پذيريم چون منطق‌شان، منطق درستي نيست منطقي كه خشونت را ترويج مي‌كند، منطقي كه زور را ترويج مي‌كند، اين مورد پذيرش نيست.»

اينها اصحاب شيطانند. كجا اصحاب خدا هستند؟ همان‌طور كه امروز جمهوري اسلامي ايران داعيه‌ ارايه‌‌ انديشه‌هاي ناب به جهانيان را دارد، بايد خودش را ممهز بكند. در اين سرزمين هم همه‌ افكار يك جور نيستند. همه‌‌ افكار پسنديده نيست. بدون واهمه مي‌گوييم: جهان آينده متعلق به همه‌ انسان‌ها است. هر منطقي كه بين انسان‌ها فرق بگذارد، محكوم به شكست است.

او در بخش ديگري از اين يادداشت مي‌نويسد:

1- كاستن از گزاره‌هاي دين يا سكولاريزاسيون دين: در اين شيوه پيروان اديان به گذشت از ويژگي‌ها و مختصات دين خود دعوت مي‌شوند و از آنها خواسته مي‌شود فقط بر مشتركات پايبند بمانند. بديهي است كه مشتركات، تنها موضع تفاهم بين اديان گوناگون است و همدلي در آنها پديدار مي‌شود. اين ويژگي‌ها است كه سبب پراكندگي و بروز اختلاف بين دينداران شده است، پس با رها كردن آنها مي‌توان به همدلي دست يافت.

2- حق انگاشتن همه اديان يا پلوراليسم ديني: در اين شيوه پيروان اديان به صواب انگاشتن همه اديان با همه گزاره‌هاي‌شان ترغيب مي‌شوند. تفاوت گزاره‌ها در مختصات اديان نبايد دينداران را به داوري درباره يكديگر وادارد؛ بلكه بر هر دينداري لازم است كه اديان ديگر را برحق ببيند و تعاليم آنها را درست بداند. بديهي است كه در اين‌صورت همدلي حاصل مي‌شود اگرچه باورها و رفتارها يكسان نشود. البته در صورت تعارض يا تزاحم رفتارهاي ديني در جامعه، تكيه بر اكثريت، بهترين يا تنها شيوه معقول خواهد بود كه اين فقط درباره رفتارهاي اجتماعي دين امكان وقوع دارد و در رفتارهاي فردي صورت قابل فرضي نخواهد داشت.

3- فراخواندن به مشتركات و مختصات: اين شيوه مربوط به كساني است كه حقانيت را ويژه دين خود دانسته و همدلي را فقط با گرايش مردم جهان به دين خود و پذيرش همه آموزه‌هاي آن ممكن مي‌دانند؛ بنابراين مي‌كوشند مردم را به دين خويش درآورند و در صورت عدم پذيرش، به شيوه‌هاي قهرآميزي مثل تخطئه و تكفير روي مي‌آورند.

4- فراخواندن به مشتركات و تبيين مختصات: در اين شيوه پيوسته بر اموري تكيه و تاكيد مي‌شود كه بين اديان مشترك است. آنگاه تلاش مي‌شود با تبيين صحيح مختصات و بازگرداندن منطقي آنها به مشتركات و حقايق مورد قبول اديان، بر شمار مشتركات افزوده شود. تكيه بر مشتركات، سبب تلطيف فضاي گفتمان و آمادگي پذيرش حقايق مي‌شود؛ هم از اين رو قهري و تكفيري پديد نمي‌آيد و گفت‌وگو استمرار مي‌يابد و رفته رفته همدلي شدت مي‌يابد تا آنجا كه از تفاوت‌ها اثري باقي نماند.

5- تبيين مشتركات تا روشنايي مختصات: در اين شيوه باور آن است كه تلاش در به دست آوردن مشتركات بين اديان، مقتضي يافتن شمار زيادي از مشتركات است. اكنون جاي اين پرسش است كه كدام روش مي‌تواند در روند جهان به سمت يكپارچگي نقش مثبت و موثري را ايفا كند؟ كدام روش در عرضه دين به مردم جهان از اعتدال برخوردار است و كدام به جانب افراط يا تفريط منحرف شده است؟ آيا با گذر از مختصات دين مي‌توان به همدلي رسيد؛ حال آنكه مختصات اديان امور بيهوده و گزافي نيستند كه بتوان آنها را ترك و از زندگي حذف کرد؛ به اين معنا كه اديان در مشتركات و مختصات‌شان به اموري پرداخته‌اند كه مورد نياز بشر بوده و وقتي چنين باشد يا بايد به همان مختصات بازگشت يا جايگزيني غيرديني براي آنها انديشيد كه درصورت نخست به آغاز راه برگشتيم و همدلي را غيرممكن مي‌سازيم و در صورت دوم از دين عبور كرده‌ايم و به اذواق و سلايق پناه برده‌ايم كه همدلي در آن يافت نشدني است.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