از مهمترین دلایل علم ناپذیری جامعه ایرانی، این است که تفکر در جامعه ایران فردی است و در حوزه علم، تفکر فردی مضر است. رشد و دریافت علمی به فرد منحصر نمیشود؛ یعنی برای رشد علمی، نیازمند معاشرت جمعی هستیم تا به صورت جمعی به سوی تفکر جمعی حرکت کنیم. در فرهنگ عمومی ایرانیان، سهیم کردن و سهیم شدن با دیگران، بسیار سخت است؛ به راستی، دیگر دلایل این علمگریزی ایرانی چیست؟
سرویس اجتماعی ـ یکی از ویژگیهای عمومی جامعه ایرانی، علمناپذیری و عدم شکلگیری تفکر است؛ علمپذیری مسألهای تربیتی و اکتسابی است و یک جامعه باید آن را به دست آورد و این گونه نیست که به صورت ذاتی در جامعهای وجود نداشته و این تقدیر تاریخ بوده که جامعه ای علم ناپذیر و تفکرستیز به فعالیت خود ادامه دهد.
به گزارش «تابناک»، این علمناپذیری و عدم شکلگیری تفکر به عنوان یک معضل در فرهنگ عمومی ایرانیان در بخشی ناشی از تعریفی است که ما از زندگی داریم که در این تعریف، حرکت و برنامهریزی برای آینده نقشی ندارد، زیرا توجه به آینده، ابزاری را با خود میآورد که ضرورتا علم را به میدان میکشد، ولی به دلیل سنن انباشته در فرهنگ عمومی ایرانیان، ما بیشتر در گذشتهها زندگی میکنیم، در حالی که یک جامعه علمی، جامعهای رو به آِینده است.
بنابراین، یکی دیگر از مشکلات ایرانیان در این زمینه، این است که تفکر در جامعه ایران فردی است و در حوزه علم تفکر فردی مضر است. رشد و دریافت علمی به فرد منحصر نمی شود؛ یعنی برای رشد علمی، نیازمند معاشرت جمعی هستیم تا به صورت جمعی به سوی تفکر جمعی حرکت کنیم. در فرهنگ عمومی ایرانیان سهیم کردن و سهیم شدن با دیگران بسیار سخت است؛ در سهیم شدن استنباطی، علمی، کاری و حرکتی.
بنابراین، در جامعه ایران، کار جمعی، پدیدهای نایاب و دشوار است و این شاید در بخشی به دلیل قرنهای حاکمیت نظامهای استبدادی در کشور بوده که فردیت را در تفکر هم حاکم کرده و فرد ایرانی، همواره یک احساس ناامنی در سهیم و شریک کردن دیگران در کارها و دستاوردهای خود داشته است.
پس یکی دیگر از موانع علم گریزی در فرهنگ عمومی ایرانیان، حجم محوری و توجه بیش از اندازه بر کمیت بوده که همواره کیفیت را قربانی خود کرده است و کیست که نداند در شکلگیری تفکر و علم، کمیت و حجم سهمی ناچیز دارد.
از دیگر دلایل ایجاد چنین فرهنگی غرور فردی است، به بیان دیگر، نبود تواضع لازم در کار علمی و پذیرش شناخت علمی. در جامعه ایرانی غرور فردی بسیار نیرومند است و به افراد اجازه حرکت به سوی کار علمی را نمیدهد.
اما شاید یکی از مهمترین دلایل علم ناپذیری جامعه ایرانی این است که افرادی ناآشنا و کم ظرفیت ـ که مرز کار علمی را نمیشناسند ـ وارد کار علمی شدهاند و اجازه نمیدهند علم آن گونه که باید رشد کند. به عبارت دیگر، جامعه ایرانی، فرهنگ علم و جامعه علمی را نداشته است و افزون بر این، ایجاد تحول در جامعه بر پایه یک سیر مرحله ای هیچگاه در کشور ما وجود نداشته و هرازگاهی تحولی مثبت ایجاد شده، اما این تحول چون بر مبنای تفکر، آینده محوری، کار جمعی و تدریجی نبوده، منقطع و ابتر باقی مانده است.
