فرهنگ عمومی «6»
آیا ما «تفکر ستیز» و «علم ناپذیر» یم؟
از مهمترین دلایل علم ناپذیری جامعه ایرانی، این است که تفکر در جامعه ایران فردی است و در حوزه علم، تفکر فردی مضر است. رشد و دریافت علمی به فرد منحصر نمیشود؛ یعنی برای رشد علمی، نیازمند معاشرت جمعی هستیم تا به صورت جمعی به سوی تفکر جمعی حرکت کنیم. در فرهنگ عمومی ایرانیان، سهیم کردن و سهیم شدن با دیگران، بسیار سخت است؛ به راستی، دیگر دلایل این علمگریزی ایرانی چیست؟
سرویس اجتماعی ـ یکی از ویژگیهای عمومی جامعه ایرانی، علمناپذیری و عدم شکلگیری تفکر است؛ علمپذیری مسألهای تربیتی و اکتسابی است و یک جامعه باید آن را به دست آورد و این گونه نیست که به صورت ذاتی در جامعهای وجود نداشته و این تقدیر تاریخ بوده که جامعه ای علم ناپذیر و تفکرستیز به فعالیت خود ادامه دهد.
به گزارش «تابناک»، این علمناپذیری و عدم شکلگیری تفکر به عنوان یک معضل در فرهنگ عمومی ایرانیان در بخشی ناشی از تعریفی است که ما از زندگی داریم که در این تعریف، حرکت و برنامهریزی برای آینده نقشی ندارد، زیرا توجه به آینده، ابزاری را با خود میآورد که ضرورتا علم را به میدان میکشد، ولی به دلیل سنن انباشته در فرهنگ عمومی ایرانیان، ما بیشتر در گذشتهها زندگی میکنیم، در حالی که یک جامعه علمی، جامعهای رو به آِینده است.
بنابراین، یکی دیگر از مشکلات ایرانیان در این زمینه، این است که تفکر در جامعه ایران فردی است و در حوزه علم تفکر فردی مضر است. رشد و دریافت علمی به فرد منحصر نمی شود؛ یعنی برای رشد علمی، نیازمند معاشرت جمعی هستیم تا به صورت جمعی به سوی تفکر جمعی حرکت کنیم. در فرهنگ عمومی ایرانیان سهیم کردن و سهیم شدن با دیگران بسیار سخت است؛ در سهیم شدن استنباطی، علمی، کاری و حرکتی.
بنابراین، در جامعه ایران، کار جمعی، پدیدهای نایاب و دشوار است و این شاید در بخشی به دلیل قرنهای حاکمیت نظامهای استبدادی در کشور بوده که فردیت را در تفکر هم حاکم کرده و فرد ایرانی، همواره یک احساس ناامنی در سهیم و شریک کردن دیگران در کارها و دستاوردهای خود داشته است.
پس یکی دیگر از موانع علم گریزی در فرهنگ عمومی ایرانیان، حجم محوری و توجه بیش از اندازه بر کمیت بوده که همواره کیفیت را قربانی خود کرده است و کیست که نداند در شکلگیری تفکر و علم، کمیت و حجم سهمی ناچیز دارد.
از دیگر دلایل ایجاد چنین فرهنگی غرور فردی است، به بیان دیگر، نبود تواضع لازم در کار علمی و پذیرش شناخت علمی. در جامعه ایرانی غرور فردی بسیار نیرومند است و به افراد اجازه حرکت به سوی کار علمی را نمیدهد.
اما شاید یکی از مهمترین دلایل علم ناپذیری جامعه ایرانی این است که افرادی ناآشنا و کم ظرفیت ـ که مرز کار علمی را نمیشناسند ـ وارد کار علمی شدهاند و اجازه نمیدهند علم آن گونه که باید رشد کند. به عبارت دیگر، جامعه ایرانی، فرهنگ علم و جامعه علمی را نداشته است و افزون بر این، ایجاد تحول در جامعه بر پایه یک سیر مرحله ای هیچگاه در کشور ما وجود نداشته و هرازگاهی تحولی مثبت ایجاد شده، اما این تحول چون بر مبنای تفکر، آینده محوری، کار جمعی و تدریجی نبوده، منقطع و ابتر باقی مانده است.
