سه جریان در عرصه انتخابات فعالند
علی احمدی گفت: تقاطع تحولات منطقه، قیامهای مردمی در کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا و بحران اقتصادی جهانی، شرایط و فرصتهای جدیدی را پدید آورده است. با توجه به سخنان رهبری در دیدار با مسئولان نظام در هفته نخست ماه مبارک رمضان، در این شرایط و وضعیت کشور، باید بازشناسی شود.
نماینده سابق مجلس به خبرنگار «تابناک» گفت: گویا در این راستا، گروهها و جریانات سیاسی در کشور نیز نیازمند نوعی بازشناسی در شعارها و رفتارهای خود هستند، چرا که استعداد و ذائقه مردم تغییر کرده است و شعارها و مطالبات گروههای سیاسی، پاسخگوی مطالبات مردم نیست. این مهم برای اصولگرایان، ضرورتی دوچندان دارد و باید صفت و موصوف جدید تعریف شود و پرچم بازتعریف اصولگرایی بالا رود.
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس هفتم گفت: در رفتار گروههای سیاسی و قواعد بازی آنها، این نگرانی برجسته میشود که مطالبات اصلی مردم به فراموشی سپرده و گفتمان استمرار یافتن یا نیافتن دولت کنونی، گفتمان اصلی و جایگزین مطالبات اصلی مردم شود؛ به عبارت دیگر، به جای عوض کردن زمین بازی، بازیگر عوض شود.
وی در ادامه گفت: هماکنون نوعی ناموزونی و به هم ریختگی در متون سیاست، اقتصاد و فرهنگ و نظامات کارشناسی و حرفهای دیده میشود؛ بنابراین، باید سیاستها برگردد به مسیر درست و ناموزونی برگردد به عقلانیت.
نماینده اصولگرای مجلس هفتم بیان داشت: عبور از احمدینژاد در حال دنبال شدن با چند قرائت است: یکی با قرائت اصولگرایان سنتی که احمدینژاد را نماد رادیکالیسم و تندروی؛، هم در سیاست، هم در اقتصاد و هم در فرهنگ میدانند و این را به مردم القا میکنند که این وضعیت نباید تکرار شود.
دیگری، عبور از احمدینژاد با قرائت جبهه پایداری که تلاش دارد احمدی نژاد را مبرا از جریان انحرافی تعریف کند؛ به عبارت دیگر، نجات احمدینژاد از کجیها و ناراستیهای جریان انحرافی و سازماندهی عقبه دولت و بروکراسی اداری به عنوان پشتیبان اصلی خود در انتخابات آینده.
و سرانجام عبور از احمدینژاد به عنوان یک فرد و نه یک جریان؛ یعنی نگاهی تقلیلگرایانه.
وی ادامه داد: اما در هر صورت، بخشی از سرمایهها و فرصتهای طلایی و امیدهایی که به زحمت به دست آمده بود، از دست رفت؛ بنابراین، باید در کنار تلاش برای جدایی و نجات احمدینژاد از انحرافات اقتصادی و اعتقادی، به این نکته توجه کرد که او باید پاسخگوی فرصتها و سرمایههای از دست رفته نیز باشد.
دولت برنامههای مهمی را که رهبری بر آنها مهر تأیید زدهف نصف و نیمه رها کرده است، به گونهای که در طرح هدفمندی یارانهها، رشد تورم و فشار بر مردم و زندگیشان، به مراتب بیشتر از قدرت خرید آنهاست.
خواستههای مردمی
این استاد دانشگاه اظهار داشت: نکته مهمتر، توجه به مطالبات مردم، آن هم مبتنی بر نیازهای یا آرمانهای آنهاست، چرا که به سبب برخی بداخلاقیها و دگرگونی در ارزشها در برخی زمینهها، امید مردم به آینده آسیب دیده و تخریب شده است.
این در حالی است که در دولت، مطرح شد که بازگشت به دوره خمینی در مجلس هشتم با عدالتخواهی است؛ اما مردم در عمل، سرپیچی از ارزشهای عصر خمینی را هم در رفتار و هم در برخی سیاستهای دولت دیدند؛ منویات رهبری فراموش شد و نمونه آن، میزان توجه به جهاد اقتصادی در برنامهها و عمل در سالی است که بدین نام نامیده شده است.
وی در ادامه گفت: میان شعار و عمل نفاقی رخ داده است؛ شعارها در پیروی از رهبری اما در عمل، خبری از منویات ایشان نیست. سیره و اندیشه امام فراموش، تحریف و حتی در مرحلهای، کسانی ایدههایی را به نام میراث خمینی و یا به نام حریم ولایت مطرح نمودند که در رفتار و اقدامات و تصمیمات عملی، اثری از این مدعیات نبوده و نیست. َ
احمدی گفت: اگر هدف خیر و خدمت است، نمیتوان به شیوههای نامشروع و متقلبانه برای تأمین آن متوسل شد. برای رسیدن به عدالت، نباید روشهای ناعادلانه به کار گرفته شود. برای نهادینه کردن راست، نباید دروغ را پایه قرار داد و شرایطی پدید آورد که افراد فرصتطلب که نسبت به ولایت و جوهره نظام اعتقادی ندارند، عکس رهبری را بالای سر خود بزنند و بنویسد: «رهسپاریم با ولایت تا شهادت» و ولینعمتان انقلاب را به سخره بگیرند.
