چرا از خبرنگاران خارج کشور حمایت نمیشود؟
دستگیری خبرنگاران ایرانی در بیرون از مرزهای کشورمان همچنان ادامه دارد تا باب پرسش از مسئولان وزارت خارجه و وزارت ارشاد باز باشد که آیا نقش حمایتیشان در همین اندازه تعریف شده است یا مثلا میتوانند مانند دستگاههای حاکمیتی دیگر کشورها، چتر حمایتیشان را شامل این شهروندان هم کنند؟!
کد خبر: ۲۵۱۶۷۶
| | 5447 بازدید
امروزه قدرت رسانه و بهرهگیری از ظرفیتهای آن، چنان روشن است که بسیاری از صاحبنظران، از آن به «قدرت پشت گفتمان» یاد میکنند؛ قدرتی که چه بسا برتر از سازمانهای رسمی و روشهای ارگانی آنهاست که البته و به ظاهر هنوز درک درستی از آن در کشورمان شکل نگرفته است که اگر این گونه بود، دستکم شرایط کارگران رسانه، این گونه نمیشد! به گزارش «تابناک»، مذاکرات کشورمان با ۱+۵ به ایستگاه مسکو رسیده است و توجه بخش گستردهای از مسئولان و مردم کشورمان، به اخبار مخابره شده از این نشست خواهد بود؛ اما شاید جالب است، بدانید تقریبا همه هزینه خبرنگاران اعزامی به محل نشست بر عهده رسانهها گذاشته شده و حتی در حد خرید بلیت رفت و برگشت و هزینه اقامت چند روزه هم، هیچ نهادی خود را مسئول ندانسته است.
بدین ترتیب، هزینههای تهیه خبر از متن و حاشیه مذاکرات استانبول را رسانهها میپردازند و البته در دور بعدی مذاکرات، مسئولان عراقی با میزبانی کامل به استقبال خبرنگاران اعزامی از طرف یک ضلع نشست، جور نهادهای مسئول در کشورمان را میکشند تا بیشتر به یادمان بیاید که نبود کمترین حمایتها از رسانههایی که شکلدهنده دیپلماسی عمومی جامعه هستند، در کنار دقت شدید بر محتوای تولیدی چه معانی تلخی میتواند داشته باشد!
بنابراین، با چنین رویکردی به رسانهها، سخت است که سخن از حمایتهای معنوی از قشر خبرنگار در جامعهمان به میان آید و رسانه را رکن چندم دمکراسی بخوانیم و چه بسا بسیار طبیعی است که کارگران این کارگزاران غیر رسمی را به بوته فراموشی بسپریم تا رویدادهای تلخ پشت سر هم به گوشمان برسد.
شهادت مظلومانه شهید نواب، خبرنگار یک روزنامه در بوسنی و شهید صارمی، خبرنگار یک خبرگزاری در افغانستان از این دست تلخیهای همیشگی هستند که وقتی در کنار ماجرای اخراج خبرنگار ایرانی از فرانسه یا دستگیری یک خبرنگار دیگر در ایتالیا و حتی به تازگی بازداشت خبرنگار صدا و سیما در آذربایجان و زندانی شدن یک خبرنگار دیگر در افغانستان قرار بگیرند، بیش از پیش به عدم تحرک وزارت امور خارجه و وزارت ارشاد در حمایت از رسانههایی پی خواهیم برد که چه بسا میتوان گفت، حمایت از آنها ذاتا بر عهده ایشان است.
این در حالی است که توجه به قدرت رسانهها، مدتهاست از سوی غرب به عنوان یک ظرفیت بیبدیل مورد بهرهبرداری قرار گرفته و متناسب با نظام اندیشه پس زمینه این حکومتها، رسانهها به عنوان یک کارگزار غیر رسمی وارد صحنه دیپلماسی شده و قدرت نرم کشورهایشان را با تأمین منافع ملی به ظهور و بروز میرسانند؛ بنابراین، در همین راستاست که رسانههای غربی از «بیبیسی» گرفته تا «سیانان» و «فاکسنیوز»، مورد حمایت دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی کشور متبوع خود بوده و در تنگناهای بسیار و نیز حمایت مسئولان دولتی قرار میگیرند.
اما در این سو، گویا برای خبرنگاران رسانههای ایرانی، ماجرا چیز دیگری است؛ در حالی که خبرنگاران رسانههای خارجی، با هماهنگی وزارت امور خارجه و وزارت ارشاد، وارد ایران شده و به آسانی فعالیت میکنند و حتی در صورت تخلف، حمایت مسئولان کشورشان را بیدریغ در اختیار دارند، خبرنگاران رسانههای ایرانی، وضعیتی معکوس را در کشورهای خارجی تجربه میکنند!
به عبارت بهتر، رسانههای ما که با نگاه به سیاستهای اصولی جمهوری اسلامی به فعالیتهای برون مرزی مشغولند، نه تنها حمایتی را در پس مأموریتهای منطقهای و جهانی خود نمیبینند، که حتی در ازای دستگیری همکاران خود نیز هیچ اظهارنظر دلخوش کنندهای از مسئولان امر نمیبینند تا این پرسش همچنان برایمان مطرح باشد که:
آیا تعامل مبتنی بر اعتماد، جادهای یک طرفه است که تنها باید رسانهها به وظایفشان رفتار کنند؛ فارغ از اینکه شاید یک اقدام دستگاههای مسئول، عاملی بازدارنده در برخورد با خبرنگاران ایرانی در بیرون از کشور شده و حتی به نوعی در راستای پیگیری منافع ملی رفتار کند؟!
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


