ردپای معماری هخامنشی در كردستان
فروغ صادقی
کد خبر: ۲۵۳۶۴۵
| | 17936 بازدید
به الان نگاه نكنيد كه هيچ شهر و روستايي به لحاظ معماري هويت مشخص و قابل اعتنايي ندارد، پيش از اين و به گواه تاريخي، در هر گوشهاي از ايران معماري هر نقطهاي برگرفته از اقليم، فرهنگ و جنس مصالح در دسترس اهالي آنجا بود. در يزد تاريخي ساختمانهاي خشتي و پنجرههاي هلالي با بادگيرهايي كه سر به آسمان ميساييدند آنجا را از هر نقطه ديگري در ايران و جهان متمايز ميكرد، همينطور در كاشان، تهران، شيراز، رشت و اصفهان و حتي بسياري از روستاهاي قديمي، با نگاهي به ساختمانهاي هر منطقه از روي نشانهها و ويژگيهاي آن، هركسي ميتوانست تشخيص دهد كه اينجا كجاست.
معماري يكي از ويژگيهاي متمايزكننده اقليمها و فرهنگها از هم بود. ايرانيان هم در معماري و افزودن بر جذابيتهاي ساختمانها چه به لحاظ منظري و چه به لحاظ قابل سكونتتر كردن آنها در زمان خود چيرهدست بودند و از سرآمدان روزگار. چرخ زمانه اما چرخيد و ما به دوره صنعت و كارخانههاي بيحساب و كتاب افتادهايم.

حالا سالهاست در هر گوشهاي از اين سرزمين پهناور، فرقي نميكند اقليم كويري باشد مثل يزد و سمنان، يا نمناك و هميشه باراني مثل رشت و لاهيجان، يا كوهستاني باشد و با زمستانهايي سرد مثل شهركرد و ياسوج، يا در حاشيه يا متن خليجفارس افتاده باشد مثل بوشهر و بندرعباس و جزيرهها، يا در هر كجاي ديگري از اين خاك، ساختماني نو از دل زمين سربر ميآورد بيتوجه به اقليم و فرهنگ و تاريخ و مصالح بومي همه و همه شبيه هم هستند، از مدل نقشهها بگير تا مصالح و نماي بنا.
دست يكسانساز مدرنيته معيوب و ناقص بر سر همه شهرها و روستاهاي ايران كشيده شده. حالا به ريخت همه شهرها و روستاهاي ايران كه نگاه كني انگار همه محصول يك كارخانه واحد هستند؛ كارخانهاي با توليداتي انبوه به گستره همه ايران.
با اين همه هنوز در اندك نقاطي از كشور رگههايي از معماريهاي زيباي تاريخي ديده ميشود. روستاي اورامان در قلب كوهستانهاي سختگذر و بكر كردستان از آن دسته نقاط است؛ روستايي پلهكاني كه در كمركش كوهي با شيب تند ساخته شده است. در بالادست روستا قله كوه است و در پايين درهاي عميق كه رودي كوچك پيچپيچ آن را طي ميكند و ميگذرد.
اورامان و اورامانيها به دليل سختگذر بودن راههاي روستا از ديرباز در همه چيزشان مستقل بودند. زمستانهاي سرد چنان برف سنگيني بر شانههاي كوهها مينشاند كه ارتباط آن با نزديكترين شهرها و روستاهاي اطراف گاه تا ماهها بسته ميماند. همين اقليم خشن و جدي هم از كردهاي اوراماني مردماني خودكفا و مستقل ساخته است. آنها براي تهيه پوشاك و خوراك و سرپناه هيچ نيازي به بيرون از روستا نداشتند. همه چيز همانجا و با امكانات و مصالح بومي توليد ميشد.
در اورامان ساختمانهاي روستا با مصالح بومي كه چيزي جز سنگ نيست، ساخته ميشوند. معماران اوراماني بناهاي خود را تنها با سنگهاي برداشتشده از كوه و بدون استفاده از هيچ مصالحي ديگر جز چوب كه براي برافراشتن سقف و كاشتن در و پنجرههاست، ميسازند. با همين روش ساخت در بافت قديمي و اصيل اين روستاي زيبا ساختمانهايي ساخته شده كه تا چهار طبقه ارتفاع دارند و سالهاست بدون هيچ مشكلي سرپناه خانواده كردهاي اورامان است.

