انتقاد مجتهدزاده از طرح «بستن تنگه هرمز»
کد خبر: ۲۴۷۸۶
| | 15312 بازدید
دکتر پيروز مجتهدزاده در گفتوگوي خود با «کارگزاران» به بررسي تهديدهاي ايران درباره بستن تنگه هرمز در صورت عملي شدن تهديدهاي خارجي پرداخته است.
مباحث مربوط به مذاكره با آمريكا مثل بازگشايي دفتر حفاظت از منافع يا اظهارات اوباما را چقدر جدي ميدانيد؟
حرفي كه اوباما درباره مذاكره با ايران زد، اثر خودش را گذاشته، به اين دليل كه حرفي منطقي بود نه اينكه اوباما معجزه كرده باشد. او در شرايطي كه اوج بيمنطقيهاي نومحافظهكاران بود، اين حرف كاملا منطقي را زد، جنگ عراق نشان داد كه جنگهاي نومحافظهكارانه نتيجه عكس ميدهد. چند ماه پيش بود كه اولين نماينده آمريكا در مذاكره 1+5 با ايران شركت كرد. در شرايط عادي، ديپلماتهاي واقعي بايد بگويند «ما مذاكره نميكنيم مگر آنكه در شرايط برابر قرار داشته باشيم و فضاي احترام متقابل برقرار باشد» اما ببينيد حالا وضع چه جوري است. آمريكا ميخواهد مذاكره كند و ما هم استقبال ميكنيم. ما مايليم روابطمان را با آمريكا و بقيه دنيا اصلاح كنيم اما اگر اصلاح روابط، ناشي از امتياز دادن و تسليم شدن و تغيير مواضع به بهاي هويت ملي، منافع ملي، تماميت ارضي كشور باشد هرگز.
به نظرتان بحث بستن تنگه هرمز چقدر قابليت اجرا دارد؟
چه كسي اين حرف را زده؟
ادعا شد که برخي مقامهاي نظامي ايران گفتهاند كه در صورت حمله آمريكا به ايران، تنگه هرمز را ميبنديم که البته تکذيب کردند، آيا همه اينها به ايده بستن تنگه هرمز قابليت اجرايي ميدهد؟
هرگز. به كساني كه اين حرف را ميزنند يادآوري ميكنم كه اين شعار در طول جنگ هشت ساله با عراق هم مطرح شد و بعد خودمان يك جوري جمعش كرديم چون فهميديم كه عملي نيست. كساني كه اين حرف را ميزنند فكر ميكنند تنگه هرمز چيزي است در حد كانال سوئز كه فقط يك كشتي به زحمت ميتواند از وسط آن عبور كند. آن قسمت از تنگه هرمز كه قابل كشتيراني است پهناي حداقل 15 مايلي دارد. عمق متوسط آن هم 60 تا 70 متر است. اگر واكنش نظامي مطرح شود كه جهان ما را به عنوان ياغي بينالمللي ميشناسد.
مباحث مربوط به مذاكره با آمريكا مثل بازگشايي دفتر حفاظت از منافع يا اظهارات اوباما را چقدر جدي ميدانيد؟
حرفي كه اوباما درباره مذاكره با ايران زد، اثر خودش را گذاشته، به اين دليل كه حرفي منطقي بود نه اينكه اوباما معجزه كرده باشد. او در شرايطي كه اوج بيمنطقيهاي نومحافظهكاران بود، اين حرف كاملا منطقي را زد، جنگ عراق نشان داد كه جنگهاي نومحافظهكارانه نتيجه عكس ميدهد. چند ماه پيش بود كه اولين نماينده آمريكا در مذاكره 1+5 با ايران شركت كرد. در شرايط عادي، ديپلماتهاي واقعي بايد بگويند «ما مذاكره نميكنيم مگر آنكه در شرايط برابر قرار داشته باشيم و فضاي احترام متقابل برقرار باشد» اما ببينيد حالا وضع چه جوري است. آمريكا ميخواهد مذاكره كند و ما هم استقبال ميكنيم. ما مايليم روابطمان را با آمريكا و بقيه دنيا اصلاح كنيم اما اگر اصلاح روابط، ناشي از امتياز دادن و تسليم شدن و تغيير مواضع به بهاي هويت ملي، منافع ملي، تماميت ارضي كشور باشد هرگز.
