ورزشی »
آقاي يزداني خرم، چشم ما روشن؛
از زمينگير شدن كشتي در المپيك تا كوچككردن ايران!
اما تنها عدم برخورداري از پشتوانههاي قابل اتكاء، عامل به گل نشستن كشتي كشتي ايران در المپيك نبود و شايد همانگونه كه چهرههايي نظير عليرضا حيدري متذكر شدهاند، عدم برخورداري كشتي از پدري همجنس خود در اين زمينه موثر واقع شده و باعث شده يزداني خرم، در اين رشته خيلي سريع، با بحراني روبرو شود كه بعيد به نظر ميرسد با مديريت بحران بتوان از پس آن برآمد.
کد خبر: ۱۶۱۲۳
| | 8165 بازدید
كشتي ايران در هفتهاي كه سپري شد، ايام تلخي را پشت سر گذاشت كه در طول تاريخ فعاليت اين رشته در كشورمان كمسابقه و شايد حتي بيسابقه بود و همين امر باعث شد، مردم ايران كه همواره چشم اميدشان به روزهاي پاياني المپيك و بازوان پرتوان كشتي گيران بود، اين بار نااميدانه به بازيهاي بزرگ بنگرند تا روزهاي دشوار به استقبال مديريت فدراسيون كشتي بروند.
به گزارش خبرنگار ورزشي تابناك، كشتي كشورمان با دوازده نماينده در شرايطي راهي پكن شد كه بيم و اميدهاي فراواني پيرامون مدالآوري و يا ناكامياش وجود داشت و عليرغم قاطعيتي كه در كلام مسئولين فدراسيون كشتي، كادر فني تيمهاي فرنگي و آزاد و همچنين كشتيگيران كشورمان موج ميزد، ترديدها انكارناپذير جلوه ميكرد و گاه و بيگاه در نقدهاي منتقدين فعلي كشتي، رگههايي از اين ترديدها پديدار ميشد.
علل اين شك و ترديدها نيز كاملاً مشخص و قابل درك بود؛ مليپوشان كشتي كشورمان در طول چند سال اخير نتوانسته بودند، نه تنها عملكردي روبهرشد را به صورت مستمر به نمايش بگذارند، بلكه در عرصههاي حساس نيز ميدان را به حريفان واگذار كرده بودند. مسابقات قهرماني جهان باكو
2007 و مشقتي كه كشتي ايران براي كسب سهميهها متحمل شد، به خوبي مختصات كشتي ايران را براي همگان مشخص كرده و باعث شده بود، نزديكان فدراسيون از بيان پيشبيني عناوين كشتي ايران در المپيك به شدت پرهيز كرده و از چنين اظهارنظرهايي سرباز زنند.
2007 و مشقتي كه كشتي ايران براي كسب سهميهها متحمل شد، به خوبي مختصات كشتي ايران را براي همگان مشخص كرده و باعث شده بود، نزديكان فدراسيون از بيان پيشبيني عناوين كشتي ايران در المپيك به شدت پرهيز كرده و از چنين اظهارنظرهايي سرباز زنند.با اين حال هيچ نقادي جسارت پيدا نكرد از زمينگير شدن كشتي كشورمان در المپيك با اين ابعاد، به وضوح و با شفافيت سخن به ميان آورد چرا كه هيچكس تصور نميكرد، كشتي ايران روي تشك المپكي اينگونه عيار خود را از دست دهد. كشتي ايران همواره در المپيكها جور ورزش ايران را كشيده است و به همين خاطر بسياري از كاشناسان سكوت پيشه كردند و خيره به بازيهاي المپيك شدند.
اما آنچه انتظار نميرفت اتفاق افتاد و كشتي نتوانست حتي بخشي از توقعاتي كه بر پايه استدلال ميرفت را برآورده كند. كشتيگيران فرنگيكار ايران كه اميدهاي طلايي همچون سوريان در ميان آنها بودند، يك به يك حذف شدند و پس از آن نوبت به كشتي آزاد رسيد تا مجدداً همين اتفاقات تكرار شود و در عرض يك چشم به هم زدن، يك كاروان بازنده و يك نشان برنز روي دست كشتي ايران باقي بماند.
در اين شرايط علاوه بر آنكه ضروري است مسببين و مقصرين اين ناكامي مشخص شده و با آنها برخورد شود، ميبايست به ريشهيابي اين شكستها پرداخت و به حذف يك شخص براي پاك كردن صورت اكتفاء نكرد.
در اين چارچوب چند عامل اساسي براي ناكامي هاي كشتي مطرح است كه نمي توان آنها را ناديده گرفت و قطعاً در صورت توجه ويژه به اين عوامل كه بارها توسط منتقدين يادآوري شدهاند، كشتي امروز ميتوانست با شرايطي بهتر آوردگاه المپيك را ترك كند.
نخستين علتي كه پيرامون اين شكستها مطرح ميشود، عدم توجه به كشتيگيران پايه و نتيجهگرايي صرف است؛ مسئلهاي كه محمدرضا يزداني خرم در گفتگوي اخيرش، با تاكيد بر لزوم توجه بيشتر به رده هاي پايه براي كسب جايگاه بهتر، تاييد مي كند. به طور حتم پييگيري مباحث استعداديابي در كشتي نيازمند يك حركت نظاممند و متفاوت را براي دورهاي بلندمدت ميطلبد كه بيان زير و بم آن در حوصله اين مطلب نميگنجد. اما در كنار لزوم توجه به پشتوانهسازي، اين پرسش اساسي نيز مطرح ميشود كه چرا تا به حال به فكر نبودهايم و در هنگامه پاسخگويي به بيان اين مسائل ميپردازيم؟
آيا اين گفتهها همچون بسياري از برنامههايي كه در طول ساليان اخير براي كشتي به نگارش درآمده و هماكنون در بايگانيها در حال خاك خوردن است، به حيطه فراموشي ورود نخواهد يافت؟
با وجود آنكه يزداني خرم از پشتوانهسازي سخن به ميان ميآورد اما بازهم اين كلام را با كسب مدال همپياله مي كند تا دريابيم قرار نيست به هيچقيمتي از تفكر نتيجهگرايي صرف دست بكشيم.