معماري بومي و سنتي در روستاي اورامان مبتني بر استفاده از سنگ به صورت خشكهچين و بدون بهكارگيري هرگونه ملاتي است. كارشناسان معتقدند با توجه به شباهت اين معماري به شيوه ساختمانسازي با سنگ و بدون ملات در زمان هخامنشيان ميتوان معماري اوراماني را مرتبط با معماري عصر هخامنشيان دانست.
روستاي اورامان در ارتفاعات استان كردستان يكي از روستاهاي محبوب گردشگران از گذشته تاكنون بوده است. اين روستا چندي پيش از سوي سازمان ميراث فرهنگي كشور به عنوان روستاي هدف گردشگري انتخاب و معرفي شد. همين مساله نيز موجب روانه شدن سيل بيشتر گردشگران به اورامان شده است.
ساكنان اين روستا خانههاي خود را در شيب تند كوههاي اورامانات ساختهاند، به گونهاي كه بام هر خانه حياط خانه ديگري است؛ درست مشابه معماري روستاي ماسوله. از همينرو نيز برخي اين روستا را هزار ماسوله ميگويند چراكه در نقاط مختلف منطقه اورامان و با فاصلههاي نزديك به هم روستاهايي هست كه با همين شيوه معماري ساخته شدهاند.
اصليترين مصالح ساختوساز در اين روستا از گذشتههاي دور تاكنون تنها سنگ بوده است. معماران خوشذوق اوراماني سنگها را به روش خشكهچين و بدون استفاده از ملات و به شيوهاي دقيق و ظريف روي هم گذاشته و خانههاي خود را ميساختند.
هماكنون در بافت اين روستاي زيبا خانههاي سه و چهارطبقه هست كه با ارتفاع حدود 15 متر به همين شيوه ساخته شدهاند. اين خانهها در طول سالها با وجود بارشهاي سنگين برف و باران در منطقه هيچگاه دچار مشكل نشدهاند.
به گزارش خبرگزاري ميراث «كاك رحمان»، يكي از معماران و بنايان روستاي اورامان است. او 58 سال سن دارد و به گفته خودش حدود 40سال است به كار بنايي در روستا مشغول است.
كاك رحمان اين نوع معماري را به شكل تجربي نزد پدر خود فراگرفت. او در رابطه با شيوه معماري و خانهسازي در روستا ميگويد: «ما سنگ مورد نياز را از كوههاي همين منطقه جمعآوري ميكنيم و با استفاده از تيشه به شكل مناسب تراش ميدهيم، ديوارهاي باربر و بيروني بنا طول 60سانتيمتري و ديوارهاي داخلي ساختمان معمولا ضخامت كمتري دارند.»
كاك رحمان ميافزايد: «با بالارفتن ساختمان سقف را با استفاده از چوب و تختههايي كه باز هم از درختان باغهاي همين روستا تامين ميشود، ميگذاريم، ديوارهاي داخل خانه را هم با استفاده از گل ميپوشانيم. پنجرههاي ساختمان نيز چوبي است و در همين روستا توسط نجارهايي كه در روستا زندگي ميكنند، ساخته ميشود.»
اين معمار سنتي در پاسخ به سوالي در رابطه با امنيت اين ساختمانها و نفوذ سرما و گرما يا آب ناشي از بارانها به درون ساختمان نيز اينگونه پاسخ ميدهد: «ضخامت 60سانتيمتري ديوارها مانع از بروز هرگونه مشكلي براي خانهها ميشود. علاوه بر اين در طول اين همه سال هيچگاه براي خانههايي كه ساختهام مشكلي پيش نيامده و مردم سالهاست در اين خانهها زندگي ميكنند.»