بیگمان این دلایل، تنها بخشی از معضلات فرهنگ عمومی ایرانیان درباره علم و تفکر است؛ اما چه دلایل دیگری ممکن است در این علم ناپذیری و تفکرستیزی در جامعه ای ایرانی باشد؟
اگر اولويت اول كشور ما كارهاي علمي باشد كيفيت كارهاي علمي افزايش مييابد در غير اين صورت كميت مقالههاي پژوهشي فقط به درد شعار ميخورد . . . حساسيت و كنترل كارهاي علمي و پژوهشي در ايران به مراتب كمتر از كشورهاي غربي است و اولويتهاي اصلي ما چيز ديگر است . . . .
صدا و سیما آیا تا به حال صحبتی از آی اس آی یا شخصیتهای برتر علمی ایرانی در کشور یا خارج از کشور کرده است؟ آیا وارد زندگی دانشجویی می شود؟ آیا صدای دانشجو شنیده می شود؟ آیا نیازهای اولیه دانشجو تامین می شود؟ دانشجو در تمام ترمها نگران خوابگاهش است!
پیشنهاد می کنم ابتدا دانشجو را از بابت نیازهای اولیه اش لا اقل در دانشگاه دولتی خاطر جمع کنند تا با خیال راحت تحصیل کند.
و اینکه در طرح تحول جامع آموزش کشور مسئله پژوهش گروهی نیز مد نظر قرار گیرد.
پاسخ ها
امير
||
۰۸:۴۱ - ۱۳۹۰/۰۸/۲۵
خيلي متاسف شدم. شما كه در مورد يك مطلب علمي صحبت مي كنيد و انتظار توجه به قشر علمي كشور را داريد هنوز به اين درك نرسيده ايد كه بين دانشجويان دانشگاه هاي دولتي و غير دولتي تفاوتي قايل نشويد.
ناشناس
||
۰۸:۴۶ - ۱۳۹۰/۰۸/۲۵
من به عنوان یک دانشجو میگم که حرف شما درست نیست !
واقعیتش اینه که دانشجو فقط به دنبال اینه که کودوم استاد حضور و غیاب میکنه ، کودوم استاد میان ترم رو فلان میکنه ، پایان ترم چی میشه و از این حرف ها !
خیلی کم هستند دانشجوهایی که واقعا دنبال کسب علم باشن .
اگه حرف شما درست بود ، اون درصدی که مشکل خوابگاه نداشتن (حالا یا پول دارن یا دانشگاه بهشون خوابگاه میده) باید وضع درسیشون خوب میبود که نیست !
در مورد علم هم نکته کلیدی اینه که ما خودمون رو معیار علم میدونیم حتی وقتی که هیچ تخصصی توش نداشته باشیم !
ما خودمون و نظرات خودمون رو میخوایم با علم قابت کنیم نه اینکه ببینیم علم چی میگه و ما پیروی کنیم !
درست مثل دینمون !
دنبال این نیستیم ببینیم مثلا امام جواد چی گفته یا حتی پیغمبر چی گفته یا توی قرآن چی نوشته بلکه دنبال اینیم که از یه راهی یه حدیثی پیدا کنیم که نشون بده کاری که ما میکنیم درسته !!!
ناشناس
||
۱۰:۳۱ - ۱۳۹۰/۰۸/۲۵
چه خوب گفتی ناشناس اول.
علم و دلایل علمیمون برای ما شده ابزار توجیه درست به قول شما مانند دینمون. به عبارتی علم آنجاش مورد توجه است که در راستای ما باشه!!
مهندس آی تی
||
۱۲:۲۹ - ۱۳۹۰/۰۸/۲۵
آقای امیر، وقتی من نسبت به دولت انتقاد می کنم، توقع دارم در سازمانهای تابعه خودش کاری بکند، و به جایی که قدرتش نمی چربد، کاری ندارم.
از آمار فرار مغز ها چه خبر تابناك ؟ نكنه اصلا از بيخ تكذيب ميكني ؟
پاسخ ها
ناشناس
||
۰۹:۰۸ - ۱۳۹۰/۰۸/۲۵
فکر کنم اصلا متوجه مطلب نشدید / این 1 بحث جامعه شناختی بود که به نظر منم کاملا درسته / چه ربطی به فرار مغز ها داشت که یه پدیده اجتماعی است و معلول بسیاری از معضلات اقتصادی ؟؟!
