صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

جریان انحرافی قطعه‏‌ای از پازل براندازی!

محمد عبدالهی*
کد خبر: ۱۸۷۰۱۷
| |
4631 بازدید
|
۶

متن پیش‌رو، یک بررسی و واکاوی درباره ماهیت، ویژگی‌ها، راهبردها و ایدئولوژی گروهی به نام «جریان انحراف» است که در چند بخش تقدیم می‌شود.
 
درآمد[1]
 
پس از آغاز به کار دولت دهم و کلید خوردن پروژه «حذف مخالفان مشایی» از دولت و جایگزینی مهره‌های وفادار به وی و هم‌چنین تداوم طرح مسایل جنجال برانگیز و متعارض با شاخص‌ها و ارزش‌های انقلاب اسلامی، موجبات ظهور جریان منحصر به فردی در درون دولت را فراهم آورد که اکنون با نام «جریان انحرافی» از آن یاد می‌شود.

پیش از ورود به بحث، یادآوری این نکته ضروری می نماید که تحلیل پیش رو، جریان انحرافی را موضوعی فرعی و در اقلیت می داند. با این حال تجربه تاریخی مخاطره‌های نحله‏های التقاطی و منحرفی را گوشزد می کند که آثار شوم و بزرگی را در برهه ای از تاریخ در مسیر اعتلای فرهنگ اسلامی بر جای نهاده‌اند؛ از این روی، شرح و بسط و عمق‌یابی ریشه‌های فکری جریان انحرافی ضرورتی انکارناشدنی است. دیگر آن که به‌رغم برخی تحلیل‌های غرض آلود یا ناآگاهانه ـ انتشار یافته ـ که این جریان را معادل کلیت دولت و هضم شده در آن معرفی می نمایند، نگارنده به تباین آشکاری در روش و منش میان کلیت دولت و جریان انحرافی قایل است. همان‌ طور که در این نوشتار خواهد آمد، اصلی ترین کار ویژه جریان انحراف تلاش برای تغییر گفتمان حاکم بر دولت در سال‌های گذشته است.
 
ماهیت جریان انحرافی
 
آشکار شدن نفوذ جریان انحرافی در دولت دهم و حرکت شتاب‌دار آن در جهت فاصله‌گیری با اصول انقلاب اسلامی‌‌، گمانه‌های قبلی مبنی بر قرابت در هدف‌گذاری و حرکت روشمند در این مسیر با جریان اصلاحات را تقویت کرد. وجود قراین بسیاری در هم‌پوشانی راهبردهای این دو جریان باعث می‌گردد تا بتوان اذعان داشت جریان انحراف نیز همانند جریان اصلاحات، نسبت مستقیمی با پروژه مهار داخلی جمهوری اسلامی ایران دارد و در خوش بینانه‌ترین حالت، پیام‌های مخابره شده توسط عناصر جریان انحرافی به ضد انقلاب، موجب شده است تا برای پیاده سازی برنامه‌ها و راهبردهای بر زمین مانده و یا به ظاهر شکست خورده در ایران، انتخاب شوند.
 
واکاوی ابتدایی عملکرد جریان انحراف، شکافی عمیق را با رویکردهای اعلامی دولت در حوزه‌های گوناگون به نمایش می گذارد. مواردی هم‌چون: «ولایت مداری، مبارزه با استکبار، مبارزه با رانت خواری، مفاسد اقتصادی و...» که دال‌های[2] گفتمانی دولت را تشکیل داده اند به زوشنی با عملکرد حلقه انحرافی نفوذ کرده در دولت، در تعارض هستند. عمق شکاف گفتمانی دولت نهم و دهم با آن‌چه در ویترین جریان انحراف به نمایش گذارده شده است، نوعی «این همانی» را با جریان اصلاحات تداعی می‌کند. برخی از ویژگی‌های این جریان را که با گفتمان اصلاحات هم پوشانی دارد، می‌توان چنین برشمرد:
 
1. طرح حاکمیت دوگانه؛
 
2. مولوی و ارشادی دانستن فرمان‌های رهبری و احکام حکومتی؛
 
3. ارایه تقسیم‌بندی حکومتی و غیرحکومتی، از فرامین مقام معظم رهبری؛
 
4. تلاش برای نوعی اجتهاد و تفسیر به رأی از نظرات صریح مقام معظم رهبری در موارد گوناگون (مانند این‌که شرکت‌کنندگان در انتخابات، منتقدین نظام بودند)؛
 