«مجدالدين رحيمي»، كارشناس ميراث فرهنگي و مرمتگر آثار تاريخي نيز در رابطه با ريشههاي تاريخي اين شيوه معماري ميگويد: «نوع و سير تحول معماري در نقاط مختلف ايران بستگي به اقليم و زيستبوم آن مناطق دارد. شيوه معماري خشكهچين و بدون ملات در اورامان هم بدون شك از اين مولفه مستثنا نيست. در همين حال مشابه اين شيوه معماري در روستاهاي دشتك و قلات در استان فارس نيز ديده ميشود كه به دليل شباهتهاي آن با شيوه معماري سنگي هخامنشيان ميتوان ريشههاي آن را به دوران هخامنشي وصل كرد. البته برخي در اين ميان معتقدند به دليل مقدس بودن آب و خاك نزد زرتشتيان و ايرانيان باستان از ملات و درهمآميختن آب و خاك اجتناب ميكردند كه اين ادعا درست نيست.»
با اين همه هنوز كه از نماي دور به اورامان نگاه كنيم، چيزي از جذابيتهاي روستا كم نميشود، نماي زيباي خانههاي پلكاني روستا در شيب تند كوه كه به سمت ارتفاع قله ميرود تا هميشه جذاب و زيبا خواهد ماند، اما اگر وارد روستا شويم و براي ديدن جذابيتهاي آن از نزديك طمع كنيم، شايد نتيجه، يأس و سرخوردگي باشد چراكه رونق گردشگري در روستا و سرازير شدن موج گردشگران به اورامان كه موجب رونق ساختوساز و افزايش قيمت ملك در اين روستا شده به روآوردن برخي ساكنان اورامان به ساخت خانههايي با مصالح ناهمگون با بافت تاريخي و اصيل شده است. اين مساله موجب شده شكل و شمايل خانههاي نوساز روستا تفاوت عمدهاي با بافت تاريخي آن داشته باشد. در كنار اين نيز همين مساله به بيكاري معماران سنتي روستا منجر شده است.
رحيمي در اين رابطه نيز ميگويد: «در سال 82 ايران پيشنهاد ثبت جهاني فنون و مهارتها در معماري بومي ايران را در قالب پروندهاي به يونسكو ارايه داد كه پيگيري نشد و به ثبت نرسيد. اما اگر اين پرونده ثبت جهاني ميشد، ميتوانستيم با استفاده از اين اهرم فشار براي پويايي و زنده نگه داشتن اين شيوه معماري اقدام كنيم.»
بدون ترديد اگر قوانين سختگيرانهاي در راستاي لزوم از هويت معماري و بافت تاريخي اورامان انجام نگيرد تا چندي ديگر اين روستا مشابه همه روستاها و شهرهاي ديگر ايران خواهد شد؛ شهرها و روستاهايي بدون هويت با معماري و ساختمانهاي بدمنظره و بدشكل.
البته مشكل اورامان تنها تغيير جنس مصالح و از بين رفتن سبك و سياق تاريخي و زيباي معماري بومي آن نيست چراكه براساس گزارش خبرگزاري ميراث فرهنگي آبرساني به خانهها در روستاي اورامان تخت در كردستان از راه هواست. لولههاي سياه پي وي سي آبرساني، در اين روستا مانند سيمهاي برق و تلفن از بالاي خانهها و از روي تيرهاي چوبي و فلزي رد ميشود. همين مساله موجب شد در بسياري از كوچههاي روستا خطوط سياه و نامنظم و بيشماري از لولههاي آب رد شود كه نماي روستا را به شدت بدمنظره كرده است.
در اورامان با وجود همه جذابيتها اما آبرساني به خانههاي قسمت بالايي روستا بدون در نظر گرفتن اصول و حريم منظري آن و جذابيتهاي بصري بافت تاريخي صورت گرفته است. لولهكشي و آبرساني در اورامان به وسيله لولههايي از جنس پي وي سي و با عبور از بلنديهاي تيرهاي چراغ برق انجام شده است؛ با اين حال عبور تعداد زياد اين لولهها از برخي كوچههاي روستا چنان بدمنظره است كه همه جذابيتهاي اورامان را از ياد ميبرد.
