صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

از «رفيق نوازي» کم کرده، بر «غريبه نوازي» بيفزاييم

همان کارمندي که کار مردم را راه نمي‌اندازد يا راننده‌اي که بر سر پنجاه تومان کرايه بلوا راه مي‌اندازد، فردا که مثلا با بيمارستان سر و کار پيدا مي‌کند انتظار برخورد با يک پرستار بسيار مهربان را دارد و بعد هم ناله مي‌کند که در ژاپن رسيدگي به کار ارباب رجوع چنين است و در آلمان چنان.
کد خبر: ۱۶۷۸۳
| |
24711 بازدید

خوشبختانه هر روز بيشتر و بيشتر اين باور عموميت پيدا مي‌کند که تا «ايراني» درست نشود «ايران» درست نمي‌شود.

در يک نگاه ابتدايي، رفتار يک ملت مسلمان قاعدتا بايد از ملل غير مسلمان بهتر باشد، زيرا هيچ مکتبي مانند اسلام بر مسئول بودن آدمي در قبال کوچکترين عملش (مثقال ذره) تأکيد نکرده است. به همين منوال، رفتار يک ملت شيعه بايد از ملل سني مذهب بهتر باشد چرا که از «اعتقادات ضروري شيعه» عرضه شدن اعمال بر پيامبر (ص) و ائمه اطهار عليهم السلام است و طبق روايات در هر دوشنبه و پنجشنبه اعمال ما بر حضرت ولي الله الاعظم امام عصر(ع) عرضه مي‌شود...

به راستي اين همه گلايه و شکايت از تبعيض، قانون شکني، بي‌انصافي، حرمت شکني، پارتي‌بازي، بي‌توجهي و عدم رعايت حق ديگران در اداره، مغازه، تاکسي، کلانتري، گمرک، بيمارستان و دادگاه، گله از کيست جز گله مردم از مردم؟ گله و شکايت ايراني از رفتار ايراني تنها مربوط به دوران پس از انقلاب نيست...

ما متأسفانه در جامعه از يکديگر کم آزار فيزيکي و غير فيزيکي نمي‌بينيم. حتي مشکلات اوليه عبور و مرور را حل نکرده‌ايم. هنوز يک عابر به ويژه يک سالمند نمي‌تواند با آرامش از عرض خيابان عبور کند. بارها ديده‌ايم که سالمندان عصايشان را به سمت رانندگان حرکت مي‌دهند تا آنان را زير نگيرند ...

دهه‌هاست که براي بسياري از گردشگراني که پس از رواج استفاده از خودرو، از ايران ديدن کرده‌اند اين امر به صورت يک معما درآمده که چگونه است که همان افرادي که براي عبور از يک درب اين قدر به هم تعارف مي‌کنند همين که پشت فرمان اتومبيل مي‌نشينند تبديل به انسان‌هاي ديگري شده و حاضر به دادن راه به رانندگان ديگر نيستند؟ آيا اين محفظه فلزي چهار چرخ است که چنين روحيات را دگرگون مي‌کند؟

...در هنگام خريد از مغازه‌اي که ما مشتري دائمش نبوده و به طور اتفاقي از آن خريد مي‌کنيم، بارها ديده‌ايم که خريدار ديگري وارد مي‌شود و مورد توجه ويژه فروشنده قرار مي‌گيرد. ... او مغازه دار ديگري مثل قصاب، ميوه فروش، الکتريکي، چلوکبابي و يا کارمند بانک «در همان محل» است. .. اين همه اظهار ارادت براي آن است که اين آقاي فروشنده مي‌داند که منافعش با منافع آن فرد گره خورده است. اگر امروز جنس خوب در اختيار مثلا قصاب محل قرار ندهد و اظهار ارادت نکند، فردا از گوشت خوب خبري نيست ... (اين يک قاعده عرفي است، نه عقلي و طبعا استثنائاتي هم دارد). پس ما خوب مي‌دانيم که با کسي که چگونگي رفتار ما با او بر منافع آينده ما تأثير دارد، بايد محترمانه و بلکه مخلصانه مواجه شويم.

