سیاستورزی عالمانه در رویارویی با خفقان زمانه
امام صادق ـ عليهالسلام ـ به معلى ابن خنيس كه به دست حاكمان زمان خود كشته شد، فرمود:
اى معلى؛ كار ما را پنهان بدار و آشكار مكن، كسى كه كار ما را پنهان بدارد، خداوند او را در دنيا عزيز مىدارد.
رواياتى هست حاكى از آن كه شدت فشار به اندازهاى بود كه حتى شيعيان، بدون اعتنا به همديگر از كنار همديگر رد مىشدند. منصور در مدينه جاسوسانى داشت كه تجسس مىكردند و هر كه را مىشناختند از پيروان جعفر ابن محمد ـ عليه السلام ـ است، گردن مىزدند.
امام صادق ـ عليه السلام ـ شديداً تحت مراقبت منصور بود، با آن كه از پيش به امر هشام در شام جلب شده بود، بار ديگر به امر منصور در شام جلب شد و مدتى امام تحت نظر ماند و عزم كشتن آن حضرت را كردند و هتكها نمودند و سرانجام اجازه مهاجرت دادند. حضرت به مدينه بازگشتند و بقيه عمر را در حال تقيه در مدينه ماند. منصور آزارها و كشتارهاى بىرحمانه در حق سادات علويين روا داشت كه به دستور وى، آنان را دسته دسته مىگرفتند و در قعر زندانهاى تاريك، با شكنجه و آزار به زندگىشان پايان مىدادند؛ جمعى را گردن مىزدند و گروهى را زنده زير خاك پنهان مىكردند و جمعى را در پى ساختمانها يا ميان ديوارها گذاشته و رويشان ديوارها را بالا مىبردند.
منصور پس از آن كه خبر شهادت امام ششم را شنيد، به والى مدينه نوشت كه وصى او را گردن بزند، اما وقتى وصيتنامه آن حضرت را خواندند، ديدند كه امام پنج نفر را وصى خود تعيين كرده است: ابى جعفر منصور، محمد ابن سليمان، عبدالله ابن جعفر، موسى ابن جعفر و حميده زوجهاش. موضوع را به منصور خبر دادند، و او گفت: من را به قتل اينها راهى نيست.
در چنين جو اختناقآميز سياسى كه هر نفسى در سينه حبس مىشود، امام صادق ـ عليه السلام ـ شبكه گستردهاي را كه كار آن، اشاعه امامت آل على ـ عليه السلام ـ و تبيين درست مسئله امامت بود، رهبرى مىكرد؛ شبكهاي كه در بسيارى از نقاط دور دست كشور مسلمان، به ويژه در نقاط عراق عرب و خراسان، فعاليتهاى چشمگير و ثمربخشى را درباره مسأله امامت عهدهدار بود.
منصور به امام صادق ـ عليه السلام ـ مىگفت: چرا نزد من رفت و آمد نمىكنى، آن چنان كه ديگران رفت و آمد دارند؟
امام فرمودند: از امور دنيا، چيزى در اختيار من نيست كه از دست دادن آن را توسط تو بترسم، و از امور آخرت، تو چيزى ندارى كه در آن طمع نمايم و در نعمتى هم نيستى كه برايت تهنيت بگويم؛ پس براى چه بيايم؟ منصور گفت: بيا من را نصحيت كن. امام فرمود: كسى كه طالب دنياست، تو را نصيحت نمىكند و هر كه طالب آخرت است با تو همنشينى نمىكند.
ادامه این متن را در ستون سمت راست بخوانید.