علاوه بر اين در برخي از كوچهها و راهپلههاي روستا لولهها به دليل آسيبديدگي يا محكم نبودن چفت و بستها سوراخ شده و از آنها آب فوران كرده يا نشت ميكند، همين مساله موجب شده عبور و مرور از اين نقاط روستا سخت شود. روانشدن آب از لولههاي هوايي روستا علاوه بر هدر رفتن آب موجب دردسرهايي براي اهالي روستا شده است.
«كيوان مرادي»، از اهالي اورامان در اين رابطه ميگويد: «اين شيوه لولهكشي هوايي يكي از دردسرهاي ما براي زندگي در اورامان است. گاه و بيگاه يكي از اين لولهها دچار آسيب ميشود و آب با فشار از آن بيرون زده، وارد خانههاي مردم ميشود. تا رفع مشكل هم كلي آب هدر ميرود و هم به خانههاي مردم آسيب وارد ميكند.»
او ادامه ميدهد: «يك بار در يك شب زمستاني يكي از لولهها كه از بالاي پنجره يكي از اهالي روستا عبور ميكرد دچار آسيب شد و آب با فشار وارد خانه شد تا همسايهها كمك كردند و لوله آسيبديده را دوباره اصلاح كردند. مقدار زيادي آب وارد خانه اين فرد شد و به وسايل آنها آسيب زد.»
روستاي اورامان تخت مدتي است به عنوان روستاي هدف گردشگري انتخاب شده است. در رابطه با اينگونه روستاها قوانين سختگيرانهاي در زمينه رعايت اصول منظري و بهداشتي وجود دارد. به نظر ميرسد در كنار ديگر مسايل اين روستا مسوولان سازمان گردشگري و ديگر متوليان بايد پيش از آنكه اين لولههاي هوايي مشكلات جديدي براي اهالي روستا ايجاد كرده و حريم منظري اورامان را بيش از پيش بدمنظر كنند اين روش آبرساني هوايي را اصلاح كرده يا تغيير دهند.
در كنار اين اورامان هنوز هم سيستم دفع بهداشتي زباله يا به زبان سادهتر سطل زباله عمومي ندارد، به همين دليل هم روستاييان زبالههاي توليدي خود را گاه در محلهاي سنتي كه از قديم اين محل را به اين كار اختصاص داده بودند، ميريزند.
با اين تفاوت كه زبالههاي توليدي سنتي در اين روستا همه قابل بازيافت بود و ضرري بر محيطزيست نداشت، چراكه بخش عمدهاي از اين زبالهها يا كود حيواني بود يا پسمانده غذاها. باز شدن راه روستا به شهر و ورود اقلام و محصولات مدرن به اورامان اما جنس زبالهها را هم تغيير داد. حالا اينجا هم زبالهها تفاوتي با زبالههاي شهري ندارد. پلاستيك و نايلون و پوست پفك و چيپس و بطري نوشابه و دوغ در اورامان بخش عمدهاي از زبالههاي توليدي است. اين زبالهها اما مثل سابق در طبيعت جذب نميشوند. همين هم شكل زبالهدانيهاي روستا را تغيير داده و به آن آسيب زده است.
علاوه بر اين برخي اهالي و گردشگران هم زبالههاي خود را با خيال راحت و آسوده به ته درهاي كه در پايين دست روستاست پرتاب ميكنند و حالا اين دره زيبا به زبالهداني بزرگ بدل شده است، اگر وضع به همين منوال پيش برود بعيد نيست اين دره طبيعي به يكي از معضلات زيستمحيطي بزرگ اورامان بدل شود.
معمارى اورامانات و سرسبزى اين منطقه كوهستانى، روياى پلههايى به سمت آسمان را تصوير مىكند. خانههاى اين روستا با سنگ و اغلب به صورت خشكه و به صورت پلكانى ساخته شدهاست. مردم منطقه معتقدند اورامانات تخت زمانى شهرى بزرگ بوده و مركزيتى خاص داشته به همين دليل از آن به عنوان تخت يا مركز حكومت ناحيهاى اورامان ياد مىكردهاند.
