«فرانسه» و «ترکیه» در خاک سوریه منطقه حایل ایجاد میکنند
وزیر امور خارجه فرانسه و مقامات وزارت خارجه ترکیه گفتهاند که احتمالا در آینده، یک منطقه حایل در سوریه ایجاد خواهند کرد. این دو کشور، هدف خود را انسان دوستانه دانستهاند، اما آنان اهداف دیگری را دنبال میکنند. گویا، مسأله این دو کشور، فراتر از حمایت از مخالفان بشار اسد باشد و فرانسه به دنبال بازگرداندن قرارداد «ساکس ـ پیکو» است و ترکیه هم به دنبال به دست آوردن دوباره سرزمینهایی است که بر پایه معاهده «لوزان» از دست داده است.
سرویس بینالملل ـ وزیر امور خارجه فرانسه گفته است که این کشور در نظر دارد در سوریه یک «کریدور» ایجاد کند. این در حالی است که مقامات ترکیه نیز گفتهاند، چنانچه با سیل پناهندگان سوری ـ که خواهان ورود به این کشورند ـ روبهرو شود، یک منطقه حائل در سرزمینهای سوریه ایجاد خواهد کرد و بدین ترتیب به مخالفان سوری میگوید که برای دخالت ترکیه در سوربه باید چه کار کنند.
به گزارش «تابناک» به نقل از «یورو نیوز»، فرانسه از ایجاد یک «کریدور» در سوریه خبر داد؛ فرانسه مدعی است، این کریدور برای کمکرسانی و حفاظت از غیر نظامیان است.
«آلن ژوپه»، وزیر امور خارجه فرانسه پس از دیدار با «برهان غلیون»، رییس شورای ملی مخالفان سوریه اظهار داشت: پاریس این شورا را به عنوان شریکی قانونی به رسمیت میشناسد و مایل به همکاری با آن است.
در همین حال، مقامات وزارت امور خارجه ترکیه نیز در روزهای اخیر به خبرنگاران گفتهاند که ترکیه چنانچه با سیل پناهندگان سوری که خواهان ورود به این کشورند، روبه رو شود، آماده ایجاد یک منطقه حایل در سوریه است.
فرانسه و ترکیه در سوریه به دنبال چه هستند؟
فرانسه
در فردای جنگ جهانی اول که امپراتوری عثمانی در حال تجزیه و نابودی بود، فرانسه و انگلستان در پی دستاندازی بر سرزمینهای سابق عثمانی برآمدند و بر پایه قرارداد «ساکس ـ پیکو»، فلسطین، ماوراء اردن و بینالنهرین تحت قیمومیت انگلستان و سرپرستی سوریه نیز در اختیار فرانسوی قرار گرفت. از همان زمان تاکنون هم فرانسه یکی از بازیگران کلیدی در سوریه و لبنان بوده است و اینک هم سیاستمداران فرانسوی نمیخواهند رقابت قدرت در سوریه را به کشوری همچون ترکیه واگذار کنند. فرانسهای که توانسته در لیبی نفوذ سنتی ایتالیا را دستکم درباره شورای انتقالی این کشور به دست آورد، در سوریهای که به صورت سنتی عامل خاورمیانهای خود میدانندش کوتاه نخواهند آمد. به همین دلیل، در اروپا این فرانسه است که سردمداری جریانات علیه اسد را بر عهده گرفته است.
ترکیه
ترکیه نیز بر پایه قرارداد «لوزان» در پس از جنگ اول جهانی، از همه ادعاهای خود بر سرزمینهای سابق امپراتوری عثمانی شامل سوریه،
عراق، اردن و عربستان چشم پوشید و محدود به آسیای صغیر شد. در تحولات امروز خاورمیانه، رجب طیب اردوغان، همان سرزمینهای از دست رفته پس از جنگ جهانی دوم را طلب میکند، در فلسطین که مشخص است، در سوریه تلاشهایش تازه آغاز شده است، هژمونی خود بر عربستان و اردن را با گفتوگو حل و فصل میکند و در عراق هم هر از گاهی با تجاوز به خاک این کشور، جرقههایی از این خوی امپراتوری را نشان میدهد.
افزون بر آن، قرار گرفتن سوریه که در جبهه مقاومت و ایستادگی در برابر رژیم صهیونیستی است، در جبهه ترکیه، بسیاری از معضلات سیاست خارجی این کشور را حل خواهد کرد.
ترکیه هم اکنون به رغم اختلاقات خود با نتانیاهو و نه رژیم اسرائیل، متحد استراتژیک این رژیم است، قرار گرفتن سوریه در جبهه ترکیه، یعنی بازی کردن ترکیه با کارت سوریه از یک طرف در مشاجرات احتمالی با رژیم صهیونیستی و از سوی دیگر هم حرکت کردن در خط صلح آمریکایی خاورمیانه و راه یافتن به اتحادیه اروپا با نزدیک کردن دیدگاههای اعراب به رژیم صهیونیستی، ولو اینکه دولت مستقل فلسطینی هم تشکیل نشود. این در حالی است که همه تاکتیکهای ترکیه در این زمینه در نگاهی کلانتر، حل کردن بخشی از سیاست خاورمیانهای آمریکاست. در این سیاست خاورمیانهای، تقابل با ایران به جای ترکیه به عربستان سعودی واگذار شده است.
