مايليكهن: مخالف کراوات زدن نيستم
تهيه منشور اخلاقي از سوي فدراسيون فوتبال کشورمان و تذکر به چهار بازيکن حاضر در ليگ برتر که ظاهراً از همان منشور اخلاقي نشأت مي گيرد،بهانه اي شد تا با محمد مايلي کهن سرمربي سابق تيم ملي تماس بگيريم،مايلي کهني که بيش از يک دهه قبل و در مقطعي که فوتبال ايران منشور اخلاقي نداشت در صدد تربيت بازيکنان جوان برآمد و يادآور نظم و انضباط تيم ملي در دوره سرمربيگري مرحوم دهداري شد.
مايلي کهن در گفتگو با برنا شرکت کرده که متن آن را در زير مي خوانيد:
شايد بگويند به مايلي کهن چه ربطي دارد
مايليكهن: اگر درباره اتفاقات اخير و بحث تذکر فدراسيون به چند بازيکن ليگ برتر صحبت کنم شايد عده اي بگويند به مايلي کهن چه ربطي دارد که حرف مي زند پس بهتر است درباره اين موضوع صحبت نکنم، اما در پاسخ به اين پرسش شما که؛ "چرا محمد مايلي کهن همواره به نظم بازيکنان اهميت مي دهد؟" بايد بگويم هيچگاه بازيکني را مجبور به انجام کاري نمي کردم. همين الان مربيان ديگري را داريم که به ظاهر بازيکنان خود اهميت مي دهند؛ بطور مثال آقاي غلامحسين پيرواني ،اما مطمئناً ايشان هم از روي دلسوزي به بازيکن خود تذکر مي دهد.
زماني که بنده سرمربي تيم ملي بودم به بازيکنان خود مي گفتم کاري نکنيد که انگشت نما شويد. اين مسئله براي خود بازيکن هم بهتراست؛ حداقل زماني که با خانواده اش به يک رستوران مي رود، راحت تر است. به آنها مي گفتم شما نيازي نداريد که با ظاهر آنچناني خودتان را به مردم معرفي کنيد، چون به اندازه کافي شناخته شده هستيد.
قبل از تمرين، منصوريان و ميناوند قرآن مي خواندند
بازيکني که موهايش را به شکل عجيب و زننده اي در ست مي کند و بد لباس مي پوشد به دليل کمبودهايي که دارد اين کارها را انجام مي دهد و در واقع مي خواهد نمايش دهد، التبه بعضي مواقع آنهايي هم که مي خواهند به آن بازيکن تذکر بدهند، رفتارشان بوي نمايش دادن مي دهد. شما مي توانيد از بازيکنان 10، 12 سال قبل تيم ملي بپرسيد که آيا بنده کسي را مجبور به انجام کاري مي کردم؟ آن روزها اوايل هر هفته و قبل از آغاز تمرينات پس از آنکه صحبت هاي مربيان تمام مي شد دو بازيکن تيم ملي يعني آقاي منصوريات و آقاي ميناوند که صوت خوبي داشتند، باصداي آرام سوره هايي از قرآن را مي خواندند و همان مسئله موجب شده بود که خداوند از بچه هاي تيم ملي محافظت کند؛ اين استنباط من بود که خداوند از تيم محافظت مي کند. اگر يادتان باشد تيم ملي در آن مقطع کمترين بازيکن آسيب ديده را داشت و فقط يک بازيکن به نام "غدير غفاري" در حين بازي تدارکاتي در کشور چين از ناحيه زانو مصدوم شد.
اتفاقاً تلويزيون چند بار خواست از صحنه تلاوت قرآن توسط ميناوند و منصوريان فيلمبرداري کند که من اجازه ندادم زيرا معتقد بودم که ارزش معنوي کار بچه ها را زير سوال مي برد و جنبه نمايش پيدا مي کند.
توپ و تشر فايده اي ندارد
اگر بخواهيم درباره منشور اخلاقي فدراسيون فوتبال صحبت کنيم بايد ابتدا از محتواي آن منشور مطلع شويم. درباره نحوه برخورد با بازيکنان ذکر اين نکته ضروري است که شکل تذکر دادن به يک جوان در ميزان تاثير گذاري آن نقش دارد.
به طور مثال همين مهدي امير آبادي؛ اين بازيکن وقتي فقط 20 سال داشت شاگرد من بود.يک روز ديدم مهدي يک شلوار تنگ پوشيده است، به او گفتم مهدي جان اين شلوارها مردانه هم دارد که من براي خودم بخرم؟ و او هم خنديد؛يا اينکه يک روز ديدم يک کفش زرد به پاکرده، به او گفتم کفش زيبايي است اما براي واکس زدن آن بايد از "زرد چوبه" استفاده کني. همان حرفهاي طنز آلود من شايد باعث شد تا مهدي تاثير بپذيرد.
