با روشهای غلط هاشمزاده را كشتند!
دلش پر است. وقتي ميبيند شاگردش حالا روياها و آرزوهايش را در كشوري ديگر جستجو ميكند، غصهاش ميگيرد. بعد از رفتن سامان طهماسبي به آذربايجان و دومليتي شدنش، حالا هر چند وقت يكبار خبر از حضور كشتيگيري در مسابقات انتخابي آذربايجانيها مطرح ميشود.
به گزارش آتي نيوز جالب اينجاست كه اغلب مسافران ايراني باكو را طردشدهها تشكيل ميدهند.
يكي ميخواهد خود و شايستگيهايش را اثبات كند، ديگري ميخواهد بگويد هنوز تمام نشده و يك فرنگيكار هم شايد از بقيه دليل محكمتري داشته باشد.
سرمربي تيم ملي فرنگي بعد از مسابقات جهاني 2009 دانمارك اعلام كرد تا زماني كه هدايت تيم را به عهده داشته باشد، هاشمزاده جايي در تيم او نخواهد داشت و حالا خيرالله راسخي نگران است.
مربي سازنده مسعود، دوست ندارد حاصل زحمات شبانهروزياش در كشوري بيگانه كشتي بگيرد اما در شرايط فعلي هيچ راهي هم پيش روي هاشمزاده نميبيند.
راسخي در گفتوگو با شبكه خبري آتينيوز حرفهاي زيادي را مطرح كرد كه خيليهايش در پرونده ناگفتههاي ورزش جاي ميگيرد.
** آقاي راسخي، مسعود كجاست؟ هر چه تماس ميگيريم تلفن همراهش را پاسخ نميدهد؟
در ميانه مشغول تمرين است.
** بحث حضورش در آذربايجان به كجا كشيد؟
دوست داريم در ايران براي خودمان كشتي بگيرد اما محمد بنا سال 2009 گفته كه اجازه نميدهد هاشمزاده ديگر به تيم ملي دعوت شود و در دو سال اخير هم از موضعش كوتاه نيامده، اين در شرايطي است كه هيچ كسي را نتوانسته براي سنگينوزن پيدا كند. بنا نبايد اين حرف را رسانهاي ميكرد. اينكه تا من هستم فلان كشتيگير نبايد باشد، حرف خوبي نيست... با اين وجود هنوز هم وضعيت مسعود مشخص نيست. اينكه برود و يا بماند، قطعي نيست.
** اگر بماند باز هم در تيم ملي جايي ندارد، درست است؟
من حرفم را رك و راست ميگويم. كشتي فرنگي ما را ورشنين و طالقاني به اينجا رساندند. اين دو، خصوصا ورشنين باعث تحول اين رشته در ايران شدند. خودم در چندين كلاس اين مربي روس حضور داشتم و چيزهاي زيادي از او آموختم. كسي نميتواند ادعا كند پيش از حضور ورشنين، شرايط امروزش را داشته، مربيان ما دفاع بارانداز و سالتو بارانداز را بلد نبودند.
اينها را ورشنين به ما آموزش داد و مربيان سازنده هم اين موارد را به شاگردانشان ياد دادند.
** طالقاني چطور؟ او چه نقشي در اين پيشرفت داشت؟
اگر كشتي ايران بعد از انقلاب دوباره خودش را بالا كشيد، به خاطر زحمات شبانهروزي او در دوره نايبرئيسياش بود. هر جا صحبت از كشتي شده، اين مورد را گفتهام.
** در مورد مسعود هاشمزاده و حضورش در آذربايجان صحبت ميكرديد!
از بحث اصليام دور نشوم، همين مسعود را اگر شش ماه رويش كار كنيم، دوباره يك كشتيگير شش دانگ در 120 كيلو ميشود. اصلا بعد از او چه مهرهاي كشف شد كه بتواند ايران را صاحب مدال كند. مسعود به راحتي در مسابقات آسيايي و قهرماني آسيا طلا ميگرفت. او بايد ركوردار مدال در كشتي فرنگي ميشد اما مسعود را كشتند.
** چه كسي استعداد او را كشت؟
كساني كه او را از 96 كيلو به 120 كيلو بردند و بعد از 120 كيلو به 96 كيلو بازگرداندند. هاشمزاده در 120 كيلو پنجم دنيا شد اما دوباره به 96 كيلو بازگردانده شد. اين وزن كم كردنها داغونش كرد. مثلا مگر همين محسن سوريان نبود كه سوخت شد. كساني كه سالهاست ادعا ميكنند حميد سوريان را كشف كردهاند انگار نميدانند، سوريانها در خانوادهاي هستند كه ذاتا همه استعداد فوقالعادهاي در كشتي دارند.
پسرعموها و برادران حميد، همه كشتيگيران خوبي بودهاند كه هر كدامشان به دليلي كنار رفتند. بندهخدا محسن سوريان 62 كيلو بود، از او در 48 كيلو استفاده ميكردند، معده، روده و تمام دستگاه گوارشش خراب شد. او نابعه بود.
زماني كه مسعود هم در اردو بود، بارها گفتم اجازه دهند نه به عنوان مربي تيم ملي، بلكه به عنوان يك ميهمان در اردوها بالاي سر شاگردم باشم اما اين اتفاق رخ نداد.
** دلتان حسابي پر است!
پدرم درآمده كه اين بچه را ساختهام. شب و روز نداشتم. مسعود هم خيلي زحمت كشيده، هنوز هم بر كارش نظارت ميكنم. او را به تپه ميبرم و با هم تمرين ميكنيم. او در اغلب مسابقات 15 تا 20 كيلو از حريفانش سبكتر بود اما شكستشان ميداد.
مگر همين عليرضا سليماني در چند سالگي قهرمان دنيا شد؟ چرا اجازه نميدهند مسعود به كارش ادامه دهد؟ در المپيك كه مدالش را خوردند و كسي نتوانست از حقش دفاع كند. برخي به سنگينوزن تمريناتي را ميدهند كه به سبكوزن تيم ميدهند و نميدانند كار اين دو و تمريناتشان چقدر بايد از هم متفاوت باشد.
** اين حرفهايي كه زديد به نوعي انتقاد از محمد بنا بود؟
ميدانم كه بنا زندگياش را در راه كشتي گذاشته و آدم زحمتكشي است. اما من و ديگر مربيان سازنده هم براي ساختن اين بچهها خون دل خوردهايم. ببينيد امروز حسن يوسفيافشار كجاست؟
او را هم كاملا منزوي و خانهنشين كردهاند. مگر او هم مربي سازنده نبود؟... به مسعود ظلم ميكنند. ميدانيد ساختن يك هاشمزاده ديگر چقدر دشوار است؟ كاش او را به عنوان يك استعداد كه سالها رويش سرمايهگذاري شده بود، حفظ ميكرديم.


