صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

در پزشكي مغز و اعصاب از دنيا عقبيم

گفتگو با پروفسور علي گرجي
کد خبر: ۱۷۲۵۳۲
| |
12505 بازدید
اگر به فهرست پزشكان و متخصصان ايراني سرشناس نگاهي بيندازيم در كنار نام‌هايي همچون پروفسور سميعي و پروفسور نيرنيا نام پروفسور علي گرجي، فوق‌تخصص مغز و اعصاب و استاد دانشگاه مونستر آلمان را مي‌بينيم.

او كه با وجود سال‌ها تحقيق وطبابت در معتبرترين مراكز جهان يكي از افتخارات جامعه ايراني محسوب مي‌شود، از سال گذشته براي درمان هموطنانش به ايران مي‌آيد و با تاسيس 2 مركز علوم اعصاب در تهران و مشهد تلاش كرده تا روش‌هاي جديد درماني را در اختيار بيماران قرار دهد.

كاشت الكترود در مغز براي درمان بيماران صرعي، ايجاد آزمايشگاه‌‌هاي مجهز براي بيماري‌هاي صعب‌العلاج و طرح مقابله با «نوروتروما» يا «ضربات سر و نخاع» از جمله طرح‌هايي است كه در اين مراكز تحقيقاتي ـ درماني قرار است انجام شود.

در راه‌اندازي و تكميل اين مراكز پروفسورگرجي، نه‌تنها از متخصصان آلماني بلكه كارشناساني از سراسر دنيا، از جمله بريتانيا، آمريكا و برخي از كشورهاي اروپايي كمك گرفته است و اميدوار است اين مراكز براساس طرحي ۱۰ ساله به سطح مراكز درماني اروپايي و آمريكايي برسند.

راه‌اندازي مراكز علوم اعصاب بهانه‌اي شد تا با پروفسور گرجي به گفت‌وگو بنشينيم و از او درباره پيچيدگي‌هاي مغز، بيماري‌هاي اين عضو شگفت‌انگيز و در نهايت درمان‌هاي پيش روي بيماران مبتلا به مشكلات مغز واعصاب سوال كنيم.

به عنوان يك چهره‌سرشناس در حوزه مغز و اعصاب لطفا ابتدا در مورد فعاليت‌هاي مغز بگوييد واين‌كه اين عضو شگفت‌انگيز چگونه دچار مشكل و عارضه مي‌شود؟مغز عضوي بسيار پيچيده است، به‌طوري كه در حال حاضر 2 قرن است درباره سيستم مغز و عملكرد آن تحقيق مي‌شود، اما هنوز دانسته‌هاي ما يك درصد از كل پيچيدگي‌هاي مغز را هم شامل نمي‌شود. اين درحالي است كه درباره ساير اعضا مثل قلب، روش‌ها و پيشرفت‌هايي وجود دارد و بخصوص طي دهه‌هاي اخير اعمال مختلف جراحي، بسياري از مشكلات را برطرف كرده‌اند، اما در مورد مغز و بيماري‌هاي مغزي اين‌طور نيست وهمچنان براي حل معماهاي آن، تحقيقات اهميت زيادي دارد. بهترين بيماري مغزي كه مي‌توانيم از نظر درمان از آن در حال حاضر جواب بگيريم بيماري صرع است، البته حتي اين درمان هم در 70درصد از بيماران پاسخ مي‌دهد و در 30درصد بي‌پاسخ است.

در مورد بيماري‌هاي ديگر مغزي تقريبا درمان قطعي ديگري وجود ندارد. ناتواني در درمان اين بيماري‌ها از اين موضوع سرچشمه مي‌گيرد كه ما واقعا به مكانيسم اصلي مغز و نخاع وسيستم عصبي محيطي درست واقف نيستيم.

بنابراين مغز ناشناخته‌ترين عضو بدن است.اما همان‌طور كه شما اشاره كرديد و در خبرها هم آمده، خوشبختانه صرع قابل درمان است و بيماران صرعي به كمك كاشت الكترودي در مغز مي‌توانند به درمان اميدوار باشند، اما كاشت اين الكترودها تا چه اندازه به درمان مصروعين كمك‌ مي‌كند؟

اولين قدم‌هاي اين كار را با راه‌اندازي مركز علوم اعصاب رضوي مشهد در آذر سال گذشته شروع كرديم. ابتدا ثبت امواج مغزي و ثبت ويدئويي حركاتي كه بيمار در حين تشنج انجام مي‌دهد را شروع كرديم. با اين روش بيماراني كه مقاوم به درمان دارويي هستند را ‌مي‌توانيم مورد بررسي قرار دهيم به اين صورت كه از روي حركات آنها متوجه شويم اين امواج از كدام قسمت مغز منشأ گرفته‌اند.

