اشكها و لبخندهاي باند 21 سالهها
کد خبر: ۲۴۷۳۲۶
| | 5592 بازدید
همه 21 ساله هستند، يكي گريه ميكند و ديگري ميخندد؛ همه بچه محل هستند و 9 ماهي ميشود گردنبندهاي زيادي را قاپيدهاند. يكي ميگويد وسوسه شده است، يكي ادعا دارد درآمد خوبي داشته و تنها براي هيجان دزدي ميكند.
به گزارش ايران روز 2 ارديبهشت ماه سال جاري در ماجراي گردنبندقاپي، 4 عضو يك باند كه در تهران فعاليت داشتند، با دستور بازپرس نصرتي از شعبه 7 به دادسراي امور جنايي تهران در اختيار پايگاه سوم پليس آگاهي تهران قرار گرفتند.
كارآگاهان در تحقيقات پليسي پي بردند نخستين دزدي اين باند جوان در خردادماه سال 90 رخ داده است و پس از گذشت يك سال، اقداماتشان حرفهايتر شده است.با توجه به افزايش اين دزديها، كارآگاهان به گشتهاي پنهان در محدوده فعاليت 4 دزد دست زدند تا اين كه روز 14 ارديبهشت ماه توانستند يكي از دزدان جوان را كه به كمين طعمهاش نشسته بود، در ميرداماد دستگير كنند.
«علي» 21 ساله ابتدا خود را بيگناه دانست سپس به دروغپردازيهاي عجيب پرداخت و وقتي ديد دستش نزد پليس رو شده است، چارهاي جز اعتراف و معرفي 3 همدست خود نديد. 48 ساعت از اعترافات اين تبهكار نگذشته بود كه كارآگاهان در 3 عمليات همزمان دزدان را در حالي كه خوابيده بودند در شهرك گلستان جاده ساوه دستگير كردند. هر چهار پسر جوان در اقدامي عجيب سكوت كرده و با اصرار بر بيگناهي به اين كه بازداشت شدهاند، اعتراض كردند تا اين كه همگي در برابر طعمههايشان به صف شدند و وقتي همه مالباختهها گفتند كه دزدان گردنبندهايشان همان 4 دوست هستند، سر به زير انداخته و اتهاماتشان را به گردن گرفتند. سرهنگ خانبابايي، رئيس پايگاه سوم پليس آگاهي تهران در اين باره گفت: دزدان جوان كه همگي 21 ساله هستند، حدود 9 ماه اقدام به گردنبندقاپي گسترده در سطح تهران كرده و كساني كه در دام آنان افتادهاند، ميتوانند براي شناسايي اعضاي اين باند با شماره 21865648 پايگاه سوم پليس آگاهي تماس بگيرند.
گفتوگو با 4 دزد جوان
علي 21 ساله است كه جوابهاي كوتاهي ميدهد.
چقدر درس خواندهاي؟
دوم دبيرستان.
جرمت چيه؟
گردنبندقاپي و زورگيري
چرا گردنبندقاپي؟
از روي بدبختي و نياز به پول، چون خرجي خانواده را ميدادم.
چه نقشي در گروه داشتي؟
ما گروهي نبوديم و جداگانه كار ميكرديم و فقط با هم بچه محل هستيم و من راننده بودم.
كار ميكني؟
در يك مغازه جوشكاري كار ميكردم و ماهانه 400 هزار تومان درآمد داشتم.
پس چرا دزدي؟
وسوسه شدم. ما بچه جاده ساوه هستيم و يك روز با عليرضا براي تعمير موتور به مغازهاي رفتيم و ديديم چند جوان با موتور و ماشين گرانقيمت خودنمايي ميكنند. وقتي درباره آنها پرسيديم، شنيديم كه خلافكار هستند؛ به همين دليل با عليرضا تصميم گرفتيم تا با گردنبندقاپي، پولدار شويم.
حرف آخر؟
پشيمان هستم و اين كار راه درستي براي پولدار شدن نبود.
عليرضا 21 ساله فقط نگران نامزدش است.
ازدواج كردي؟
بله، 3 ماه پيش با دختر مورد علاقهام نامزد كردم و براي رهايي از مشكلاتي كه داشتيم، در انتظار اين بودم كه بعد از مراسم عروسي، از منطقه قلعه مير جاده ساوه خارج شوم.
چرا دزدي؟
همان طور كه علي گفت، براي اين كه پولدار شويم، اين كار را كرديم.
سابقه داري؟
نه.
اما در پروندهات سابقه زورگيري ديده ميشود؟
نه. چند سال پيش در خيابان ستارخان تهران بودم كه پليس مرا دستگير كرد و بعد از انتقال به كلانتري به خاطر مظنون بودن به زورگيري يك شب بازداشتگاه بودم ولي فكر نميكردم سابقه حساب شود.