وی ادامه داد: بازشناسی و بازتعریف اصولگرایی به معنای برداشتن شکاف بین ظاهر و واقعیت است؛ به معنای زدون روح معاملهگری نسبت به اصول و ارزشهای انقلاب و نمیشود به نام امام، امام زدایی کرد و به نام قانون، قانون زدایی و به نام اصول، وصولگرایی را رواج داد.
استان فارس
وی درباره استان فارس نیز گفت: چنین وضعیت و بازشناسی برای تحول در استان فارس ضرورت دوچندان دارد. در این استان فرصتهای بسیاری از دست دادهایم، به گونهای که میتوان مدیریت در چند سال اخیر را «مدیریت سوختن فرصتها» نامید.
نماینده فارس در دوره هفتم مجلس گفت: توجه به چند شاخص، این وضعیت را بهتر روشن مینماید. تلاش شد فارس در بودجه عمرانی در سال 87، رتبه پنجم را در میان استانهای کشور به دست آورد، ولی به گفته رئیس مجمع نمایندگان فارس در مجلس شورای اسلامی، در سال 90 در میان سی و یک استان، فارس در بودجه عمرانی، رتبه بیست و نهم را داراست.
وی در ادامه بیان داشت: در میزان جذب تسهیلات از صندوق ذخیره ارزی در راستای رونق بخش خصوصی و توسعه صنایع اشتغالزا و بنگاههای اقتصادی در ده سال گذشته، به طور میانگین، فارس، رتبهای بالاتر از رتبه هفده را در میان استانها داشته است.
احمدی اظهار داشت: در رابطه با نرخ بیکاری، شاهد نوعی نبود تعادل در نرخ بیکاری در استانها و مناطق گوناگون کشور هستیم. در برخی مناطق همچون یزد، اصفهان، سمنان و تبریز، نرخ بیکاری، کمتر از 9 درصد است، ولی در استان فارس، نرخ بیکاری را رسما 14 درصد اعلام نمودهاند و غیر رسمی می گویند، 24 درصد است.
همچنین نرخ بیکاری در میان فارغالتحصیلان دانشگاهی، بالاتر از 30 درصد است. افزایش نرخ بیکاری، بیانگر رکود در توسعه و تحرک در جامعه است.
عضو جبهه اصولگرایان گفت: در چهار سال گذشته، آشفتهترین وضعیت مدیریتی از آغاز انقلاب تا کنون را در سطح استان داشتهایم و دود این کشمکشهای سیاسی، همواره به چشم مردم رفته است.
حال پرسیده میشود، آیا گاه آن نرسیده که نقطه پایانی بر این نابسامانیها گذاریم؟
بیگمان، با توجه به تحولات داخلی و جهانی رویکردها، روشها و ابزارهای سنتی و گذشته، پاسخگوی این تحولات نیست و فارس نیازمند بازشناسی هم در رویکردهای معطوف به توسعه و هم روشها و هم ابزارهای رسیدن به توسعه است که با همت همه مردم غیور فارس امکانپذیر است.
مشارکت مردم در انتخابات
احمدی درباره مشارکت مردم در انتخابات نیز گفت: انتخابات نهم مجلس، نخستین انتخابات پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری است که شاهد مشارکتی بالاتر از 80 درصد بودیم.
رهبر انقلاب نیز در خطبه 28 خرداد 88 فرمودند، انتخابات آینده نیز آبرومند و پرشور خواهد بود؛ بنابراین، نظام در انتخابات آینده به سطح معینی از مشارکت نیازمند است.
آیا فضای سیاسی موجود کشور، نوید دهنده چنین سطح مطلوبی از مشارکت است؟
با توجه با آرایش سیاسی گروهها و جریانات سیاسی، هماکنون نمیتوان به این پرسش پاسخ مثبت داد.
ایشان اظهار داشت: در یک صورتبندی ساده، سه جریان در عرصه انتخابات فعال هستند؛ جریان اصولگرا، جریان اصلاحطلب و جریان انحرافی.
به نظر میرسد، جریان انحرافی تمام شده است؛ بنابراین، برجسته کردن این جریان و بزرگ نشان دادن خطر آن برای هویتیابی خود در برابر هویت دیگر، میتواند مورد استفاده قرار گیرد.
وی گفت: جریان اصلاحطلب نمیتواند، سازمان یافته و با علم و شعار مشخصی در انتخابات حضور پیدا کند؛ بنابراین، این جریان حضوری تضعیف شده در انتخابات خواهد داشت.
وی در ادامه گفت: رقابت اصولگرایان با همدیگر، اولا برای جامعه جذابیت ندارد و دوم آن که هر گونه جریانسازی در میان اصولگرایان برای رقابت با همدیگر به معنای پایان جریان اصولگرایی تلقی خواهد شد و مهمتر آن که سازوکارهای مطرح در این جریان، بیشتر از آنکه معطوف به افزایش مشارکت شود، معطوف به تقسیم کرسیهای پارلمان است.
احمدی اظهار داشت: با توجه به مطالب پیش گفته، لازم است نخست نقطه بهینه مشارکت در انتخابات تعریف شود و آنگاه جریانات سیاسی برای رسیدن به آن نقطه بهینه، مورد تشویق و حمایت قرار گیرند، چرا که مشارکت مردم، یک اصل است و برای رسیدن به این سطح مشارکت و تحقق منویات رهبری، تلاش و فعالیت همگان را میطلبد.


