صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

برنده دعواي مصدق و كاشاني كه بود؟

شديدترين جنگ لفظي در آستانه خطر بزرگ
کد خبر: ۱۵۸۶
| |
7765 بازدید
رسول جعفريان

بايد خداي را شاکر بود که امسال را سال «انسجام اسلامي و اتحاد ملي» نامگذاري کرده‌اند، اما با اين حال، اين چنين جنگ و نزاع لفظي و گاه عملي ميان مسئولان آن هم در يکي از خطيرترين دوره‌هاي پس از انقلاب در گرفته است.

در هفته جاري، به عنوان درآمدي بر انتخابات اسفند ماه و بيش از آن به دلايل ظاهرا مذهبي يا سياسي، سيل دشنام‌هاي سياسي از دو طرف به سوي هم ادامه دارد.

راستي، اگر واقعا ايران در آستانه خطر بزرگي قرار گرفته باشد، چه توجيهي براي اين رفتارهاي شگفت و دردناک هست؟

آيا اگر رخداد ناگواري روي دهد ـ که هيچ بعيد نيست ـ زماني نخواهد رسيد که کتاب‌هاي درسي آينده ما بگويند و بنويسند: درست در زماني که تهديدهاي جدي مملکت ايران اسلامي را تهديد مي‌کرد، دو گروه که هر دو خود را انقلابي مي‌دانستند و تا ديروز هم در کنار هم بودند، چنان به جان يکديگر افتادند که گويي هيچ نقطه مثبتي در يکديگر سراغ ندارند و تنها و تنها در پي حذف يکديگرند؟

در پيش چشمان نويسنده، دست کم دو تجربه دردناک در تاريخ معاصر وجود دارد:
1 ـ به ياد بياوريم روزهاي سخت پنج ماهه نخست سال 1332 هجري شمسي را؛ زماني که نيروها و احزاب و جريان‌هاي گوناگون و در رأس آنها، مصدق و کاشاني و حاميان کاسه از آش داغترشان به جان يکديگر افتادند و درست همان زمان ـ و تأکيد مي‌کنم ـ درست همان لحظه که مصدق گمان نمي کرد توطئه‌اي ضد او و دولتش صورت گيرد و در حالي که در آرامش کامل و دلگرم به پشتيباني ملت بود، يک باره دشمنان با يکديگر متحد شدند و نتيجه چندين و چند ساله ملت ايران را بر باد فنا دادند و بر سر سفره ايران، نعره مستانه سردادند و کار رهايي و نجات ملت را 25 سال ديگر به عقب انداختند.

قطعا اين هر دو شخصيت خدمات مهمي كردند، اما اکنون تاريخ به آنان مي‌خندد يا مي‌گريد که آن جماعت بر سر مجلس و دولت و وزارت با يکديگر درافتاده بودند و ناگهان، دشمنان متحد بر سرشان تاختند و همه شان را به حاشيه تاريخ فرستادند و حالا دلشان خوش است که کساني از آنان يادي مي‌کنند.

2 ـ و درست پيش از آن، زماني که احزاب مشروطه خواه و ضدمشروطه، از هر سمت و سو به جان همديگر افتاده بودند و يکديگر را با تير و تفنگ و بمب ترور مي‌کردند و شيخ خود را بر سر دار مي‌بردند، روسيه تزاري و انگليس امپراتوري با يکديگر توافق کردند و بي خبر از ايرانيان، قرارداد 1907 را که اکنون در صد سالگي آن هستيم، تصويب کردند و ايران را بين خود تقسيم كردند.

اين قبيل كارها، چيزي جز غفلت از توطئه‌هاي بزرگ دشمن از يک سو و پايمال کردن حقوق يکديگر و زياده خواهي از سوي ديگر نيست.

اگر برخي اشخاص، احزاب و گروه‌ها که از يک سو مدعي پيروي از قانون هستند و از سوي ديگر، سنگ رهبري را به سينه مي‌زنند، اينچنين اتحاد ملي را زير پاي بگذارند، چه انتظاري از ديگران دارند که داخل در دايره اتحاد ملي شده و از منافع ملت در چنين لحظات حساسي دفاع کنند؟

مگر گفته نمي شود که مسئله هسته‌اي، مسئله ملي ماست؛ پس آيا نبايد اين ملت متحد باشد؟ آيا نبايد اين اتحاد را از سران خويش فرا بگيرد؟

در چنين اوضاعي که برخي در جايگاه خاص قانوني خود، تنها رسالت خود را تاختن به ديگري مي‌داند، آيا اساسا چنين اتحادي پا خواهد گرفت؟

به نظر مي‌رسد برخي رفتارهاي جاري از بالاترين مقامات تا پايين ترين، چنان است که گويي کمترين باوري به اصل اتحاد ملي ندارند و تنها و تنها و حتي آن وقت که مي‌خواهند از فوايد انرژي هسته‌اي سخن بگويند، از آن ابزاري براي زدن بر سر ديگران استفاده مي‌کنند.

آيا پيروزي برابر دشمنان، آن هم در يکي از بحراني ترين موضوعات و سخت ترين زمان‌ها، جز با اتحاد داخلي به دست مي‌آيد؟

و اکنون پرسش اين است: چه کسي بايد در اين باره پيشگام باشد؟
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۱۹ - ۱۳۸۶/۰۸/۲۴
هميشه افراد تاثيرگذاردراين كشور توان گفتگو ومصالحه درامور مملكت باهمديگررا نداشته اند وما ضربات سهمگيني بخاطر عدم تحمل يكديگر خورده ايم وخواهيم خورد چرا براي حل مسائل حياتي كشور نتوانيم بيك اجماع وجمع بندي قابل قبولي برسيم ودربرابر بيگانگان يك جبهه واحد تشكيل ندهيم هيچكس دراين مملكت نبايد خودرا عقل كل پندارد وازفكر ونظرات ديگران بي نصيب فرض كند
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