در مرحله بعد كانون صرع را از مغز خارج مي‌كنيم تا ديگر بيمار دچار حمله‌هاي تشنجي نشود. اين روش در60 درصد بيماران جواب مي‌دهد اما در آن تعداد از بيماراني كه با اين روش جواب نمي‌گيريم،از روش ديگري استفاده مي‌كنيم. به اين صورت كه در روش اوليه كه به آن اشاره كردم، ثبت از روي سر بيمار انجام مي‌شود اما در اين روش نقطه كوچكي از مغز را برمي‌داريم و بعد الكترود را در داخل مغز قرار مي‌دهيم و امواج صرع را از داخل مغز كنترل مي‌كنيم.

اين روش در بيماراني كه با روش قبلي امواج صرعي در آنها قابل شناسايي نبوده به كار مي‌رود بنابراين دراين مرحله آن قسمت كه مربوط به شناسايي دقيق بيماري است انجام مي‌شود، اما در مرحله بعد در بيماراني كه اختلالات حركتي با منشأ صرع دارند مثلا بيماران پاركينسوني كه لرزش دست دارند، مي‌توان الكترود‌هايي در داخل مغز قرار داد و بعد توسط باتري تحريكاتي را به آن وارد كرد. به اين وسيله مي‌توان اين بيماري‌ها را درمان كرد. در حال حاضر هم در مركز تحقيقات علوم اعصاب رضوي مشهد و هم در مركز علوم اعصاب شفا در بيمارستان خاتم‌الانبيا(ص) تهران به دنبال راه‌اندازي اين روش‌ها هستيم و اميدواريم كه بعد از ماه رمضان آن بخش كه مربوط به شناسايي بيماري است راه‌اندازي شود.

پس تا به حال مورد باليني براي اين نوع درمان در كشور نداشته‌ايد؟

درمورد الكترود‌گذاري در مغز خير، اما مرحله جراحي انجام شده و در بسياري از بيماران، بسيار موفقيت‌آميز هم بوده است. به عنوان مثال بيماري 40 ساله داشتيم كه روزانه دچار 4 - 3 نوبت حمله صرع مي‌شد وخوشبختانه توانست به كمك اين روش از حملات صرعي رها شود. اما الكترود‌گذاري تا به حال در ايران انجام نشده است.

شما به برداشتن بخشي از مغز بيماران كه محل بروز حملات صرعي است اشاره كرديد اما آيا برداشتن قسمتي از مغز تاثيري در عملكرد آن ندارد؟

براي اين كار تست‌هايي انجام مي‌شود؛تست‌هاي رفتاري وحافظه‌اي انجام مي‌شود تا مثلا قسمت تكلمي فرد در خطر نباشد و در نهايت مطمئن شويم كه برداشتن اين قسمت ضايعه‌اي براي بيمار ايجاد نمي‌كند. در نهايت اگر به اين نتيجه برسيم كه اين اختلالات كوچك هستند جراحي را انجام مي‌دهيم.

پس نمي‌توان تنها بخشي از مغز را مركز و مسبب بروز حملات صرعي دانست؟

خير، صرع مي‌تواند در تمام مغز وجود داشته باشد اما قسمت عمده آن در لوب گيجگاهى (Temporal Lobe) مغز صورت مي‌گيرد.

آيا كاشت الكترود براي شناسايي و درمان بيماري صرع در كشورهاي ديگر انجام شده و در اين صورت نتيجه چنين كاري چه بوده است؟

بله قدمت اين عمل حدود 80 سال است وجراحي به شكل مدرن آن هم 25ـ20 سالي هست كه انجام مي‌شود و نتايج خوبي هم درپي داشته است.

