چهار راه تغييرات پيش روي روئساي فدراسيونها
نتايج مجمع عمومي انتخاباتي كميته ملي المپيك، در مشخص ساختن تغييرات پس از آن و مسير اين تغييرات نقش غيرقابل انكاري دارد و نتايج اين انتخابات، پيغام روشني براي برخي از آنهايي به همراه خواهد داشت كه رفتنشان قطعيت يافته است.
به گزارش خبرنگار ورزشي تابناك، تجربه نشان داده، پس از برگزاري هر انتخابات، ميتوان شمايي كلي از تغييرات پيش روي دستگاه ورزش را به تصوير كشيد كه نتايج انتخابات كميته ملي المپيك در آن خصوص تاثير مستقيم دارد چرا كه عليالاصول آنهايي كه قرار است مجدداً در راس فدراسيونهاي ورزشي قرار گيرند، از دايره حاضرين در هيات اجرايي كميته ملي المپيك خارج نمي شود و يا بعضاً به اين جمع وارد مي شوند و آنهايي كه رفتني هستند، به اين حوزه وارد نميشوند.

در اين چهارچوب ميبايست تا انتهاي سال جاري انتخابات فدراسيونهاي نجات غريق، هاكي، گلف، تكواندو، بوكس، قايقراني، بدمينتون، شنا و شيرجه و واترپولو، تيراندازي، شمشيربازي، تنيس، تنيس روي ميز، اسكي، جانبازان و معلولين، شطرنج و ناشنوايان برگزار شود كه البته برگزاري تمامي آنها به نحوه برنامهريزي سازمان ورزش و نوع تغييراتي كه قرار است در اين فدراسيون ها برگزار شود، نيز مربوط مي شود و بدين سبب امكان دارد، انتخابات برخي از اين فدراسيونها به سال آتي نيز موكول شود.
براي اين تغييرات چهار روش وجود دارد كه نخستين روش آن برگزاري مجمع و تغيير رئيس فدراسيون با راي اعضاء مجمع است كه كم دردسرترين راه براي سازمان ورزش است. در كنار اين روش، براي روساي فدراسيونهايي كه امكان راي آوردنشان در دور جديد فراهم است، اين روش نيز وجود دارد كه با پايان دوره چهارساله مديريتشان، براي ديگري حكم سرپرستي صادر شود و وي امور آن مجموعه را براي دوره شش ماهه بدست گيرد و با انجام تغييراتي در مجمع عمومي فدراسيون، زمينه لازم براي آوردن راي در انتخابات را مهيا سازند.
از اين ميان، علي الظاهر مصطفي ميرسليم رئيس فدراسيون نجات غريق، عيسي اسحاقي رئيس فدراسيون گلف، احمد ناطق نوري رئيس فدراسيون بوكس، مهدي كرباسيان رئيس فدراسيون بدمينتون، عيسي ساوه شمشكي رئيس فدراسيون اسكي، محمود خسروي وفا رئيس فدراسيون جانبازان و معلولين، شاهرخ شهنازي رئيس فدراسيون تنيس روي ميز و علي اصغر هادي زاده رئيس فدراسيون ناشنوايان ميمانند و چهار سال ديگر با سازمان ورزش همكاري خواهند داشت.
اما در ساير فدراسيونها، هاشمي سرپرست فدراسيون تيراندازي، ملك زاده سرپرست فدراسيون اسكواش و عسگري سرپرست شمشيربازي، نيز در مجمع انتخاباتي با راي اكثريت كرسي رياست را در اختيار خواهند گرفت تا بحث بر سر رفتن سيد محمد پولادگر رئيس فدراسيون تكواندو با جايگزيني احتمالي به نام هادي ساعي، عليرضا خروشي رئيس فدراسيون تنيس، ابراهيم مداحي رئيس فدراسيون شطرنج و وحيد مرادي رئيس فدراسيون شنا، شيرجه و واترپولو با جايگزيني احتمالي به نام عباسعلي گائيني با جديت مطرح شود كه اشخاص فعلي يا در مجمع عمومي راي نخواهند داشت و يا سرپرستي بعد از پايان دوره قانوني مسئوليت براي دورهاي شش ماهه جاي آنها را خواهد گرفت و امور را تا رياستش پيش خواهد برد.