اين روستا در درهاي شرقي - غربي و در شيب تندي روبهروي يال شمال كوه تخت واقع شدهاست. به غير از وضعيت خاص روستا از نظر معمارى، موقعيت چشمههاى پرآب، مراسم خاص و آداب و رسوم و وجود مقبره و مسجد پير شاليار و بهويژه جمعيت و تعداد سكنه قابل توجه آن نشانگر اهميت منطقه از زمان ساسانى است.
منبع: شرق
معماري يكي از ويژگيهاي متمايزكننده اقليمها و فرهنگها از هم بود. ايرانيان هم در معماري و افزودن بر جذابيتهاي ساختمانها چه به لحاظ منظري و چه به لحاظ قابل سكونتتر كردن آنها در زمان خود چيرهدست بودند و از سرآمدان روزگار. چرخ زمانه اما چرخيد و ما به دوره صنعت و كارخانههاي بيحساب و كتاب افتادهايم.

حالا سالهاست در هر گوشهاي از اين سرزمين پهناور، فرقي نميكند اقليم كويري باشد مثل يزد و سمنان، يا نمناك و هميشه باراني مثل رشت و لاهيجان، يا كوهستاني باشد و با زمستانهايي سرد مثل شهركرد و ياسوج، يا در حاشيه يا متن خليجفارس افتاده باشد مثل بوشهر و بندرعباس و جزيرهها، يا در هر كجاي ديگري از اين خاك، ساختماني نو از دل زمين سربر ميآورد بيتوجه به اقليم و فرهنگ و تاريخ و مصالح بومي همه و همه شبيه هم هستند، از مدل نقشهها بگير تا مصالح و نماي بنا.
دست يكسانساز مدرنيته معيوب و ناقص بر سر همه شهرها و روستاهاي ايران كشيده شده. حالا به ريخت همه شهرها و روستاهاي ايران كه نگاه كني انگار همه محصول يك كارخانه واحد هستند؛ كارخانهاي با توليداتي انبوه به گستره همه ايران.
با اين همه هنوز در اندك نقاطي از كشور رگههايي از معماريهاي زيباي تاريخي ديده ميشود. روستاي اورامان در قلب كوهستانهاي سختگذر و بكر كردستان از آن دسته نقاط است؛ روستايي پلهكاني كه در كمركش كوهي با شيب تند ساخته شده است. در بالادست روستا قله كوه است و در پايين درهاي عميق كه رودي كوچك پيچپيچ آن را طي ميكند و ميگذرد.
اورامان و اورامانيها به دليل سختگذر بودن راههاي روستا از ديرباز در همه چيزشان مستقل بودند. زمستانهاي سرد چنان برف سنگيني بر شانههاي كوهها مينشاند كه ارتباط آن با نزديكترين شهرها و روستاهاي اطراف گاه تا ماهها بسته ميماند. همين اقليم خشن و جدي هم از كردهاي اوراماني مردماني خودكفا و مستقل ساخته است. آنها براي تهيه پوشاك و خوراك و سرپناه هيچ نيازي به بيرون از روستا نداشتند. همه چيز همانجا و با امكانات و مصالح بومي توليد ميشد.
در اورامان ساختمانهاي روستا با مصالح بومي كه چيزي جز سنگ نيست، ساخته ميشوند. معماران اوراماني بناهاي خود را تنها با سنگهاي برداشتشده از كوه و بدون استفاده از هيچ مصالحي ديگر جز چوب كه براي برافراشتن سقف و كاشتن در و پنجرههاست، ميسازند. با همين روش ساخت در بافت قديمي و اصيل اين روستاي زيبا ساختمانهايي ساخته شده كه تا چهار طبقه ارتفاع دارند و سالهاست بدون هيچ مشكلي سرپناه خانواده كردهاي اورامان است.

معماري بومي و سنتي در روستاي اورامان مبتني بر استفاده از سنگ به صورت خشكهچين و بدون بهكارگيري هرگونه ملاتي است. كارشناسان معتقدند با توجه به شباهت اين معماري به شيوه ساختمانسازي با سنگ و بدون ملات در زمان هخامنشيان ميتوان معماري اوراماني را مرتبط با معماري عصر هخامنشيان دانست.