براساس آمار جهاني بيماران مبتلا به صرع حدود يك درصد جمعيت كشورها را شامل مي‌شود يعني اگر اين يك درصد را در جامعه ايران در نظر بگيريم، تعداد مبتلايان چيزي در حدود 750 هزار بيمار مي‌شود كه از اين 750هزار نفر70درصد با دارو درمان مي‌شوند و30درصد مقاوم به درمان دارويي هستند كه از اين 30درصد هم، 25 درصد با جراحي درمان مي‌شوند كه آمار بسيار خوبي است. يعني در نهايت 90درصد از بيماران درمان مي‌شوند.

متاسفانه بيماري صرع مسائل روحي، فقر و تبعات بسياري را دارد بخصوص در كشور ما كه هنوز بيماري صرع با مسائل خرافي و پيچيده همراه است. مثلا هنگامي كه فرد دچار تشنج مي‌شود، مي‌گويند فرد جني شده است يا اين‌كه چنين فردي نمي‌تواند ازدواج كند.

درخصوص تبعات مالي اين بيماري هم بايد گفت حتي اگر فرض كنيد 100هزار نفر در كشور به صرع مبتلا باشند و هركدام مجبور باشند در روز 3 قرص4000 توماني مصرف كنند، اين درمان در سال 500 ميليارد تومان هزينه دارد.

مطمئنا براي خيلي از مصروعين رهايي كامل از بيماري يك آرزو است اما آن‌طور كه شما گفتيد گروه مقاوم به درمان دارويي مي‌توانند تحت اين نوع درمان قرار گيرند. آيا اين امكان وجود دارد كه در نهايت، تمامي بيماراني كه حتي با دارو درمان مي‌شوند از اين روش استفاده كنند؟

به اين شكل نيست كه اگر شخصي جراحي شد دارو مصرف نكند بلكه تا آخر عمر ‌بايد دارو مصرف كند اين عمل فقط باعث مي‌شود فرد ديگر دچار تشنج نشود. به همين دليل به افرادي كه درمان دارويي دارند به شرطي كه دچارعوارض دارويي نشوند و مشكلي نداشته باشند توصيه مي‌شود به همان روش خود ادامه دهند.

شما به قدمت 80 ساله درمان اين بيماري و استفاده 25ـ 20 ساله از روش‌هاي مدرن آن اشاره كرديد؛ اما چرا با توجه به آمار نسبتا بالاي بيماران مصروع، اين درمان اينقدر دير به جامعه ما ارائه مي‌شود؟

تاكنون چند مركز صرع در كشور بوده است اما متاسفانه اين نوع درمان‌ها در آنها انجام نمي‌شده است متاسفانه در زمينه بيماري‌هاي عصبي ما عقب هستيم. اميدواريم با تاسيس مركز علوم اعصاب رضوي كه با همكاري بيمارستان رضوي انجام مي‌شود به نتيجه خوبي برسيم. البته مركز شفا دربيمارستان خاتم الانبياء(ص) نيز به همين شكل اما اينجا بيشتر بحث تحقيقي است.

هدف ما اين است كه با الگوبرداري از علم كشورهاي ديگر، همچنين با تجربه‌اي كه از تاريخ پزشكي ايران داريم و همراه با تكنيك‌هايي كه به كشور وارد‌ ‌مي‌كنيم تحقيقاتمان را پيش ببريم و همگام با دنيا ما نيز پيشرفت كنيم. از جوانان خوش‌فكر كشور استفاده مي‌كنيم تا به كمك آنها حتي بيماري‌هايي كه در كشورهاي دنيا هنوز راهي برايش پيدا نكرده‌اند را بيابيم و به اين ترتيب نه تنها همپاي كشورهاي مطرح دراين زمينه شويم، حتي از آنها جلو بزنيم.البته هدف ما شركت در مسابقه و داشتن رقابت با ديگران نيست بلكه هدف درمان بيماران است و مي‌خواهيم خودمان توليد علم كنيم.

تاكنون تعدادي مقالات ISI در زمينه درمان بيماري‌هاي صرع در مجلات معتبر به چاپ رسانده‌ايم. قرار است در ادامه مركز درد راه‌اندازي كنيم، چه دردهاي عصبي و چه مزمن و از متخصصاني كه در خارج از كشور برروي درد كار مي‌كنند، دعوت كنيم كه به ما در اين مركز ياري برسانند. اميدواريم ‌‌‌در سال 2012 و 2013 روي بيماري‌هايي مانند ام اس و دمانس كه به دليل بالاتر رفتن ميانگين سن ايراني‌ها بيشتر شده و همچنين بيماري‌هاي زوال عقل، كار كنيم.

