قهرمانان از روي سكو كجا ميروند؟
حال در شرايطي كه به نظر ميرسد حمايتها براي رياست اين قهرمان كشورمان افزايش مييابد، آيا ميتوان به او به عنوان چهره ملي كه عليرغم سوابق درخشان قهرماني، هنوز تجربه مديريتي جدي نداشته است، فدراسيوني
بزرگ همچون فدراسيون وزنه برداري را سپرد و انتظار موفقيتش را در اين مجموعه داشت؟
کد خبر: ۱۵۹۶۷
| | 5049 بازدید
آرش ميراسماعيلي با شكست در بازيهاي المپيك از دنياي قهرماني خداحافظي كرد تا به فاصله چند ماه، عنوان سرمربيگري تيم ملي جودو را بدست آورد و همچنان يك خلاء بزرگ از نظر دور بماند.
به گزارش خبرنگار ورزشي تابناك، در طول سالهاي گذشته يك دغدغه اساسي براي دستگاه ورزش كشور وجود داشته است و آن وجود نداشتن يك برنامه مشخص براي سازماندهي، حفظ و حمايت قهرمانان و نخبگان ورزش كشور بوده است.

مسئلهاي كه با وجود تشكيل صندوق حمايت از پيشكسوتان و قهرمانان و حمايتهاي محدودي كه از ايشان صورت پذيرفت، از نظرها دور نماند و همچنان به عنوان يك خلاء بزرگ با راهكارهاي مقطعي ناديده انگاشته شد.
با شكست آرش ميراسماعيلي روي تاتامي جودو المپيك پكن، اين قهرمان كشورمان با تيم ملي خداحافظي كرد تا پس از آن بحث بر سر جايگاه آتي او شود و نهايتاً سرمربيگري تيم ملي را برعهده بگيرد. اما آيا آرش ميبايست با اين فاصله اندك از وداع با دنياي قهرماني، عنان هدايت تيم ملي را برعهده ميگرفت؟
آيا ميراسماعيلي تجربه لازم را براي هدايت تيم ملي دارد و در صورتي كه تنها دارنده سه نشان جهاني جودو در سه دوره متوالي، نتواند با تيم ملي در ميادين جهاني يا آسيايي پيش رو نتيجه بگيرد، وجههاش قهرمانياش تخريب نخواهد شد؟
البته ميراسماعيلي نخستين قهرماني نبود كه پس از خداحافظي از دنياي قهرماني تلاش شد، با قرار دادن در جايگاهي فني يا مديريتي خواسته يا ناخواسته هزينه پوشش وجود نداشتن برنامهاي مشخص براي حمايت از نخبگان ورزشي را بدهد و متاسفانه تاكنون چنين بوده كه هرگاه يك نخبه ورزشي از دنياي قهرماني خداحافظي كرده تلاش شده با بوجود آوردن زمينههاي اينچنيني اين ضعف ناديده گرفته شود.
علي دايي شايد يكي از مشهودترين نمونه هاي اين تصميمات بود كه عليرغم تمامِ شياستگي هايش در دنياي قهرماني، بدون بررسي و حتي آموزشهاي لازم به عنوان سرمربي تيم ملي منصوب شد.
عليرضا حيدري نمونه ديگري بود كه به عنوان سرمربي تيم ملي كشتي آزاد برگزيده شده بود و در اين زمينه ميتوان به حسين رضازاده نيز اشاره كرد كه بلافاصله پس از وداع از دنياي قهرماني عنان مديريت تيم ملي و پس از آن سرمربيگري تيم ملي وزنهبرداري را برعهده گرفت و پس از آن نيز بحث سرمبيگري تيم ملياش قطعيت يافت.
البته موضوع به همين جا ختم نشد و ركوردار وزنهبرداري جهان، رياست فدراسيون وزنهبرداري را با اندك تجربه اي كه در اختيار دارد، ميخواهد و اين موضوع را نيز اذعان مي كند: "چه كسي از من با صلاحيتتر است؟ بالاخره 14 سال در تيم ملي بودم و در وزنهبرداري استخوان خرد كرده ام. آنقدر زجر كشيدهام كه حالا بخواهم رياست فدراسيون را برعهده بگيرم."
حال در شرايطي كه به نظر ميرسد حمايتها براي رياست اين قهرمان كشورمان افزايش مييابد، آيا ميتوان به او به عنوان چهره ملي كه عليرغم سوابق درخشان قهرماني، هنوز تجربه مديريتي جدي نداشته است، فدراسيوني
بزرگ همچون فدراسيون وزنه برداري را سپرد و انتظار موفقيتش را در اين مجموعه داشت؟
اما از جهتي ديگر نيز اين پرسش مطرح است كه اگر چنين فرصت هايي را براي پوشش اين خلاءها پر نشود، امثال رضازاده و قهرمانان اينچنيني از روي سكو كجا ميروند. براي نمونه به محمدرضا حيدريان كاپيتان سابق تيم ملي فوتسال و مهران بهنامفر كاپيتان سابق تيم ملي كاراته اشاره ميشود كه پس از خداحافظي از تيمهاي ملي رشتههاي متبوعشان، سراغ چنين فرصتهايي را نگرفتند يا چنين فرصت هايي در اختيارشان قرار داده نشد و در عوض آن نيز امكان مشابهي براي درآمدزايي آنها فراهم نشد.
در اين ميان، حقوق در نظر گرفته شده براي اكثر قهرمانان جهان و آسيا توسط صندوق قهرمانان و پيشكسوتان نيز به آن حد نيست كه بتواند يك قهرمان را تامين بكند.
اين در حالي است كه در بسياري از كشورهاي جهان، براي قهرمانان برجسته ورزشي، حقوقهاي مادمالعمر در نظر گرفته ميشود و بر اين اساس توقع ميرود ورزش ايران كه از اعتبارات نسبتاً مناسبي برخوردار است، راهكاري معقولانه تر براي حمايت از قهرمانان، پس از خداحافظي از تيمهاي ملي در نظر بيگرند كه چنين دوگانگي پيش روي فدراسيونها و حوزههاي ورزشي قرار نگيرد.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


