پشت پرده بازار گرمی تازه برای افشین قطبی؛
بر اساس اخبار این رسانههای داخلی ، افشین قطبی کاندیدای سرمربیگری کره جنوبی از سوی رئیس فدراسیون این کشور اعلام شده، حال آنکه در رسانههای خارجی معتبر، کمترین اثری از این کاندیداتوری نبود و جالب آنکه پس از چند روز همین رسانهها، ادعا کردند واکنش قطبی به این پیشنهاد منفی بوده است. در این شرایط حتی اگر فرض بر صحت خبر و ارائه چنین پیشنهادی به قطبی گذاشته شود، آیا میتوان باور کرد شخصی چون او که پس از عدم انتخابش به عنوان سرمربی تیم ملی ایران غوغا به پا کرد، پیشنهاد هدایت تیم کره جنوبی که به مراتب بزرگتر از تیم ملی ایران است را رد کرده باشد؟!
در هفتههای اخیر که تغییر حمید استیلی قطعی شده و مذاکرات بر سر جایگزینش در مجموعه مدیریتی باشگاه پرسپولیس شدت یافته بود، بار دیگر تیم رسانهای که پیش از این سرویسهای ویژهای از افشین قطبی دریافت کرده، دست به کار شده تا سرمربی پیشین پرسپولیس را برای سومین بار از طریق تحریک افکارعمومی و در خلاء توافق با گزینههای خارجی، به سرخپوشان پایتخت تحمیل کند؛ اتفاقی که بعید است حتی با وجود عقبه رسانهای این مربی پوپولیست تحقق یابد و او بار دیگر روی نیمکت سرخها، سومین چمدان دلارهای بادآورده را بشمارد.
به گزارش «فردا»؛ افشین قطبی شانس بالایی دارد و همین شانسش بوده که باعث شده با کمترین سابقه نسبت به اسلافش در پرسپولیس و تیم ملی فوتبال ایران سکاندار شود و با کمترین آسیب دیدگی چهرهاش در افکارعمومی تهران را به نیت بازگشت در وقتی دیگر ترک کند و البته در این زمینه نقش رسانههای حامیاش که یک طیف مطبوعاتی را عمدتا در برمیگیرند غیرقابل انکار است.قطبی از طریق همین طیف به حمید استیلی معرفی شد تا سرمربی تیم دانشگاهی بانوان و آنالیزور اسبق تیم ملی کره جنوبی و آمریکا که قرار بود کمک مربی استیلی باشد، به یک باره سرمربی شود و استیلی کمک مربیاش شود و با تیمی که استیلی بسته بود و قطبی هدایتش کرد، پرسپولیس در وقت اضافه به گل برتری و قهرمانی لیگ برتر برسد و حبیب کاشانی مقابل یکصدهزار نفر نماز شکر بجا آورد.
قطبی اما بلندپرواز شده بود و سرمربیگری تیم ملی ایران را میخواست و لابد پشتوانهاش نیز همین سرمربیگری پرسپولیس و قهرمانی با سرخ پوشان در لیگ برتر بود اما این کرسی برای علی دایی بود و قطبی در فصل بعد که روی تخت اسکناس حسین هدایتی به تهران بازگشت و با مصطفوی در پرسپولیس کار کرد، نتوانست به هدفش دست یابد تا در فصلی که دیگر خبری از مزاحمی به نام حمید استیلی نیز نبود، افشین که تیمش بد میباخت به بهانه حمله به همسرش و در خطر بودن جان خانوادهاش، شبانه از ایران بگریزد و پرسپولیس را به حال خود رها کند؛ نگرانی که به محض ارائه پیشنهاد سرمربیگری تیم ملی ایران به او برطرف شد و قطبی بدون ترس از خطرات جانی، با قول صعود به جام جهانی، تیم ملی ایران را با وضعیتی نه چندان مناسب از علی دایی تحویل گرفت و در حالی که ادعا میکرد کره را مثل کف دست میشناسد و در سه بازی ۹ امتیاز را صید کرده و تیم ملی به جام جهانی میرود، نتوانست به حرفش پایبند باشد و ایران از صعود به جام جهانی ۲۰۱۰ بازماند.
تیم رسانهای قطبی دست به کار شد و مردی که آمده بود تا در صورت صعود تیم ملی به جام جهانی، قرارداد همکاریاش ثبت شود، با لابی که تیم رسانهای قطبی که تیم رسانهای حامی علی کفاشیان نیز محسوب میشود، انجام داد، قراردادش تمدید شد و فریادهای اشخاصی چون مهدی تاج که از لزوم بکارگیری یک مربی خارجی توانمند سخن به میان میآوردند نیز حاصلی در پی نداشت تا آنجا که بالاخره تیم ملی ایران در جام ملتهای آسیا که از ابتدا تا انتهایش به قطبی سپرده شده بود نیز ناکام ماند و افشین که قراردادش به آخر رسیده بود، خیلی ریلکس با یک چمدان دلار دیگر شبیه چمدانی که از پرسپولیس گرفته بود از ایران رفت و با این حربه خود را از دسترس افکارعمومی خارج کرد و در قبال رسانهها نیز پاسخگو نبود.
