توطئه 5 مرد شیشهای برای فروش خانه قدیمی
کد خبر: ۲۵۱۸۴۲
| | 3480 بازدید
5 مرد تبهکار در پاتوق شیشهایشان تصمیم گرفتند خانه قدیمی که کسی در آنجا زندگی نمیکرد را بفروشند.
به گزارش ايران وقتی یکی از دزدان وارد خانه شد با دیدن صاحب خانه که از خارج بازگشته بود شوکه شد و هنگام فرار موبایلش را جا گذاشت تا پلیس با این سرنخ آنان را دستگیر کند.
16 اردیبهشت ماه سال جاری مهندس چند روزی بیش نبود به ایران بازگشته بود تا خانه پدریاش که به او به ارث رسیده بود را بفروشد.
این مرد یکی از اتاقهای خاک گرفته خانه قدیمی را تمیز کرد و جایی را برای چند روز ماندن مهیا ساخت، آن شب را در خانه سپری کرد تا این که نیمههای شب با صداهای مرموزی از خواب بیدار شد. وی که قصد داشت از جایش بلند شود تا ماجرا را بررسی کند ناگهان در اتاق خوابش باز شد و با مردی قد بلند که میله آهنی در دست داشت روبهرو شد.
مهندس که بسیار ترسیده بود با دیدن این مرد از وی پرسید که در خانهاش چه میکند، ولی مرد ناشناس از او خواست تا خانه را ترک کند. مشاجره لفظی آنان به درگیری انجامید و مهندس با استفاده از چوبی که کنار تختش بود موفق شد از خود دفاع کند و مرد مهاجم را فراری دهد.
با تماس مهندس به مرکز 110 تیمی از پلیس برای بررسی ماجرا پای در خانه قدیمی گذاشت و تجسسهای خود را آغاز کرد، مرد صاحبخانه که بسیار ترسیده بود و فکر نمیکرد در نخستین شب بازگشت به خانه کودکیاش با دزد روبهرو شود به پلیس گفت: با دیدن این دزد با هم درگیر شدیم و وی فرار کرد و هنگام خارج شدن از خانه موبایلش زمین افتاد، هر چقدر دنبالش دویدم نتوانستم غافلگیرش کنم.
با ادعاهای مهندس، پرونده برای رسیدگی تخصصی در اختیار تیمی از پایگاه سوم پلیس آگاهی تهران قرار گرفت و کارآگاهان برای راز گشایی از این پرونده، موبایل دزد فراری را تحت ردیابی قرار دادند و متوجه شدند مالک خط که «محمد» نام دارد یکی از دزدان سابقهدار است که چند مدت پیش از زندان آزاد شده بود.
کارآگاهان برای دستگیری وی وارد عمل شدند و همچنان که به دنبال سرنخی بودند، مأموران کلانتری 106 نامجو ساعت 3 بامداد 21 اردیبهشت ماه هنگام گشتزنی موفق شدند «محمد» را در حال دزدیدن موتوسیکلت دستگیر کنند.
پس از انتقال محمد به پایگاه سوم وی تحت بازجویی قرار گرفت و با توجه به این که گوشی موبایلش در خانه قدیمی به جامانده بود ادعا کرد موبایلم در اختیار یکی از دوستانم به نام «رحمان» بوده و شب دزدی به همراه وی به مقابل آن خانه رفتیم ولی هیچ اطلاعی از این که سرقتی در کار باشد نداشتم و فقط دیدم که «رحمان» از خانه بیرون دوید و مرد دیگری که چوب در دستش بود به دنبال وی است.
در ادامه با مراجعه مهندس به پایگاه و مواجهه حضوری با «محمد»، وی دزد خانهاش را شناسایی کرد و گفت که آن شب «محمد» قصد داشته با میله آهنی که در دست داشت به وی حمله کند، بر این اساس «محمد» لب به اعتراف گشود و گفت: من به همراه 4 همدست دیگرم به نامهای «رحمان»، «رضا»، «مهدی» و «حسین» قصد داشتیم با تعویض قفلهای درهای ورودی و اتاقهای آن خانه، پس از گذشت مدتی آنجا را بفروشیم!
