سرکشی به پشت صحنه «سرزمین دانایی»؛
مسابقه از نوعی که تلویزیون به آن نیاز دارد!
جستوجوی مسیر در بیابان و جنگل، ساخت یک قایق با ابزار ساده و کارکرده، تولید الکتریسیته، تولید صابون و الکل جامد و کارهایی از این دست، حتما جالب خواهد بود، به ویژه هنگامی که پای مسابقه و سرعت عمل هم در میان باشد؛ اینها تنها بخشی از یک مسابقه تلویزیونی است که به تازگی از تلویزیون پخش میشود و طرفداران خاص خود را پیدا کرده است؛ مسابقه از نوعی که متأسفانه مدتها بود، جای خالیاش را احساس میکردیم.
کد خبر: ۲۳۳۷۰۱
| | 6258 بازدید
هنوز بسیاری به یاد دارند که سالها پیش، مسابقهای با نام «راز سیب» در یکی از شبکههای محدود آن موقع تلویزیون پخش میشد که سوای الگوبرداری از شبکههای خارجی، علاقهمندان بسیاری داشت؛ مسابقهای که البته عمر زیادی نداشت، ولی طراحی و اجرای مناسبش، کاری کرد که در ذهن شمار بسیاری ماندگار شود. اکنون هم با گذشت سالها، مسابقه در حال پخش است که ظاهرا بد از آب در نیامده است. به گزارش «تابناک»، هیچ تردیدی نیست که در سالهای اخیر و با هجوم سازمان یافته شبکههای گوناگون ماهوارهای، فضای فرهنگی جامعه با مسائلی روبهرو شده که بیشباهت با جنگ نیست؛ جنگی البته از نوع نرم که نقش رسانهای مانند تلویزیون در آن انکارناشدنی است و البته مدیران تلویزیون هم حتما به خوبی از نقششان در این زمینه آگاهند و گویا، فارغ از انتقادات بسیاری که به کارشان هست و حتی نتیجهای که به دست آوردهاند (موفق یا ناموفق)، تلاششان در این باره انکارشدنی نیست.
ساخت سریالهای ملودرام ۹۰ شبی، طنزهای نمایشی، پخش چند فیلم و سریال همزمان از چند شبکه، ساخت برنامههای چالشی گفتوگومحور و مسابقات تلفنی و... از جمله این تلاشها در این چند وقت گذشته بوده که بیگمان، هم کافی نیست و هم تا اندازهای کارا نبوده است؛ شاید از آن جهت که برخی از قالبهای رایج تلویزیونی دیگر در میان خانوادههای ایرانی و نسل جوانتر طرفدار نداشته و با ذایقه امروزی، هم خوانی ندارد.
این در حالی است که در دنیای رسانههای تصویری، اصل بر نوآوری و سلیقه سازی قرار گرفته و سرگرمی باید هدفمند و آموزنده باشد.
برای نمونه، در حالی که مسابقات تلویزیونی در همه جای دنیا، یکی از پربینندهترین برنامههای تلویزیونی است، ولی میبینیم که در سالهای گذشته، شبکههای گوناگون رسانه ملی در کشورمان به ساخت مسابقاتی روی آوردهاند که بیشتر یا مجری محور بودهاند و یا از طریق ارتباط با بیننده به وسیله تلفن و یا حداکثر حضور چند نفر در یک استودیوی بزرگ و زیبا خلاصه شدهاند و برتری در آنها، در گرو پاسخ به ترکیبی از سوالهای علمی، فرهنگی و هنری بوده که متکی به حافظه شرکت کنندههاست؛ بدون ذرهای خلاقیت و حتی بدون سنجش واقعی آموختههای دانشگاهی و مهارتهای زندگی شرکت کنندهها!
اینجاست که ساخت برنامهای با نام مستند مسابقه سرزمین دانایی ـ که از شبکه پنج سیما پخش میشود ـ بیشتر به چشم میآید و ما را ترغیب میکند که به سراغ دست اندرکاران این «مستند ـ مسابقه» برویم؛ جایی که گروه تهیه و کارگردانی، برای انتخاب عنوان مستند ـ مسابقه ادله جالبی دارند و میگویند: «سرزمین دانایی»، در واقع مستندی از رقابت واقعی در شرایط طبیعی و گاه پیش بینی نشده برای افراد تحصیل کرده میسازد که ایشان را در شرایط تجربه نشدهای قرار داده و روش برخورد آنها با حل مسأله و مشکل را به تصویر میکشد.

مسابقهای که در آغاز هر بخش آن و با شروع تیتراژ، جملهای نقش میبندد که در واقع ترجمه آیه ۹ سوره مبارکه زمر است: «آیا آنان که میدانند با آنان که نمیدانند برابرند؟» این جمله، در واقع همه هدف تولید این مجموعه را به دور از روشهای نخ نما شده و تکراری کارهای تلویزیونی بیان میکند که البته چندان بد از آب درنیامده اما حتما جای بهتر شدن هم دارد؛ مثل همراه شدن تیتراژ با یک موسیقی ایرانی به جای موسیقی پرهیاهویی که برای بازیهای کامپیوتری کاربرد دارد.