به نظرتان بحث بستن تنگه هرمز چقدر قابليت اجرا دارد؟چه كسي اين حرف را زده؟
ادعا شد که برخي مقامهاي نظامي ايران گفتهاند كه در صورت حمله آمريكا به ايران، تنگه هرمز را ميبنديم که البته تکذيب کردند، آيا همه اينها به ايده بستن تنگه هرمز قابليت اجرايي ميدهد؟
هرگز. به كساني كه اين حرف را ميزنند يادآوري ميكنم كه اين شعار در طول جنگ هشت ساله با عراق هم مطرح شد و بعد خودمان يك جوري جمعش كرديم چون فهميديم كه عملي نيست. كساني كه اين حرف را ميزنند فكر ميكنند تنگه هرمز چيزي است در حد كانال سوئز كه فقط يك كشتي به زحمت ميتواند از وسط آن عبور كند. آن قسمت از تنگه هرمز كه قابل كشتيراني است پهناي حداقل 15 مايلي دارد. عمق متوسط آن هم 60 تا 70 متر است. اگر واكنش نظامي مطرح شود كه جهان ما را به عنوان ياغي بينالمللي ميشناسد.
برخي مقامهاي اماراتي اعلام كردهاند كه اگر ايران اقدام به بستن تنگه هرمز كند ما هم طرحي داريم كه بر اساس آن تنگه هرمز را دور بزنيم كه هزينه آن هم بالغ بر 200 ميليارد دلار است. اين طرح به نظرتان چگونه است؟
بايد به آنها گفت هرچه زودتر اين كار را بكنيد. معطل نكنيد. همانگونه كه بيش از 40سال است مشغول دور زدن تنگه هرمز هستيد، ميلياردها دلار خرج كرديد، لولهسازي كرديد كه نفت عربستان، كويت و عراق و... را از راهي جز تنگه هرمز صادر كنيد و نتيجهاش را ديديد كه به جايي نرسيديد، اما باز هم پول خرج كنيد. البته همانطور كه گفتم تنگه هرمز را نميشود بست. اگر هم ما اين تنگه را ببنديم كشور ايران بيش از هر كشوري صدمه ميبيند چون صددرصد صادرات و واردات ما از اين تنگه عبور ميكند.
به نظر شما اگر روابط ايران و عربستان به حد معقول و متعادلي برسد، احتمال دارد بخشي از بحرانهاي منطقهاي حل شود.
اساسا روابط ايران و عربستان به حد معقولي رسيده و از دهه 1970 به اين سو روابط ما با عربستان جز در مدت اندكي متعادل، معقول و هميشه كارساز بوده و همين روابط منظم، رابطه ايران و عرب را هم منظم كرده است.
چگونه است كه سعود الفيصل گاهي وقتها سخناني ميگويد كه...
به اين دليل كه او وزير خارجه يك كشور مستقل است و به ما هيچ بدهي ندارد. او بر اساس سياست خارجي كشورش حرفهايي ميزند كه گاهي گوشهاي از اين حرفها به ما ميخورد. گاهي هم همين جناب سعود الفيصل بزرگترين دفاعها را از ايران كرده به خصوص در رابطه با جزاير و انرژي هستهاي. او تنها دوستي بود كه از مواضع ايران دفاع كرد و در تلويزيون بريتانيا به صراحت گفت كه چرا از انرژي هستهاي ايران سخن ميگوييد اما از اسرائيل صحبت نميكنيد؟ ميگوييد ايران «ميخواهد» بمب اتم داشته باشد اما اسرائيل كه بمب اتمي دارد. وي ميگفت «اگر ايران فقط حرف ميزند اما اسرائيل عمل ميكند. شما عمل را محكوم ميكنيد يا حرف را؟» در جايي ديگر وزير دفاع عربستان خيلي صريح در جواب آمريكا گفت كه ايران، يك كشور مستقل محسوب ميشود و حق دارد نيروهاي دفاعي خودش را گسترش دهد. چطور همه حق دارند ولي ايران حق ندارد؟ چه كسي چنين حمايتهايي از ايران كرده؛ نميدانم اين چه تفكري است كه عربستان را دشمن ما ميداند! عربستان و ايران دو ستون اصلي جهان اسلام هستند كه اگر با هم توافق داشته باشند صلح و آرامش در جهان اسلام حاكم ميشود ولي اگر اجازه دهيم قدرتهاي مجازي روابط دو طرف را به آتش بكشند، دودش اول از همه به چشم خود ما خواهد رفت.