به راه‌اندازي مركز درد به عنوان يكي از بخش‌هاي جديد اين دو مركز اشاره كرديد، اما طي چند سال گذشته حداقل در تهران چندين مركز با همين عنوان ايجاد شده‌اند.

هدف ما اين است كه با استانداردهاي دنيا اين كلينيك راه‌اندازي شود. البته متاسفانه در كشور ما حساسيت‌برانگيز است كه بخواهيم پزشكان خارجي بياوريم، خصوصا در مورد كادر پزشكي كه بسياري سريعا موضع مي‌گيرند و مي‌گويند مگر ما نمي‌توانستيم؛ در پاسخ به چنين واكنش‌هايي بايد گفت اولا اين متخصصان، در برخي موارد از ما جلوتر هستند و دانششان بيشتر است، ثانيا اين يك طرز تفكر استعماري در كشور ماست. كمااين‌كه در بيمارستان‌هاي كشوري مثل آمريكا، شايد تعداد معدودي از كادر پزشكي و متخصصان آمريكايي باشند و بقيه، ايراني، چيني، هندي و از كشورهاي مختلف هستند. اين نشان مي‌دهد كه آنها از امكانات و تجارب همه براي ارائه خدمات به بيماران خودشان استفاده مي‌كنند.

ما هم در مركز صرع خودمان از شخصي استفاده كرديم كه30 سال رئيس بخش صرع يك بيمارستان بوده و جراحي مي‌كرده. حضور چنين فردي دليل بر ناتوانايي همكاران ايراني نيست، بلكه ايشان تجربه چندين ساله‌اش را اينجا آورده و ما بايد از وجود او استفاده كنيم. بنابراين چه كادر اداري و چه كادر پزشكي بايد از ورود اين‌گونه افراد كه براي انتقال تجارب و درمان بيماران ما به ايران مي‌آيند، استقبال كنند.

در كلينيك درد سعي مي‌كنيم سيستم جديدي كه در كلينيك‌هاي درد كشورهاي پيشرفته از آن استفاده مي‌كنند، استفاده كنيم تا روال راه بيفتد و سريع‌تر بتوانيم به مرزهاي استانداردهاي بين‌المللي برسيم.

آقاي پروفسور در باور عمومي برخي عقايد وجود دارند كه شايد واقعيت علمي نداشته باشند مثلا آيا اين گفته درست است كه اگر از مغز خود زياد استفاده نكنيم اين عضو كوچك مي‌شود؟

خير، كوچك شدن مغز نشانه بيماري است، البته سن كه بالا مي‌رود يك مقدار مغز كوچك مي‌شود اما نه تا آنجا كه بيماري محسوب شود. آنچه مهم است اين واقعيت است كه بشر در بهترين حالت از 10درصد ظرفيت مغزش استفاده مي‌كند. بنابراين اين جمله بسيار غلط است اما اين موضوع را مي‌توان به گونه‌اي ديگر عنوان كرد. بهتر است اين جمله را در جامعه رواج دهيم كه هرقدر از مغزتان استفاده كنيد مغزتان بزرگ‌تر مي‌شود البته نه از لحاظ اندازه بلكه از نظر عملكرد و توانايي.

آيا كساني كه در خانوادشان شخصي را داشته‌اند كه دچار آلزايمر بوده است از لحاظ ژنتيكي مي‌تواند روي فرد تاثيرگذار باشد؟

خير، عوامل ژنتيكي آنقدر تاثيرگذار نيستند و بروز بيماري‌هايي همچون آلزايمر بيشتر به دلايل فردي است و تنها يك درصد ارتباط ژنتيكي دارد. معمولا در سنين 65 سال به بالا فرد به اين بيماري مبتلا مي‌شود. دليل اين كه بيماري طي چند سال اخير در كشور ما بيشتر خودش را نشان مي‌دهد اين است كه ميانگين سن افراد در كشور بيشتر مي‌شود. البته اگر آلزايمر در سنين پايين‌تر بروز كند فاكتورهاي ديگري مي‌تواند موثر باشد كه به هر حال عوامل محيطي نيز جزيي از اين فاكتورها هستند.

