رسم سالانه در ایران؛ سیگار نخی ممنوع شد!/ وقتی قانون، دود میشود

ابلاغیه اتاق اصناف با هدف «پیشگیری از دسترسی آسان»، «صیانت از سلامت جوانان» و «بسترسازی فرهنگی» توجیه شده و بر نظارت بازرسی و برخورد قانونی تأکید دارد. اما این خبر، همچون بسیاری از بخشنامههای مشابه در حوزه سلامت عمومی ایران، بیش از آنکه حلال مسئله باشد، خود بخشی از مسئله است.
به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، پرسش کلیدی درباره ابلاغیه جدید این است؛ چرا قانونی که میدانیم اجرا نمیشود، ابلاغ میشود؟
فروش سیگار نخی سالهاست که طبق آییننامه اجرایی قانون جامع کنترل و مبارزه ملی با دخانیات (مصوب ۱۳۸۵ و اصلاحات بعدی) ممنوع است. تبصرههای مرتبط صراحتاً فروش فلهای، باز و نخی را قدغن کردهاند. با این حال، گزارشهای میدانی متعدد (از جمله اظهارات مقامات ستاد کنترل دخانیات در سالهای ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴) نشان میدهد این ممنوعیت عملاً در بازار ممنوع است!
کاری بیهوده برای یک هفته بی اثر!
دلیل اصلی ابلاغهای مکرر بدون پشتوانه اجرایی، مدیریت افکار عمومی و ایجاد تصویر اقدامگر است. در هفتههای نمادین مانند هفته بدون دخانیات، نهادها نیاز به «خروجی» قابل انتشار دارند. ابلاغ بخشنامه، بنر نصب کردن و وعده نظارت، هزینه سیاسی و مالی کمی دارد، اما تصویر یک «نهاد مراقب سلامت» را میسازد.
در عمل، جریمههای در نظر گرفته شده فعلی بازدارنده نیستند و حتی سازمانهای ناظر را هم برای اجرا ترغیب نکرده است. فروشندگان خردهپا با سود فروش نخی که عمدتاً به مصرفکنندگان کمدرآمد و نوجوانان میرسد، ادامه میدهند، چون نظارت مستمر وجود ندارد و زنجیره تأمین، از تولیدکنندگان بزرگ تا توزیعکنندگان، منافعشان در حجم فروش بالاست.
قیمت پایین سیگار در ایران با وجود گرانیهای مکرر سالها و ماههای اخیر، اما مالیات آن طبق گزارشهای WHO بسیار کمتر از استانداردهای توصیهشده است و مرگ سالانه حدود ۵۰ هزار نفر بر اثر مصرف دخانیات، این تناقض را عمیقتر میکند.
کار فرهنگی مؤثر پیش از ابلاغ کجا بود؟
کار فرهگی، تقریباً هیچ. ابزارهای فرهنگی مؤثر در کنترل مصرف دخانیات جهانی شامل کمپینهای رسانهای طولانیمدت، آموزش در مدارس، افزایش قیمت واقعی از طریق مالیات سنگین، محدودیت تبلیغات و تغییر هنجارهای اجتماعی است. در ایران، هفته ملی بدون دخانیات هر سال شعارهایی مانند «حفاظت از کودکان» یا «نسل بدون دخانیات» دارد، اما این شعارها عمدتاً در سطح رسانهای و مراسم محدود میمانند.
مطالعات بینالمللی نشان میدهد ممنوعیت فروش نخی وقتی مؤثر است که با افزایش قیمت، کمپینهای ضد شروع مصرف در نوجوانی و نظارت واقعی همراه باشد. در غیاب اینها، ابلاغ صرفاً «کاغذ» است. جوانان و نوجوانان ایرانی همچنان با هزینه کم به سیگار دسترسی دارند، چون بستر اقتصادی یعنی قیمت پایین و فرهنگی در عادیسازی مصرف در برخی محیطها تغییر نکرده است.
لایه های عمیق تر
این پدیده را باید در لایههای عمیقتری نیز دید:
تناقض اقتصادی-سلامتی: صنعت دخانیات در ایران همچنان سودآور است و مالیات ناچیز آن با هزینههای هنگفت درمان بیماریهای مرتبط قلبی، ریوی، سرطان و ... همخوانی ندارد. فروش نخی دقیقاً به قشر آسیبپذیر نوجوانان با بودجه محدود، خدمت میکند. ممنوعیت بدون افزایش قیمت و فقدان نظارت و بدون فرهنگ سازی، بیشتر شبیه بستن درب ورودی بدون قفل کردن پنجرههاست.

ضعف در اجرای قانون: این ابلاغ نمونهای از «قانونزدگی» بدون «حاکمیت قانون» است. وقتی جرائم بازدارنده نیستند و نظارت میدانی ضعیف، اعتماد عمومی به سیاستهای سلامت آسیب میبیند. مردم این را «شوآف فصلی» میبینند، نه اقدام جدی.
بعد فرهنگی عمیق: مصرف دخانیات در ایران فراتر از یک عادت فردی، با مسائل هویتی، استرس اجتماعی، الگوهای همسالان و حتی مقاومت فرهنگی در برابر «نصیحت ریاستی» گره خورده است. بدون روایتهای هنری قوی، داستانهای واقعی از آسیبها، و تغییر در محتوای رسانهای و آموزشی، ابلاغها به گوش شنوایی برنمیخورد. بهترین سیاستهای جهانی مانند استرالیا یا کشورهای اسکاندیناوی ابتدا فرهنگ را تغییر دادند، سپس قانون را به عنوان پشتیبان اعمال کردند.
فرصت از دست رفته: تکرار ابلاغ ممنوعیت نخی، نشان از چرخهای خستهکننده دارد: مشکل → بخشنامه → فراموشی → تکرار. انجام کاری برای خالی نبودن عریضه و دیگر هیچ.
در پایان، این ابلاغها بدون بستر فرهنگی و اقتصادی، بیشتر به «مراسم سالانه» شبیهاند تا سیاست تحولآفرین. سلامت عمومی نیازمند ارادهای فراتر از کاغذ و بنر است؛ نیازمند تغییر واقعی در اولویتها، از اقتصاد تا فرهنگ. تا وقتی سیگار برای نوجوان ۱۶ ساله همچنان «ارزان و در دسترس» بماند، هر ابلاغی فقط سایهای بر دیوار واقعیت خواهد بود.
جامعهای سالم، با بخشنامه ساخته نمیشود؛ با تغییر ریشهای ساخته میشود.
گاهی که غم وجودمو میگرفت. توی جاده فضا رو یا یک نخ سیگار ، رمانتیک میکردم با همراهی موزیک که اینم
ازمون گرفتند هعععی روزگار...
همونجور که بنز به خیلیا نمیاد، سیگار کشیدنم نمیاد😝
قانون عدم فروش به زیر 18 سال اجرا میشه؟




