اقوام مقتول قسم نخوردند، متهم تبرئه شد
کد خبر: ۲۴۸۲۸۸
| | 4035 بازدید
مردي كه متهم است در درگيري قبيلهاي مرتكب قتل شده بعد از چهارسال با حكم قضات دادگاه كيفرياستان تهران تبرئه شد.
به گزارش شرق، متهم پرونده كه مردي 60ساله است در بازجوييهاي مختلف به قتل اقرار كردهبود اما به دليل تناقضگويي زياد وي، هيات قضات اعترافات او را مطابق با واقعيت ندانستند.
پرونده اين قتل سال 87 در كرج تشكيل شد. در آن زمان خانواده مردي به نام حسن به پليس شكايت و ادعا كردند اين مرد كشتهشدهاست.
خانواده حسن در شكايت خود گفتند: موضوعي كه منجر به قتل حسن شد يك اختلاف قبيلهاي بود. قبيله ما با قبيله رقيب درگيري داشت. روز حادثه هم بهدليل همين اختلاف قديمي كه بر سر زمين بود مردان دو قبيله به جان هم افتادند. حسن هم در اين درگيري بود و ما ديديم يكي از مردان قبيله مقابل كه سعيد نام دارد با چوب به سر حسن ضربه زد و او را به زمين انداخت.
وقتي پليس به محل حادثه رفت متوجه شد اهالي حسن را به بيمارستان بردهاند و مرگ او توسط پزشكان تاييد شدهاست. ماموران بعد از انتقال جسد به پزشكي قانوني سعيد را بازداشت كردند.
اين مرد حاضر به اعتراف نشد و گفت هيچضربهاي به مقتول نزدهاست. هرچند شاهدان و فرزندان اوليايدم گفتند سعيد را ديدهاند كه چوب به دست به سمت حسن حملهور شدهاست، اما سعيد اين اتهام را نپذيرفت و ماموران هم او را آزاد كردند. اين در حالي بود كه ظن پليس مردي به نام عباس را نشانه رفت كه او هم در آن درگيري حضور داشت.
عباس در اعترافات اوليه اتهام قتل را قبول كرد و گفت: من با ضربه چاقو حسن را زدم و او را زخمي كردم اما نميخواستم وي را بكشم. درگيري بين قبيلههاي ما بود و من با حسن خصومت شخصي نداشتم.
اين مرد سپس اعترافاتش را پس گرفت و گفت: «حسن را با چاقو نزدم و با ضربه سنگ و چوب او را به قتل رساندم.» اين مرد صحنه قتل را هم بازسازي كرد و پرونده با صدور كيفرخواست براي محاكمه به شعبه 80 دادگاه كيفرياستان تهران فرستادهشد. پس از تشكيل دادگاه و درخواست قصاص از سوي اوليايدم، عباس در جايگاه حاضر شد و اين بار قتل را انكار كرد و گفت: هرچه در بازجوييها گفتهام دروغ است، من اصلا كسي را نكشتهام و از ترس اعتراف كردم.
با اين حال راي بر قصاص عباس صادر شد، پرونده با اعتراض متهم و وكيل مدافعش به ديوانعاليكشور رفت و راي صادره بعد از بررسي نقض و پرونده براي رسيدگي مجدد به شعبه 79 دادگاه كيفرياستان تهران ارجاع شد.
به اين ترتيب عباس يكبار ديگر براي دفاع از خود در برابر اتهام قتل در جايگاه قرار گرفت و گفت: اتهام قتل را قبول ندارم. من به دروغ اعتراف كردم حسن را كشتهام و اوليايدم هم ميدانند حرفهايم دروغ است و حسن را شخص ديگري كشتهاست. در نهايت تصميم قضات براين شد كه مراسم قسامه را اجرا كنند. هيات قضات از اوليايدم خواستند 50 نفر از اقوام نسبي خود را معرفي كنند كه حاضر باشند قسم بخورند عباس عامل قتل است اما آنها نپذيرفتند و گفتند ديدهاند قاتل مرد ديگرياست و قسم نميخورند. با توجه به اين اظهارنظر اوليايدم و به اين دليل كه متهم گفت حاضر است قسم بخورد حسن را نكشته است و همچنين به دليل اينكه متهم در مراحل مختلف تحقيقات اظهارات ضدونقيض زيادي داشت بعد از چهارسال راي برائت او صادر شد.