ناشناس
||
۱۰:۰۲ - ۱۳۹۰/۰۸/۲۵
فرار مغزها خود معلول همین جامعه تفکر ستیز و علم ناپذیر است. مغزها کسانی هستند که هم متفکر هستند و هم علم پذیر. به همین خاطر ار جامعه ای که در تضاد با آنهاست فرار می کنند. یعنی فرار مغزها که خودش به فرموده شما یک پدیده اجتماعی است زیر مجموعه ای از بحث های جامعه شناختی نمی شود؟
وقتی بودجه های تحقیقاتی به صورت پراکنده توزیع می شود و اساتید محترم دانشگاهها و پژوهشکده ها نیز صرفا بر اساس ساعات تدریس و چاپ مقالات رتبه بندی می شوند، انتظار انقلابی در عرصه علم و کاربرد آن در کشور نداشته باشیم.
در کشورهای پیشرفته اولویتهای تحقیقاتی را بنیادهای ملی علم و فناوری مشخص کرده، یک دانشگاه را به عنوان دانشگاه مادر، مسئول یک یا چند رشته خاص کرده و آن دانشگاه کار را بین دانشگاههای دیگر به اشتراک می گذارد. اساتید نیز با توجه به اولویتهای دانشگاه، دانشجویان توانمند را انتخاب و اولویتهای کشورشان را پیش می برند. این قضیه حداقل 70 درصد تحقیقات دانشگاهی را شامل شده و بقیه را به مرزهای دانش اختصاص می دهند.
تا چه میزان به معیارهای ذیل در رتبه بندی های علمی توجه می شود:
1- میزان نوآوری در کار
2- میزان کار مشارکتی
3- میزان تمرکز فرد در رشته مربوطه
4- میزان اولویت داشتن تحقیق مربوطه در زنجیره علم و فناوری کشور
5- درجه کاربردی بودن تحقیق و تولید دانش فنی، فناوری بومی و ...
6- میزان بومی بودن تئوریها و نظریات مطرح شده
پاسخ ها
ناشناس
||
۱۲:۳۴ - ۱۳۹۰/۰۸/۲۵
دوست عزیز، موضوع مقاله یک بحث کلان در فرهنگ عمومی هست، نه بحثهای جزئی.
چه مهملاتی منبع تحقیق خودتان را بیان کنید این نظرات غیر کارشناسی و غیر واقعی است سطح آگاهی علمی و اجتماعی در ایران بسیار بالاتر از خود امریکاست چرا تخم یاس میکارید.
پاسخ ها
ناشناس
||
۱۰:۰۵ - ۱۳۹۰/۰۸/۲۵
دقیقا بحث این مقاله امثال شمائید. خدا وکیلی چقدر فکر کردید بعد پاسخ دادید؟ قول می دهم کمتر از 3 ثانیه. عادت کرده اید هرچه که به شما دیکته می شود را بدون تفکر بپذیرید و هر آنچه بر خلاف آن است را رد کنید.
ناشناس
||
۱۲:۰۴ - ۱۳۹۰/۰۸/۲۵
بنده با نیمی از فرمایشات شما موافقم آن قسمت که می فرماییید سطح آگاهی اجتماعی در ایران بالاتر از آمریکا ست کاملا درست می فرمایید به برکت رسانه ملی مردم ایران در دورترین نقاط کشور از جزیی ترین مشکلات مردم آمریکا و جنبش وال استریت و بیداری اسلامی در خاورمیانه مطلع هستند در حالی که مردم آمریکا حتی نمی دانند توی کشورشان چه می گذرد تا اینجا راضی شدی آقای ناشناس ؟ نصف دیگر کلام شما بی پایه و اساس است از نظر علمی (که شاید بسیاری از ایرانیان و دیگر ملیت های مهاجر باعث رشد و رونق آن شده اند) جامعه آمریکا برتر از کشورهای دیگر است اینکه چرا یک ایرانی موطن خود را ترک می کند و زندگی در غربت را به اقامت در کشور ترجیح می دهد پاسخ آن را شما باید بدهید . اگر ایشان را متهم به وطن فروشی و یا نداشتن بصیرت و بی بند و بار نمایی بدان بسیاری از این عزیزان مقید به دین و احکامی چون نماز و روزه می باشند. به نظر من این بندگان خدا از دست امثال من و شما و وضعیت موجود پناه به غربت برده اند.