5. تلاش برای تضعیف و تخریب چهره ستون‌های حمایتی نظام (هم‌چون روحانیت، بسیج، سپاه، نهادهای امنیتی و...)؛
 
6. تلاش برای امتیازگیری از نظام (اجرای تئوری چانه‌زنی از بالا و فشار از پایین)؛
 
7. اجرای سیاست‌های متفاوت در سیاست خارجی و تلاش برای کنترل این سطح از تصمیم‌گیری‌های نظام؛
 
8. رویکرد منفعلانه در قبال تحولات منطقه و مسأله بیداری اسلامی؛
 
9. تخریب چهره نهادهای مرتبط با رهبری؛
 
10. ترویج تئوری توطئه ضد دولت.
 
نکته حایز اهمیت در اثبات تئوری همسانی جریان انحراف و جریان اصلاحات، سکوت معنادار در برابر فتنه 88 و عدم محکومیت جدی آنان است. این جریان با گذشت دو سال از آشوب های پس از انتخابات در مورد سران فتنه موضع‏گیری شفافی نداشته و حتی پس از غائله 25 بهمن 89 و ترسیم جبهه انقلاب-ضدانقلاب که باعث شکسته شدن سکوت بسیاری از چهره‌های سیاسی شد نیز به سکوت خود ادامه داد. اتخاذ موضع سکوت جریان انحراف در قبال مسأله فتنه، وجوه مختلفی را در حوزه تحلیلی در بر می گیرد:
 
* فرض نخست این‎که، جریان انحراف می‌‌خواهد با جدا کردن حساب دولت از نظام، به جذب بدنه فتنه و تداوم راه اصلاحات بپردازد.
 
* فرض دوم آن که، جریان انحراف اساساً با پیش فرض اجرای عملیاتی تئوری براندازی و با هدایت از خارج نظام، به بدنه دولت نفوذ کرده است و از این روی، نمی تواند ضد جریان فتنه موضع‌گیری کند.
 
* سومین مفروض آن است که جریان انحرافی میان حالت اول و دوم عمل می کند.
 
چرا که بر پایه اسناد و گزارش‏های منتشره از مؤسسه‌ها و لابی‌های طراح براندازی در ایران، هیچ یک از تحلیلگران به وجود گروه یا افرادی در ایران که در مقابله با نظام و به ویژه رهبری بر آنان تکیه کنند، امید نداشته‌اند و حتی این موضوع را آشکارا ابراز می کردند؛ اما جریان انحرافی با شیوه سکوت در برابر ضد انقلاب (تأیید تلویحی برای جذب) و نشان دادن خود به عنوان «دیگری» نظام، امیدها را افزایش داده و توانسته است به جلب نظر تئوریسین های معاند نظام ـ برای تکیه بر این جریان ـ مبادرت ورزد و ‌‌‎‎‏‎‌‌‌‌از حمایت فزآینده و در عین حال پنهانی این مؤسسه‌ها و لابی‎های متبوعشان، بهره‎مند شود، هرچند رخدادهای اخیر حوزه سیاسی و ناکامی جریان انحراف از پیشبرد اهداف طراحی شده، ناامیدی مفرطی را به حامیان خارجی منتقل کرده است. با این حال، در شرایط کنونی فرض سوم از اعتبار بیش‌تری برخوردار است.
 
1. گفتمان سیاسی جریان انحراف
 
با گذشت دو سال از فعالیت آشکار جریان انحراف و سرعت گرفتن این فعالیت (در راستای تخریب چهره نظام) و با نیم نگاه بر تئوری‏های جنگ نرم و گزارش‎های مؤسسه‌های برانداز برون مرزی از چگونگی مقابله با ایران، به روشنی می‎توان دریافت برآیند حرکات جریان انحرافی هدفی جز «تغییر ساختار» در نظام جمهوری اسلامی را دنبال نمی کند. با پیش‌فرض قرار دادن چنین مسأله ای، طبیعی خواهد بود که اهداف خردتری چون توسعه قدرت سیاسی، در دستور کار قرار گیرد. از نگاه این جریان، در اختیار داشتن کرسی ریاست جمهوری و هم‌چنین کرسی‌های مجلس شورای اسلامی، اصلی‌ترین ارکان برای تغییر ساختار نظام است؛ بنابراین، با «گفتمان دو چهره» (ژانومی) و سپس تقسیم نقش‌ها، هدف‌گذاری پیش‌گفته دنبال می‌شود.
 
