مهماندوست چگونه زمین خورد؟
ضعف مدیران تکواندو در سایه مدالهای ساعی
در سه دوره که هادی ساعی و یوسف کرمی توانستند در المپیک، از حیثیت تکواندو ایران دفاع کنند، چه اتفاقات مثبت دیگری افتاده، جز اینکه به بهانه بها دادن به این دو ورزشکار، جلوی رشد بسیاری از جوانان خوش آتیه را گرفته و یا هرگز میدانی به آنها ندادهاند که خود را نشان دهند. با وجود این، فدراسیون تکواندو در سایه افتخارات ساعی، خود را مصون از هر انتقادی دانسته و هرگاه فردی و یا منتقدی خواسته جلوی نقاط ضعف آنها بایستند، محو شدند و هیچ گاه هیچ مسئولی نخواسته که پای درد دل آنها بنشیند.
سرویس ورزشی ـ یک لحظه فکر کنید که در سایه مدالهای ارزشمند هادی ساعی در سه دوره المپیک، صندلی چه افرادی در پست مدیریتی که داشتند محکم شده و آنها از بابت افتخارات هادی ساعی، چه سودهایی بردهاند!
به گزارش «تابناک»، در بطن همین فدراسیونی که هادی ساعی از درون آن در سه دوره پیاپی المپیک، سه مدال ارزشمند به دست آورد (دو مدال طلا و یک برنز) بودند و هستند افرادی که برای دلسرد کردن هادی از هر کاری فروگذار نکردند، چرا که اصولا برخیها مخالف موفقیتهای زیاد یک ورزشکار و یک قهرمان هستند، چه اینکه در آن صورت این آقایان در سایه قرار میگیرند و خیلی به زعم خود متضرر میشوند.
این بود که در نوع انتخاب و اعزام هادی ساعی به المپیک پکن، شک و شبهه زیادی انداختند و اگر جدیت و ممارست و تلاش ساعی نبود، شک نکنید که او را به بهانههای گوناگون از جمله بالا رفتن سن و دوری از تمرینات و حضور در شورای شهر و... از فرستادن به المپیک باز میداشتند.
اما هادی مثل همیشه جنگید و ایستاد و مبارزه کرد تا به المپیک برود و در آنجا هم آبروی ورزش ایران را با به دست آوردن تک مدال طلای خود بخرد و باز هم برخی عمر مدیریتشان درازتر باشد!
یقین داشته باشید که همین امروز هم از نام و سایه هادی خوششان نمیآید و دوست ندارند او پیرامون تکواندو باشد، چرا که نام هادی ساعی روی تشکیلات فدراسیون و مدیران آن سنگینی میکند و جالب اینکه هادی ساعی از آن دست افرادی نیست که بخواهد از این موقعیت استثنایی که خودش درست کرده، سوءاستفاده کند، چه اینکه در همین ورزش داریم کسانی که یک گل زده و یا دو مدال گرفتهاند و هر روز آن را به سر مردم میزنند و از کنار آن تا توانستهاند به سود خود بهره بردهاند، ولی در شخصیت پرافتخارترین ورزشکار ایران در تمام ادوار المپیک چنین مشخصاتی نیست.
اکنون همین مورد را ارتباط بدهیم به بحث رضا مهماندوست که نقش بسزایی در موفقیتهای اخیر تکواندوی ایران داشت و هم او بود که با رفتار درست و برادرانه و دوستانه اش با هادی ساعی، موجبات کسب مدال طلای هادی را در المپیک پکن فراهم آورد و با هدایت او بود که تیم ملی تکواندی ایران برای نخستین بار بالاتر از کرهایها ایستاد و قهرمان جهان شد.
شواهد و قرائن هم حکایت از موفقیت تکواندوی ایران با هدایت مهماندوست در المپیک لندن داشت که به یکباره زمزمه برکناری او از هدایت تیم ملی شنیده شد و آنچنان زود او را استعفا دادند و یا مجبور به استعفایش کردند که هیچ کس گمان نمیکرد، چرا که مهماندوست هم در کار خودش کم کم داشت تبدیل به یک مهره بزرگ دیگر میشد که خیلیها باید در سایه وی قرار میگرفتند.