روستاي اورامان در ارتفاعات استان كردستان يكي از روستاهاي محبوب گردشگران از گذشته تاكنون بوده است. اين روستا چندي پيش از سوي سازمان ميراث فرهنگي كشور به عنوان روستاي هدف گردشگري انتخاب و معرفي شد. همين مساله نيز موجب روانه شدن سيل بيشتر گردشگران به اورامان شده است.
ساكنان اين روستا خانههاي خود را در شيب تند كوههاي اورامانات ساختهاند، به گونهاي كه بام هر خانه حياط خانه ديگري است؛ درست مشابه معماري روستاي ماسوله. از همينرو نيز برخي اين روستا را هزار ماسوله ميگويند چراكه در نقاط مختلف منطقه اورامان و با فاصلههاي نزديك به هم روستاهايي هست كه با همين شيوه معماري ساخته شدهاند.
اصليترين مصالح ساختوساز در اين روستا از گذشتههاي دور تاكنون تنها سنگ بوده است. معماران خوشذوق اوراماني سنگها را به روش خشكهچين و بدون استفاده از ملات و به شيوهاي دقيق و ظريف روي هم گذاشته و خانههاي خود را ميساختند.
هماكنون در بافت اين روستاي زيبا خانههاي سه و چهارطبقه هست كه با ارتفاع حدود 15 متر به همين شيوه ساخته شدهاند. اين خانهها در طول سالها با وجود بارشهاي سنگين برف و باران در منطقه هيچگاه دچار مشكل نشدهاند.
به گزارش خبرگزاري ميراث «كاك رحمان»، يكي از معماران و بنايان روستاي اورامان است. او 58 سال سن دارد و به گفته خودش حدود 40سال است به كار بنايي در روستا مشغول است.
كاك رحمان اين نوع معماري را به شكل تجربي نزد پدر خود فراگرفت. او در رابطه با شيوه معماري و خانهسازي در روستا ميگويد: «ما سنگ مورد نياز را از كوههاي همين منطقه جمعآوري ميكنيم و با استفاده از تيشه به شكل مناسب تراش ميدهيم، ديوارهاي باربر و بيروني بنا طول 60سانتيمتري و ديوارهاي داخلي ساختمان معمولا ضخامت كمتري دارند.»
كاك رحمان ميافزايد: «با بالارفتن ساختمان سقف را با استفاده از چوب و تختههايي كه باز هم از درختان باغهاي همين روستا تامين ميشود، ميگذاريم، ديوارهاي داخل خانه را هم با استفاده از گل ميپوشانيم. پنجرههاي ساختمان نيز چوبي است و در همين روستا توسط نجارهايي كه در روستا زندگي ميكنند، ساخته ميشود.»
اين معمار سنتي در پاسخ به سوالي در رابطه با امنيت اين ساختمانها و نفوذ سرما و گرما يا آب ناشي از بارانها به درون ساختمان نيز اينگونه پاسخ ميدهد: «ضخامت 60سانتيمتري ديوارها مانع از بروز هرگونه مشكلي براي خانهها ميشود. علاوه بر اين در طول اين همه سال هيچگاه براي خانههايي كه ساختهام مشكلي پيش نيامده و مردم سالهاست در اين خانهها زندگي ميكنند.»
«مجدالدين رحيمي»، كارشناس ميراث فرهنگي و مرمتگر آثار تاريخي نيز در رابطه با ريشههاي تاريخي اين شيوه معماري ميگويد: «نوع و سير تحول معماري در نقاط مختلف ايران بستگي به اقليم و زيستبوم آن مناطق دارد. شيوه معماري خشكهچين و بدون ملات در اورامان هم بدون شك از اين مولفه مستثنا نيست. در همين حال مشابه اين شيوه معماري در روستاهاي دشتك و قلات در استان فارس نيز ديده ميشود كه به دليل شباهتهاي آن با شيوه معماري سنگي هخامنشيان ميتوان ريشههاي آن را به دوران هخامنشي وصل كرد. البته برخي در اين ميان معتقدند به دليل مقدس بودن آب و خاك نزد زرتشتيان و ايرانيان باستان از ملات و درهمآميختن آب و خاك اجتناب ميكردند كه اين ادعا درست نيست.»
