صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

ميهماني به صرف ماكاروني! + عكس

رو به جمع كرديم و گفتم: ببخشيد اشكالي پيش اومده و در يكي از فرمول‌هاي طبخ اشتباهي رخ داده كه امروز رو بايد بدون ناهار به شب برسونيد!
کد خبر: ۱۶۰۴۸۸
| |
43213 بازدید
|
سرویس دفاع مقدس «تابناک» ـ در اطراف رود كرخه چادر زده بوديم. آن روزها براي غلبه بر روزمرگي و تكرار، كارهاي با نشاطي مي‌كرديم. مثلا هر از چندگاهي بچه‌هاي تسليحات جداي از گردان بساط همبرگر و سوسيس و ... رو بر پا مي‌كردند و شهيد صادق نوري هم از كيك و كاكائو و اسمارتيز چيزي كم نمي گذاشت و به همين خاطر اسم چادر تسليحات به «چادر قنادي» تغيير كرده بود.

يك روز كه قصد رفتن به مرخصي را داشتم، به «حميد پايدار» كه مسئول تداركات گردان بود. گفتم: «دارم به مرخصي مي‌روم و در برگشت ماكاروني مي‌خرم و تو هم مقداري گوشت چرخ كرده از آشپزخانه لشكر تهيه كن تا يك ماكاروني درست و حسابي به راه بيندازيم و از اين آبگوشت هر روزي حتي براي يك وعده هم شده رها شويم.»

حميد قبول كرد و همه چي رو به راه شد. طرفاي ساعت 10 صبح بود كه بعد از كارهاي معمول آب رو جوش كرديم و ماكاروني‌ها رو در آب جوش قرار داديم و ديگ رو بار گذاشتيم و حميد براي آوردن غذا به طرف آشپزخونه حركت كرد. البته قبل از اون بهش گفتم فكر مي‌كنم بايد آب هم بهش اضافه كنيم كه او گفت نه بابا آب نمي خواد ولي بعد از رفتنش من به نظر خودم عمل كردم و كتري آب رو توش خالي كردم.

به هر حال قبل از اينكه بياد ما هم كادر گردان رو گفتيم كه امروز هيچكس غذا نگيره و بيان چادر تسليحات و ناهار رو اونجا ميهمان ما باشند.

شهيد تاراس (نفر اول راست) آمد و حاج كريمي (پرسنلي گردان) علي عميره (تبليغات) عباس نصيري و چند نفري ديگه هم بعدا آمدند و خيلي سنگين و رنگين و به صورت تقريبا رسمي در اين ميهماني نشستند و طبق معمول ماشين غذا آمد و غذا را تقسيم كرد و رفت و كادر هم طبق توصيه ما غذا نگرفت و همه منتظر ماكاروني.

حميد بعد از كارش اومد و سفره‌ها كه همون روزنامه‌هاي معروف باشند رو پهن كرديم و اين عكس رو گرفتيم و درب ديگ رو برداشتم و خواستم با چنگال محتويات رو هم بزنم كه ديدم چنگال در ماكاروني (شما بخونيد بتن) فرو نميره. نگاهي به ديگ انداختم و نگاهي به چشماي منتظر و بعد از اون صداي حميد بلند شد كه گفت: رضا آخرش كار خودتو كردي؟!!!

رو به جمع كرديم و گفتم: ببخشيد اشكالي پيش اومده و در يكي از فرمول‌هاي طبخ اشتباهي رخ داده كه امروز رو بايد بدون ناهار به شب برسونيد!

بعد هم يواشكي سرم رو پايين انداختم و از جلوي انظار دور شدم.

راوي: جهاني مقدم ـ گردان كربلا
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱۰
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۱۳ - ۱۳۹۰/۰۲/۰۴
براي ما هم يكبار اين اتفاق پيش آمد. بچه ها رزمنده در آزمون و خطا آشپزي هم ياد مي گرفتند.
شهرام
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۲۱ - ۱۳۹۰/۰۲/۰۴
واقعا اون زمان عشق به هموطن و اتحاد وصف ناشدنی بود. نه مثل الان که آقایان برای قدرت و پول هر رذالتی را بخرج می دهند. خوب است آقایان همیشه چند عکس شهداء را(اگر ایمان به خون شهداء دارند نه اینکه سیاه بازی کنند) را جلوی خود بگذارند و بفهمند این مملکت پر خیر و برکت الهی با چه خونهای گرانبهایی آبیاری شده است.
مصطفی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۴۸ - ۱۳۹۰/۰۲/۰۴
یادش بخیر
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۵۸ - ۱۳۹۰/۰۲/۰۴
ای جانم. ناگفته نماند که خود لشکر (بیست و هفت حضرت رسول ص) گهگداری در سبد غذایی رزمندگان ماکارانی هم داشت. البته مثل ماکارانی های خونه خودمون نبود. ولی خوردنش در آن فضا و با آن انسانها چیزی بود که نه دیگر مزه اش وجود دارد و نه حال و هوایش. یک ناشناس
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۲۰ - ۱۳۹۰/۰۲/۰۴
چه صفايي داشتند ياد همه اونها بخير
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