در گفتمان دو چهره، جریان انحراف تلاش می‏کند با تقسیم اقشار جامعه به دو طیف ضعیف و متوسط و نامگذاری آنان با عنوان بخش «توده ای» و «نخبگانی»،[3] برای هریک از دو طیف، متناسب با صفات و رویکردهایشان گفتمان سازی کند.[4]
 
در چهره نخست، جریان انحرافی تلاش دارد خود را از جنس مردم و آرمان‌های ایشان معرفی کند؛ از این روی، به دنبال سرمایه گذاری بر اقشار گوناگون جامعه است و بدین منظور از تمامی ابزارهای جذب توده‌ای با روش‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ـ با سیاست تساهل و تسامح فراتر از آن‌چه تا پیش از این در ایران به اجرا گذاشته شده است ـ استفاده می‎کند. در این وجه، تلاش می‎شود تا بر توده مردم سرمایه‎گذاری مستقیم صورت پذیرد.

از نگاه این جریان، مهم‎ترین دغدغه بخش توده‎ای، زندگی است و آرمان‎گرایی و ارزش‎مداری در انتخاب‎های این طیف (در زمان انتخابات) تأثیر کمتری نسبت به معیشت دارد از این رو استراتژی کلی خود را بر اساس «توجه به نیازهای روزمره» قشر توده‏ای متمرکز کرده و خواسته‌های آنان را بر اساس «عدالت توزیعی» پی‌گیری می‏نماید.

به عبارت دیگر، وانمود می‎شود که نقطه کانونی و تمرکز جریان بر مبارزه با فساد اقتصادی و اشرافی‎گری است و رفع مشکلات و دغدغه‎های زندگی مردم، اصلی‎ترین دغدغه آنان است و در مواردی هم که خلاف این خواسته عمل می‎شود، دیگران (نظام) اجازه فعالیت به نفع مردم را نداده‎اند. بر پایه این فرمول، افزون بر این‌که جریان انحرافی نفوذ کرده در دولت، خود را از اشتباهات احتمالی نظام جدا می‎کند، در عین حال سرمایه اعتماد عمومی را برای آینده هم‌چنان در دست دارد. چنانچه بخواهیم فهرستی از رویکرد ابزاری جریان انحراف نسبت به توده‌ها را مطرح نماییم، می‌توانیم موارد زیر را برشماریم:
 
بعد اقتصادی:
 
- بزرگنمایی نیازهای روزمره توده‎های مردم؛
 
- عدالت محوری با رویکرد مساوات (اتخاذ روش «عدالت توزیعی»)؛
 
- در اختیار گرفتن آستانه تحمل مردم با پاداش‎ده به آنان (در راستای عدالت توزیعی)؛
 
- تأکید بر مقابله با مفاسد اقتصادی و اتهام‎زنی به دیگر ارکان نظام به منظور مقصر نشان دادن آنان و تطهیر چهره خود؛
 
- معرفی خود به عنوان منجی اقتصادی و ایجاد هراس در توده مردم با این عنوان که در صورت عدم استمرار حیات جریان کنونی در انتخابات آینده، دچار خسران قابل توجه اقتصادی خواهند شد.
 
بعد فرهنگی:
 
- حرکت در چهارچوب عرفان‎های کاذب، جهت قدسی‎سازی از روند حرکت جریان (این مهم، به منظور پذیرش هر چه بیشتر و مطلوب‎تر دیدگاه‎های جریان انحراف صورت می‎پذیرد.)؛
 
- سیاست‎ تساهل و تسامح به صورت افراطی در زمینه فرهنگ عمومی و تلاش برای نهادینه کردن باورهای التقاطی جهت خدشه‎دار کردن و در نهایت حذف باورهای اصیل اسلامی در میان توده مردم؛
 
- سرمایه‎گذاری در پروژه‎های فرهنگی عامه پسند، از جمله انتشار نشریات، حمایت از برخی چهره‎های شاخص هنری و ورزشی که در انظار مردم مورد پذیرش هستند و به دنبال آن، در اختیارگذاشتن امکانات و منابع مالی برای جلب توجه توده مردم؛
 
بعد سیاسی:
 
- تأکید ظاهری بر تداوم روحیه استکبار ستیزی؛  
 
- اسطوره‎سازی از رهبران جریان انحراف با هدف ایجاد پایگاه اجتماعی در انتخابات آینده؛
 
- تلاش برای به دست گیری قدرت مستقیم، از راه برقراری ارتباط بدون واسطه و مستقل با توده مردم؛ برای یکی کردن هویت توده با خود؛
 
- مظلوم‎نمایی مبنی بر مانع‎تراشی دیگر قوا (به ویژه اصول‌گرایان)؛ در راستای شکل ده به یک فضای دو قطبی کاذب، برای گنجاندن رقبای انتخاباتی در داخل آن و در نهایت، تخریب چهره رقبا.
 
