واکاوی مدرنترین مدل گدایی!
احد رضایان*
بعد از ظهر خوابگاه را به مقصد کلاس زبان ترک کردم و هنوز چند صد متری دور نشده بودم که متوجه صدایی شدم. بله، حدسم درست بود و راننده به سمت من اشاره داشت و من را صدا میزد.
پژو ۲۰۶ با رنگ نوک مدادی و لاستیکهای کاملا نو توقف کرده بود و راننده که زنی حدود ۴۰ ساله مینمود، من را صدا میکرد. البته کنار وی هم دختری جوان نشسته بود که به نظر دختر راننده میرسید؛ ظاهر ماجرا کاملا عادی بود و برای منی که دانشجوی ساکن خوابگاه هستم، تعبیری جز اینکه «حتما راه گم کردن و دنبال آدرس میگردن» نداشت.
تا خواستم به رسم معمول - آن هم در مواجهه با غریبهها- با حرکت سر، سلامی داده باشم، با عذرخواهیهای مکرر راننده مواجه شدم تا جایی که سلامم گم شد.
بعد از عذرخواهیهای بیجا و بیدلیل، راننده درخواستش -که حدس میزدم سوال باشد- را اینگونه مطرح کرد؛ «من و دخترم ساکن کرجیم و الان برای رفتن به اونجا بنزین نداریم و متاسفانه هیچ پول نقدی هم همراهمون نیست؛ شما برادری کنید و مبلغی به ما کمک کنید تا به مقصد برسیم» این عین جملاتی بود که شنیدم و موجب شد جا خورده و به فکر فرو بروم.
در آن لحظات دقیقا به این موضوع فکر میکردم که نکند با مدل جدیدی از پول در آوردن روبرو باشم که نگاه معصومانه دختر نوجوان بیش از پیش معذبم میکرد. ورانداز داخل ماشین به ناگهان یادم آورد که نمایشگر بنزین را نگاه کنم و اینجا بود که در عین ناباوری متوجه شدم دست کم ۱۰ لیتر بنزین دارند!
راننده که متوجه نگاههای سنگینم شده بود با دست پاچگی رو به من کرد و گفت: «آقا لطفا عجله کنید ما دیرمون شده.» و من هم با اینکه دیگر به دروغ گفتنشان یقین داشتم، اما هنوز نمیتوانستم بگویم که «نمیتوانم به شما کمک کنم!» تا در نهایت تصمیم گرفتم حداقل ۱۰۰۰ تومان و حداکثر ۲۰۰۰ تومان به آنها بدهم؛ با خودم گفتم عیبی ندارد، این هم بشود صدقه این ماه!
وقتی سراغ کیف پولم رفتم متوجه شدم فقط چند اسکناس ۵۰۰۰ تومانی دارم و البته محال بود که یکی از آنها را به این مادر و دختر بدهم تا جایی که برگشتم و به راننده گفتم «واقعیتش پول خرد ندارم، چه کار باید بکنم؟» که ایشان هم در کمال خونسردی از من خواست تا پول را خرد کنم!
ماجرا به عابرین پیاده رسیده بود و البته باز مورد پرسش واقع شدم که پولت چقدری است و چقدر میخواهی به ما کمک کنی و پاسخهای پنج هزار تومانی و دو هزار تومن، اینگونه مورد استقبال مادر و دختر قرار گرفت: «ببین میتونی از اون آقا پول خرد بگیری!» منظورش مرد میانسالی بود که کنار خیابون ایستاده بود و البته مثل خیلیهای دیگر پول خرد نداشت.
اینجا بود که خانم راننده دوباره غافلگیرم کرد و گفت: «ولش کن؛ حتما قسمت نیست.» و در حالی که در دلم خدا خدا میکردم تا از دستشان خلاص شوم، پژو حرکتی نکرد تا راننده این بار بگوید: «آقا خودت رو اذیت نکن. مثل اینکه پول خرد گیرت نمیآد؛ نمیشه اون ۵۰۰۰ تومانی رو بدی؟ ثواب داره!» شنیدن این حرف بر تلاشم برای یافتن پول خرد افزود و به آنها القا کرد که به راحتی پول نخواهم داد و همین مساله موجب شد تا به راهشان ادامه بدهند و البته چند صد متر جلوتر روز از نو و روزی از نو!