البته بحث خداحافظي شفيع رئيس فدراسيون هاكي و يا تغيير جايگاهش به راس فدراسيون تنيس و همچنين تغيير احمد دنيامالي رئيس فدراسيون قايقراني پيش از مجمع عمومي يا در مجمع انتخاباتي نيز مطرح ميشود كه به نظر ميرسد هنوز به قطعيت نرسيده باشد.
اما دو روش ديگر نيز براي تغيير روئساي فدراسيونها وجود دارد كه بعيد به نظر ميرسد در فصل تغييرات ناكارآمد جلوه كند؛ يكي روش استعفاء است و ديگر روش بركناري است كه البته برخي اوقات بركناري تنپوش استعفاء به خود ميگيرد.
در فدراسيون وزنهبرداري، استعفاء افشارزاده پس از مسابقات جوانان امري قطعي تلقي ميشود كه احتمالاً با سرپرستي حسين رضازاده همراه خواهد شد. در تركيب جديد فدراسيون وزنه برداري حوزه اختيارات برانوش نیک بین نايب رئيس فدراسيون افزايش خواهد يافت و يك دبير قدرتمند نيز وارد مجموعه خواهد شد تا رضازاده مستمراً با امور فدراسيون آشنايي بيشتري يابد و مديريت اين فدراسيون بزرگ را با تسلط كامل برعهده گيرد. البته گفته مي شود براي حضور رضازاده همچون بحث حضور ساعي در راس فدراسيون تكواندو مقاومت هايي از سوي برخي ساكنين ساختمان سئول صورت مي پذيرد اما شواهد و قرائن از تحقق اين مسئله حكايت دارد.
محمدرضا داورزني رئيس فدراسيون واليبال، عزالدين حيدري رئيس فدراسيون ورزشهاي همگاني و پورعليفرد رئيس فدراسيون بدنسازي و پرورشاندام نيز جزو گزينه هايي هستند كه امكان قرار گرفتنشان در پروسه تغييرات، حتي با راههاي سوم و چهارم نيز وجود دارد و از هم اكنون گزينههايي براي تصدي اين فدراسيونها مطرح مي شوند كه تا قوت گرفتن اين مسائل، بايد از ذكر نام اين اشخاص پرهيز كرد.
اما مسئله اي كه نبايد از نظر دور داشت، اين است كه چه ميزان از اين مسئولين با در نظر گرفتن عملكردها به انحاء مختلف ابقاء يا كنار گذاشته مي شوند؟ آيا مديران ستادي و روساي فدراسيون هايي كه ضعف عملكردشان مشهود است، به دلايل متعدد همچون حضور در پست هاي خاص، چهار سال ديگر را به بطالت ميگذرانند و آنهايي كه موفق بودهاند به دلايل متعدد همچون عدم هماهنگي با رئيس سازمان ورزش يا جريان سياسياي كه از آن تبعيت مي كنند، از صحنه خارج خواهند شد يا عملكردها معياري براي تغييرات خواهند بود.
در صورتي كه قرار باشد عملكردها مبنا قرار گيرد، قطعاً ميبايست مديران ستادي و روئساي فدراسيون هايي كه برخي از آنها هشت تا بيست سال زمام امور را در دست داشتهاند و نتوانسته اند تحولي در حوزه يا رشته تحت مديريت شان ايجاد كنند، تغيير نمايند و چهره هايي به اين مجموعه ها ورود كنند كه توان تزريق بودجه و كمك هاي مالي و همچنين بهبود شرايط فني آن رشته را در يك محدوده زماني مشخص و بر اساس يك برنامههاي زمانبندي شده داشته باشند.