بیگمان این دلایل، تنها بخشی از معضلات فرهنگ عمومی ایرانیان درباره علم و تفکر است؛ اما چه دلایل دیگری ممکن است در این علم ناپذیری و تفکرستیزی در جامعه ای ایرانی باشد؟
به گزارش «تابناک»، این علمناپذیری و عدم شکلگیری تفکر به عنوان یک معضل در فرهنگ عمومی ایرانیان در بخشی ناشی از تعریفی است که ما از زندگی داریم که در این تعریف، حرکت و برنامهریزی برای آینده نقشی ندارد، زیرا توجه به آینده، ابزاری را با خود میآورد که ضرورتا علم را به میدان میکشد، ولی به دلیل سنن انباشته در فرهنگ عمومی ایرانیان، ما بیشتر در گذشتهها زندگی میکنیم، در حالی که یک جامعه علمی، جامعهای رو به آِینده است.
بنابراین، یکی دیگر از مشکلات ایرانیان در این زمینه، این است که تفکر در جامعه ایران فردی است و در حوزه علم تفکر فردی مضر است. رشد و دریافت علمی به فرد منحصر نمی شود؛ یعنی برای رشد علمی، نیازمند معاشرت جمعی هستیم تا به صورت جمعی به سوی تفکر جمعی حرکت کنیم. در فرهنگ عمومی ایرانیان سهیم کردن و سهیم شدن با دیگران بسیار سخت است؛ در سهیم شدن استنباطی، علمی، کاری و حرکتی.
بنابراین، در جامعه ایران، کار جمعی، پدیدهای نایاب و دشوار است و این شاید در بخشی به دلیل قرنهای حاکمیت نظامهای استبدادی در کشور بوده که فردیت را در تفکر هم حاکم کرده و فرد ایرانی، همواره یک احساس ناامنی در سهیم و شریک کردن دیگران در کارها و دستاوردهای خود داشته است.
پس یکی دیگر از موانع علم گریزی در فرهنگ عمومی ایرانیان، حجم محوری و توجه بیش از اندازه بر کمیت بوده که همواره کیفیت را قربانی خود کرده است و کیست که نداند در شکلگیری تفکر و علم، کمیت و حجم سهمی ناچیز دارد.
از دیگر دلایل ایجاد چنین فرهنگی غرور فردی است، به بیان دیگر، نبود تواضع لازم در کار علمی و پذیرش شناخت علمی. در جامعه ایرانی غرور فردی بسیار نیرومند است و به افراد اجازه حرکت به سوی کار علمی را نمیدهد.
اما شاید یکی از مهمترین دلایل علم ناپذیری جامعه ایرانی این است که افرادی ناآشنا و کم ظرفیت ـ که مرز کار علمی را نمیشناسند ـ وارد کار علمی شدهاند و اجازه نمیدهند علم آن گونه که باید رشد کند. به عبارت دیگر، جامعه ایرانی، فرهنگ علم و جامعه علمی را نداشته است و افزون بر این، ایجاد تحول در جامعه بر پایه یک سیر مرحله ای هیچگاه در کشور ما وجود نداشته و هرازگاهی تحولی مثبت ایجاد شده، اما این تحول چون بر مبنای تفکر، آینده محوری، کار جمعی و تدریجی نبوده، منقطع و ابتر باقی مانده است.
بیگمان این دلایل، تنها بخشی از معضلات فرهنگ عمومی ایرانیان درباره علم و تفکر است؛ اما چه دلایل دیگری ممکن است در این علم ناپذیری و تفکرستیزی در جامعه ای ایرانی باشد؟
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۲۵۱
پیشنهاد می کنم ابتدا دانشجو را از بابت نیازهای اولیه اش لا اقل در دانشگاه دولتی خاطر جمع کنند تا با خیال راحت تحصیل کند.
و اینکه در طرح تحول جامع آموزش کشور مسئله پژوهش گروهی نیز مد نظر قرار گیرد.
پاسخ ها
امير
| ۰۸:۴۱ - ۱۳۹۰/۰۸/۲۵
ناشناس
| ۰۸:۴۶ - ۱۳۹۰/۰۸/۲۵
واقعیتش اینه که دانشجو فقط به دنبال اینه که کودوم استاد حضور و غیاب میکنه ، کودوم استاد میان ترم رو فلان میکنه ، پایان ترم چی میشه و از این حرف ها !
خیلی کم هستند دانشجوهایی که واقعا دنبال کسب علم باشن .
اگه حرف شما درست بود ، اون درصدی که مشکل خوابگاه نداشتن (حالا یا پول دارن یا دانشگاه بهشون خوابگاه میده) باید وضع درسیشون خوب میبود که نیست !