تکدیگری در علم جامعهشناسی یک رفتار نابهنجار اجتماعی و جزو مشاغل کاذب است که البته علل و عوامل به وجود آورندهاش و همچنین تاثیرات منفی آن بر جامعه و فرد، بارها و بارها مورد نقد و بررسی قرار گرفتهاند. معضلی که در کشورمان ریشه تاریخی هم داشته و متاسفانه سیر تحولی آن طی دهههای گذشته و سالهای اخیر باعث به وجود آمدن نگرانیهای زیادی شده تا جایی که در حال حاضر با دو نگرانی عمده در خصوص این نابهنجاری مواجه باشیم: از یک سو رشد فزاینده آن و از سوی دیگر تغییر شکل تکدیگری.
اعداد و ارقامی که دقیقا مشخصکننده این رشد کمی باشند وجود ندارد تا تنها استنادات ما به برخی آمارهای غیر رسمی و مشاهدات میدانی و برخی نقل قولها از مسولین زیربط محدود باشد؛ در حالی که در خصوص تغییر شکل این نابهنجاری اجتماعی، نیازی به اعداد و ارقام و یا نقل و قول و نظریه خاصی نداشته و با استناد به مشاهدات میدانی افراد اجتماع، به راحتی میتوان از چنین تغییر شکلی سخن گفت.
اینجاست که طی بررسیهای صورت گرفته در خواهیم یافت که پدیدهای که در ایام گذشته محدود به اقشار ناتوان و اغلب مسن جامعه – و البته با حفظ احترام متکدی - بوده، رفته رفته و به ویژه با نزدیک شدن به دوران صنعتیشدن و گسترش شهرنشینی و شکل گیری کلان شهرها، نه تنها با گسترش دامنه شمول افراد متکدی مواجه شده است، بلکه اقشار مختلف و اشکال گوناگونی را در برگرفته و تکنیکهای روانشناختی هم بدان راه یافته تا جایی که دیگر محدود به افراد ناتوان و مسن نمانده و کمتر کاسه گدایی به چشم خواهد خورد.
بررسی آماری پدیده تکدی طبق آمارهای پراکنده سازمانهای ذیربط و مراجع ذیصلاح نشان میدهد که اکثریت قریب به اتفاق گدایان در سنین بین ۳۱ الی ۴۰ سالگی قرار دارند؛ برای نمونه از بین ۲۴۴ گدایی که مورد پرسش قرار گرفتهاند ۶۲ نفرشان بین سنین ۳۱ الی ۴۰ سالگی قرار داشتنهاند. همچنین از بین ۱۳۰ نفر متکدی دستگیر شده، ۲۵ نفر آنها نیز ۷ سال، ۱۶% آنها بین ۳۰ - ۲۰، ۴۶% بالای ۶۰ سال و بقیه بین گروه سنی ۶۰ - ۲۰ در نوسان بوده است، و در تمامی موارد بررسی شده، افراد متکدی فاقد معلولیت خاصی هستند.
شاید مهمترین خطری که از گسترش این نابهنجاری برای جامعه قابل تصور باشد، شکل گیری و گسترش ذهنیت تکدیگری به عنوان راهی برای درآمدزایی آسان، آن هم در میان بخش قابل توجهی از افراد اجتماع است.
تکدیگری علاوه بر اینکه ویژگی گسترش یابی در سطح جامعه به خود گرفته، ویژگی مطابقت پذیری و هماهنگی با روح جمعی حاکم بر جامعه را نیز به دست آورده است؛ به عبارتی بهتر، متناسب با تحولات روانی اجتماع و باورها و اعتقادات افراد و در راستای بهرهبرداری از ارزشها و هنجارهای اجتماعی حرکت نموده است. از این رو، تکدیگری نوین در مقایسه با تکدیگری سنتی دارای پیچیدگیهای روانی و اجتماعی شده و به چالش کشیده شدن ارزشها مهمترین تاثیری است که ویژگی اخیر برای جامعه و افراد به ارمغان خواهد آورد.