در وجه دوم (چهره دوم)، جریان انحرافی می‏کوشد خود را به گفتمان اصلاحات، نزدیک کند. این شیوه حتی در بسیاری از موارد، مشابه عملکرد جریان فتنه (و دقیقاً در راستای براندازی) است؛ چرا که جریان انحرافی بر این باور است که برای دست‌یابی به موفقیت در راستای «تغییر ساختار» حاکمیت در جمهوری اسلامی، نیازمند ایفای نقش به عنوان یک «چتر فراگیر و گسترده» است که بتواند تمامی نیروهای سیاسی ـ ‌‎‌‌‌حتی با کمترین وجه اشتراک با نظام ـ را گرد‎هم ‎آورد. این چتر، طیف‎هایی هم‌چون تمامی اصلاح طلبان، اپوزسیون داخلی و خارجی، روشنفکران سیاسی و حتی اصولگرایان میانه‎روتر را که بتوان آن‎ها را در ابعادی با جریان هم‌سو کرد، در برمی‎گیرد.
 
فرمول قدم نهادن جریان انحراف در مسیر شیب دار تعارض رسمی با نظام، هدف گذاری چندلایه ای را در جذب دنبال می کند که خاکستری‌ها، سبزها و ضدانقلاب، به ترتیب لایه‌های آن را شکل می دهند. این فرمول، نوعی ائتلاف استراتژیک در میان گروه‌های مختلف را ذیل اختلافاتشان دنبال می کند. با این حال در چهره دوم جریان انحرافی طبقات نخبه، اعم است از نخبگان سیاسی دگراندیش، اساتید دانشگاه و سرشبکه‌های دانش‌جویی، سرمایه داران، هنرمندان، ورزشکاران و به طور کلی گروه‌های مرجعی که در میان توده مردم شاخص بوده و در رأی آنان تأثیرگذار باشد. گفتمان جریان انحرافی در چهره دوم خود نیز راهبردهایی را برای جذب نخبگان دنبال می کند که از آن ‌جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:
 
- پافشاری بر مخالفت با ولی فقیه و سیاست‌های مورد تأیید وی و به دنبال آن فرستادن پیغام برای خارج از کشور مبنی بر مؤثر بودن جریان در این عرصه؛
 
- شکستن تابوی استکبار ستیزی با طرح مواردی هم‌چون امکان برقراری ارتباط و مذاکره با آمریکا؛
 
- تأکید بر شونیسم (ناسیونالیسم ایرانی افراطی) برای دگرسازی؛
 
- تأکید بر شبه مدرنیسم کاذب؛
 
-  به تصویر کشیدن گرایش‌های سکولاریستی؛
 
- بحران‏سازی با تأکید بر سیاست‌هایی که موجب ناکارآمدنمایی ساختار حاکمیت شود؛
 
-  تأکید بر حذف روحانیت از اسلام و بی نیازی به این قشر؛
 
- القای «یکه‏تازی» و «سلطه»ی جریان بر عرصه سیاسی کشور و هراس‎آفرینی در میان نخبگان مبنی بر این‌که در صورت حمایت از این جریان، امکان حضور و تأثیرگذاری در عرصه سیاسی را ندارند؛
 
-  در پیش گرفتن سیاست‌های لیبرالیستی در حوزه‌‌های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی.[5]
 
جریان انحرافی در چهره دوم خود در تکاپو برای شکل‎ده به یک جبهه گسترده از گرایش‎ها و مشرب‎های گوناگون است. این جریان می‎کوشد با گردآوری مفسدین اقتصادی از تمامی گرایش‎ها، در شرکت‎ها و مؤسسه‌های اقتصادی وابسته به خود متعارضین نظام را پیرامون فعالیت‏های اقتصادی کنار هم نشانده و به این ترتیب، از سویی درصد آسیب‎پذیری خود را در حوزه مفاسد اقتصادی کاهش دهد و از سوی دیگر، با بهره گیری اهرم‎های اقتصادی، ساختار خود را بیش از پیش تقویت نماید.