آقاي دكتر نظرتان در مورد روابط ايران با مصر چيست؟
مصر يك كشور مهم عربي است ولي اگر نقش اين كشور را در منطقه و در دنياي عرب درست مطالعه كنيم ميبينيم كه چون مصر هيچ منبع درآمد درست و حسابي ندارد، به سمتي ميچرخد كه منافع مادياش را تامين كند. اصليترين منبع درآمد مصر توريسم است و چون در سالهاي اخير دچار ركود شديدي شده به كمكهاي نقدي آمريكا محتاج است. لاجرم روابط ايران و مصر هم بستگي به اين دارد كه چطور منابع مادياش تامين شود. آمريكا علاوه بر كمكهاي مادي بسياري كه به مصر ميكند سالي چند ميليارد دلار هم به جيب شخصي مبارك ميريزد. به اين ترتيب شما نبايد توقع داشته باشيد پرزيدنت مبارك اين موهبات نقدي را ناديده بگيرد و دستور آمريكا در زمينه عدم اصلاح روابط مصر با ايران را اجرا نكند. مصر هميشه اينگونه بوده، شعارش را ميدهد اما تا وقتي در روي پاشنه كنوني بچرخد، مصر هرگز با ايران روابط نخواهد داشت. مصر تا وقتي كه آمريكا اجازه ندهد، هرگز با ايران رابطه نخواهد داشت.
پس روابط ايران با عربها عمدتا در روابط ايران و عربستان خلاصه ميشود؟
نه. مصر و سوريه بسيار موثرند. ولي هرجا شكايتي از ايران باشد همه از جمله فلسطين و سوريه و عراق كه ما اين همه به آنها محبت داريم شكايت عليه ما را امضاء ميكنند. اين عشقهاي ما مايه دردسرند.
ولي وقتي همه دنيا دارند «خليج فارس» را «خليج» ميخوانند، نشان ميدهد كه اين شكايتها موثر بوده است.
نه، ابدا. تاثير پول دادنهاي صدامحسين و برخي شيوخ مجازي بوده كه موجب شده براي مدتي كوتاه از «خليج فارس» به عنوان «خليج» يا «خليج عربي» ياد كنند. همين كه ما اعتراض ميكنيم همه عذرخواهي ميكنند. بهترين نمونه آن هم اعتراض به نشنال جيوگرافي است.
اما گاهي واژه «عرب» را داخل پرانتز ميگذارند.
چون از عربها پول ميگيرند.
شما معيارهاي قدرت منطقهاي در حال حاضر را در چه مولفههايي ميدانيد؟
قدرت منطقهاي فقط داشتن پول و وضع اقتصادي خوب نيست. معيارهاي قدرت منطقهاي يا جهاني يك سلسله عوامل و عناصر است. قدرت نظامي هم هست، قدرت علمي و آموزشي، قدرت سياسي، قدرت بازرگاني و تجاري و خيلي چيزهاي ديگر هم است كه به صورتهاي مختلفي نزد ايران وجود دارد. ايران اساسا از ديد جغرافيايي يك كشور ثروتمند و نيرومند است. به لحاظ سياسي هم ثابت شده كه ايران ميتواند در سياستهاي منطقهاي تاثير بگذارد. مثلا منشأ قدرت حزبالله را ايران ميدانند. مقدار زيادي از اين مباحث به جغرافياي سياسي مربوط است كه در سيستم آموزشي ما اصلا وجود ندارد. به همين دليل است كه در بحث سياست خارجي و ديپلماسي، دچار سستي و ناتواني شديد هستيم.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