شاید بتوان برخی از مهمترین ویژگیهای تکدیگری نوین را به شرح ذیل بیان نمود:
۱- مجهز به تکنیکهای محرک روان افراد
مثلا استفاده از کودکان برای تحریک بزرگسالان و یا استفاده از زنان مسن برای تحریک افراد میان سال و جوان و در موارد جدیدتر استفاده از دختران جوان برای تحریک پسران جوان.
۲- گزینشی و انتخابی بودن طعمهها
نسل جدید متکدیان، طعمههای خود را پس از شناسایی و وارسی کردن (بررسی ظاهر و رفتارهای ظاهری) مورد هجوم تکنیکهای روانی خود قرار میدهند.
۳- بسترسازی و استفاده از امکانات متعدد
استفاده از لباسهای گرانقیمت و ماشینهای مناسب -که همه برای تاثیر بر طعمه هدف گذاری شده اند- فرد را در اینکه طرف مقابلش یک شهروند بهنجار است یا یک متکدی نابهنجار، دچار سردرگمی خواهد کرد.
اینجاست که علی رغم در دست نداشتن دلایل محکم و متقن برای اثبات ادعاهایمان -که قاعدتا ناشی از کمبود اطلاعات و دادهها در این خصوص است- با همین ادلههای ناقص و بیشتر عینی نیز به راحتی میتوان درستی فرضیات مورد بحث را آشکار کرده و ویژگی گسترشیابی و دگردیسی نسل جدید تکدیگری را به طرز نگران کنندهای درک کرد؛ از این رو میبایست جامعهشناسان، روانشناسان اجتماعی و تمامی افراد ذی صلاح با متمرکز شدن بر این مسئله، در راستای مقابله با آثار احتمالی آن قدم بردارند.
*دانشجوی کارشناسی ارشد روابط بین الملل
پژو ۲۰۶ با رنگ نوک مدادی و لاستیکهای کاملا نو توقف کرده بود و راننده که زنی حدود ۴۰ ساله مینمود، من را صدا میکرد. البته کنار وی هم دختری جوان نشسته بود که به نظر دختر راننده میرسید؛ ظاهر ماجرا کاملا عادی بود و برای منی که دانشجوی ساکن خوابگاه هستم، تعبیری جز اینکه «حتما راه گم کردن و دنبال آدرس میگردن» نداشت.
تا خواستم به رسم معمول - آن هم در مواجهه با غریبهها- با حرکت سر، سلامی داده باشم، با عذرخواهیهای مکرر راننده مواجه شدم تا جایی که سلامم گم شد.
بعد از عذرخواهیهای بیجا و بیدلیل، راننده درخواستش -که حدس میزدم سوال باشد- را اینگونه مطرح کرد؛ «من و دخترم ساکن کرجیم و الان برای رفتن به اونجا بنزین نداریم و متاسفانه هیچ پول نقدی هم همراهمون نیست؛ شما برادری کنید و مبلغی به ما کمک کنید تا به مقصد برسیم» این عین جملاتی بود که شنیدم و موجب شد جا خورده و به فکر فرو بروم.
در آن لحظات دقیقا به این موضوع فکر میکردم که نکند با مدل جدیدی از پول در آوردن روبرو باشم که نگاه معصومانه دختر نوجوان بیش از پیش معذبم میکرد. ورانداز داخل ماشین به ناگهان یادم آورد که نمایشگر بنزین را نگاه کنم و اینجا بود که در عین ناباوری متوجه شدم دست کم ۱۰ لیتر بنزین دارند!