با اين همه هنوز كه از نماي دور به اورامان نگاه كنيم، چيزي از جذابيتهاي روستا كم نميشود، نماي زيباي خانههاي پلكاني روستا در شيب تند كوه كه به سمت ارتفاع قله ميرود تا هميشه جذاب و زيبا خواهد ماند، اما اگر وارد روستا شويم و براي ديدن جذابيتهاي آن از نزديك طمع كنيم، شايد نتيجه، يأس و سرخوردگي باشد چراكه رونق گردشگري در روستا و سرازير شدن موج گردشگران به اورامان كه موجب رونق ساختوساز و افزايش قيمت ملك در اين روستا شده به روآوردن برخي ساكنان اورامان به ساخت خانههايي با مصالح ناهمگون با بافت تاريخي و اصيل شده است. اين مساله موجب شده شكل و شمايل خانههاي نوساز روستا تفاوت عمدهاي با بافت تاريخي آن داشته باشد. در كنار اين نيز همين مساله به بيكاري معماران سنتي روستا منجر شده است.
رحيمي در اين رابطه نيز ميگويد: «در سال 82 ايران پيشنهاد ثبت جهاني فنون و مهارتها در معماري بومي ايران را در قالب پروندهاي به يونسكو ارايه داد كه پيگيري نشد و به ثبت نرسيد. اما اگر اين پرونده ثبت جهاني ميشد، ميتوانستيم با استفاده از اين اهرم فشار براي پويايي و زنده نگه داشتن اين شيوه معماري اقدام كنيم.»
بدون ترديد اگر قوانين سختگيرانهاي در راستاي لزوم از هويت معماري و بافت تاريخي اورامان انجام نگيرد تا چندي ديگر اين روستا مشابه همه روستاها و شهرهاي ديگر ايران خواهد شد؛ شهرها و روستاهايي بدون هويت با معماري و ساختمانهاي بدمنظره و بدشكل.
البته مشكل اورامان تنها تغيير جنس مصالح و از بين رفتن سبك و سياق تاريخي و زيباي معماري بومي آن نيست چراكه براساس گزارش خبرگزاري ميراث فرهنگي آبرساني به خانهها در روستاي اورامان تخت در كردستان از راه هواست. لولههاي سياه پي وي سي آبرساني، در اين روستا مانند سيمهاي برق و تلفن از بالاي خانهها و از روي تيرهاي چوبي و فلزي رد ميشود. همين مساله موجب شد در بسياري از كوچههاي روستا خطوط سياه و نامنظم و بيشماري از لولههاي آب رد شود كه نماي روستا را به شدت بدمنظره كرده است.
در اورامان با وجود همه جذابيتها اما آبرساني به خانههاي قسمت بالايي روستا بدون در نظر گرفتن اصول و حريم منظري آن و جذابيتهاي بصري بافت تاريخي صورت گرفته است. لولهكشي و آبرساني در اورامان به وسيله لولههايي از جنس پي وي سي و با عبور از بلنديهاي تيرهاي چراغ برق انجام شده است؛ با اين حال عبور تعداد زياد اين لولهها از برخي كوچههاي روستا چنان بدمنظره است كه همه جذابيتهاي اورامان را از ياد ميبرد.
علاوه بر اين در برخي از كوچهها و راهپلههاي روستا لولهها به دليل آسيبديدگي يا محكم نبودن چفت و بستها سوراخ شده و از آنها آب فوران كرده يا نشت ميكند، همين مساله موجب شده عبور و مرور از اين نقاط روستا سخت شود. روانشدن آب از لولههاي هوايي روستا علاوه بر هدر رفتن آب موجب دردسرهايي براي اهالي روستا شده است.