مي‌دانيد مشکل ما ايرانيان از کجا آغاز مي‌شود؟ آنجا که پا را از دايره رفقا و اهل محل فراتر گذاشته و خود را نه در يک محله کوچک بلکه در يک جامعه چند صد هزار نفري يا چند ميليوني مي‌بينيم. در اينجا ديگر از تأثير رفتار امروز خود بر منافع آينده خودمان غافل مي‌مانيم. هنگام مکالمه تلفني، مواجهات روزانه، رانندگي، حساب کردن کرايه و... همه را غريبه مي‌دانيم و گمان مي‌کنيم چون اين افراد از آشنايان ما نيستند، هر طور که با ديگران برخورد کنيم بر منافع آينده ما تأثيري ندارد در حالي که اين يک تصور باطل است.

فرض کنيد خودرو يک خانم در يک خيابان شلوغ خاموش مي‌شود و چند صد خودرو از کنارش رد مي‌شود. اگر اين توقف که راننده در ايجاد آن بي‌تقصير بوده به مدت نيم ساعت باعث کندي ترافيک شود، چند عکس العمل از قبيل متلک، در هم کشيدن چهره، نگاه غضب آلود و بوق از جانب ما و امثال ما او را مي‌نوازد؟ تعارف نداريم، لا اقل دهها. اين خانم کيست؟ مدير، پزشک، معلم، کارمند، منشي، دانشجو، خانه دار، و مهمتر، مادري از همين جامعه است که به غير از خانواده و فرزندان خود، روزانه با ده‌ها، صدها و گاهي هزاران نفر سر و کار دارد. اين فشار عصبي که بر او وارد شده در وجود او دفن نمي‌شود، بلکه به افراد ديگر منتقل مي‌شود... از طرف دیگر، نسل بعدي را چه کسي به دنيا آورده و تربیت می کند؟ جز همين بانوان؟

پس متلک پران يا انسان کم صبر امروز نه تنها فضاي جامعه کنوني را نا آرام مي‌کند، بلکه به سلب آرامش رواني از جامعه آينده که فرزندان خودش هم در آن رشد خواهند کرد کمک مي‌کند. بنابراين در اينجا نيز منافع آينده خود فرد در خطر قرار مي‌گيرد اما چون واسطه‌هاي زيادي در ميان است شخص فکر مي‌کند که بانوي راننده‌اي را مسخره کرده و مطلب تمام شده است…

جالب اين است که همان کارمندي که کار مردم را راه نمي‌اندازد يا راننده‌اي که بر سر پنجاه تومان کرايه بلوا راه مي‌اندازد و حتي لايي کشي که اعصاب هزاران نفر را به هم مي‌ريزد، فردا که مثلا با بيمارستان سر و کار پيدا مي‌کند انتظار برخورد با يک پرستار بسيار مهربان را دارد و بعد هم ناله مي‌کند که در ژاپن رسيدگي به کار ارباب رجوع چنين است و در آلمان چنان...

کسي که چنين (دو تصوير زير) با ديگران سخن مي‌گويد فکر مي‌کند که اين نحو برخورد چون با غريبه هاست ضرري متوجه او نخواهد کرد:

هنوز براي بسياري از ما روشن نشده است که افرادي که در يک جامعه زندگي مي‌کنند حکم ماهيان يک استخر را دارند. هر ماهي که آب اين استخر را آلوده کند، در واقع اين آب را براي همه، از جمله خودش، آلوده کرده است. کسي که با رشوه مشکلش را حل کرده و کار را به نفع خود تمام کرده است فکر مي‌کند گليم خود را از آب بيرون کشيده و پيروز ميدان شده است، در حالي که اب زلالي را به حقه بازي و دغل بازي آلوده کرده که خودش و نسلش و دوستانش بايد در آينده دور و نزديک از همان آب استفاده کنند...

آيا عجيب نيست که در برخي کشورها، بعضا با ملتي ملحد، اگر دانش آموزي بگويد به مدرسه نيامدم چون مريض بودم از او مي‌پذيرند چرا که اصل بر اعتماد است ولي در ايران نه تنها سخن خود دانش آموز درباره بيمار بودنش مقبول نيست، بلکه تصديق پدر و مادر هم کافي نيست و گواهي پزشک لازم است تا معلوم شود اين سه با هم تباني نکرده و دروغ نمي‌گويند؟ (قبل از انقلاب هم چنين بود)... اما از اين نحوه برخورد توهين آميز آزرده نمي‌شويم چون به فضاي آلوده‌اي که خود درست کرده‌ايم عادت کرده‌ايم...