مشكلات خانوادگي داري؟
بله، پنج خواهر و برادر هستيم و من پسر بزرگ خانوادهام. هرچه كار ميكنم و درآمد دارم بايد براي خرجي خانوادهمان بدهم و پدرم هيچ كمكي براي خانه نميكند و فقط اسم پدر بودن دارد و
بي مسئوليت است.
حميد 21 ساله يكي ديگر از گردنبندقاپان است كه فقط گريه ميكند.
اما زماني كه شروع به حرفزدن ميكند ميتوان چهره مخفيشده زير اشكهايش را براحتي ديد.
چرا گريه ميكني؟
از روي بدبختي و اينكه زندگيام خراب شده است.
به چه جرمي دستگير شدي؟
گردنبندقاپي، اما فقط يكبار اين كار را كردم.
شغلت چيه؟
نجار هستم و ماهي 300 هزار تومان درآمد دارم.
سابقه داري؟
سابقه كه نه ولي يكبار با دوستم در پمپبنزين بوديم و برق زنجير طلاي مردي ما را بهخودش جلب كرد كه ناگهان دوستم به سمت مرد رفت و وقتي به من نزديك شد سوار موتور شد و گفت فرار كن. من شوكه شده بودم و قدرت حركت نداشتم، توسط مردم دستگير شدم.
اين بار چرا گردنبندقاپي كردي؟
نميدانم، چرا اين كار را كردم اما به پول نياز داشتم و قول ميدهم ديگر اين كار را نكنم.
دفعه پيش هم قول دادي؟
اشتباه كردم و حاضرم هركاري بکنم كه زودتر از اين زندان آزاد شوم و براي بهدست آوردن رضايت همه پول را به مالباخته بدهم.
گفتي كه پول نداشتي؟
هر كاري ميكنم تا رضايت بگيرم چون در بيابان زندگي كردن از زندان بهتر است.اميد 21 ساله برعكس همدستان ديگرش كه ناراحت بودند لبخند ميزد و ادعاي جالبي براي شركت در اين باند داشت.
چرا سرقت؟
من دزد نيستم و درآمد خوبي هم از كارم دارم اما بخاطر هيجان فرار از دست مردم و پليس دست به اين كار زدم.
مگر چه شغلي داري؟
در يك مبلسازي كار ميكنم ودرآمد خوبي هم دارم.
ازدواج كردي؟
قرار بود نيمهشعبان مراسم عروسيام را بگيرم اما با اين اشتباه كوچك نميدانم چه آيندهاي دارم و عروسيام برگزار ميشود يا نه؟!
بچه كجا هستي؟
ما همگي بچه محل هستيم و در شهرك گلستان جاده ساوه زندگي ميكنيم و من فقط حميد را ميشناسم و از 2 دزد ديگر تاحد اينكه بچه محل بوديم مطلع هستم.
به گزارش ايران روز 2 ارديبهشت ماه سال جاري در ماجراي گردنبندقاپي، 4 عضو يك باند كه در تهران فعاليت داشتند، با دستور بازپرس نصرتي از شعبه 7 به دادسراي امور جنايي تهران در اختيار پايگاه سوم پليس آگاهي تهران قرار گرفتند.
كارآگاهان در تحقيقات پليسي پي بردند نخستين دزدي اين باند جوان در خردادماه سال 90 رخ داده است و پس از گذشت يك سال، اقداماتشان حرفهايتر شده است.با توجه به افزايش اين دزديها، كارآگاهان به گشتهاي پنهان در محدوده فعاليت 4 دزد دست زدند تا اين كه روز 14 ارديبهشت ماه توانستند يكي از دزدان جوان را كه به كمين طعمهاش نشسته بود، در ميرداماد دستگير كنند.
«علي» 21 ساله ابتدا خود را بيگناه دانست سپس به دروغپردازيهاي عجيب پرداخت و وقتي ديد دستش نزد پليس رو شده است، چارهاي جز اعتراف و معرفي 3 همدست خود نديد. 48 ساعت از اعترافات اين تبهكار نگذشته بود كه كارآگاهان در 3 عمليات همزمان دزدان را در حالي كه خوابيده بودند در شهرك گلستان جاده ساوه دستگير كردند. هر چهار پسر جوان در اقدامي عجيب سكوت كرده و با اصرار بر بيگناهي به اين كه بازداشت شدهاند، اعتراض كردند تا اين كه همگي در برابر طعمههايشان به صف شدند و وقتي همه مالباختهها گفتند كه دزدان گردنبندهايشان همان 4 دوست هستند، سر به زير انداخته و اتهاماتشان را به گردن گرفتند. سرهنگ خانبابايي، رئيس پايگاه سوم پليس آگاهي تهران در اين باره گفت: دزدان جوان كه همگي 21 ساله هستند، حدود 9 ماه اقدام به گردنبندقاپي گسترده در سطح تهران كرده و كساني كه در دام آنان افتادهاند، ميتوانند براي شناسايي اعضاي اين باند با شماره 21865648 پايگاه سوم پليس آگاهي تماس بگيرند.
