تحولات سوریه و راهبرد سیاست خارجی ایران
تحولات درونی سوریه، ابعادی جهانی یافته و این در حالی است که مواضع جمهوری اسلامی ایران در قبال رخدادهای این کشور مهم عربی برای ایران، سوریه و جامعه بینالمللی بسیار مهم و تا اندازهای تعیین کننده است.
گویا سه دیدگاه اساسی درباره نوع رویکرد و راهبرد سیاست خارجی ایران در قبال سوریه قابل ذکر باشد؛
الف) دیدگاه حقوق بشری؛ طرفداران این دیدگاه بر این باورند که حکومت بشار اسد و حاکمیت حزب بعث در سوریه دارای ساختار غیر دمکراتیک و ناعادلانه بوده و در جریان تحولات اخیر و برخورد با معترضان به نقض گسترده حقوق بشر پرداخته است و جمهوری اسلامی نیز باید با درک این موضوع، همگام با کشورهای غربی و برخی کشورهای منطقهای، از جمله ترکیه و بیشتر کشورهای عضو اتحادیه عرب، در صف تحریم کنندگان سوریه قرار گرفته و سرانجام در راستای سقوط حکومت بشار اسد حرکت کند.
ب) دیدگاه صرفاً ایدئولوژیک؛ معتقدین به این دیدگاه بر این باورند که حکومت کنونی سوریه در صف جریان مقاومت منطقه بوده و موقعیت استراتژیکی این کشور به لحاظ همجواری با گروههای مقاومت در لبنان و فلسطین، از اهمیت ویژهای ـ در راستای آرمانهای جمهوری اسلامی ـ برخوردار است و از آن جا که سقوط بشار اسد در صف جریان مقاومت خلل ایجاد میکند، باید در هر شرایطی، از سقوط حکومت سوریه جلوگیری کرد.
ج) دیدگاه ژئوپلتیکی و استراتژیکی؛ قائلین به این دیدگاه، بر این باورند که جمهوری اسلامی یک قدرت منطقهای و بلکه قدرت برتر منطقه است و یکی از مؤلفههای برتری قدرت ایران ساختار سیاسی و امنیتی خاص حاکم بر این منطقه حساس و پرماجراست. ساخت قدرت در منطقه خاورمیانه و وجود گروههای مقاومت از جمله حزب الله و حماس و اتحاد محکم حکومت کنونی سوریه با جمهوری اسلامی و موقعیت استراتژیک این کشور متفاوت عربی و از طرفی تحولات اخیر در کشورهای عربی و سقوط دیکتاتورهای دست نشانده و هم پیمان غرب و روی کار آمدن حکومتهای اسلامگرا در این کشورها، موقعیت برتر جمهوری اسلامی را تحکیم بخشیده و سقوط حکومت سوریه به ویژه با دخالت خارجی، معادلات را به نفع رقبای منطقهای ومخالفان فرامنطقه ای جمهوری اسلامی متحول خواهد ساخت؛ بنابراین، راهبرد جمهوری اسلامی باید مبتنی بر حفظ موقعیت کنونی سوریه باشد.
صرف نظر از قضاوت درباره هر کدام از دیدگاههای نامبدره و اینکه چه بخشی از افکار عمومی را پوشش میدهند، به نظر میرسد هیچ کدام از این دیدگاهها به تنهایی نتوانند ترسیم کننده راهبردی استراتژیک و مدون برای مدیریت بحران سوریه در سیاست خارجی جمهوری اسلامی باشد. در اوضاع کنونی، در پیش گرفتن راهبردی چند لایه و چند بعدی در دیپلماسی ایران نسبت به تحولات سوریه ـ که در برگیرنده جنبههای گوناگون هر سه دیدگاه فوق باشد ـ کاراتر و عقلانیتر است.
جمهوری اسلامی ایران که خود برآمده از انقلابی مردمی بر مبنای ارزشهای دینی و انسانی بوده است و تحولات کشورهای عربی شباهت انکارناشدنی با قیام و انقلاب سی و چند سال پیش ایرانیان دارد، بیگمان نمیتواند در قبال خشونت سازمان یافته نسبت به معترضین در داخل سوریه بی تفاوت باشد؛ بنابراین، لازم است از کانالهای رسمی، حکومتی و غیر حکومتی از حکومت بشار اسد خواسته شود که خشونت و برخورد با معترضین و تظاهرکنندگان را متوقف کند.
در چنین فضایی مناسب است زمینه اظهار نظر کارشناسی از سوی متخصصان امر درباره تحولات سوریه فراهم شود. هرچند نه تنها حکومت سوریه بلکه هر حکومت دیگری حق دارد با اقدامات ضد امنیتی و سازمان یافته در راستای حفظ امنیت و تمامیت ارضی کشورش مقابله کند، اما حکومت سوریه حتما باید بین اقدامات ضد امنیتی سازمان یافته با تظاهرات مردم معترض و حتی خشمگین تفاوت قایل شود.
همزمان دستگاه دیپلماسی ایران لازم است تلاش نماید تا حکومت بشار اسد را متقاعد نماید در کوتاهترین زمان ممکن زمینه انجام اصلاحات گسترده را فراهم و با ایجاد نهادها و ساختارهای دمکراتیک به صورت ماهوی و واقعی در راستای ایجاد حکومتی دمکراتیک و مورد رضایت اکثریت مردمش حرکت نماید. چنین حکومتی ممکن است، لزوماً در آینده به رهبری خاندان اسد تشکیل نشود، ولی موقعیت کنونی سوریه را متزلزل نخواهد کرد.
انتخابات شهرداریها در سوریه اگر اقدامی نمادین و فریبنده نباشد، میتواند آغاز مناسبی در این راستا باشد. وضعیت کنونی در سوریه طولانی نخواهد بود. تنها اصلاحات صادقانه و واقعی توسط حکومت اسد، میتواند سوریه را از جنگهای درونی یا دخالت خارجی نجات دهد و جمهوری اسلامی با در پیش گرفتن راهبردی چند بعدی، میتواند ضمن حمایت مشروط از سوریه با رویکردی چند جانبه و همزمان بهرهگیری از رویکرد دیپلماسی عمومی با استفاده از نفوذ منطقهای خود هم مردم سوریه را در انجام اصلاحات داخلی یاری رساند و هم کشورهای منطقه را از سیاستهای دیکته شده از سوی قدرتهای فرامنطقه ای در تحولات سوریه بازدارد.
منبع: ملت ما