راننده که متوجه نگاههای سنگینم شده بود با دست پاچگی رو به من کرد و گفت: «آقا لطفا عجله کنید ما دیرمون شده.» و من هم با اینکه دیگر به دروغ گفتنشان یقین داشتم، اما هنوز نمیتوانستم بگویم که «نمیتوانم به شما کمک کنم!» تا در نهایت تصمیم گرفتم حداقل ۱۰۰۰ تومان و حداکثر ۲۰۰۰ تومان به آنها بدهم؛ با خودم گفتم عیبی ندارد، این هم بشود صدقه این ماه!
وقتی سراغ کیف پولم رفتم متوجه شدم فقط چند اسکناس ۵۰۰۰ تومانی دارم و البته محال بود که یکی از آنها را به این مادر و دختر بدهم تا جایی که برگشتم و به راننده گفتم «واقعیتش پول خرد ندارم، چه کار باید بکنم؟» که ایشان هم در کمال خونسردی از من خواست تا پول را خرد کنم!
ماجرا به عابرین پیاده رسیده بود و البته باز مورد پرسش واقع شدم که پولت چقدری است و چقدر میخواهی به ما کمک کنی و پاسخهای پنج هزار تومانی و دو هزار تومن، اینگونه مورد استقبال مادر و دختر قرار گرفت: «ببین میتونی از اون آقا پول خرد بگیری!» منظورش مرد میانسالی بود که کنار خیابون ایستاده بود و البته مثل خیلیهای دیگر پول خرد نداشت.
اینجا بود که خانم راننده دوباره غافلگیرم کرد و گفت: «ولش کن؛ حتما قسمت نیست.» و در حالی که در دلم خدا خدا میکردم تا از دستشان خلاص شوم، پژو حرکتی نکرد تا راننده این بار بگوید: «آقا خودت رو اذیت نکن. مثل اینکه پول خرد گیرت نمیآد؛ نمیشه اون ۵۰۰۰ تومانی رو بدی؟ ثواب داره!» شنیدن این حرف بر تلاشم برای یافتن پول خرد افزود و به آنها القا کرد که به راحتی پول نخواهم داد و همین مساله موجب شد تا به راهشان ادامه بدهند و البته چند صد متر جلوتر روز از نو و روزی از نو!
تکدیگری در علم جامعهشناسی یک رفتار نابهنجار اجتماعی و جزو مشاغل کاذب است که البته علل و عوامل به وجود آورندهاش و همچنین تاثیرات منفی آن بر جامعه و فرد، بارها و بارها مورد نقد و بررسی قرار گرفتهاند. معضلی که در کشورمان ریشه تاریخی هم داشته و متاسفانه سیر تحولی آن طی دهههای گذشته و سالهای اخیر باعث به وجود آمدن نگرانیهای زیادی شده تا جایی که در حال حاضر با دو نگرانی عمده در خصوص این نابهنجاری مواجه باشیم: از یک سو رشد فزاینده آن و از سوی دیگر تغییر شکل تکدیگری.
اعداد و ارقامی که دقیقا مشخصکننده این رشد کمی باشند وجود ندارد تا تنها استنادات ما به برخی آمارهای غیر رسمی و مشاهدات میدانی و برخی نقل قولها از مسولین زیربط محدود باشد؛ در حالی که در خصوص تغییر شکل این نابهنجاری اجتماعی، نیازی به اعداد و ارقام و یا نقل و قول و نظریه خاصی نداشته و با استناد به مشاهدات میدانی افراد اجتماع، به راحتی میتوان از چنین تغییر شکلی سخن گفت.
اینجاست که طی بررسیهای صورت گرفته در خواهیم یافت که پدیدهای که در ایام گذشته محدود به اقشار ناتوان و اغلب مسن جامعه – و البته با حفظ احترام متکدی - بوده، رفته رفته و به ویژه با نزدیک شدن به دوران صنعتیشدن و گسترش شهرنشینی و شکل گیری کلان شهرها، نه تنها با گسترش دامنه شمول افراد متکدی مواجه شده است، بلکه اقشار مختلف و اشکال گوناگونی را در برگرفته و تکنیکهای روانشناختی هم بدان راه یافته تا جایی که دیگر محدود به افراد ناتوان و مسن نمانده و کمتر کاسه گدایی به چشم خواهد خورد.