 
جریان انحرافی، نگاه ویژه‏ای به ترکیب جمعیتی داشته و برنامه‎های خود را بنا بر آن نیز تنظیم و مدیریت می‎کند. این جریان با توجه به تغییر نسلی و شکل‎گیری نسل جدیدی که به لحاظ زمانی و ایدئولوژیکی با آرمان‏های انقلاب فاصله دارد، معتقد است که به دلایل گوناگون، یک نوع شکاف در بدنه اجتماعی موجود است؛ شکافی که به دلیل وجود خلأ در انتقال مفاهیم، ارزش‎ها و آموزه‎های انقلاب به نسل جدید رخ داده و در برخی جهات نیز به «تضاد نسلی» منجر شده است.

در این راستا جریان انحراف، با استناد به فتنه 88 و نیز ترکیب جمعیتی آینده، تلاش دارد تا پرکردن خلأهای نسلی پدید آمده را با توجه به در اختیار داشتن منابع اصلی و اساسی دولت، بر عهده گرفته و به عبارت دیگر، به تهی‏کردن مفاهیم انقلابی که بر پایه اندیشه‏های حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری و مقوّم‏‌های اندیشه‌‏های دینی هم‌چون روحانیت شکل گرفته است، مبادرت ورزد. در این زمینه، می‎توان به تلاش‎های این جریان برای باز تعریف برخی مفاهیم اساسی در انقلاب اسلامی اشاره کرد، از جمله: «مفهوم ولایت پذیری، بسیج[6]، حجاب[7] و...»(*)
 
 
ادامه دارد...

----------------------------------
پی‏‌نوشت‏‌ها
 
[1]- در نگارش این مقاله، از مجموعه دیدگاه های تحلیل گران جریان انحرافی استفاده شده است.
 
[2]دال؛ نشانه‏ای است که سایر نشانه‌ها در اطراف آن نظم می‎گیرند .
 
[3]ـ از نگاه این جریان، تمامی افراد و گروه‎هایی که بتوانند بر بخش توده‌ای تأثیرگذار باشند، در دسته نخبگان قرار می‌گیرند.
 
[4]ـ اقتباس از «جریان انحرافی پایگاه خود را در کدام لایه‌های اجتماعی تعریف می‌کند؟»، امیر حسین امکان، پایگاه تحلیلی-تبیینی برهان
 
[5] ـ همان
 
[6]ـ تشکیل و گسترش سازمان پیش آهنگی ایران زیر نظر هلال احمر در مقابل بسیج
 
[7]ـ چاپ ویژه نامه رایگان «خاتون 1» توسط روزنامه ایران و زیر سؤال بردن حجاب (چادر)
 

* سردبیرسایت برهان

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۶
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۳۶ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۲
از ابتدای انقلاب تا کنون به خطرناکی جریان انحرافی نداشته ایم.این جریان از درون و با دسترسی به اطلاعات و منابع بسیار خطرناک بوده و امکان ضربه زدن آن به نظام در آینده نزدیک وجود دارد و با توجه به عدم پاکسازی عناصر آن باید منتظر ضربات آتی باشیم.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۴۴ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۲
چرا برخورد با جریان انحرافی پس از تهدید ریس جمهور ماست مالی شد؟
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۲۶ - ۱۳۹۰/۰۶/۱۲
این تحلیل خیلی آبکی و بیخودیه. درسته که میگن ذهن سیاسی مردم کوتاه نه دیگه اینقدر. تئوری حذف اصلاح طلبها و بعدا هاشمی و کارگزارانیها همه از مهندس مشائی بوده و نگاه این بوده که اول اونها به عنوان عقبه های قبلی انقلاب حذف بشوند و بعدا تعدیل اختیارات رهبری که حالا با حذف هاشمی هیچ مدافع قویی ندارد. هاشمی همیشه محافظ جایگاه رهبری بوده و هست و اینها خوب تونستند قشر عظیمی از یاران رهبری رو به این ترتیب حذف کنن. اون هم با شعار دفاع از رهبری. به نظر من فتنه اصلی اینها بودن که متاسفانه موفق شدن قشر عظیمی از یاران دیرین انقلاب را حذف کرده و به حاشیه برانند.
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