ناشناس
||
۰۹:۲۲ - ۱۳۹۰/۰۸/۲۶
البته مطلب غیر کارشناسی هست ولی صحبتهای جنابعالی بیشتر غیر کارشناسی و کمتر کارشناسی است . اگر انتقاد میکنید خودتان رعایت کنید
سها
||
۱۰:۴۸ - ۱۳۹۰/۰۸/۲۶
رسانه ملی را خوب آمدی!! ممکنه بفرمایید این رسانه به قول شما "ملی"!! پس از انتخابات اخیر چگونه عمل کرد!!؟؟ آنجایی که در ده کوره های اروپا و آمریکا شلوغی ها را دیدند و در پایتخت کشور از خیابان صدای تظاهرات بلند بود و از رسانه به قول شما "ملی" ترانه گل و بلبل!!! (و البته جزیی ترین مشکلات مردم آمریکا و...)!
باز هم بگویم یا قانع شدید!؟!؟!؟
اینجانب با تحصیلات عالیه عضوی از این ملتم! کودکان کار و متکدیان سر گذرها (که به قول یک مقام مسئول سازماندهی شده هستند) هم عموما عضو همین ملتند. کی و کجا این رسانه به قول شما "ملی" مشکلات ازدواج، بیکاری و ... جوانان تحصیلکرده و یا همان متدیان سر گذر را تا رسیدن به نتیجه ملموس پیگیری کرد!؟!؟!؟؟؟ جز مشتی سریال سریالی!! که یا مثلا طنز (به واقع هجو) یا درام (و بواقع عذا) یا ... به خورد ملت میدهند، در پایان هم طی جشنی اضافه بر حقوق فضایی بازیگرانشان، از آنها تقدیر و تشکر کرده و برای خود کف می زنند و نوشابه باز میکنند!!
خواهشمندم کمی واقع بین تر باشید تا جوانان تحصیلکرده این مرز و بوم را از روی بیکاری به پاسخ نکشانید!!! متشکرم.
هر نوع تعصب در هر فرهنگ وارد شود و به آن بهای بی منطق داده شود، مردم آن کشور تفکر ستيزی ميشوند، قتل و قتورها و فجايع های مکرر ناشی از همين است.
پاسخ ها
ناشناس
||
۱۲:۳۵ - ۱۳۹۰/۰۸/۲۵
منظورتان از تعصب چیست. آیا شما هر اعتقادی را تعصب می دانید؟
ناشناس
||
۲۲:۱۴ - ۱۳۹۰/۰۸/۲۵
هر اعتقادی تعصب نیست. یک دانشمند زیست شناس در کلاس زیست شناسی باید مثلا تئوری روز انسان شناسی را درس بدهد نه مثلا نظرات دینی در این مورد. آن نظرات را یه عالم دین شناس باید بدهد. علم جای خود دارد و اعتقادات جای خود.
از مهد کودک ها باید شروع کرد و کار جمعی در دوره های مختلف تحصیلی به فرزندانمان بیاموزیم. در مدارس چین شما هیچ دانش اموزی را نمی یابید که در کارهای گروهی شرکت نکند، هیچ دانش اموزی را مشاهده نمی کنید که در کلاس ورزش به درس خواندن مشغول یاشد. کلاسها توسط معلمها و دانش آموزان تمیز می شود. دانش آموزان ناسازگار به شیوه های جالبی تنببه می شوند و فرمان پذیری ار بزرگتر را یاد می گیرند. و بسیاری از چبز های دیگر که لازم تابناک در این زمینه گزارشی مستند تهیه کند. از ما نوشتن و ار تابی هم چاپ نکردن !
همین صحبت های شما کجاش علمیه یک جامعه را زیر سوال می برید بدون مدرک ودلیل و مقایسه آماری در ضمن این مسایل قبل از آنکه به فرهنگ مرتبط باشند با برنامه های استراتژیک آموزشی دولت مرتبطند