همین خیلیها باز هم برنتابیدند و با کوچکترین بهانهای که دستشان آمد، زمینه فراری دادن مهماندوست از سرمربیگری تیم ملی را فرهم آوردند، چرا که نمی خواستند یک هادی ساعی دیگر در برابر آنها قد علم کند! بماند که برخی از کنار حضور در این سمتها به چه منافعی رسیده اند و از بحث واردات هوگوهای الکترونیکی...!
با وجود این، اگر یکی مثل هادی ساعی که همگان میدانند جزو نوادر و استثناهای ورزش در جهان است و بخش عظیمی از موفقیتهایی که او محصول ممارست، ذکاوت، تیزهوشی، سلامت زندگی کردن، مغرور نشدن، قانع نشدن، به دنبال مادیات نبودن و یا به عبارتی بی نیازی در عین نیازمند بودن و... تمرینات منظم و مرتب داشتن بوده است و اگر فرد یا افرادی و فدراسیونی بخواهد این را و این همه افتخارات را به نام خود ثبت و ضبط کند، تنها به قصد بهرهبرداریهای آنچنانی است که متأسفانه این چنین نیز شده است.
بررسی کنید و ببینید در این سه دوره که هادی ساعی و یوسف کرمی توانستهاند در المپیکها از اعتبار و حیثیت تکواندوی ایران دفاع کنند، چه اتفاقات مثبت دیگری افتاده، جز اینکه به بهانه بها دادن به این دو ورزشکار، جلوی رشد بسیاری از جوانان خوش آتیه را گرفته و یا هرگز میدانی به آنها نداده اند که خود و استعدادشان را نشان دهند.
با وجود این، فدراسیون تکواندو در سایه افتخارات هادی ساعی در همه این سالها، خود را مصون از هر انتقادی دانسته و هر گاه فرد یا افراد و یا منتقدینی خواسته اند در جلوی نقاط ضعف آنها بایستند، سریع نابود شدهاند و هیچ گاه هیچ مسئولی هم نخواسته که پای درد دل آنها بنشیند (متأسفانه)!
نمونه بارز آن رضا مهماندوست بود که تنها به این دلیل که تقاضای حق و حقوقش را کرد توسط گروه مخالفش در فدراسیون زمین خورد و این درست هنگامی رخ داد که مهماندوست آماده میشد تا در المپیک لندن افتخاری بزرگ را نصیب کاروان ورزشی ایران کند و اکنون در آستانه این اتفاق مهم، عنان کار را از او گرفتند تا اگر موفقیتی به دست آمد، به نام خودشان به ثبت برسانند و اگر هم غیر از این بود، توپ را در زمین مهماندوست رها کنند. با وجود این، مردم خوب ما و ورزشدوستان ایران، فرق کسی که عاشقانه و خالصانه کار میکند، با کسانی که به دنبال دور زدن هستند، به خوبی میدانند و تشخیص میدهند.
به گزارش «تابناک»، در بطن همین فدراسیونی که هادی ساعی از درون آن در سه دوره پیاپی المپیک، سه مدال ارزشمند به دست آورد (دو مدال طلا و یک برنز) بودند و هستند افرادی که برای دلسرد کردن هادی از هر کاری فروگذار نکردند، چرا که اصولا برخیها مخالف موفقیتهای زیاد یک ورزشکار و یک قهرمان هستند، چه اینکه در آن صورت این آقایان در سایه قرار میگیرند و خیلی به زعم خود متضرر میشوند.
این بود که در نوع انتخاب و اعزام هادی ساعی به المپیک پکن، شک و شبهه زیادی انداختند و اگر جدیت و ممارست و تلاش ساعی نبود، شک نکنید که او را به بهانههای گوناگون از جمله بالا رفتن سن و دوری از تمرینات و حضور در شورای شهر و... از فرستادن به المپیک باز میداشتند.
اما هادی مثل همیشه جنگید و ایستاد و مبارزه کرد تا به المپیک برود و در آنجا هم آبروی ورزش ایران را با به دست آوردن تک مدال طلای خود بخرد و باز هم برخی عمر مدیریتشان درازتر باشد!
یقین داشته باشید که همین امروز هم از نام و سایه هادی خوششان نمیآید و دوست ندارند او پیرامون تکواندو باشد، چرا که نام هادی ساعی روی تشکیلات فدراسیون و مدیران آن سنگینی میکند و جالب اینکه هادی ساعی از آن دست افرادی نیست که بخواهد از این موقعیت استثنایی که خودش درست کرده، سوءاستفاده کند، چه اینکه در همین ورزش داریم کسانی که یک گل زده و یا دو مدال گرفتهاند و هر روز آن را به سر مردم میزنند و از کنار آن تا توانستهاند به سود خود بهره بردهاند، ولی در شخصیت پرافتخارترین ورزشکار ایران در تمام ادوار المپیک چنین مشخصاتی نیست.