با بازيکن جوان بايد طوري رفتار کرد که نتيجه معکوس ندهد، يعني توپ و تشر فايده اي ندارد. گاهي اوقات اين بچه هاي جوان از نصيحت شنيدن هم بدشان مي آيد لذا بايد طوري با آنها رفتار کنيد که حرف شما را بپذيرند و بدانند از سر دلسوزي است.
مخالف جريان دستوري هستم
زماني که سرمربي تيم اميد بودم،روزي يکي ازدوستان که در فدراسيون مسئوليت داشت آمد و گفت: مي خواهيم بازيکنان را موظف به حضور در نماز جماعت کنيم. گفتم اين کار را نکنيد چون دليلي ندارد آنها را مجبور کنيم نماز جماعت بخوانند. من و شما اگر سروقت نمازمان را بخوانيم کافي است و همين مسئله الگويي شد براي بچه هاي تيم؛خيلي زود خود آنها صفوف نماز جماعت را تشکيل دادند و روز به روز تعدادشان بيشتر شد.
همه واکنش هاي بازيکنان بر مي گردد به نوع برخورد ما بزرگترها.
اگر يک جريان دستوري به راه بيندازيم ممکن است بازيکنان مقابل آن جريان موضع بگيرند.
چرا بايد تيم ملي به خاطر اضافه بار ديرتر برگردد؟
اگر قراراست به ظاهر اهالي ورزش رسيدگي کنيم اين مسئله مي بايست براي همه باشد و تبعيض قائل نشويم،اتفاقاً بزرگترهايي که نماينده يک تيم نزد مردم به شمار مي روند بايد بيشتر به ظاهر و نوع پوشش خود رسيدگي کنند.طي اين سالها خيلي ها پشت سر من حرف زدند و گفتند مايلي کهن اين کار را کرده و مايلي کهن ... اما اگر شرايط تيم ملي در دوره بنده را با امروز مقايسه کنيد متوجه واقعيتها مي شويد.
امروز تيم ملي ما به دليل داشتن اضافه بار يک روز ديرتر از اردوي اسپانيا برمي گردد اما زمان من اين مسائل وجود نداشت .
هيچ دليلي وجود ندارد که تيم ملي يک روز ديرتر از سفر برگردد.زمان حضورم در تيم ملي همواره از بچه ها مي خواستم که شأن و شخصيت خودشان را حفظ کنند.آن روزها مثل امروز پول هاي آنچناني به بازيکنان پرداخت نمي شد و بطور مثال يک بازيکن ملي دوست داشت يک تلويزيون با خودش به ايران بياورد تا مثلاً برايش10، 20 هزار تومان ارزانتر تمام شده باشد و مخارج زندگي اش کمتر شود اما من از آنها خواهش مي کردم اين کار را نکنند. البته اينگونه نبود که من به بچه ها تذکر بدهم و خودم سه برابر آنها بار اضافي داشته باشم!وقتي با بازيکنان براي خريد به بازار مي رفتيم به آنها مي گفتم راس فلان ساعت در اتوبوس باشيد و خودم هم نيم ساعت زودتر به اتوبوس بر مي گشتم.
يکبار هم فرزندم را به اردو نياوردم
از شما مي پرسم؛ آيا در طول سالهاي حضورم در فوتبال بچه من دلش نمي خواسته يک بار با پدرش در اردو حاضر شود و با بازيکنان عکس يادگاري بگيرد؟ حتماً دلش مي خواسته اما حتي يکبار هم شما فرزند مرا در کنار تيم ملي يا باشگاه هايي که مسئوليت آنها را برعهده داشته ام نديده ايد. اگر يک مربي خودش مسائل را رعايت نکند مي تواند به بازيکنش تذکر دهد؟
زماني که در فولاد کار مي کردم، اعلام کرده بودم بازيکنان سر ميز ناهار يا شام با تلفن همراه صحبت نکنند، همان کاري که کاپلو امروز در انگلستان انجام مي دهد.
مخالف کراوات زدن نيستم اما...
با کراوات زدن مخالف نيستم اما بعد از انقلاب کراوات نزدم و اينگونه نبوده که يک جا کراوات بزنم و جاي ديگر نزنم. اگر مايلي کهن مي خواست بعد از انقلاب کراوات بزند مطمئن باشيد همه جا با کراوات ظاهر مي شد؛ هم در عزا و هم در عروسي.
يعني کاري نمي کرد که براي مردم و شاگردانش دوگانگي ايجاد شود و بپرسند چرا مايلي کهن در فلان جا با کراوات ظاهر مي شود اما در تلويزيون نوع پوشش وي تغيير مي کند.
اگر قرار است فرهنگ سازي کنيم بايد از خودمان شروع کنيم چون بازيکن جوان اول از همه به مربي خود نگاه مي کند و وقتي ببيند مربي اش به بسياري از مسائل توجهي ندارد طبيعتاً خود نيز اعتنايي به تذکرات ندارد.


