چرا و چگونه خانواده محور جامعه است؟
خانواده، علاوه بر كاركردهايي كه در جامعهشناسي براي آن در نظر گرفته ميشود، به چهار دليل مهم، ميتواند محور فعاليتهاي جامعه قرارگيرد:
1 - خانواده يك«سازمان» است و از همه ويژگيهاي آن برخوردار است.
2 - نقش بيبديلي در كنترل رفتار اعضا و بازسازي هنجارها دارد.
3 - «همسران» كه در خانواده داراي نقش مهم و اصلي هستند در پذيرش تغييرات اجتماعي و نهادينه كردن آن سهم بسياري دارند.
4 - زنان در نقشهاي خانگي (مادري، همسري و دختري) مظهر رحمت الهي براي جامعه هستند. از طرفي، توسعه اقتصادي- اجتماعي اكثر جوامع از جمله ايران، از غرب گرفته شده است كه يكي از مباني اصلي آن فردگرايي و اصالت فردي است.
اين امر با ويژگيهاي خانوادهگرايي يا خانواده محوري سازگار نيست و آثار منفي و البته ناخواسته آن در جامعه ايران و در ديگر جوامع و كشورها مشهود است. همچنين، در خانواده به دليل تفاوتهاي ذاتي كه ميان جنسيت مردان و زنان وجود دارد، زنان (همسران) كنترل روابط دروني خانواده و ارتباطات آن را در دست دارند.
لذا در نظام اجتماعي براي اين دغدغه طبيعي و هميشگي بايد چارهانديشي شود همانگونه كه براي دغدغههاي خاص مردان چارهانديشي شده است. اگر خانواده بخواهد در جامعه نقش محوري خويش را ايفا كند، بايد فرصتها و ويژگيهاي طبيعي و ذاتي آن؛ در عصر جديد بازشناسي شود.
متاسفانه مطالعات اجتماعي طي صد سال اخير از اين امر غفلت كردند و نگاه به خانواده و اهميت آن مقهور اهميت «فرد» بيرون از خانواده شده است. بدينترتيب «جامعه» و «فرد» از فرصتها و امتيازات سازمان خانواده بسيار كم بهرهمند شدهاند.
در جامعه ايران خانواده براي اينكه نقش محوري به دست آورد، بايد:
1 - خانواده به صورت يك سازمان و نقش زنان در برنامهريزيها مورد توجه كامل قرار بگيرد.
2 - خانواده محور توسعه اجتماعي- اقتصادي باشد.
3 - خانواده به مثابه چارچوبي براي حل مسائل اجتماعي مورد نظر واقع شود.