بررسی آماری پدیده تکدی طبق آمارهای پراکنده سازمانهای ذیربط و مراجع ذیصلاح نشان میدهد که اکثریت قریب به اتفاق گدایان در سنین بین ۳۱ الی ۴۰ سالگی قرار دارند؛ برای نمونه از بین ۲۴۴ گدایی که مورد پرسش قرار گرفتهاند ۶۲ نفرشان بین سنین ۳۱ الی ۴۰ سالگی قرار داشتنهاند. همچنین از بین ۱۳۰ نفر متکدی دستگیر شده، ۲۵ نفر آنها نیز ۷ سال، ۱۶% آنها بین ۳۰ - ۲۰، ۴۶% بالای ۶۰ سال و بقیه بین گروه سنی ۶۰ - ۲۰ در نوسان بوده است، و در تمامی موارد بررسی شده، افراد متکدی فاقد معلولیت خاصی هستند.
شاید مهمترین خطری که از گسترش این نابهنجاری برای جامعه قابل تصور باشد، شکل گیری و گسترش ذهنیت تکدیگری به عنوان راهی برای درآمدزایی آسان، آن هم در میان بخش قابل توجهی از افراد اجتماع است.
تکدیگری علاوه بر اینکه ویژگی گسترش یابی در سطح جامعه به خود گرفته، ویژگی مطابقت پذیری و هماهنگی با روح جمعی حاکم بر جامعه را نیز به دست آورده است؛ به عبارتی بهتر، متناسب با تحولات روانی اجتماع و باورها و اعتقادات افراد و در راستای بهرهبرداری از ارزشها و هنجارهای اجتماعی حرکت نموده است. از این رو، تکدیگری نوین در مقایسه با تکدیگری سنتی دارای پیچیدگیهای روانی و اجتماعی شده و به چالش کشیده شدن ارزشها مهمترین تاثیری است که ویژگی اخیر برای جامعه و افراد به ارمغان خواهد آورد.
شاید بتوان برخی از مهمترین ویژگیهای تکدیگری نوین را به شرح ذیل بیان نمود:
۱- مجهز به تکنیکهای محرک روان افراد
مثلا استفاده از کودکان برای تحریک بزرگسالان و یا استفاده از زنان مسن برای تحریک افراد میان سال و جوان و در موارد جدیدتر استفاده از دختران جوان برای تحریک پسران جوان.
۲- گزینشی و انتخابی بودن طعمهها
نسل جدید متکدیان، طعمههای خود را پس از شناسایی و وارسی کردن (بررسی ظاهر و رفتارهای ظاهری) مورد هجوم تکنیکهای روانی خود قرار میدهند.
۳- بسترسازی و استفاده از امکانات متعدد
استفاده از لباسهای گرانقیمت و ماشینهای مناسب -که همه برای تاثیر بر طعمه هدف گذاری شده اند- فرد را در اینکه طرف مقابلش یک شهروند بهنجار است یا یک متکدی نابهنجار، دچار سردرگمی خواهد کرد.
اینجاست که علی رغم در دست نداشتن دلایل محکم و متقن برای اثبات ادعاهایمان -که قاعدتا ناشی از کمبود اطلاعات و دادهها در این خصوص است- با همین ادلههای ناقص و بیشتر عینی نیز به راحتی میتوان درستی فرضیات مورد بحث را آشکار کرده و ویژگی گسترشیابی و دگردیسی نسل جدید تکدیگری را به طرز نگران کنندهای درک کرد؛ از این رو میبایست جامعهشناسان، روانشناسان اجتماعی و تمامی افراد ذی صلاح با متمرکز شدن بر این مسئله، در راستای مقابله با آثار احتمالی آن قدم بردارند.
*دانشجوی کارشناسی ارشد روابط بین الملل
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۲۳
انتشار یافته: ۱۶
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