وی در ادامه افزود: در این خانه پیر مردی تنها چند مدتی زندگی میکرد تا این که وی از دنیا رفت، چند سالی بود که آنجا خالی بود و هیچکس حتی برای سر زدن هم نمیآمد، «رضا» که از موضوع با خبر بود چند ماه پیش که همه دور هم جمع شده بودیم و مواد مصرف میکردیم به ما گفت که میخواهد با تعویض قفلهای در، آنجا زندگی کند و پس از گذشت مدتی خانه قدیمی را بفروشد و از ما نیز خواست که کمکش کنیم، «رضا» به من و «رحمان» گفت که قفلها را تعویض کنیم و برای این کار به هر کدام 100 هزار تومان پول داد و ادعا کرد که اگر خانه را بفروشد به هر کدام از ما پول خوبی خواهد داد.
با ادعای «محمد» کارآگاهان برای دستگیری 4دزد شیشهای دیگر وارد عمل شدند و پس از چند روز تعقیب و مراقبت موفق شدند هر 4 تبهکار را در پاتوق شیشهایشان دستگیر کنند.
«رضا» سر کرده این باند در بازجوییها به طراحی نقشه فروش خانه قدیمی اعتراف کرد و گفت: با توجه به اطلاعاتی که از پیش داشته است سعی کرده با کمک هم پاتوقیهایش برای خانه سند جعلی تهیه کنند و پس از مدت کوتاهی آنجا را بفروشند.
سرهنگ کارآگاه حسین خانبابایی فرمانده پایگاه سوم پلیس آگاهی تهران در اینباره به خبرنگار شوک گفت: با توجه به سابقهدار بودن این دزدان، کارآگاهان همچنان در حال بررسی پرونده هستند و تحقیقات برای شناسایی سایر دزدیهای احتمالی این گروه تبهکار همچنان در دستور کار کارآگاهان قرار دارد.
به گزارش ايران وقتی یکی از دزدان وارد خانه شد با دیدن صاحب خانه که از خارج بازگشته بود شوکه شد و هنگام فرار موبایلش را جا گذاشت تا پلیس با این سرنخ آنان را دستگیر کند.
16 اردیبهشت ماه سال جاری مهندس چند روزی بیش نبود به ایران بازگشته بود تا خانه پدریاش که به او به ارث رسیده بود را بفروشد.
این مرد یکی از اتاقهای خاک گرفته خانه قدیمی را تمیز کرد و جایی را برای چند روز ماندن مهیا ساخت، آن شب را در خانه سپری کرد تا این که نیمههای شب با صداهای مرموزی از خواب بیدار شد. وی که قصد داشت از جایش بلند شود تا ماجرا را بررسی کند ناگهان در اتاق خوابش باز شد و با مردی قد بلند که میله آهنی در دست داشت روبهرو شد.
مهندس که بسیار ترسیده بود با دیدن این مرد از وی پرسید که در خانهاش چه میکند، ولی مرد ناشناس از او خواست تا خانه را ترک کند. مشاجره لفظی آنان به درگیری انجامید و مهندس با استفاده از چوبی که کنار تختش بود موفق شد از خود دفاع کند و مرد مهاجم را فراری دهد.
با تماس مهندس به مرکز 110 تیمی از پلیس برای بررسی ماجرا پای در خانه قدیمی گذاشت و تجسسهای خود را آغاز کرد، مرد صاحبخانه که بسیار ترسیده بود و فکر نمیکرد در نخستین شب بازگشت به خانه کودکیاش با دزد روبهرو شود به پلیس گفت: با دیدن این دزد با هم درگیر شدیم و وی فرار کرد و هنگام خارج شدن از خانه موبایلش زمین افتاد، هر چقدر دنبالش دویدم نتوانستم غافلگیرش کنم.