اکنون همین مورد را ارتباط بدهیم به بحث رضا مهماندوست که نقش بسزایی در موفقیتهای اخیر تکواندوی ایران داشت و هم او بود که با رفتار درست و برادرانه و دوستانه اش با هادی ساعی، موجبات کسب مدال طلای هادی را در المپیک پکن فراهم آورد و با هدایت او بود که تیم ملی تکواندی ایران برای نخستین بار بالاتر از کرهایها ایستاد و قهرمان جهان شد.
شواهد و قرائن هم حکایت از موفقیت تکواندوی ایران با هدایت مهماندوست در المپیک لندن داشت که به یکباره زمزمه برکناری او از هدایت تیم ملی شنیده شد و آنچنان زود او را استعفا دادند و یا مجبور به استعفایش کردند که هیچ کس گمان نمیکرد، چرا که مهماندوست هم در کار خودش کم کم داشت تبدیل به یک مهره بزرگ دیگر میشد که خیلیها باید در سایه وی قرار میگرفتند.
همین خیلیها باز هم برنتابیدند و با کوچکترین بهانهای که دستشان آمد، زمینه فراری دادن مهماندوست از سرمربیگری تیم ملی را فرهم آوردند، چرا که نمی خواستند یک هادی ساعی دیگر در برابر آنها قد علم کند! بماند که برخی از کنار حضور در این سمتها به چه منافعی رسیده اند و از بحث واردات هوگوهای الکترونیکی...!
با وجود این، اگر یکی مثل هادی ساعی که همگان میدانند جزو نوادر و استثناهای ورزش در جهان است و بخش عظیمی از موفقیتهایی که او محصول ممارست، ذکاوت، تیزهوشی، سلامت زندگی کردن، مغرور نشدن، قانع نشدن، به دنبال مادیات نبودن و یا به عبارتی بی نیازی در عین نیازمند بودن و... تمرینات منظم و مرتب داشتن بوده است و اگر فرد یا افرادی و فدراسیونی بخواهد این را و این همه افتخارات را به نام خود ثبت و ضبط کند، تنها به قصد بهرهبرداریهای آنچنانی است که متأسفانه این چنین نیز شده است.
بررسی کنید و ببینید در این سه دوره که هادی ساعی و یوسف کرمی توانستهاند در المپیکها از اعتبار و حیثیت تکواندوی ایران دفاع کنند، چه اتفاقات مثبت دیگری افتاده، جز اینکه به بهانه بها دادن به این دو ورزشکار، جلوی رشد بسیاری از جوانان خوش آتیه را گرفته و یا هرگز میدانی به آنها نداده اند که خود و استعدادشان را نشان دهند.
با وجود این، فدراسیون تکواندو در سایه افتخارات هادی ساعی در همه این سالها، خود را مصون از هر انتقادی دانسته و هر گاه فرد یا افراد و یا منتقدینی خواسته اند در جلوی نقاط ضعف آنها بایستند، سریع نابود شدهاند و هیچ گاه هیچ مسئولی هم نخواسته که پای درد دل آنها بنشیند (متأسفانه)!
نمونه بارز آن رضا مهماندوست بود که تنها به این دلیل که تقاضای حق و حقوقش را کرد توسط گروه مخالفش در فدراسیون زمین خورد و این درست هنگامی رخ داد که مهماندوست آماده میشد تا در المپیک لندن افتخاری بزرگ را نصیب کاروان ورزشی ایران کند و اکنون در آستانه این اتفاق مهم، عنان کار را از او گرفتند تا اگر موفقیتی به دست آمد، به نام خودشان به ثبت برسانند و اگر هم غیر از این بود، توپ را در زمین مهماندوست رها کنند. با وجود این، مردم خوب ما و ورزشدوستان ایران، فرق کسی که عاشقانه و خالصانه کار میکند، با کسانی که به دنبال دور زدن هستند، به خوبی میدانند و تشخیص میدهند.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۳
انتشار یافته: ۴
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