در مورد علم هم نکته کلیدی اینه که ما خودمون رو معیار علم میدونیم حتی وقتی که هیچ تخصصی توش نداشته باشیم !
ما خودمون و نظرات خودمون رو میخوایم با علم قابت کنیم نه اینکه ببینیم علم چی میگه و ما پیروی کنیم !
درست مثل دینمون !
دنبال این نیستیم ببینیم مثلا امام جواد چی گفته یا حتی پیغمبر چی گفته یا توی قرآن چی نوشته بلکه دنبال اینیم که از یه راهی یه حدیثی پیدا کنیم که نشون بده کاری که ما میکنیم درسته !!!
ناشناس
| ۱۰:۳۱ - ۱۳۹۰/۰۸/۲۵
علم و دلایل علمیمون برای ما شده ابزار توجیه درست به قول شما مانند دینمون. به عبارتی علم آنجاش مورد توجه است که در راستای ما باشه!!
مهندس آی تی
| ۱۲:۲۹ - ۱۳۹۰/۰۸/۲۵
پاسخ ها
ناشناس
| ۰۹:۰۸ - ۱۳۹۰/۰۸/۲۵
ناشناس
| ۱۰:۰۲ - ۱۳۹۰/۰۸/۲۵
در کشورهای پیشرفته اولویتهای تحقیقاتی را بنیادهای ملی علم و فناوری مشخص کرده، یک دانشگاه را به عنوان دانشگاه مادر، مسئول یک یا چند رشته خاص کرده و آن دانشگاه کار را بین دانشگاههای دیگر به اشتراک می گذارد. اساتید نیز با توجه به اولویتهای دانشگاه، دانشجویان توانمند را انتخاب و اولویتهای کشورشان را پیش می برند. این قضیه حداقل 70 درصد تحقیقات دانشگاهی را شامل شده و بقیه را به مرزهای دانش اختصاص می دهند.
تا چه میزان به معیارهای ذیل در رتبه بندی های علمی توجه می شود:
1- میزان نوآوری در کار
2- میزان کار مشارکتی
3- میزان تمرکز فرد در رشته مربوطه
4- میزان اولویت داشتن تحقیق مربوطه در زنجیره علم و فناوری کشور
5- درجه کاربردی بودن تحقیق و تولید دانش فنی، فناوری بومی و ...
6- میزان بومی بودن تئوریها و نظریات مطرح شده
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۲:۳۴ - ۱۳۹۰/۰۸/۲۵
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۰:۰۵ - ۱۳۹۰/۰۸/۲۵
ناشناس
| ۱۲:۰۴ - ۱۳۹۰/۰۸/۲۵
ناشناس
| ۰۹:۲۲ - ۱۳۹۰/۰۸/۲۶
سها
| ۱۰:۴۸ - ۱۳۹۰/۰۸/۲۶
باز هم بگویم یا قانع شدید!؟!؟!؟
اینجانب با تحصیلات عالیه عضوی از این ملتم! کودکان کار و متکدیان سر گذرها (که به قول یک مقام مسئول سازماندهی شده هستند) هم عموما عضو همین ملتند. کی و کجا این رسانه به قول شما "ملی" مشکلات ازدواج، بیکاری و ... جوانان تحصیلکرده و یا همان متدیان سر گذر را تا رسیدن به نتیجه ملموس پیگیری کرد!؟!؟!؟؟؟ جز مشتی سریال سریالی!! که یا مثلا طنز (به واقع هجو) یا درام (و بواقع عذا) یا ... به خورد ملت میدهند، در پایان هم طی جشنی اضافه بر حقوق فضایی بازیگرانشان، از آنها تقدیر و تشکر کرده و برای خود کف می زنند و نوشابه باز میکنند!!
خواهشمندم کمی واقع بین تر باشید تا جوانان تحصیلکرده این مرز و بوم را از روی بیکاری به پاسخ نکشانید!!! متشکرم.
به گزارش تابناک!!!!!!!!!!!!!!
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۲:۳۵ - ۱۳۹۰/۰۸/۲۵
ناشناس
| ۲۲:۱۴ - ۱۳۹۰/۰۸/۲۵
نظرسنجی
برای ایرانیهای خارج نشین حامی حمله به وطن چه مجازاتی پیشنهاد میکنید؟