با ادعاهای مهندس، پرونده برای رسیدگی تخصصی در اختیار تیمی از پایگاه سوم پلیس آگاهی تهران قرار گرفت و کارآگاهان برای راز گشایی از این پرونده، موبایل دزد فراری را تحت ردیابی قرار دادند و متوجه شدند مالک خط که «محمد» نام دارد یکی از دزدان سابقهدار است که چند مدت پیش از زندان آزاد شده بود.
کارآگاهان برای دستگیری وی وارد عمل شدند و همچنان که به دنبال سرنخی بودند، مأموران کلانتری 106 نامجو ساعت 3 بامداد 21 اردیبهشت ماه هنگام گشتزنی موفق شدند «محمد» را در حال دزدیدن موتوسیکلت دستگیر کنند.
پس از انتقال محمد به پایگاه سوم وی تحت بازجویی قرار گرفت و با توجه به این که گوشی موبایلش در خانه قدیمی به جامانده بود ادعا کرد موبایلم در اختیار یکی از دوستانم به نام «رحمان» بوده و شب دزدی به همراه وی به مقابل آن خانه رفتیم ولی هیچ اطلاعی از این که سرقتی در کار باشد نداشتم و فقط دیدم که «رحمان» از خانه بیرون دوید و مرد دیگری که چوب در دستش بود به دنبال وی است.
در ادامه با مراجعه مهندس به پایگاه و مواجهه حضوری با «محمد»، وی دزد خانهاش را شناسایی کرد و گفت که آن شب «محمد» قصد داشته با میله آهنی که در دست داشت به وی حمله کند، بر این اساس «محمد» لب به اعتراف گشود و گفت: من به همراه 4 همدست دیگرم به نامهای «رحمان»، «رضا»، «مهدی» و «حسین» قصد داشتیم با تعویض قفلهای درهای ورودی و اتاقهای آن خانه، پس از گذشت مدتی آنجا را بفروشیم!
وی در ادامه افزود: در این خانه پیر مردی تنها چند مدتی زندگی میکرد تا این که وی از دنیا رفت، چند سالی بود که آنجا خالی بود و هیچکس حتی برای سر زدن هم نمیآمد، «رضا» که از موضوع با خبر بود چند ماه پیش که همه دور هم جمع شده بودیم و مواد مصرف میکردیم به ما گفت که میخواهد با تعویض قفلهای در، آنجا زندگی کند و پس از گذشت مدتی خانه قدیمی را بفروشد و از ما نیز خواست که کمکش کنیم، «رضا» به من و «رحمان» گفت که قفلها را تعویض کنیم و برای این کار به هر کدام 100 هزار تومان پول داد و ادعا کرد که اگر خانه را بفروشد به هر کدام از ما پول خوبی خواهد داد.
با ادعای «محمد» کارآگاهان برای دستگیری 4دزد شیشهای دیگر وارد عمل شدند و پس از چند روز تعقیب و مراقبت موفق شدند هر 4 تبهکار را در پاتوق شیشهایشان دستگیر کنند.
«رضا» سر کرده این باند در بازجوییها به طراحی نقشه فروش خانه قدیمی اعتراف کرد و گفت: با توجه به اطلاعاتی که از پیش داشته است سعی کرده با کمک هم پاتوقیهایش برای خانه سند جعلی تهیه کنند و پس از مدت کوتاهی آنجا را بفروشند.
سرهنگ کارآگاه حسین خانبابایی فرمانده پایگاه سوم پلیس آگاهی تهران در اینباره به خبرنگار شوک گفت: با توجه به سابقهدار بودن این دزدان، کارآگاهان همچنان در حال بررسی پرونده هستند و تحقیقات برای شناسایی سایر دزدیهای احتمالی این گروه تبهکار همچنان در دستور کار کارآگاهان قرار دارد.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