از ديگر عواملي كه اين نتايج از آنها منبعث شده، عدم انتخاب مليپوشان كشتي بر اساس يك برنامه مدون و سليقهگرايي در گزينش كشتيگيران است كه باعث شده تمامي توانمنديهاي كشورمان را روي تشك كشتي المپيك نتوانيم شاهد باشيم.
از سويي ديگر مشكلات فني كاروان اعزامي بدون هيچ واسطه بيانگر ضعف فني بود كه كادر فني نتوانسته بود براي حضور در المپيك آن را حل كند. به جز بحث نحوه انتخاب در كارزار المپيك كه كشتي گيران مدعي مدالآوري در هر ديدار، كلكسيوني از فنون را با تكيه بر تمرينات و توانمنديهاي ويژه بدنيشان به اجرا ميگذاشتند، خلاقيتهاي تكنيكي و تاكتيكي منحصر به فرد كشتي گيران ايران به هل دادن حريفان و البته اجراي محتاطانه چند تكنيك خلاصه شده بود كه البته رقبا نيز امان نميدادند و با گرفتن امتيازت پياپي، كار را به سرعت يك سره ميكردند.
اين نوع كشتي گرفتن، دو عامل اساسي دارد كه نخست به عدم پيگيري تمرينات تكنيكي و تاكتيكي در اردوهاي تداركاتي و در وحله بعدي به عدم پيگيري برنامههاي بدنسازي منظم و متناسب با فشردگي المپيك باز مي گردد.
در اين ميان عدم تنظيم وزن كشتيگيران و كاهش وزن شديد آنها را در المپيك، كه بيبهره بودن كادر فني از يك برنامه بلندمدت متذكر ميشود، نقش كادر فني را در اين شكستها پررنگتر جلوه مي دهد.
البته در كنار مشكلات فني، مسائل رواني نيز فوقالعاده نقش آفرين بود و عدم توجه عميق به مباحث رواني بازيكنان باعث شد، كشتيگيران ايران بدون برخورداري از خودباوري به جدال با حريفان بپردازند و بيش از نيمي از شكستشان به دليل برخوداري از شهامت اندكي است كه در گلاويز شدن با نمايندگان ساير كشورها ميبايست به خرج دهند.
اما تنها عدم برخورداري از پشتوانههاي قابل اتكاء، عامل به گل نشستن كشتي كشتي ايران در اقيانوس پرتلاطم المپيك نبود و شايد همانگونه كه چهرههايي نظير عليرضا حيدري متذكر شدهاند، عدم برخورداري كشتي از پدري همجنس خود در اين زمينه موثر واقع شده و باعث شده يزداني خرم كه مديريتش را به صورت نسبي در واليبال ثابت كرده بود، در اين رشته خيلي سريع، با بحراني روبرو شود كه بعيد به نظر ميرسد با مديريت بحران بتوان از پس آن برآمد.
آيا مردي كه پس از اين شكستها، به جاي پذيرفتن اشتباهات مديريتي فدراسيون كشتي، به كوچك كردن ورزش اول ايران ميپردازد و جايگاه كشورمان در اين رشته را كه همواره جزو پنج، شش قدرت برتر دنيا محسوب شده، تا حد آسيا نزول ميبخشد، مي تواند كشتي ايران را تا المپيك 2012 به نقطهاي مطلوب برساند؛ با كدام سياست فني؟
استخدام مربي خارجي براي كشوري كه معدن مربيان و كشتيگيران نخبه است؟ آيا اين نوع موضعگيري ناديده انگاشتن مردان طلايي كشتي ايران تلقي نمي شود؟
در اين جا به قول يكي از پيشكسوتان كشتي بايد بگوييم"آقاي يزداني خرم، چشم ما روشن! كنار گودنشستههاي كشتي همچنان بايد خاك بخورند و حضور يك مربي روس شايتهسالاري فني را تداعي كند؟!"
شايد رئيس سازمان ورزش عليرغم اين شكست بزرگ، به دلايل مختلف از دست زدن به تركيب مديرتي فدراسيون كشتي خودداري كند كه در اين صورت به رئيس كنوني فدراسيون پيشنهاد ميكنيم عنان اين تشكلات را به يك گوششكسته بسپارد و اجازه ندهد سوابق ارزشمند حضورش در ورزش، با عملكرد ضعيف فدراسيون كشتي كه به پايش نوشته خواهد شد، كمرنگ و ضعيف شود.
خانواده كشتي هم اكنون خواهان اصلاحات است، نه توجيهات؛ حال تحقق اين مسئله به خواست يزدانيخرم و يا تصميم رئيس سازمان ورزشباشد تفاوت چنداني نمي كند اما در مجموع اميدواريم به خواست اين جامعه بزرگ احترام گذاشته شده و تغييرات در حوزه سياستگذاري و مديرتي به سرعت عينيت پيدا كند.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...