گفتوگو با 4 دزد جوان
علي 21 ساله است كه جوابهاي كوتاهي ميدهد.
چقدر درس خواندهاي؟
دوم دبيرستان.
جرمت چيه؟
گردنبندقاپي و زورگيري
چرا گردنبندقاپي؟
از روي بدبختي و نياز به پول، چون خرجي خانواده را ميدادم.
چه نقشي در گروه داشتي؟
ما گروهي نبوديم و جداگانه كار ميكرديم و فقط با هم بچه محل هستيم و من راننده بودم.
كار ميكني؟
در يك مغازه جوشكاري كار ميكردم و ماهانه 400 هزار تومان درآمد داشتم.
پس چرا دزدي؟
وسوسه شدم. ما بچه جاده ساوه هستيم و يك روز با عليرضا براي تعمير موتور به مغازهاي رفتيم و ديديم چند جوان با موتور و ماشين گرانقيمت خودنمايي ميكنند. وقتي درباره آنها پرسيديم، شنيديم كه خلافكار هستند؛ به همين دليل با عليرضا تصميم گرفتيم تا با گردنبندقاپي، پولدار شويم.
حرف آخر؟
پشيمان هستم و اين كار راه درستي براي پولدار شدن نبود.
عليرضا 21 ساله فقط نگران نامزدش است.
ازدواج كردي؟
بله، 3 ماه پيش با دختر مورد علاقهام نامزد كردم و براي رهايي از مشكلاتي كه داشتيم، در انتظار اين بودم كه بعد از مراسم عروسي، از منطقه قلعه مير جاده ساوه خارج شوم.
چرا دزدي؟
همان طور كه علي گفت، براي اين كه پولدار شويم، اين كار را كرديم.
سابقه داري؟
نه.
اما در پروندهات سابقه زورگيري ديده ميشود؟
نه. چند سال پيش در خيابان ستارخان تهران بودم كه پليس مرا دستگير كرد و بعد از انتقال به كلانتري به خاطر مظنون بودن به زورگيري يك شب بازداشتگاه بودم ولي فكر نميكردم سابقه حساب شود.
مشكلات خانوادگي داري؟
بله، پنج خواهر و برادر هستيم و من پسر بزرگ خانوادهام. هرچه كار ميكنم و درآمد دارم بايد براي خرجي خانوادهمان بدهم و پدرم هيچ كمكي براي خانه نميكند و فقط اسم پدر بودن دارد و
بي مسئوليت است.
حميد 21 ساله يكي ديگر از گردنبندقاپان است كه فقط گريه ميكند.
اما زماني كه شروع به حرفزدن ميكند ميتوان چهره مخفيشده زير اشكهايش را براحتي ديد.
چرا گريه ميكني؟
از روي بدبختي و اينكه زندگيام خراب شده است.
به چه جرمي دستگير شدي؟
گردنبندقاپي، اما فقط يكبار اين كار را كردم.
شغلت چيه؟
نجار هستم و ماهي 300 هزار تومان درآمد دارم.
سابقه داري؟
سابقه كه نه ولي يكبار با دوستم در پمپبنزين بوديم و برق زنجير طلاي مردي ما را بهخودش جلب كرد كه ناگهان دوستم به سمت مرد رفت و وقتي به من نزديك شد سوار موتور شد و گفت فرار كن. من شوكه شده بودم و قدرت حركت نداشتم، توسط مردم دستگير شدم.
اين بار چرا گردنبندقاپي كردي؟
نميدانم، چرا اين كار را كردم اما به پول نياز داشتم و قول ميدهم ديگر اين كار را نكنم.
دفعه پيش هم قول دادي؟
اشتباه كردم و حاضرم هركاري بکنم كه زودتر از اين زندان آزاد شوم و براي بهدست آوردن رضايت همه پول را به مالباخته بدهم.
گفتي كه پول نداشتي؟
هر كاري ميكنم تا رضايت بگيرم چون در بيابان زندگي كردن از زندان بهتر است.اميد 21 ساله برعكس همدستان ديگرش كه ناراحت بودند لبخند ميزد و ادعاي جالبي براي شركت در اين باند داشت.
چرا سرقت؟
من دزد نيستم و درآمد خوبي هم از كارم دارم اما بخاطر هيجان فرار از دست مردم و پليس دست به اين كار زدم.
مگر چه شغلي داري؟
در يك مبلسازي كار ميكنم ودرآمد خوبي هم دارم.
ازدواج كردي؟
قرار بود نيمهشعبان مراسم عروسيام را بگيرم اما با اين اشتباه كوچك نميدانم چه آيندهاي دارم و عروسيام برگزار ميشود يا نه؟!
بچه كجا هستي؟
ما همگي بچه محل هستيم و در شهرك گلستان جاده ساوه زندگي ميكنيم و من فقط حميد را ميشناسم و از 2 دزد ديگر تاحد اينكه بچه محل بوديم مطلع هستم.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