به گزارش شرق، متهم پرونده كه مردي 60ساله است در بازجوييهاي مختلف به قتل اقرار كردهبود اما به دليل تناقضگويي زياد وي، هيات قضات اعترافات او را مطابق با واقعيت ندانستند.
پرونده اين قتل سال 87 در كرج تشكيل شد. در آن زمان خانواده مردي به نام حسن به پليس شكايت و ادعا كردند اين مرد كشتهشدهاست.
خانواده حسن در شكايت خود گفتند: موضوعي كه منجر به قتل حسن شد يك اختلاف قبيلهاي بود. قبيله ما با قبيله رقيب درگيري داشت. روز حادثه هم بهدليل همين اختلاف قديمي كه بر سر زمين بود مردان دو قبيله به جان هم افتادند. حسن هم در اين درگيري بود و ما ديديم يكي از مردان قبيله مقابل كه سعيد نام دارد با چوب به سر حسن ضربه زد و او را به زمين انداخت.
وقتي پليس به محل حادثه رفت متوجه شد اهالي حسن را به بيمارستان بردهاند و مرگ او توسط پزشكان تاييد شدهاست. ماموران بعد از انتقال جسد به پزشكي قانوني سعيد را بازداشت كردند.
اين مرد حاضر به اعتراف نشد و گفت هيچضربهاي به مقتول نزدهاست. هرچند شاهدان و فرزندان اوليايدم گفتند سعيد را ديدهاند كه چوب به دست به سمت حسن حملهور شدهاست، اما سعيد اين اتهام را نپذيرفت و ماموران هم او را آزاد كردند. اين در حالي بود كه ظن پليس مردي به نام عباس را نشانه رفت كه او هم در آن درگيري حضور داشت.
عباس در اعترافات اوليه اتهام قتل را قبول كرد و گفت: من با ضربه چاقو حسن را زدم و او را زخمي كردم اما نميخواستم وي را بكشم. درگيري بين قبيلههاي ما بود و من با حسن خصومت شخصي نداشتم.
اين مرد سپس اعترافاتش را پس گرفت و گفت: «حسن را با چاقو نزدم و با ضربه سنگ و چوب او را به قتل رساندم.» اين مرد صحنه قتل را هم بازسازي كرد و پرونده با صدور كيفرخواست براي محاكمه به شعبه 80 دادگاه كيفرياستان تهران فرستادهشد. پس از تشكيل دادگاه و درخواست قصاص از سوي اوليايدم، عباس در جايگاه حاضر شد و اين بار قتل را انكار كرد و گفت: هرچه در بازجوييها گفتهام دروغ است، من اصلا كسي را نكشتهام و از ترس اعتراف كردم.
با اين حال راي بر قصاص عباس صادر شد، پرونده با اعتراض متهم و وكيل مدافعش به ديوانعاليكشور رفت و راي صادره بعد از بررسي نقض و پرونده براي رسيدگي مجدد به شعبه 79 دادگاه كيفرياستان تهران ارجاع شد.
به اين ترتيب عباس يكبار ديگر براي دفاع از خود در برابر اتهام قتل در جايگاه قرار گرفت و گفت: اتهام قتل را قبول ندارم. من به دروغ اعتراف كردم حسن را كشتهام و اوليايدم هم ميدانند حرفهايم دروغ است و حسن را شخص ديگري كشتهاست. در نهايت تصميم قضات براين شد كه مراسم قسامه را اجرا كنند. هيات قضات از اوليايدم خواستند 50 نفر از اقوام نسبي خود را معرفي كنند كه حاضر باشند قسم بخورند عباس عامل قتل است اما آنها نپذيرفتند و گفتند ديدهاند قاتل مرد ديگرياست و قسم نميخورند. با توجه به اين اظهارنظر اوليايدم و به اين دليل كه متهم گفت حاضر است قسم بخورد حسن را نكشته است و همچنين به دليل اينكه متهم در مراحل مختلف تحقيقات اظهارات ضدونقيض زيادي داشت بعد از چهارسال راي برائت او صادر شد.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