گرجي: متاسفانه در كشور ما حساسيت‌برانگيز است كه بخواهيم پزشكان خارجي بياوريم، خصوصا در مورد كادر پزشكي كه بسياري سريعا موضع مي‌گيرند و مي‌گويند مگر ما نمي‌توانستيم؟!

به‌طور كلي اگر كسي در خانواده‌اش چنين بيماري داشته باشد نبايد زياد نگران باشد زيرا احتمال ابتلايش مانند بقيه افراد است. اما به هرحال پيشگيري در همه افراد بسيار مهم و موثر است، مثلا اصلاح نوع تغذيه و استفاده از ميوه و سبزيجات بخصوص گوجه فرنگي و اسفناج، و زندگي در آب و هواي خوب و سالم و رعايت بسياري از نكات ديگر مي‌توانند در پيشگيري از ابتلا به آلزايمر موثر باشند.البته در مورد پيشگيري از كل بيماري‌هاي اعصاب نيز رعايت اين موارد بسيار مهم است. هرقدر فرد سالم زندگي كند كمتر دچار بيمارهاي اعصاب مي‌شود. از عوامل مهم ديگر، استرس است كه نقش بسيار موثري در تشديد و شانس احتمال بيشتري را در فرد ايجاد مي‌كند.

به بيماري‌هاي اعصاب اشاره كرديد. آيا آمار و ارقام دقيقي مبني بر ميزان ابتلاي جوامع مختلف جهان به بيماري‌هاي مغز و اعصاب وجود دارد؟

بله. آمارجهاني درخصوص اين بيماري‌ها وجود دارد و تحقيقات گسترده‌اي هم براي به روز رساني اين آمارها انجام مي‌شود. مثلا همان‌طور كه اشاره شد ميزان شيوع صرع نيم تا يك درصد گزارش شده و در مورد ميگرن از 6 تا 7 درصد در كشور‌هاي مختلف آمار ابتلا وجود دارد. اما مساله‌اي كه وجود دارد اين كه آمار بيشتر از كشورهاي غربي آمده است كه فاكتورهاي بومي در آن تاثير دارد. اين در حالي است كه مثلا يكي از علل بيماري صرع ضربه به سر است كه متاسفانه در ايران شيوع بيشتري دارد. يا در مورد آلودگي هوا كه سردرد را بيشتر مي‌كند خوب مشخصا آمار سر درد در ايران خيلي بيشتر از يك شهري است كه آب و هواي تميزي دارد.

به طور كلي آمار دقيق مي‌تواند سياستگذاري درباره بيماري را در يك كشور مشخص كند و نبود آمار باعث مي‌شود كه سياستگذاري‌ها هم درست انجام نشود. به هرحال براساس آمار و فاكتورهايي كه بيماري صرع را ايجاد مي‌كند مانند ضربه به سر، برآورد من اين است كه ما اين بيماري را بيشتر داريم. در عين حال آلودگي‌هاي هوايي و صوتي، همچنين تشعشعاتي كه وجود دارد قطعا تاثير بسزايي دارد. اينها انرژي‌هاي رها شده در آسمان است كه مرتبا به مغز ما مي‌رسد و به مغز آسيب مي‌رساند.

به نظر شما احتمال ابتلا به اين بيماري‌ها براي يك شهروند تهراني كه با انواع و اقسام مشكلات محيطي در تماس‌ است، چقدر مي‌باشد؟

آمار دقيقي نمي‌توان داد اما باتوجه به ترافيك و آلودگي‌ها و مسائل جانبي قطعا اختلالات خلقي، افسردگي، اضطراب و بيماري‌هاي عصبي زياد خواهد بود. در واقع اگر آمار گرفته شود تمامي اين موارد مطمئنا تاثيرگذار خواهند بود.

