وقتي زمين زير پايتان خالي ميشود
عصر يك روز زمستاني در يكي از بزرگراههاي جنوبي شهر: هيچ چيز غيرعادي وجود ندارد ؛ صدها خودرو درحال عبور ازكنار يكديگرند كه ناگهان حفرهاي عميق در زمين دهان باز ميكند و در يك چشم بر هم زدن دو دستگاه خودرو را ميبلعد.
اين صحنهاي از يك فيلم سينمايي مهيج نيست كه تماشاگرانش را با ديدن اين صحنه ميخكوب كند؛ خبر شرح يك فاجعه است اما غيرمنتظره نيست؛ فاجعهاي كه در پي تكرار هر از چند گاه آن بتدريج ميرود تا به اتفاقي عادي بدل شود.
اين اولين باري نيست كه چنين حادثهاي رخ ميدهد، شهروندان تهراني طي اين سالها دستكم 10 بار شاهد وقوع چنين حوادثي بودهاند: از ريزش تونل مترو در تقاطع خيابان شمس تبريزي ـ ميرداماد در تيرماه سال 84 گرفته تا نشست زمين در تقاطع خيابان شريعتي و يخچال كه در تيرماه 87 اتفاق افتاد و اين بار تكرار اين حادثه در مسير احداث خط 3 متروي تهران در بلوار جوانه كه چند شب پيش رخ داد و دو خودرو را به كام خود كشيد.
شركت مترو، لولههاي پوسيده فاضلاب در مسير حفاري را دليل نشست زمين عنوان ميكند، شركت آب و فاضلاب پيمانكار مترو را به دليل حفاري غير اصولي مقصر ميداند، كارشناسان زمينشناسي جنس خاك و نداشتن مطالعات كارشناسي را دليل حادثه عنوان ميكنند و اين دور تسلسل ادامه مييابد تا اينكه چندي بگذرد و آبها از آسياب بيفتد و همه چيز به فراموشي سپرده شود بدون اينكه مقصر اصلي حادثه مشخص شود!در اين ميان موضوعي كه مورد غفلت مسوولان قرار گرفت شهرونداني بودند كه در اين حادثه متحمل خسارت شدند.
همانهايي كه هم خودرويشان خسارت ديد و هم خودشان با آسيبديدگي شديد جسمي راهي بيمارستان شدند و اين جدا از شوك رواني است كه اين شهروندان لحظه به لحظه متحمل شدند.

مهم اين است كه در اين مدت نه مسوولان شهرداري و در راس آنها شركت مترو و نه مسوولان شركت آب و فاضلاب دراينباره كه براي پيشگيري از تكرار چنين حوادثي چه كردهاند يا قرار است چه كنند سخني به ميان نياوردهاند. معلوم نيست شهروندان تا كي بايد تاوان بيمسووليتيها و كوتاهيها را بپردازند؟