«كيوان مرادي»، از اهالي اورامان در اين رابطه ميگويد: «اين شيوه لولهكشي هوايي يكي از دردسرهاي ما براي زندگي در اورامان است. گاه و بيگاه يكي از اين لولهها دچار آسيب ميشود و آب با فشار از آن بيرون زده، وارد خانههاي مردم ميشود. تا رفع مشكل هم كلي آب هدر ميرود و هم به خانههاي مردم آسيب وارد ميكند.»
او ادامه ميدهد: «يك بار در يك شب زمستاني يكي از لولهها كه از بالاي پنجره يكي از اهالي روستا عبور ميكرد دچار آسيب شد و آب با فشار وارد خانه شد تا همسايهها كمك كردند و لوله آسيبديده را دوباره اصلاح كردند. مقدار زيادي آب وارد خانه اين فرد شد و به وسايل آنها آسيب زد.»
روستاي اورامان تخت مدتي است به عنوان روستاي هدف گردشگري انتخاب شده است. در رابطه با اينگونه روستاها قوانين سختگيرانهاي در زمينه رعايت اصول منظري و بهداشتي وجود دارد. به نظر ميرسد در كنار ديگر مسايل اين روستا مسوولان سازمان گردشگري و ديگر متوليان بايد پيش از آنكه اين لولههاي هوايي مشكلات جديدي براي اهالي روستا ايجاد كرده و حريم منظري اورامان را بيش از پيش بدمنظر كنند اين روش آبرساني هوايي را اصلاح كرده يا تغيير دهند.
در كنار اين اورامان هنوز هم سيستم دفع بهداشتي زباله يا به زبان سادهتر سطل زباله عمومي ندارد، به همين دليل هم روستاييان زبالههاي توليدي خود را گاه در محلهاي سنتي كه از قديم اين محل را به اين كار اختصاص داده بودند، ميريزند.
با اين تفاوت كه زبالههاي توليدي سنتي در اين روستا همه قابل بازيافت بود و ضرري بر محيطزيست نداشت، چراكه بخش عمدهاي از اين زبالهها يا كود حيواني بود يا پسمانده غذاها. باز شدن راه روستا به شهر و ورود اقلام و محصولات مدرن به اورامان اما جنس زبالهها را هم تغيير داد. حالا اينجا هم زبالهها تفاوتي با زبالههاي شهري ندارد. پلاستيك و نايلون و پوست پفك و چيپس و بطري نوشابه و دوغ در اورامان بخش عمدهاي از زبالههاي توليدي است. اين زبالهها اما مثل سابق در طبيعت جذب نميشوند. همين هم شكل زبالهدانيهاي روستا را تغيير داده و به آن آسيب زده است.
علاوه بر اين برخي اهالي و گردشگران هم زبالههاي خود را با خيال راحت و آسوده به ته درهاي كه در پايين دست روستاست پرتاب ميكنند و حالا اين دره زيبا به زبالهداني بزرگ بدل شده است، اگر وضع به همين منوال پيش برود بعيد نيست اين دره طبيعي به يكي از معضلات زيستمحيطي بزرگ اورامان بدل شود.
معمارى اورامانات و سرسبزى اين منطقه كوهستانى، روياى پلههايى به سمت آسمان را تصوير مىكند. خانههاى اين روستا با سنگ و اغلب به صورت خشكه و به صورت پلكانى ساخته شدهاست. مردم منطقه معتقدند اورامانات تخت زمانى شهرى بزرگ بوده و مركزيتى خاص داشته به همين دليل از آن به عنوان تخت يا مركز حكومت ناحيهاى اورامان ياد مىكردهاند.
اين روستا در درهاي شرقي - غربي و در شيب تندي روبهروي يال شمال كوه تخت واقع شدهاست. به غير از وضعيت خاص روستا از نظر معمارى، موقعيت چشمههاى پرآب، مراسم خاص و آداب و رسوم و وجود مقبره و مسجد پير شاليار و بهويژه جمعيت و تعداد سكنه قابل توجه آن نشانگر اهميت منطقه از زمان ساسانى است.
منبع: شرق
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


