فدراسیونی که داعیه استقلالطلبی دارد
آقای کفاشیان، بمب خنده دوای درد فوتبال نیست
فوتبال نمیتواند در برزخ نفس بکشد و برای اینکه آن را از این حالت برزخی درآوریم، باید وزارت ورزش و جوانان با تکیه بر قانون، تکلیف نهایی فدراسیون فوتبال را روشن کند، با کفاشیان یا بدون کفاشیان تفاوتی نمیکند. مهم این است که فوتبال سکاندار نهایی و اصلی خود را بشناسد و یا اینکه اعلام شود، کفاشیان تا راهیابی تیم ملی به جام جهانی هست و با قاطعیت از او حمایت شود.
علی کفاشیان که پس از یک دوره فترت و پر فراز و نشیب، بار دیگر سکاندار فوتبال ایران شد، اکنون به همان نقطه آغاز خود برگشته و با نادیده گرفتن همه وعده و وعیدهای انتخاباتی ـ که پیش از برگزاری انتخابات فدراسیون فوتبال می داد ـ توپ ضعفها و کم کاریها و نداریها را به سمت دیگری انداخته تا همچنان با مظلومنمایی، فضای افکار عمومی جامعه را در دست داشته باشد.بنا بر این گزارش، کفاشیان البته همچون بیشتر موضوعات گذشته، این بار هم از باب شوخی وارد موضوع شده و بنا دارد، چنین بار بزرگی را بر دوش دیگران بنهد تا خود را از ناهمواریها و ناملایماتی که درست کرده، در امان نگه دارد.
امروز در حالی کفاشیان از نداری سخن میگوید که تیم ملی در حساس ترین مرحله به جهت اهمیت حضور در جام جهانی قرار گرفته و جالب اینکه وقتی دوران مدیریت دکتر دادکان و صفایی فراهانی با دوران وی مقایسه میشود، ادعا میکند که آنها از کمکهای دولت و اسپانسرهای دولتی برخوردار بودند، در حالی که دادکان قراردادی با ایرانول ـ که یک شرکت ایرانی بود ـ بست و با جذب چند اسپانسر داخلی و خارجی دیگر، کاری کرد که هیچ نیازی به دولت و کمکهای دولتی نداشت و هیچ گاه از نداری حرفی به میان نیاورد.
در مقابل، وزیر ورزش و جوانان همان موضع گذشته خود را تکرار کرده و ضمن تأیید حمایت از کی روش و تیم ملی فوتبال اعلام کرده، فدراسیونی که دم از استقلال میزند و تشکیلاتی با این بزرگی را در اختیار دارد، نباید از نداری سخن بگوید و اینها از همان دلایلی است که لزوم تغییرات در فدراسیون فوتبال را تأیید میکند.
علی کفاشیان شاید فراموش کرده که حمایت برخی رسانهها و افکار عمومی از او در قبال وزارت ورزش از باب کارنامه موفقش نبود؛ چه اینکه ضعیف ترین دوران فوتبالی ما در دو دهه اخیر، همین چهار سال حضور کفاشیان و دار و دسته اش است، بلکه از این بابت رسانهها از کفاشیان حمایت کردند که استقلال فدراسیون فوتبال حفظ شود؛ استقلالی که کفاشیان در چهار سال گذشته به حراج گذاشته بود و هر زمان به مشکلی برخورد میکرد، از دخالتها میگفت و وانمود میکرد دیگرانی هستند که نمیگذارند، او موفق باشد و برنامههایش را موفقیت آمیز به پیش ببرد.
امروز کفاشیان با دو مشکل عمده روبهرو شده و اگر نخواهد از سر لج و لجبازی با این دو مشکل کنار بیاید، بزرگترین ضربه و یا ضربه نهایی را وی به حیثیت خود و فوتبال ایران وارد خواهد کرد.
اینکه سازمان بازرسی همچنان روی حضور او به عنوان یک بازنشسته انگشت گذاشته و فیفا هم نمی تواند در این مورد مانع تراشی کند، چرا که در اساسنامه فیفا این مورد لحاظ شده که برخی امور کشورها میتواند در اداره فوتبال همان کشور لحاظ شود؛ بنابراین، آقای کفاشیان هم نمیتواند با تمسک به این مورد، باز هم برای خود زمان بخرد.
بحث دیگری که لجبازی کفاشیان را میتواند به یک بحران بزرگ برای فوتبال ما تبدیل کند، اوضاع نامعلوم و نامشخص او و ادامه کارش به عنوان یک فردی که هنوز تأیید نشده است و از این حالت ضربات بسیاری متوجه فوتبال ایران میشود؛ دقیقا همانند تیمی میماند که مربی آن هنوز تعیین نشده و با گذاشتن یک مربی موقت به فکر سروسامان دادن کارها هستند. در این حالت، نه بازیکن حرف مربی را میخواند و نه باشگاه بر روی او حساب باز میکند و طبیعی است که خود مربی هم دل و دماغ کار کردن ندارد.
اکنون بر همگان روشن است که کفاشیان با این تشکیلات وزارت ورزش میانه خوبی ندارد و از هر راهی میخواهد این اختلاف را بروز و نمایش دهد و از طرفی، وزیر ورزش هم قانون را فصل الخطاب قرار داده و میگوید، هر چه قانون بگوید تابع آن خواهد بود؛ به عبارتی، قانون تأیید کرده که کفاشیان نمیتواند رییس فدراسیون باشد و در همین اوضاع و احوال هم وزیر بارها پاسخ کفاشیان را مستقیم و غیر مستقیم داده است.
آنجا که کفاشیان میگوید برای اجرای برنامههای تیم ملی نیاز به کمک وزارت ورزش داریم، میبینیم که دکتر عباسی به عنوان وزیر ورزش خیلی شفاف میگوید که هنر رییس فدراسیونی که داعیه استقلال طلبی دارد، این نیست که تنها درباره خودش و انتخابات از استقلال حرف بزند بلکه یک رییس فدراسیون باید بتواند به لحاظ مالی و اداری و تدارکاتی هم امور مربوطه را به پیش ببرد ضمن اینکه وزیر ورزش بارها تأیید کرده که از برنامههای کی روش و تیم ملی فوتبال حمایت خواهد کرد.
اما سخن پایانی:
کلام آخر جمع بندی از موضوع مطرح است و آن هم اینکه فوتبال نمیتواند در برزخ نفس بکشد و برای اینکه فوتبال را از این حالت برزخی درآوریم، باید وزارت ورزش و جوانان با تکیه بر قانون تکلیف نهایی فدراسیون فوتبال را روشن کند، با کفاشیان یا بدون کفاشیان تفاوتی نمیکند، مهم این است که فوتبال سکاندار نهایی و اصلی خود را بشناسد و یا اینکه اعلام شود که کفاشیان تا صعود تیم ملی به جام جهانی هست و با قاطعیت از او حمایت شود.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۹
انتشار یافته: ۱
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