شما از دلايل بروز بيماري‌هاي عصبي از جمله صرع به ضربات وارده بر سر اشاره كرديد. آمار بالاي تصادفات در كشور چقدر بر ميزان مبتلايان افزوده است؟

بله، افزايش ريسك ابتلا به اين بيماري‌ها هم به خاطر تصادفات است كه آمار بالايي دارد و هم به خاطر رعايت نكردن ايمني‌ در محيط كار؛ آيا تا به حال مشاهده كرده‌ايد در محلي كه كار ساختماني انجام مي‌دهند كارگران از كلاه ايمني استفاده كنند يا براي ايمني موقع دوچرخه سواري، كودكان كلاه سرشان كنند؟ ما در اين مراكز برنامه‌اي را براي پيشگيري از ضربات سر طراحي و شروع كرديم چون ضربات سر يكي از شايع‌ترين علل بيماري عصبي است كه متاسفانه در صورت ايجاد، درمان‌پذير نيست، در نتيجه زماني كه نمي‌توانيم بيماري‌هاي اين چنيني را درمان كنيم بهتر است تلاشمان را براي پيشگيري از ضربات بگذاريم. آماري كه در ايران وجود دارد بسيار وحشتناك است.

براساس آمار سازمان بهداشت جهاني، در كشور ما 5/38 نفر از صد هزار نفر در تصادفات جاده‌اي كشته مي‌شوند. اين درحالي است كه كمترين آمار جهاني 09/4درصد است. طبق اين آمارها ما از نظر درصد كشته‌شدگان در تصادفات رتبه 11 دنيا هستيم و البته اگر در اين درصد‌ها جمعيت كشورها هم لحاظ شوند، ما جزو 5 كشور برتر دنيا قرار خواهيم گرفت. طبق محاسبات اگر اجساد افراد كشته شده در 20 سال گذشته كه بالغ بر نيم ميليون نفر مي‌شود (با فرض بر اين‌كه هركدام 60/1 متر قد داشته باشد) را كنار هم قرار دهيم مسافتي برابر فاصله تهران ـ‌ مشهد را پر مي‌كند و اين فاجعه است.

در چنين شرايطي مطمئنا پيشگيري از ضربات سر به كاهش آمار كشته‌شدگان كمك مي‌كند و همچنين تعداد بيماران مبتلا به مشكلات مغزي ـ عصبي را كم مي‌كند و در نهايت هزينه‌هاي ميلياردي مرتبط با بروز اين مشكلات را به صورت چشمگيري كاهش مي‌دهد كه اگرچه در ايران محاسبه نشده اما در آمريكا اين مبلغ حدود 70 ميليارد دلار است.

يكي از فعاليت‌هاي مركز علوم اعصاب در دنيا، آموزش به عموم است. ما در 4 محور در مورد نوروتروما‌ها برنامه‌ريزي كرده‌ايم كه اولين محور آن آموزش به عموم است.به اين شكل كه همان‌طور كه تمام دنيا مراكز علوم اعصاب آموزش به عموم را بومي‌سازي مي‌كنند ما هم اين كار را انجام مي‌دهيم. در اين راستا پوسترهايي را آماده مي‌كنيم و متن‌هايي را به طور خلاصه در اختيار عموم قرار مي‌دهيم.

همچنين در آذرماه 2 انجمن از جمله انجمن ضربات سر آمريكاي شمالي كه تجربيات زيادي در آموزش دارند و گروه ديگري كه تجربه بسيار طولاني در پيشگيري از ضربات سر در اطفال دارند به ايران خواهند آمد. حضور اين گروه‌ها و انتقال تجارب آنها به كارشناسان كشور بخصوص در جهت پيشگيري از ضربات سر در اطفال، از آنجا اهميت مي‌يابد كه ممكن است فرد 50 ساله پس از ضربه تا 20 سال ديگر زنده باشد اما يك كودك 5 ساله وقتي ضربه مي‌خورد 70 سال زنده است و اين رنج را به دنبال مي‌كشد.

قسمت دوم كار ما، آموزش همكاران پزشك است تا بتوانند از تجارب دنيا استفاده كنند.قسمت سوم اين است كه باوجود مشكلاتي كه از جهت تحريم با آنها مواجه هستيم، تجهيزات لازم را وارد كشور كنيم و مساله چهارم هم انجام تحقيقات پزشكي است.

در اين ميان بايد به اين نكته تاكيد كرد كه اگر ما بتوانيم براي جلوگيري از ايجاد ضربات سر به افراد جامعه آموزش دهيم، شايد بتوانيم 40ـ30 درصد بيماري‌هاي عصبي را در كشور كاهش دهيم. اين درصد، تعداد بسيار بالايي است. با اين كار هم به افرادي كه ريسك ابتلا به اين بيماري‌ها را داشته‌اند كمك كرده‌ايد و هم اين بار را از روي تخت‌هاي بيمارستان‌ها برداشته‌ايد و به اين ترتيب بودجه قابل تاملي باقي مي‌ماند كه مي‌تواند براي درمان مابقي بيماري‌ها به كار رود.