امروز اين جمله براي همه ما آشناست: «در فلان اداره آشنا سراغ نداري؟» گاهي براي انجام يک کار قانوني هم آشنا و پارتي لازم است! چرا؟ چون برخورد ما با رفيق و آشنا با برخورد ما با غريبه بسيار متفاوت است با اين خيال خام که با غريبه بده و بستاني نداريم. بله، بده بستان مستقيم نداريم ولي غافليم که بده بستانها و در واقع نده نستانهاي غير مستقيم دائما بر همه ما تأثير مي‌گذارد.

با اين توضيحات پاسخ معماي گردشگران روشن مي‌شود…

البته وقتي مي‌گوييم رفيق بازي در جامعه ما رسوخ پيدا کرده است شامل بسياري از مسئولان هم مي‌شود. از اين جهت است که تصوير زير براي ما تعجب برانگيز است. اين پيرمرد در 3 آوريل 2002 بيش از 24 ساعت در راهرو يک بيمارستان در جنوب مونترال در کانادا روي برانکارد در انتظار خالي شدن تخت نگهداشته شد. او کيست؟ آقاي موريس کرتين برادر 90 ساله نخست وزير وقت کانادا که از قضا خود يک پزشک جراح بود.

اين مقايسه‌ها اگر به درستي صورت گيرد و ما را از غناي مکتب خود غافل نکند نه تنها مضر نيست بلکه در رقابت با ديگر ملل، انگيزه اصلاح در مردم ما را مضاعف مي‌کند...

...چه خدا محور باشيم و چه منفعت محور، راه پيش بردن اخلاق اجتماعي، مشترک است: با غريبه‌ها بهتر تا کنيم. ما ايرانيان به «مهمان نوازي» شهره‌ايم و «غريب نواز» هم هستيم ولي «غريبه نواز» نيستيم. اگر کمي از «رفيق نوازي» کم کرده و بر «غريبه نوازي» بيفزاييم تاثير مثبت و سريع آن را در نحوه مواجهه جامعه با خود تجربه خواهيم کرد.

