رويارويي با ايران، دغدغه ذهني رئيسجمهور آينده آمريكا
بحث جنگ با ايران ترساننده است، اما اين بحث تنها در دولت بوش مطرح نبوده و نامزدهاي رياستجمهوري آمريكا نيز هيچگاه اين گزينه را پايانيافته ندانستهاند و «باراك اوباما» و «جان مك كين» هم از اين قايله جدا نيستند.
به گزارش سرويس بينالملل «تابناك» به نقل از «اينترنشنال هرالد تريبون»، بحث مهمتر اين است كه اين روزها در محافل سياسي داخلي واشنگتن، در تحقيقات، اظهارنظرها، اجلاسها، نشستهاي كنگره و كنفرانسها، چهرههاي منطقي از هر دو جناح سياسي آمريكا با جديت در حال بررسي گزينه نظامي در كنار راههاي ديپلماتيك هستند.
يكي از مهمترين اين بحثها، گزارشي است كه در مركز سياسي دوحزبي واشنگتن منتشر شده است. اين مركز توسط چهار سناتور پيشين آمريكايي (رابرت دل و هوارد بيكر از حزب جمهوريخواه و تام وشل و جورج ميچل از حزب دمكرات) براي ارايه سياستهاي مورد قبول هر دو حزب راهاندازي شده است.
در اين گزارش همچنين هشدار داده شده كه دولت بعدي، وقت و گزينههاي كمتري را براي مقابله با تهديد ايران در اختيار دارد، استراتژيهايي مانند جلوگيري از واردات بنزين به ايران را پيشنهاد ميكند، اما همچنان تأكيد دارد كه حمله نظامي به ايران، گزينه موجهي است كه تنها بايد در آخرين مرحله عملي شود.
از نويسندگان اين مقاله ميتوان به «دنيس راس»، مشاور ارشد خاورميانهاي اوباما و «دان كوتس»، سناتور سابق و مشاور مككين اشاره كرد.
«اشتون كارتر»، از مقامات ارشد پنتاگون در دولت كلينتون، در مقالهاي براي مركز امنيتي آمريكاي جديد يك مؤسسه معتبر دوحزبي، نوشته است: اقدام نظامي، تنها بايد بخشي از يك استراتژي پيچيده باشد، اما جزيي از هر گزينه واقعي قلمداد ميشود.
در كنفرانسي در ماه سپتامبر در ويرجينيا كه در انستيتو سياست خاور نزديك واشنگتن ترتيب داده شده بود، نزديكان سياسي مككين و اوباما تأكيد كردند كه آمريكا بايد بر جلوگيري از دستيابي ايران به بمب متمركز شود، نه اينكه اجازه دهد ايران به آن دست پيدا كرده و سپس تلاش كند تا مانع استفاده آن شود.
البته با توجه به بحران اقتصادي جهان و ديگر معضلات، اينكه مردم آمريكا چندان هم از اين بحث آگاه نيستند، تعجببرانگيز نيست، اما مسئله مهم، شباهت روند پيش از جنگ با عراق با مسئله ايران است.
اگر در آن زمان مردم آمريكا در شوك حملات يازده سپتامبر بودند و تمركز كامل بر نابودي «القاعده» در افغانستان بود، ناگهان همه بحثها به سرعت به سمت هدف بعدي يعني عراق رفت.
دولت بوش مسئله را مطرح كرد و اين پرسش نيز در محافل سياسي آمريكا مطرح شده و در همانجا پيش از اينكه مردم آمريكا آگاه شوند، پاسخ داده شده بود؛ آيا آمريكا بايد به صدام حسين حمله كند؟ مطمئنا بله.
هرچند اين بار بحث چندان يكطرفه هم نيست؛ بيشتر كارشناسان هشدار دادهاند كه اقدام نظامي، ريسك بسيار بالايي براي آمريكا دارد، ضمن آنكه هيچ تضميني نيز براي از بين بردن برنامه اتمي ايران ندارد.
راس، مذاكرهكننده ارشد خاورميانهاي جورج بوش پدر و بيل كلينتون، در مطلبي درباره عراق ميگويد: تقريبا همه مذاكرات متمركز بر اقدام نظامي است.
وي ميگويد: اين بار كارشناسان موضعي جديتر و سيستماتيكتر به گزينههاي گوناگون دارند، چراكه تلاشهاي ديپلماتيك در روند حركت ايران به سمت تكنولوژي اتمي اختلالي ايجاد نكرده است.
به اين ترتيب، با توجه به دستيابي ايران به سوخت سلاح اتمي تا سال 2010 رئيسجمهور بعدي بايد به سرعت ذهن خود را بر اين امر متمركز كند.