متاسفانه اولويت پيشگيري در فرهنگ ما جا نيفتاده. به هر انسان عاقلي بگوييد كلاه گذاشتن از احتمال بروز ضربه سر جلوگيري مي‌كند متوجه مي‌شود و قبول مي‌كند اما قبول كردن يك مساله است و ايمان داشتن مساله‌اي ديگر كه البته براي ايجاد اين فرهنگ رسانه‌ها نقش بسيار مهم و كليدي ايفا مي‌كنند.

در اروپا و كشورهاي ديگر پيشرفته دنيا، با وجود آن‌كه 90درصد مردم از كمربند ايمني استفاده مي‌كنند اما باز شما در تلويزيون و روزنامه‌ها تبليغاتي مبني بر تشويق افراد براي بستن كمربند را مي‌بينيد. درست است كه يكي از دلايل استمرار در اين نوع تبليغات اين است كه اين فرهنگ فراموش نشود اما دليل ديگر آن است كه 10درصد باقي‌مانده هم در نهايت مجاب به انجام اين كار بشوند. در واقع بازهم از نظر اقتصادي ارزش اين كار بيشتر از هزينه‌ها و تبعات مرگ و مير است.

در سال1972 مرگ و مير جاده‌اي آلمان 28 هزار نفر بوده است، اما با برنامه‌ريزي‌هايي توانسته‌اند اين آمار را پايين بياورند و در حال حاضر آمارشان زير3000 نفر است. تجربه موفق آنها باعث شده تا از مسوولان ترافيكي آلمان دعوت كنيم تا در اسفند ماه امسال به ايران بيايند.

تا آخر سال حتي اگر بتوانيم جان يك نفر را از مرگ نجات دهيم يا فقط يك كودك كه مي‌خواسته تا آخر عمر دچار صرع بشود را از اين مشكل دور كنيم، برنامه ما موفقيت‌آميز بوده است.

شما به عنوان يك محقق و صاحبنظر در حوزه علم مغز و اعصاب، آينده درمان بيماري‌هاي مرتبط با مغز را چگونه مي‌بينيد و فكر مي‌كنيد تا چه زماني مي‌توانيم اميدوار باشيم كسي كه مبتلا به آلزايمر است درمان شود يا حتي افرادي كه دچار مرگ مغزي شده‌اند به زندگي برگردند؟

اين مساله را هيچ‌كس نمي‌تواند پاسخ دهد. اما وقتي كه شيب پيشرفت درمان بيماري‌هاي مغز و اعصاب را طي چندين سال گذشته مرور مي‌كنيم مي‌بينيم كه خيلي با سرعت علم اعصاب به جلو رفته است. در كل و با توجه به پيشرفت‌هاي خوبي كه در عرصه علم اعصاب شده اميد مي‌رود كه درمان بعضي بيماري‌ها را بتوانيم داشته باشيم. اين شيب ‌‌رو به بالا در واقع به پيشرفت‌هاي محققان و پژوهشگران در كل دنيا برمي‌گردد و مشاهده مي‌كنيد كم‌كم دنيا به سمتي مي‌رود كه متوجه مي‌شود بدون تحقيق به جايي نمي‌رسد.

در آمريكا كه مملكت سرمايه‌داري است و همه چيز حساب و كتاب مي‌شود 3درصد درآمد ناخالص ملي براي تحقيقات صرف مي‌شود، اين در حالي است كه متاسفانه در مملكت همچنان اين تفكر وجود دارد كه صرف هزينه براي تحقيقات در واقع هدر دادن پول است.

آقاي پروفسور همان‌طور كه شما هم در صحبت‌هايتان اشاره كرديد در شهرهاي امروزي وجود انواع و اقسام آلودگي‌ها باعث افزايش بيماري‌هاي مختلف و بخصوص بيماري‌هاي مغزي و عصبي شده است اين مشكلات در حالي روز به روز بيشتر مي‌شوند كه فناوري‌ها و روش‌هاي درماني براي بيماري‌هاي صعب‌العلاج هم با شيب صعودي پيش مي‌روند. به نظر شما زندگي در زمان‌هاي گذشته مثلا100 سال پيش كه فناوري‌ها و امكانات كنوني نبودند بهتر بود يا حالا كه خيلي از بيماري‌هايي كه مولود زندگي شهري و صنعتي هستند گسترش پيدا كرده‌اند؟

شايد اگر بخواهيم اين فاكتورها را در يكديگر ادغام كنيم باز هم برآيند‌ مثبت بوده است. آنچه در اين ميان مورد توجه قرار نگرفته فرهنگ استفاده از تكنولوژي است. متاسفانه در ايران در هر ساعت 3 نفر در جاده‌ها كشته مي‌شوند. ما بايد جلوي اين آمار را بگيريم و با عزمي جدي از امكانات و تجهيزات نوين درست و به جا استفاده كنيم.

روزه داري سلامت را تضمين مي‌كند

چندي پيش نتايج تحقيقات 3 ساله پروفسور گرجي و همكارانش درگروه تحقيقاتي دانشگاه مونستر درباره نقش روزه‌داري بر عملكرد مغز در مجله Neurobiology of Disease چاپ شد.

نتايج اين تحقيقات حاكي از آن است كه در مغز فردي كه دست‌كم به مدت ۱۲ تا ۱۴ ساعت از خوردن و نوشيدن خودداري مي‌كند، بلافاصله بعد از خوردن غذا يا نوشيدن آب، يك موج الكتريكي بسيار قوي ايجاد مي‌شود.

پروفسور گرجي در اين باره مي‌گويد: «وقتي شما به مدت طولاني چيزي نخورده و نمي‌نوشيد و بعد از آن شروع به خوردن يا آشاميدن مي‌كنيد، موج الكتريكي قوي چند ميلي ‌ولتي در مغزتان ايجاد مي‌شود (در صورتي كه امواج مغزي معمولي در حد ميكرو ولت هستند) اين موج چند 10 برابرحالت عادي است و تمام مغز را سير مي‌كند.»

اين موج الكتريكي باعث مي‌شود تحريك‌پذيري مغز در بعضي قسمت‌ها نسبت به قبل از روزه‌داري بيشتر شود. اين تغيير تحريك‌پذيري بافتي در واقع در سطح سلولي و ارتباطات بين سلولي (سيناپس‌ها) رخ مي‌دهد و منجر به احساس رفع گرسنگي و عطش مي‌شود.

مطالعات و آزمايش‌هاي‌MRI نشان مي‌دهد كه انسان پس از چند هفته روزه‌داري در قشر مغز و بويژه ناحيه ‌حركتي آن حساسيت‌پذيري واضحي پيدا مي‌كند، به عبارتي ديگر روزه‌داري متناوب مي‌تواند مغز را در نواحي مختلف فعال‌تر كند. افزايش تحريك‌پذيري در قسمت‌هاي مختلف مغز از جمله اين اميد را پديد آورده كه بتوان سير برخي از بيماري‌ها مانند آلزايمر را به تاخير اندازد يا از آنها پيشگيري كند. محققان با تكيه بر يافته‌هاي كنوني بر اين نظرند كه روز‌ه‌داري متناوب مي‌تواند بر بيماري‌هاي آلزايمر، پاركينسون، هانتينگتون و صرع اثر گذاشته و سير آنها را آهسته كند. اين روش همچنين مي‌تواند امكان ابتلا به سكته‌ مغزي و عوارض پس از آن را كاهش دهد.

روزه‌داري متناوب بر انسان‌هاي سالم نيز اثري مثبت دارد. به گفته‌ پروفسور گرجي روزه‌داري در انسان‌هاي سالم هم مي‌تواند مقاومت سلو‌ل‌هاي مغزي را در مقابل سكته بالا ببرد و در عين حال چربي و قندخون ـ كه يكي از دلايل بروز بيماري‌هاي مغزي هستند ـ را كاهش دهد. وي همچنين تاكيد مي‌كند: براساس تحقيقات ما سلول‌هاي مغزي كه در معرض اين روزه‌داري هستند مي‌‌توانند به هيپوكسي يا حالتي مثل سكته‌مغزي مقاومت نشان بدهند.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