متن کامل این یادداشت را که دهمین بخش از مقالات محمد مطهری است در اینجا بخوانید.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۰
ناشناس
|
-
|
۱۳:۴۷ - ۱۳۸۷/۰۶/۰۹
متاسفانه فرمایشات فوق کاملا صحت دارد و نمی دانم چه زمانی این فرهنگ بسیارغلط و حقیقتا غیر انسانی رفیق بازی و آشنابازی و بی حرمتی به هرکس که آشنا یا دوست نباشد، از جامعه ما رخت خواهد بست.شاید فقط نام فرهنگ و تمدن و ملت بافرهنگ را یدک می کشیم ...تمدن ایران برای سالهایی غیر از این سالهاست... این طور نیست ؟!!!
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۰۵ - ۱۳۸۷/۰۶/۰۹
این صحبت که چرا ایرانی ها پیاده به هم تعارف می کنند ولی در رانندگی انقدر باهم خشن هستند زیاد مطرح می شود و همه مثل طوطی آن را تکرار می کنند. علتش خیلی ساده است و تعجب می کنم این همه جامعه شناس و نخبه به آن نرسیده اند. اگر کسی به شما در خیابان تنه بزند صدمه ای به کسی می رسد؟ ولی اگر کسی با خودرو به خودرو شما بزند خانواده و خودتان صدمه می بینید و یا می میرید . اگر انسان غیرت داشته باشد در مقابل کسی که قصد جان خانواده او را دارد کوتاه نمی آید . بد نیست نظر یکی از مهندسین انگلیسی را که به ایران آمده بگویم . می گفت دوچیز برای من در ایران خیلی جالب و آموزنده است . اولی اینکه در شب می توان بدون ترس از دزدها و جانیها در خیابان قدم زد و دوم اینکه می توان راننده هایی را دید که بنزین تمام کرده اند و ظرف بنزین در دست می گیرند و با اینکه بنزین سهمیه بندی است کسانی پیدا می شوند و به آنها بنزین می دهند.
خیال می کنید آلمانی ها همینطوری منظم شدند , خیر بعد از جنگ دوم پلیس با باتون شیشه خودروهای متخلف را می شکست .
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۱۱ - ۱۳۸۷/۰۶/۰۹
با تشکر ای کاش در تمامی رسانه ها و اماکن فرهنگی اجتماعی روی این مساله کار شود. من مطمئنم که مشکل اصلی ایران در عدم پیشرفت همین ضعف فرهنگی است. خداقوت
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۱۲ - ۱۳۸۷/۰۶/۰۹
با تشکر از نویسنده.توصیه می کنم صبح و عصر به دقت به صف های طویل اتوبوس بنگرید و در کنار آن به افرادی که تا نرسیده سوار می شوند و تازه طلبکارند و فکر هم می کنند که زرنگی می کنند.بعد هم به "الجار ثم الدار " توجه کنید.بای
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۳۹ - ۱۳۸۷/۰۶/۰۹
مدتي پيش در طي بازديد از يكي از موزه هاي پاريس دست فرزند دو ساله من لاي درب موزه گير كرد و به ظاهر آسيب ديد كه پس از مراجعه به بيمارستان و درمان لازم ،از من آدرسي خواستند تا در آينده صورتحساب را به آنجا بفرستند ودرست چند ماه بعد در ايران براي يكي از اقوام بنده در خيابان حادثه اي پيش آمد و ما او را به يكي از بيمارستانهاي غرب تهران برديم .هزينه گچ و راديولوژي حدودا 90 هزار تومان ميشد كه من 75 هزار تومان بيشتر همراه نداشتم و از آنها خواهش كردم كه كار را شروع كنند تا من از اولين عابر بانك مابقي پول را بياورم كه صندوقدار نپذيرفت و من كارت ملي و كارت شناسايي را امانت گذاشتم و پس از يك ساعت كه با پول برگشتم ديدم هنوز پزشك كارش را شروع نكرده و منتظر تاييد صندوقدار و دريافت قبض است.حقيقتش تا مدتها اين مسئله ذهن من را مشغول كرده بود چون من آدرس درستي در فرانسه نداشتم و همينطوري آدرس دادم و بعد از طي امور و دريافت هزينه از بيمه آكسا بعد از چند ماه پول را براي بيمارستان پاريس فرستادم.بنابراين ماابتدا بايد به خودمان فكر كنيم.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۳۹ - ۱۳۸۷/۰۶/۰۹
خیلی جالب است . از این مطالب و مضامین اگر در صفخات طنز هم کار بشود گیراتر و جذابتر می شود. طنز گاه باید علیه رفتارهای زشت عمومی باشد . لازم نیست همیشه درباره قدرتمداران طنز نوشت
ناشناس
|
-
|
۱۴:۴۱ - ۱۳۸۷/۰۶/۰۹
عجب پرمعنا و دقيق. كاش رسانه ملي بجاي پرداختن به خيلي از برنامه هايي كه هيچ عايدي جز وقت گذراني ندارد اينگونه به معضلات جامعه مي پرداخت. احسنت بر نويسنده.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۰۰ - ۱۳۸۷/۰۶/۰۹
ما هميشه عادت كرديم از ديگران شروع كنيم ولي بايد ايمان داشته باشيم كه براي بهتر شدن همه چيزهايي كه مدام از آنها گله منديم بايدحتما ازخودمون شروع كنيم حقوق ديگران را رعايت كنيم تا حقوق ما را رعايت كنند. فقط با اين روش ميتوانيم اميدوار به يك زندگي خوب باشيم فراموش نكنيم منافع و مضرات در يك كشور جمعي است.(ع.ا)
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۰۷ - ۱۳۸۷/۰۶/۰۹
خیلی بده که آدم این حرفا رو می شنوه. و بدتر اون که می دونه هیچ وقتم قرار نیست اتفاق خاصی بیافته. چون که منی که دارم الان نظر میدم یا اون کسی که قراره اینو ممیزی کنه و حتی کسی که این مطلب رو نوشته هممون از یه جنس هستیم و منتظریم جامعه درست شه ما بریم توش از زندگی لذت ببریم. غافل از این که ما خودمون یکی از بدترین عضوهاشیم.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۰۹ - ۱۳۸۷/۰۶/۰۹
جناب مطهری عزیز بیائید در سیما مصادیق را بگوئید تا مردم بشنوند و رفتارها اصلاح شود.
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