او با همسرش به ژاپن رفت و با اتکاء به سوابق سرمربیگری پرطرفدارترین باشگاه ایران و تیم ملی کشورمان، هدایت تیم شیمیزو اس-پالس را در جی لیگ برعهده گرفت و در آنجا نیز نخستین گامهایش حرکات پوپولیستی نظیر اهداء تابلوی فاقد ارزش هنری و مالی همسرش به مردم آواره ژاپن بود که دقیقاً یادآور حرکات نمایشیاش در تهران همچون تشکیل انجمن خیریه دل شیر بود که به جز بازدید از یک مرکز توانبخشی و جمع آوری زباله در کوهستان، هیچ حرکت دیگری را در پی نداشت و علی الظاهر همان حرکات هم جهت عکسهای یادگاری و جستهای معمولش بود اما در ژاپن این رفتارها چندان خریداری نداشت و چشم بادامیها از قطبی نتیجه میخواستند و البته افشین هم خواسته آنها را در فصل اخیر جی لیگ برآورده کرده و تیمی که فصل پیش ششم شده بود، این فصل به جایگاه دهم تنزل داد!
با این تفاسیر برای افشین اوضاع چندان مساعد نیست اما در رسانههای حامی قطبی که این مربی هنوز برایشان نمرده، اخبار دیگر قابل مشاهده بود و آن عمدتاً نتایج پیروزیهای تیم قطبی برابر ته جدولیها و بایکوت اکثر شکستهای سنگین تیمش بود تا همین میزان محبوبیتش که در ایران باقی مانده از میان نرود و بتوان با این سیاست خبری، چهره سرمربی پیشین تیم ملی ایران را احیاء کرد و در زمان مناسب، مجدداً بر روی یک موج سوارش کرد و به نیمکتی داخلی رساند. در همین راستا یک خبر دروغ به عنوان بهانهای برای طرح نام قطبی و تیتر یک کردن عامل حذف ایران در جام جهانی و جام ملتهای آسیا در همین رسانهها که خبرنگاران برخی از ایشان در ژاپن میهمان قطبی بودهاند، درج شد تا بدین ترتیب حق نان و نمک هم ادا شده باشد!
بر اساس اخبار این رسانههای داخلی حامی قطبی، افشین به همراه دو گزینه کرهای، کاندیدای سرمربیگری تیم ملی کره جنوبی از سوی رئیس فدراسیون فوتبال این کشور اعلام شده بود، حال آنکه در رسانههای خارجی معتبر، کمترین اثری از این کاندیداتوری به نقل از رئیس فدراسیون کره نبود و جالب آنکه پس از چند روز همین رسانهها، ادعا کردند واکنش قطبی به این پیشنهاد منفی بوده و عنوان کرده قصد دارد یک فصل دیگر در تیم ژاپنی بماند! در این شرایط حتی اگر فرض بر صحت خبر و ارائه چنین پیشنهادی به قطبی گذاشته شود، آیا میتوان باور کرد شخصی چون او که پس از عدم انتخابش به عنوان سرمربی تیم ملی ایران غوغا به پا کرد، پیشنهاد هدایت تیم کره جنوبی که به مراتب بزرگتر از تیم ملی ایران است را رد کرده باشد؟!
اما عقبه این ماجرا از دروغی که ذکر شد و برخی نیز بدون تحلیل پذیرفتند، جالبتر است. علی الظاهر تمام این ماجراها، بازارگرمی است تا بار دیگر قطبی که جایگاه متزتزلی در تیم ژاپنیاش نیز دارد، به ایران کشیده شود و در شرایطی که استیلی به عنوان دشمن سابق قطبی کنار رفته و دایی نیز بعید است بتواند به این تیم برسد، مدیرعامل باشگاه پرسپولیس که تا اینجای کار موفق نشده یک مربی توانمند خارجی را جذب کند، به جذب قطبی تا انتهای فصل تحت تاثیر افکارعمومی رضایت دهد و در انتهای فصل و ناکامی پرسپولیس نیز همچون تیم ملی بگویند در نیمههای کار تیم را تحویل گرفته و اگر یک فصل دیگر بماند باز هم پرسپولیس قهرمان میشود و اینگونه قطبی را برای یک فصل و نیم دیگر به رویانیان تحمیل کنند. البته امید میرود که این مسئله فاقد اصالت باشد و چنین سناریویی توسط برخی رسانهها برای پرسپولیس نگاشته نشده باشد و این گفتهها زاییده خیالات خبرنگارانی باشد که در محافل خصوصی بیش از حد میشنوند