پس از هماهنگی با ابوطالب، نویسنده و کارگردان این برنامه ـ که پیشتر در عالم سیاست میشناختیمش و ظاهرا حالا ترجیح میدهد که کار متفاوتی انجام دهد ـ به پشت صحنه ضبط مسابقه رفتیم تا از نزدیک با فعالیت ایشان آشنا شده و پیچیدگیهای کارشان را ببینیم.
شرکت کنندگان این برنامه، با نامنویسی در سایت برنامه و مصاحبه حضوری انتخاب میشوند و به گفته تهیه کننده برنامه، «آن عده را که به مرحله فینال میرسند، میتوان نخبگان جوان علمی نامید که با تحصیلات تکمیلی در رشتههای فنی و علوم پایه در یک ورک شاپ با شرایط احتمالی پیش رو و قواعد و مقررات مسابقه آشنا میشوند». هرچند در همه بخشهای این مستند ـ مسابقه، شرکت کنندهها با فعالیتهایی همچون کوهنوردی، صخره نوردی، صید ماهی و زندگی در شرایط سخت جنگل و دریا، تهیه آتش و آب و غذا و جان پناه در شب و... روبهرو میشوند، این موضوع اصلی رقابت نیست، بلکه رقابت بین گروهها، در استفاده از دانش و تجربههای پیشین آنها برای جستوجوی مسیر در بیابان و جنگل و مهمتر از آن طراحی و ساخت یک قایق با ابزار ساده و کارکرده یا تعمیر وسایل حرکتی خراب برای ادامه راه، تولید الکتریسیته، ساخت بالن برای تصویربرداری هوایی از مسیر حرکت و کشف مقصد، ساخت گیرندهای برای پیدا کردن نفر گم شده گروه، تولید مواد شیمیایی مثل صابون و الکل جامد یا ساخت اجاق خورشیدی و توربین بادی و موشک آبی و... بدون ابزار کافی و آزمایشگاهی شکل میگیرد که منجر به خلق صحنههای زیبایی میشود.
این در حالی است که مراحل مسابقه، با توجه به توانمندیهای علمی و بدنی شرکت کنندهها برگزیده میشود و جالب اینجاست که تا ساعاتی پیش از آغاز فیلمبرداری و حتیگاه در حین ضبط مسابقه هم، ممکن است با توجه به شرایط آب و هوایی و میزان پیشرفت گروهها در رسیدن به مقصد، آیتمهای مسابقه و مسیر توسط گروه علمی و کارگردانی تغییر کند.
و بدین ترتیب، گروه سازنده این برنامه، با هشت تا ده تیم تصویربرداری، مستند سیر این مسیر و تجربه زندگی در شرایط سخت و روش حل مسأله توسط شرکت کنندههای این رقابت را ثبت و ضبط میکنند و در واقع گروه در هر مسابقه، سه مستند جداگانه میسازند که بعد، در مرحله تدوین به یک مستند ـ مسابقه تبدیل میشود.
گویا، این مجموعه که بر پایه یک ژانر جدید ساخته میشود، بدون اغراق یک اثر کاملا متفاوت تلویزیونی است و این ابداع میتواند تصور و توقع مدیران و برنامه سازان را از مسابقات تلویزیونی کنونی ـ که گاه همه عوامل اصلی آن به ده نفر هم نمیرسد! ـ تغییر داده و حتی کاری کند که دوباره خانوادهها و مخاطبان از دست رفته تلویزیون، با آن آشتی کنند که موفقیت نسبی در این زمینه نیز گامی بلند و مبارک به شمار میرود.
برنامهای که شاید هزینههای تولیدش، گزاف هم باشد اما حتما در قیاس با یک تله فیلم نود دقیقهای که گاه تا چند صد میلیون هم هزینه میبرد و اگر به پخش برسد، در بهترین شرایط کمتر از ۱۱ درصد مخاطب پیدا میکند، به صرفه خواهد بود؛ فارغ از اینکه با مسابقهای روبهرو هستیم که علوم پایه و فنی مثل فیزیک و شیمی را برای مردم ملموس و ساده میکند.
این در حالی است که سازندگان این مستند ـ مسابقه، بر خلاف بیشتر برنامههای مستند یا نمایشی تلویزیون که در استودیوهای پیرامون تهران و شهرک سینمایی و لوکیشنهای معروف و نزدیک مرکز ساخته میشود، گوشههای دیده نشدهای از کشور پهناورمان را با چشم ما آشنا میکنند که کمتر به آنها پرداخته شده است؛ مثل شبه جزیره زیبای میانکاله یا روستای دور افتاده «غریب محله» در جنگلهای انبوه شمال و یا حتی جزیره کوچک هندورابی در گستره بزرگ خلیج فارس که سالهاست از دید رسانه ملی دور مانده است.
شاید بد نباشد که در قحطی خلاقیت در رسانه ملی و هجوم رسانههای تصویری خارج از کشور، تولید برنامههایی از این دست را به فال نیک بگیریم و منتظر تولید محصولاتی بهتر از آن هم باشیم.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