به گزارش «تابناک» به نقل از «یورو نیوز»، فرانسه از ایجاد یک «کریدور» در سوریه خبر داد؛ فرانسه مدعی است، این کریدور برای کمکرسانی و حفاظت از غیر نظامیان است.
«آلن ژوپه»، وزیر امور خارجه فرانسه پس از دیدار با «برهان غلیون»، رییس شورای ملی مخالفان سوریه اظهار داشت: پاریس این شورا را به عنوان شریکی قانونی به رسمیت میشناسد و مایل به همکاری با آن است.
در همین حال، مقامات وزارت امور خارجه ترکیه نیز در روزهای اخیر به خبرنگاران گفتهاند که ترکیه چنانچه با سیل پناهندگان سوری که خواهان ورود به این کشورند، روبه رو شود، آماده ایجاد یک منطقه حایل در سوریه است.
فرانسه و ترکیه در سوریه به دنبال چه هستند؟
فرانسه
در فردای جنگ جهانی اول که امپراتوری عثمانی در حال تجزیه و نابودی بود، فرانسه و انگلستان در پی دستاندازی بر سرزمینهای سابق عثمانی برآمدند و بر پایه قرارداد «ساکس ـ پیکو»، فلسطین، ماوراء اردن و بینالنهرین تحت قیمومیت انگلستان و سرپرستی سوریه نیز در اختیار فرانسوی قرار گرفت. از همان زمان تاکنون هم فرانسه یکی از بازیگران کلیدی در سوریه و لبنان بوده است و اینک هم سیاستمداران فرانسوی نمیخواهند رقابت قدرت در سوریه را به کشوری همچون ترکیه واگذار کنند. فرانسهای که توانسته در لیبی نفوذ سنتی ایتالیا را دستکم درباره شورای انتقالی این کشور به دست آورد، در سوریهای که به صورت سنتی عامل خاورمیانهای خود میدانندش کوتاه نخواهند آمد. به همین دلیل، در اروپا این فرانسه است که سردمداری جریانات علیه اسد را بر عهده گرفته است.
ترکیه
ترکیه نیز بر پایه قرارداد «لوزان» در پس از جنگ اول جهانی، از همه ادعاهای خود بر سرزمینهای سابق امپراتوری عثمانی شامل سوریه،
عراق، اردن و عربستان چشم پوشید و محدود به آسیای صغیر شد. در تحولات امروز خاورمیانه، رجب طیب اردوغان، همان سرزمینهای از دست رفته پس از جنگ جهانی دوم را طلب میکند، در فلسطین که مشخص است، در سوریه تلاشهایش تازه آغاز شده است، هژمونی خود بر عربستان و اردن را با گفتوگو حل و فصل میکند و در عراق هم هر از گاهی با تجاوز به خاک این کشور، جرقههایی از این خوی امپراتوری را نشان میدهد.
افزون بر آن، قرار گرفتن سوریه که در جبهه مقاومت و ایستادگی در برابر رژیم صهیونیستی است، در جبهه ترکیه، بسیاری از معضلات سیاست خارجی این کشور را حل خواهد کرد.
ترکیه هم اکنون به رغم اختلاقات خود با نتانیاهو و نه رژیم اسرائیل، متحد استراتژیک این رژیم است، قرار گرفتن سوریه در جبهه ترکیه، یعنی بازی کردن ترکیه با کارت سوریه از یک طرف در مشاجرات احتمالی با رژیم صهیونیستی و از سوی دیگر هم حرکت کردن در خط صلح آمریکایی خاورمیانه و راه یافتن به اتحادیه اروپا با نزدیک کردن دیدگاههای اعراب به رژیم صهیونیستی، ولو اینکه دولت مستقل فلسطینی هم تشکیل نشود. این در حالی است که همه تاکتیکهای ترکیه در این زمینه در نگاهی کلانتر، حل کردن بخشی از سیاست خاورمیانهای آمریکاست. در این سیاست خاورمیانهای، تقابل با ایران به جای ترکیه به عربستان سعودی واگذار شده است.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۴۴
پاسخ ها
ناشناس
| ۰۸:۵۵ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۴
در جنگ با یونان که خشایارشاه در ابتدا با قدرت فراوان عثمانی ها رو مرعوب خود کرد و چالدران در دورانی که ایران از صد پاره بودن توسط قوم با غیرت صفوی تازه داشت نجات پیدا میکرد این ترکها بودند که جنگ راه انداختند.
از طرفی در طول جنگ ایران و عراق و همین چند سال پیش اینها هر از چندی وقتی احساس میکردند که میتونن ضربه ای بزنن یا موشک پرانی کردند و عده ای روستایی بی گناه رو کشتند یا پلیس های مرزیشون انگونه که لیاقت خودشونه با ایرانیهایی که میخواستند از راه زمینی برن اونور رفتار کردند.
متاسفم برای وطن فروشانی که فقط از روی حب و بغض با حکومت خودشون علیه سوریه و حکام علوی اون شعار میدن.
پاسخ ها
ناشناس
| ۰۱:۰۲ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۴
ناشناس
| ۰۱:۱۴ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۴
مصطفی
| ۰۳:۳۶ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۴
داود ر
| ۰۹:۳۳ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۴
این دوستان باید چند چیز رو در نظر بگیرن.
1.چرا امریکا و غرب از مخالفین حمایت میکنن
2.چرا به یک کشور مستقل سلاح وارد میکنن
3.چرا با وجود پایین بودن درصد معترضین نسبت به جای دیگر شاهد رفتارهای دوگانه یا چند گانه از سوی دشمنان هستیم
4.چه چیزی باعث عصبانیت دشمنان از سوریه شده
5.بعد از سقوط سوریه چه کسانی سود می برند
6.چه بلایی به سر جبهه مقاومت خواهد امد.
اینها فقط چندتا سواله که از طرف یه ادم کم سواد مثل من مطرح شده
این رو بدونید که این اسرائیلی که این کارا رو میکنه همون اسرائیلی که شعار از نیل تا فرات میداد.
چند وقت پیش یه چیزی دیده بودم که ظاهرا گفته شده بود چند ایران کوچک برای ما بهتر از یک ایران بزرگه و این یعنی اینکه ممکنه اونا دنبال تجزیه ایران به بهانه های مختلف مثل قوم و نژاد و مذهب هم باشن واین یعنی چند ایران ضعیف چند ایرانی که ممکنه با توجه به این مسائل تهاجم فرهنگی تا اون موقع دین هم نداشته باشن و این یعنی چند ایران ضعیف و فقیر و گرسنه و بی دین
حالا یا بیاین از مواضع رهبرمون دفاع کنیم یا بریم بی دین بشیم و با دستای خودمون کشورمون رو تجزیه کنیم و کاسه گدایی دست بگیریم و خلاصه خاک بر سر بشیم.
پاسخ ها
ناشناس
| ۰۲:۲۵ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۴
ناشناس
| ۰۳:۳۶ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۴
ناشناس
| ۰۵:۱۹ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۴
خب پس اينجاهم وقتي كه حفظ سوريه به نفع منافع ماست ودرجهت منافع ماست چرا مياييدبه سياست حفظ سوريه وبشاراسد خرده ميگيريدوانتقادميكنيد؟پس چراميايد كشته شدن تعدادي درسوريه رو برسر سياست دولت مبني برحمايت ازسوريه ميكوبيدوكشته شدن تعدادي رو دليل برغلط بودن سياست ايران درحمايت وحفظ سوريه ميدونيد؟مگه نميگفتيم هرچيزي كه به نفع ايرانه رو بايد انجام بديم مثل تركيه وبدون توجه به حاشيه ها؟مگه نميگفتيدتركيه خوب ميكنه كه چيزي جزمنافع خودش نميبينه واضافه هم ميكرديدكه مسعولان ايراني هم بايديادبگيرن؟خب الان درموردسوريه ايران داره دقيقأ همون سياست رودنبال ميكنه وهمه هم ميدونيم كه حفظ بشاراسدبه نفع منافع ملي ايرانه،پس ميشه بگيدچرابايدبخاطركشته شدن عده اي ماازمنافع خودمون بگذريم ومنافع خودمونوفداكنيم؟همه خوب ميدونيم كه درصورت سقوط بشاراسدماديگه منافعمون درسوريه تأمين نميشه چون آمريكاديگه نميذاره اين اتفاق بيفته،دودستي تقديم كنيم سوريه رو؟چراعربستان دودستي بحرين روتقديم نكرد؟مگه احمقيم كه منفعتمون رو بديم بره؟يابايد سياست هات هم جهت آمريكاباشه تاهرجاكه آمريكااونجاست وپيروزشديه گوشه ايش رو بدن به ما(تركيه همين كارو داره ميكنه)
ياهم اگه قراربراينه كه سياست هاي ايران هم جهت باآمريكانباشه بهترين سياست جهت حفظ منافع ايران همين كاريه كه الان داره ايران ميكنه،حفظ سوريه
تناقض تناقض. موقع نقد پناه دادنِ جمهوری آذربایجان به پ.ک.ک میگید که این کشور امنیت ایران و ترکیه رو به خطر انداخته. دو کشوری که درگیر این سازمان تروریستی و تجزیه طلب هستن. بعد اینجا که نوبت به نقد اهداف ترکیه تو سوریه میشه، از همون نبردهای ترکیه با تروریست های پ . ک . ک تو مرز عراق استفاده می کنید تا بگید ترکیه گاهی با تجاوز به خاک عراق از عثمانی یاد می کنه!
تحلیلهاتون بسار آّکی و با سناریوهایی وحشتناک سطح پایین و پر تناقض است. فکری به حال این فیلمنامه ها کنید که لااقلش خود را نقض نکنند.
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟





