گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۱۴۴۸۸۵
| | 2876 بازدید
كيهان
«بر بام رسانه چرا ؟!» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسين شريعتمداري است كه در آن ميخوانيد:
1- اين ماجرا، اگرچه نزديك به 16 سال قبل در يكي از يادداشت هاي كيهان آمده بود ولي شرح دوباره آن به مناسبت برخي از مسائل اين روزها، خالي از فايده نيست و هنوز هم خواندني است، درس آموز و عبرت انگيز.
چند صد سال قبل ـ دوران صفويه ـ با صلاحديد و تصميم دانشمندان و عالمان ديني، مرحوم شيخ بهايي به نجف اشرف اعزام شد تا از مرحوم مقدس اردبيلي كه عالمي بلندمرتبه و جليل القدر و ساكن نجف اشرف بود براي حضور در ايران و تقويت حوزه هاي علميه دعوت كند. شيخ بهايي كه خود دانشمندي برجسته و بلندآوازه بود پس از رسيدن به نجف اشرف و زيارت مرقد مطهر حضرت امير عليه السلام، بي درنگ به مجلس درس مقدس اردبيلي وارد شد. در اثناي درس، اشكالي به نظر شيخ رسيد و به روال جاري حوزه هاي علميه، ضمن طرح اشكال خويش، پاسخ مقدس را طلبيد. مرحوم مقدس با ارائه دلايلي اشكال شيخ را ناوارد دانسته و پاسخ داد.
مرحوم شيخ بهايي، اشكال ديگري را مطرح كرد و اين بار نيز پاسخ مستند و مستدلي شنيد و در ادامه درس براي بار سوم، اشكال كرد ولي مرحوم مقدس اشكال اخير را بي پاسخ گذاشت، چنانكه گويي براي آن پاسخي ندارد. فرداي آن روز- و يا بعد از پايان مجلس درس- مرحوم مقدس اردبيلي اشكال سوم مرحوم شيخ بهايي را پاسخ داد. شيخ پرسيد؛ آيا حضرت استاد بعد از مطالعه بيشتر به اين پاسخ مستدل رسيده اند؟ و مقدس گفت؛ پاسخ اشكال سوم شما را نيز به هنگام طرح آن مي دانستم و در مقابل سوال آميخته به تعجب شيخ بهايي، فرمود؛ ايران در اين روزها با همت عالمان بزرگ ديني به كانون گسترش مكتب تشيع تبديل شده و چشم و گوش جهان اسلام به آن سوي دوخته است و شما يكي از استوانه هاي شناخته شده اين كانون هستيد، و من به عنوان يك طلبه- تواضع و خلوص مقدس را ببينيد- ترجيح دادم مراتب علمي شما در نگاه حاضران برتر از اين طلبه تلقي شود، زيرا بيم آن داشتم كه با پاسخ سؤال سوم شما، اين استوانه ترك بردارد و خداي نخواسته از اين رهگذر به كانون عظيم تشيع ايران كه در آينده نقش سرنوشت سازي در جهان اسلام خواهد داشت، آسيبي وارد شود.
2- مواضع كيهان درباره شخص رئيس جمهور محترم و دولت نهم و دهم كه كارآمدي، فداكاري، پاكدستي، شجاعت و مردم دوستي آن نيازي به شرح و توضيح ندارد. كيهان با استناد به واقعيات محسوس و غيرقابل انكار بر اين باور بوده و هست كه دولت آقاي دكتر احمدي نژاد، يك موهبت بزرگ الهي بوده است و در بسياري از موارد تعيين كننده و سرنوشت ساز نه فقط برتر از دولت هاي پيشين بلكه غيرقابل مقايسه با آنهاست. اين واقعيت نه از چشم دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب دور مانده است و نه از نگاه تيزبين ملت شريف و با بصيرت ايران اسلامي، هجوم پرحجم دشمنان بيروني از يك سو و ابراز ارادت فراگير توده هاي ميليوني مردم نسبت به شخص رئيس جمهور و دولت ايشان از سوي ديگر، گواه صادق و خالي از ابهامي بر درستي اين ادعاست. ضمن آن كه كارشكني نزديك به كينه توزي برخي از مسئولان سابق در كار دولت و دروغ بافي و سياه نمايي آنان نيز بر كسي پوشيده نيست. شماري از اين عده كه «ورشكستگان به تقصير» نام مناسبي براي آنهاست در جريان فتنه 88 با فتنه گران همسويي آشكاري داشته اند و اين روزها، بعد از رسوايي فتنه گران و برملا شدن پيوند وطن فروشانه آنها با بيگانگان هنوز هم بر طبل توخالي فتنه مي كوبند و...
با اينهمه، دولت جناب آقاي دكتر احمدي نژاد هم، علي رغم برخورداري از امتيازات فراوان و برجسته و در مواردي، منحصر به فرد، خالي از برخي ايرادها و اشكال ها نيست. اگرچه اين ايرادها و اشكال ها در تماميت خود، دولت آقاي احمدي نژاد را فقط چند درجه اندك از نقطه ايده آل پايين مي آورد و در يك برداشت منصفانه بايد اذعان كرد كه با وجود اين ايرادها و انتقادها، دولت هاي نهم و دهم، كماكان برجسته ترين و خدمتگزارترين دولت ها بوده است و الگوي افتخارآفريني از حضور اصولگرايان در رأس قوه مجريه ارائه داده است.
با توجه به نكته فوق، بديهي است نمي توان همه كساني را كه نسبت به برخي اقدامات دولت يا شخص رئيس جمهور محترم انتقادي دارند با كساني كه اساساً از دولت اصولگرا دل خوشي ندارند و سال هاست كمر به مقابله و دشمني با آن بسته اند، يكسان تلقي كرد و آنگونه كه متاسفانه برخي از اطرافيان رئيس جمهور محترم- به هر علت- بر آن اصرار دارند، هر نقدي را هر چند منصفانه و دلسوزانه، به حساب مخالفت با دولت و يا رياست محترم جمهوري نوشت زيرا در اين صورت، «باب نقد» كه به قول حضرت امام- رضوان الله تعالي عليه- «موهبت الهي» است، بسته خواهد شد و به قول خواجه شيراز؛
«چو پرده دار به شمشير مي زند همه را كسي مقيم حريم حرم نخواهد ماند»
3- روز سه شنبه 5 بهمن ماه جاري، آقاي دكتر احمدي نژاد در اقدامي تعجب آور و غيرمنتظره، نامه سرگشاده اي خطاب به نمايندگان مجلس شوراي اسلامي منتشر كرد كه بلافاصله با استقبال گسترده و ذوق زدگي فراوان رسانه هاي بيگانه و دنباله هاي فتنه گر داخلي آنها روبرو شد. مفاد اين نامه اگرچه از برخي اشتباهات حقوقي خالي نيست و در آن مواردي از استنادهاي وارد و ناوارد قانوني به هم آميخته اند، ولي يادداشت پيش روي در پي بررسي محتواي نامه ياد شده نيست و اگر به مواردي از آن اشاره مي كند به اقتضاي موضوع اصلي اين يادداشت است يعني چرايي غيرقابل توجيه انتشار آن در شرايط كنوني و حملات تند رئيس جمهور به سران دو قوه ديگر، آنهم در بام رسانه اي كشور كه بازتاب گسترده اي در رسانه هاي بيروني داشت.
جمهوري اسلامي
«زنجيره سقوط ديكتاتورها» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
مصر، در يك قدمي پيروزي انقلاب و سقوط حسني مبارك قرار دارد. اين، سرنوشتي است كه در انتظار بسياري از كشورهاي عربي است.
درست است كه تحولات جديد در كشورهاي عربي از تونس آغاز شد، ولي واقعيت اينست كه تونس فقط يك بهانه بود. جهان عرب، انبار باروتي است كه با يك جرقه آتش ميگيرد و حكام آن يكي پس از ديگري سقوط ميكنند. اين وضعيت را فساد دربارهاي عرب، فقر كشنده حاكم بر اكثر كشورهاي عربي، اختلاف طبقاتي موجود در كشورهاي ثروتمند و صاحب نفت، اختناق شديد، وابستگي حكومتها به قدرتهاي استعماري و نفوذ صهيونيسم در اين حكومتها پديد آورده است. اين شش عامل مهم، بيماري مزمني را به جان حكومتهاي كشورهاي عربي انداخته كه آنها را از چشم مردم انداخته و از درون پوسانده است.
مردم مصر در تظاهرات چند روز گذشته خود نشان دادند كه با خشم فرو خفتهاي به صحنه آمدهاند كه حداقل 30 سال سابقه دارد. شعارهاي مردم قاهره و اسكندريه و اسماعيليه، سوئز و ساير شهرهاي مصر و اقدامات و تحركات قوي و حساب شده آنها نشانگر عمق خشم اين مردم عليه رژيم حاكم است. آنها در راه پيمائيها و تظاهرات چند روز گذشته شان بر روي چهار خواسته تأكيد كردهاند كه عبارتند از
1 - كناره گيري مبارك
2 - استعفاي كابينه مصر
3 - برگزاري انتخابات آزاد
4 - تشكيل يك دولت مردمي به معناي واقعي
اظهارات احمد ابوالغيط، وزير خارجه مصر، كه گفته است انقلاب تونس به مصر سرايت نخواهد كرد، به جاي آنكه يك تحليل سياسي حساب شده باشد، نشان دهنده نگراني شديد وي از اوضاع داخلي مصر و سستي پايههاي حكومت حسني مبارك است. به همين دليل، درست برعكس گفته وي، بلافاصله تظاهرات سنگين در قاهره و شهرهاي مهم و بزرگ مصر آغاز شد و به سرعت گسترش يافت.
حمايت سريع وزير خارجه آمريكا از رژيم مبارك و اظهارات سخنگوي وزارت امورخارجه آمريكا كه گفته است مصر از يك دولت با ثبات برخوردار است نيز برخلاف ظاهر اين اظهارات، به روشني نشان ميدهند مقامات آمريكائي و ساير حاميان خارجي رژيم مبارك نيز بشدت احساس نگراني ميكنند و فقط آنچه را كه دلخواهشان است به زبان ميآورند نه آنچه واقعيت دارد. دقيقاً همين حمايتها را مقامات آمريكائي در سال 1357 و در آستانه سقوط رژيم شاهنشاهي در ايران از محمدرضا پهلوي و دولت او بعمل آوردند و همين ابراز اطمينان را نيز نسبت به ثبات حكومت او نمودند. اما برعكس آنچه آمريكائيها گفتند، شاه ايران با چشم گريان فرار كرد و بقاياي رژيم شاهنشاهي نيز همچون برفي كه زير حرارت شديد خورشيد قرار گرفته باشد آب شدند و از بين رفتند.
رسالت
«انقلاب اسلامي و کارآمدي در دهه چهارم» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسكندي است كه در آن ميخوانيد:
1- امروزه کارآمدي حکومت ها يکي از عناصر اصلي مشروعيت يابي (Legitimation) آنها قلمداد مي شود.کارآمدي را به درجه و مقداري كه يك اقدام يا فعاليت به هدف پيش بيني شده نايل مي شود و يا "نسبت ستاده ها به نهاده ها" تعريف کرده اند. در فرهنگ علوم سياسي اين اصطلاح به اثربخشي، تاثير، توانايي، نفوذ، كفايت، قابليت و لياقت معنا شده است. در تعريفي ديگر، كارآمدي با كارآيي مترادف گرفته شده و به "قابليت و توانايي رسيدن به هدفهاي تعيين شده و مشخص " معنا شده است.
1- امروزه کارآمدي حکومت ها يکي از عناصر اصلي
مشروعيت يابي (Legitimation) آنها قلمداد مي شود.کارآمدي را به درجه و مقداري كه يك اقدام يا فعاليت به هدف پيش بيني شده نايل مي شود و يا "نسبت ستاده ها به نهاده ها" تعريف کرده اند. در فرهنگ علوم سياسي اين اصطلاح به اثربخشي، تاثير، توانايي، نفوذ، كفايت، قابليت و لياقت معنا شده است. در تعريفي ديگر، كارآمدي با كارآيي مترادف گرفته شده و به "قابليت و توانايي رسيدن به هدفهاي تعيين شده و مشخص " معنا شده است.
نوعا اعتقاد بر اين است فهم نظام هاي سياسي از کارآمدي و مسيرهاي ممکن براي افزايش کيفيت مادي و معنوي زندگي شهروندان مبتني بر درک مشترک نخبگان و کارشناسان از مفاهيم بنيادين و اصولي، متدولوژي پيشرفت کشور و خدمت به مردم و توافق بر واقعيات علمي براي اداره جامعه است.
2- در آستانه سي دومين بهار پيروزي انقلاب اسلامي و در دهه پيشرفت و عدالت، دولت اصولگرا با اجراي قانون هدفمند سازي يارانه ها گام مهمي در راستاي ارتقاي کارآمدي نظام اسلامي برداشته است.
با گذشت بيش از سه دهه از پيروزي انقلاب اسلامي ضرورت هاي اجتماعي و اقتصادي کشور اقتضا مي کرد بين بلوغ انقلاب و ارتقاي کارآمدي نظام اسلامي پيوند مستقيم و مستمري برقرار شود. انقلاب اسلامي در ارتباط با اراده عمومي ملت براي حرکت در راه خدا لاجرم مي بايست موجب افزايش کيفيت حيات مادي و معنوي آنها گردد. چرا که حيات يک ملت زنده "طيبه" است. "و لنحيينّه حياة طيّبة" آينده ملت ايران آينده درخشاني است چرا که اين ملت تصميم خود را براي رسيدن به قله هاي پيشرفت و عدالت گرفته است. اين ملت ثابت کرده است که در امتحان ها و فراز و نشيب هايي هم که پيش رو دارد سربلند بيرون مي آيد. "ولو انّ اهل القرى آمنوا واتّقوا لفتحنا عليهم بركات من السماء والارض".
مردم سالاري
«برنامه تحول در نظام اداري نقطه سر خط!» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم ميرزا بابا مطهري نژاد است كه در آن ميخوانيد:
هفته گذشته معاون توسعه مديريت و سرمايه انساني رئيس جمهور در گردهمايي اي با نام هم انديشي تخصصي 10 محوري برنامه تحول اداري با حضور مديران کلا ن کشور و استانداران، 10 محور تحول اداري را به شرح زير اعلا م کرد.
1-استقرار دولت الکترونيک
2-عدالت استخدامي و نظام پرداخت
3-ساماندهي نيروي انساني
4-تمرکز زدايي
5-افزايش بهره وري و استقرار نظام جامع مديريت عملکرد
6-سلا مت اداري
7-اصلا ح ساختارها و توانمندسازي نيروي انساني
8-تقويت مديريت و توان کارشناسي کشور
9-ارتقاي روحيه خود کنترلي
10-خدمت رساني به مردم و تکريم ارباب رجوع
در اين گردهمائي رئيس جمهور طي سخناني اعلا م کرد که ساختارهاي اداري کنوني روندها را پيچيده مي کند و از آنجا که به دنبال گسترش اختيارات خود است تلا ش مي کند همه امور را منوط به خود گرداند و بر ضرورت اين تحول تاکيد کرد.
از طرفي با بررسي سوابق پي مي بريم که هيات وزيران در جلسه مورخ 1381/1/18 پس از استماع گزارش سازمان مديريت و برنامه ريزي آن زمان هفت برنامه تحول نظام اداري را تصويب و در برنامه سوم سازمانها را موظف به اجراي آن نموده بود. اين هفت برنامه عبارت بودند از
1-برنامه منطقي نمودن اندازه دولت
2-برنامه تحول درساختارهاي تشکيلا تي
3-برنامه تحول درنظام هاي مديريتي
4-برنامه تحول در نظام هاي استخدامي
5-برنامه آموزش و بهسازي نيروي انساني
6-برنامه اصلا ح فرآيندها و روش هاي انجام کار و توسعه فناوري اداري
7-برنامه ارتقا و حفظ کرامت مردم در نظام اداري
تهران امروز
«چرا بيتفاوتي!؟»عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز است كه در آن ميخوانيد:
يكي از افتخارات ما اين است كه اخلاق نسبي نيست و زمان و مكان نميتواند حسن و قبح يك عمل را مشخص كند بلكه اين حسن و قبح است كه بهصورت مطلق در ادوار و زمانها به عنوان معيار قرار ميگيرد.
مدتي است شاهد برخي رفتارهاي خلاف هنجارها و عرف و مغاير با شئون انقلابي از جانب عدهاي هستيم كه اگر همان رفتارها و اظهارات در ادوار پيشين و زمانهاي گذشته اتفاق ميافتاد، شاهد اعتراضات بوديم اما در اين مقطع جز سكوت و چند اظهارنظر پراكنده واكنش ديگري نميبينيم.
برخي رفتارهاي هنجارشكنانه در حوزه تئاتر و نمايش و انتشار برخي كتب و برخي اظهارات ناصواب و بيسابقه از جانب برخي مسئولان، هشدارهايي به دلسوزان انقلاب و نظام ميدهد كه نبايد نسبت به هنجارشكنيها و حرمتشكنيها بيتفاوت باشيم. آنهايي كه امروز براي تسخير قدرت حاضرند به هر كاري دست بزنند، نميتوانند خود را منطبق با معيارهاي اصولگرايي بدانند.
معيارها اصل هستند و افراد با معيارها سنجيده ميشوند و اساسا اصولگرايي يعني عمل مطابق معيارها.
براي كسي قدرت نبايد حاشيه امن ايجاد كند و نبايد اجازه داد اندكي تازه از راه رسيده با برجستهكردن فرعيات و بيراههتراشي، مسير صحيح و بزرگراه سازندگي توام با معنويت كشور را ابهامآلود نمايند. اين مهم با حضور دلسوزان نظام ميسر است نه با انزوا و سكوت. اگر نسبت به برخي ساحتشكنيها در عرصه فرهنگ و سياست كشور سكوت كنيم، شايد فردا در پيشگاه شهدا پاسخي نداشته باشيم. ما نميگوييم به فرعيات دامن بزنيم اما اصول به ما ميگويد در برابر انحرافات و جريانهاي مشكوك سياسي و فرهنگي سكوت پيشه نكنيم و حقايق را مطابق آنچه شايسته آن است بگوييم.
ابتكار
«امان از گوشهاي سنگين و سنت عبرت نگرفتن!»عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم محمدعلي وکيلي است كه در آن ميخوانيد:
تاريخ تکرار مکررات سرنوشت يکسان تمام ديکتاتورهاست و شايد يکي از راههاي شناخت ديکتاتور سرنوشت او باشد.
فرار رئيس جمهور تونس و سقوط نظام حاکم بر اين کشور، بازتاب توفنده اي داشت و به سرعت ابعاد تازه اي پيدا ميکند و همچون آتشي است که بر خرمن ديکتاتورهاي عربي افتاده است و هر روز دامن يکي را ميگيرد. اردن کشوري که سالهاست زير چکمه ديکتاتور پادشاهي خميده و اکنون نسيم پيروزي مردم تونس باعث بيداري آن شده است. مصر کشوري که از نظر قدمت همچون ايران و رم، ريشه در تاريخ دارد . عنوان فراعنه براي آن کشور لقب ديروزش نيست بلکه وصف امروزش نيز ميباشد کشور جمهوري نما که به رسم شاهان و با خصوصيات فرعوني اداره ميشود، سالهاست که صداي هر معترضي را در نطفه خفه ميکند. مبارک که مدتهاست با عزرائيل دست و پنجه نرم ميکند اما گويا تمام انرژي خود را به منظور پوشاندن خلعت موروثي رياست آن کشور به تن فرزند ارشد خود يعني جمال مبارک، به دنبال کسب رخصت از جناب عزرائيل ميباشداکنون که راننده يک تاکسي مصري با تاسي از جوان دوره گرد تونسي خود را در مقابل پارلمان آن کشور به آتش کشانده دامنه سونامي تونس، سرزمين فراعنه را فرا گرفته است، مشابه اين وضعيت در يمن،مراکش، الجزاير درحال رخداد است.
حال پرسش مهم اين است آيا آتشفشان مردمي تونس و مصر و... در نتيجه خود سوزي يک جوان دوره گرد بوده يا علتهاي عميق تري دارد؟ قطعاً جواب منفي است. اين اتفاقات آتش فشان خشم مردمي است که سالها زير سلطه نظام استبدادي سرکوب ميشد و اکنون به اين بهانه سرباز کرده است آنچنانکه 32 سال پيش در چنين روزهايي، در ايران نيز اتفاق افتاد مشابهت امروز تونس و ديروز ايران بيان کننده يک سنت الهي است و آن اينکه هيچ ملتي را نميتوان براي هميشه در حبس نگه داشت و صداي يک ملت براي هميشه خاموش نميماند. ديکتاتورها گوش سنگين دارند و به دليل غرور قدرت، يا اصلاً نميشنوند و اگر هم بشنوند خيلي دير ميشنوند.
شاه ايران حدود دوماه قبل از فرار درصفحه تلويزيون ظاهر شد واعلام داشت که من صداي انقلاب شما، مردم ايران را شنيدم اما ديگر براي شنيدن دير شده بود. بن علي رئيس جمهور تونس حدود دو هفته قبل از فرار به چنين واقعيتي نيز اذعان کرد. و اکنون پيش بيني ميشود که حسني مبارک و محمد قذافي و پادشاه اردن و... فرصت بيان چنين واقعيتي را هم پيدا نکنند.
فوران آتش فشان اعتراضات مردمي در کشورهاي عربي، آنچنان مهيب و غير منتظره است که امکان دلجويي سران اين کشورها که تا ديروز چون يار گرمابه و گلستاني همديگر بودند را سلب کرده است مطابق اخبار غير رسمي آنان با سراسيمگي در حال بستن چمدانها و نقل و انتقال دارايي خود و خانواده شان هستند، خبر خروج جمال مبارک به همراه خانواده حسني مبارک از کشور در برخي رسانه ها، نشان اين واقعيت است. مطالعه تاريخ حکمرانان مستبد، رفتاري شبيه بهم را نشان ميدهد آنان همگي تصور ماندگاري بر اريکه را دارند و همواره حرکتهاي اعتراضي مردم را باور نميکنند و صداي فرياد مردمانشان را نميشنوند وقتي ميشنوند که ديگر دير شده است.
آفرينش
«تشکيل فرهنگستان مشترك فارسي»عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم علي رمضاني است كه در آن ميخوانيد:
چندي پيش اسفنديارمشايي رييس دفتر رييس جمهور ايران در هفتمين همايش استادان زبان فارسي مساله ي مهمي را درميان گذاشت و اشاره کرد که فرهنگستان مشترک زبان فارسي بايد حد اقل بين سه کشور ايران، افغانستان و تاجيکستان تشکيل گردد .اين ايده هر چند دهه ها است مشغله اصلي بسياري از ادب دوستان و استادان زبان فارسي در گستره کشور هاي فارسي زبان و حوزه تمدن ايراني بوده است اما بنا به دلايل گوناگوني از جمله عدم نگاه جدي دولت هاو کمبود همکاري هاي فر هنگي و... به تاخير افتاده است.
در اين حال بي شک شنيدن خبر تشکيل اينگونه نهاد هاي مشترک فرهنگي براي فارسي زبانان جهان، خبر شاد و اميدوار کننده اي مي باشد. در واقع اگر نگاهي به وضعيت کنوني زبان فارسي در جهان داشته باشيم در مييابيم هر چند روزگاري گستره نفوذ زبان فارسي از آسياسي صغيرو هند نيز فراتر ميرفت اما بنا به دلايل گوناگون سياسي و... امروزه از قدرت آن تا حدي كاسته شده و اکنون نيز خطرات بسياري اين زبان را تهديد ميکند.
در اين راستا در ايران نيز به عنوان بزرگترين کشور فارسي زبان تاکنون حمايت کافي از اين زبان به عمل نيامده است و حتي فرهنگستان موجود زبان فارسي درداخل کشور نيز نشان داده است نتوانسته آنچنان که بايد در مقابل تحولات جديد و گسترش زبان فارسي در ساير نقاط جهان عمل کند در اين راستا نيز وضعيت زبان فارسي در اينترنت نيز مورد توجه است وضعيتي که سالهاست از بي متولي بودن زبان فارسي در اين حوزه سخن گفته ميشود.
علاوه بر اين نيز در حوزه بين المللي هماکنون بسياري از واژههاي زبان فارسي بين اين سه کشور اصلي فارسي زبان تفاوت زيادي و جوددارد و با تحت تاثير قرار گرفتن لهجههاي زبان فارسي از زبان هاي بيگانه در کشور هاي فارسي زبان عملا هر يک از کشورها اصطلاحات و واژگان ويژه خود را ايجاد کرده اند که بيشک با تداوم آن باعث دور شدن تدريجي گويند گان اين زبان از هم خواهد شد.در اين حال بنيان فرهنگستان زبان فارسي مشترک حداقل در بين سه کشور فارسي زبان منطقه مي تواند پيامدهاي مثبت و چشمگيري داشته باشد.
نخست انکه با توجه به مشکلات پديد آمده بر اثر تفاوت گويش و لهجه در واژگان زبان فارسي و نيز موانع همزباني و مفاهمه پارسي زبانان، ايجاد فرهنگستان مشترك زبان و ادبيات پارسي دست کم ميان سه كشور ايران، تاجيكستان و افغانستان که اکنون از اصطلاحات و واژه هاي خارجي متفاوتي استفاده مي کنند آسان تر خواهد کرد و موجب خواهد شد تا اين سه کشور از واژه هاي مشترک براي اين اصطلاحات استفاده کنند.
دنياي اقتصاد
«نهضت ايجاد اشتغال؛ چگونه؟»عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم مهران دبيرسپهري است كه در آن ميخوانيد:
رييسجمهور در سفر استاني به گيلان اعلام كرد كه نهضت سراسري ايجاد اشتغال براي جوانان بهزودي اجرا ميشود.
اين عزم جديد كه حداقل نشاندهنده اولويت اين مساله مهم در سياستگذاري است ميتواند در عمل هم به نتايج مناسبي منجر شود مشروط بر آنكه اشتباهات گذشته در اشتغالزايي تكرار نشود.
يكي از اشتباهات مهمي كه در گذشته صورت گرفت تحميل تورم بود كه آن هم ناشي از اين تصور غلط است كه كشورها راهي به جز انتخاب يكي از دو گزينه بيكاري و تورم را ندارند. در صورتي كه تورم، باعث تضعيف قدرت رقابت پذيري توليد كننده خواهد شد. به عبارت ديگر، اگر دو توليدكننده در دو كشور با نرخهاي تورم ثابت صفر درصد و يك درصد، هر دو، يك كالاي مشابه را توليد كنند قطعا توليدكننده كشوري كه تورم بيشتر دارد (در اينجا كشور داراي تورم يك درصد) شانس بقاي كمتري در بلندمدت خواهد داشت. اشتباه مهم ديگر آن است كه دولتها در ايجاد اشتغال (چه دولتي و چه خصوصي) عامل مستقيم باشند.
يعني اگر دولتي بخواهد خودش راسا و دستوري به امر اشتغالزايي بپردازد موجب ميشود مشاغل بيشتري كه قرار است خلق شود، از ايجادش جلوگيري كند يا بخشي از مشاغل بهوجود آمده را از بين ببرد. معني آنچه گفته شد آن است كه مثلا به ازاي هر 2 شغلي كه دولت ايجاد ميكند، لازم است از ايجاد 3 شغل كارآمدتر جلوگيري شود. منتها چون شغلهاي حمايتي ايجاد شده در معرض ديد بوده، اما شغلهايي كه از ايجاد آن جلوگيري شده، ديده نميشود، بسياري از دولتها به اين روش نادرست روي ميآورند.
در هر صورت، بخش خصوصي توانمند، بيشتر با اقدامات سلبي دولت شكل ميگيرد نه با تفكرات صنعگرايانه و نه حتي با خصوصي سازي. خصوصي سازي هم در رسيدن به اين هدف نقش چنداني ندارد و اصولا دولتها نبايد در خصوصيسازي شركتهاي خود خيلي عجله داشته باشند و همين قدر كه از رشد اندازه دولت جلوگيري شود كافي است.
نكات مهم و اساسي كه نهضت اشتغالزايي بايد به آنها توجه كند عبارتند از:
1- بانك مركزي تورم را به طور كامل مهار كند و بداند كه ركود ناشي از آن اگرچه اجتنابناپذير است، ولي در ميانمدت از بين ميرود.
2- حذف پديده جايگزيني (crowding out) از اقتصاد براي به حداقل رساندن نرخ بهره بانكي با حذف تورم. براي رسيدن به اين هدف لازم است دولت تا آنجا كه ميتواند از منابع بانكي چه براي خود و چه براي بخش خصوصي (به صورت دستوري) استفاده نكند.
اولين و سريعترين نتيجه اين اقدام، دسترسي آسان همه توليدكنندگان موجود به تسهيلات ارزان قيمت خواهد بود. البته ممكن است به عنوان يك نتيجه ديگر، برخي از توليدكنندگاني كه در گذشته از تسهيلات دستوري استفاده ميكردهاند و دليل بقاي آنان نيز همين رانتها بوده، دچار ورشكستگي شوند، زيرا توان رقابت عادلانه با ديگر هموطنان خود را نداشتهاند.
3- موفقيت نهضت اشتغالزايي مستلزم برپايي نهضت كاهش هزينههاي دولتي (جاري يا عمراني بودن هزينهها خيلي فرقي ندارد) در كشور است، يعني رشد هزينههاي دولت از رشد اقتصادي بيشتر نشود. اين ميزان رشد هم تنها در اموري است كه بخش خصوصي توان يا امكان انجام آن را ندارد.
«بر بام رسانه چرا ؟!» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسين شريعتمداري است كه در آن ميخوانيد:
1- اين ماجرا، اگرچه نزديك به 16 سال قبل در يكي از يادداشت هاي كيهان آمده بود ولي شرح دوباره آن به مناسبت برخي از مسائل اين روزها، خالي از فايده نيست و هنوز هم خواندني است، درس آموز و عبرت انگيز.
چند صد سال قبل ـ دوران صفويه ـ با صلاحديد و تصميم دانشمندان و عالمان ديني، مرحوم شيخ بهايي به نجف اشرف اعزام شد تا از مرحوم مقدس اردبيلي كه عالمي بلندمرتبه و جليل القدر و ساكن نجف اشرف بود براي حضور در ايران و تقويت حوزه هاي علميه دعوت كند. شيخ بهايي كه خود دانشمندي برجسته و بلندآوازه بود پس از رسيدن به نجف اشرف و زيارت مرقد مطهر حضرت امير عليه السلام، بي درنگ به مجلس درس مقدس اردبيلي وارد شد. در اثناي درس، اشكالي به نظر شيخ رسيد و به روال جاري حوزه هاي علميه، ضمن طرح اشكال خويش، پاسخ مقدس را طلبيد. مرحوم مقدس با ارائه دلايلي اشكال شيخ را ناوارد دانسته و پاسخ داد.
مرحوم شيخ بهايي، اشكال ديگري را مطرح كرد و اين بار نيز پاسخ مستند و مستدلي شنيد و در ادامه درس براي بار سوم، اشكال كرد ولي مرحوم مقدس اشكال اخير را بي پاسخ گذاشت، چنانكه گويي براي آن پاسخي ندارد. فرداي آن روز- و يا بعد از پايان مجلس درس- مرحوم مقدس اردبيلي اشكال سوم مرحوم شيخ بهايي را پاسخ داد. شيخ پرسيد؛ آيا حضرت استاد بعد از مطالعه بيشتر به اين پاسخ مستدل رسيده اند؟ و مقدس گفت؛ پاسخ اشكال سوم شما را نيز به هنگام طرح آن مي دانستم و در مقابل سوال آميخته به تعجب شيخ بهايي، فرمود؛ ايران در اين روزها با همت عالمان بزرگ ديني به كانون گسترش مكتب تشيع تبديل شده و چشم و گوش جهان اسلام به آن سوي دوخته است و شما يكي از استوانه هاي شناخته شده اين كانون هستيد، و من به عنوان يك طلبه- تواضع و خلوص مقدس را ببينيد- ترجيح دادم مراتب علمي شما در نگاه حاضران برتر از اين طلبه تلقي شود، زيرا بيم آن داشتم كه با پاسخ سؤال سوم شما، اين استوانه ترك بردارد و خداي نخواسته از اين رهگذر به كانون عظيم تشيع ايران كه در آينده نقش سرنوشت سازي در جهان اسلام خواهد داشت، آسيبي وارد شود.
2- مواضع كيهان درباره شخص رئيس جمهور محترم و دولت نهم و دهم كه كارآمدي، فداكاري، پاكدستي، شجاعت و مردم دوستي آن نيازي به شرح و توضيح ندارد. كيهان با استناد به واقعيات محسوس و غيرقابل انكار بر اين باور بوده و هست كه دولت آقاي دكتر احمدي نژاد، يك موهبت بزرگ الهي بوده است و در بسياري از موارد تعيين كننده و سرنوشت ساز نه فقط برتر از دولت هاي پيشين بلكه غيرقابل مقايسه با آنهاست. اين واقعيت نه از چشم دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب دور مانده است و نه از نگاه تيزبين ملت شريف و با بصيرت ايران اسلامي، هجوم پرحجم دشمنان بيروني از يك سو و ابراز ارادت فراگير توده هاي ميليوني مردم نسبت به شخص رئيس جمهور و دولت ايشان از سوي ديگر، گواه صادق و خالي از ابهامي بر درستي اين ادعاست. ضمن آن كه كارشكني نزديك به كينه توزي برخي از مسئولان سابق در كار دولت و دروغ بافي و سياه نمايي آنان نيز بر كسي پوشيده نيست. شماري از اين عده كه «ورشكستگان به تقصير» نام مناسبي براي آنهاست در جريان فتنه 88 با فتنه گران همسويي آشكاري داشته اند و اين روزها، بعد از رسوايي فتنه گران و برملا شدن پيوند وطن فروشانه آنها با بيگانگان هنوز هم بر طبل توخالي فتنه مي كوبند و...
با اينهمه، دولت جناب آقاي دكتر احمدي نژاد هم، علي رغم برخورداري از امتيازات فراوان و برجسته و در مواردي، منحصر به فرد، خالي از برخي ايرادها و اشكال ها نيست. اگرچه اين ايرادها و اشكال ها در تماميت خود، دولت آقاي احمدي نژاد را فقط چند درجه اندك از نقطه ايده آل پايين مي آورد و در يك برداشت منصفانه بايد اذعان كرد كه با وجود اين ايرادها و انتقادها، دولت هاي نهم و دهم، كماكان برجسته ترين و خدمتگزارترين دولت ها بوده است و الگوي افتخارآفريني از حضور اصولگرايان در رأس قوه مجريه ارائه داده است.
با توجه به نكته فوق، بديهي است نمي توان همه كساني را كه نسبت به برخي اقدامات دولت يا شخص رئيس جمهور محترم انتقادي دارند با كساني كه اساساً از دولت اصولگرا دل خوشي ندارند و سال هاست كمر به مقابله و دشمني با آن بسته اند، يكسان تلقي كرد و آنگونه كه متاسفانه برخي از اطرافيان رئيس جمهور محترم- به هر علت- بر آن اصرار دارند، هر نقدي را هر چند منصفانه و دلسوزانه، به حساب مخالفت با دولت و يا رياست محترم جمهوري نوشت زيرا در اين صورت، «باب نقد» كه به قول حضرت امام- رضوان الله تعالي عليه- «موهبت الهي» است، بسته خواهد شد و به قول خواجه شيراز؛
«چو پرده دار به شمشير مي زند همه را كسي مقيم حريم حرم نخواهد ماند»
3- روز سه شنبه 5 بهمن ماه جاري، آقاي دكتر احمدي نژاد در اقدامي تعجب آور و غيرمنتظره، نامه سرگشاده اي خطاب به نمايندگان مجلس شوراي اسلامي منتشر كرد كه بلافاصله با استقبال گسترده و ذوق زدگي فراوان رسانه هاي بيگانه و دنباله هاي فتنه گر داخلي آنها روبرو شد. مفاد اين نامه اگرچه از برخي اشتباهات حقوقي خالي نيست و در آن مواردي از استنادهاي وارد و ناوارد قانوني به هم آميخته اند، ولي يادداشت پيش روي در پي بررسي محتواي نامه ياد شده نيست و اگر به مواردي از آن اشاره مي كند به اقتضاي موضوع اصلي اين يادداشت است يعني چرايي غيرقابل توجيه انتشار آن در شرايط كنوني و حملات تند رئيس جمهور به سران دو قوه ديگر، آنهم در بام رسانه اي كشور كه بازتاب گسترده اي در رسانه هاي بيروني داشت.
جمهوري اسلامي
«زنجيره سقوط ديكتاتورها» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
مصر، در يك قدمي پيروزي انقلاب و سقوط حسني مبارك قرار دارد. اين، سرنوشتي است كه در انتظار بسياري از كشورهاي عربي است.
درست است كه تحولات جديد در كشورهاي عربي از تونس آغاز شد، ولي واقعيت اينست كه تونس فقط يك بهانه بود. جهان عرب، انبار باروتي است كه با يك جرقه آتش ميگيرد و حكام آن يكي پس از ديگري سقوط ميكنند. اين وضعيت را فساد دربارهاي عرب، فقر كشنده حاكم بر اكثر كشورهاي عربي، اختلاف طبقاتي موجود در كشورهاي ثروتمند و صاحب نفت، اختناق شديد، وابستگي حكومتها به قدرتهاي استعماري و نفوذ صهيونيسم در اين حكومتها پديد آورده است. اين شش عامل مهم، بيماري مزمني را به جان حكومتهاي كشورهاي عربي انداخته كه آنها را از چشم مردم انداخته و از درون پوسانده است.
مردم مصر در تظاهرات چند روز گذشته خود نشان دادند كه با خشم فرو خفتهاي به صحنه آمدهاند كه حداقل 30 سال سابقه دارد. شعارهاي مردم قاهره و اسكندريه و اسماعيليه، سوئز و ساير شهرهاي مصر و اقدامات و تحركات قوي و حساب شده آنها نشانگر عمق خشم اين مردم عليه رژيم حاكم است. آنها در راه پيمائيها و تظاهرات چند روز گذشته شان بر روي چهار خواسته تأكيد كردهاند كه عبارتند از
1 - كناره گيري مبارك
2 - استعفاي كابينه مصر
3 - برگزاري انتخابات آزاد
4 - تشكيل يك دولت مردمي به معناي واقعي
اظهارات احمد ابوالغيط، وزير خارجه مصر، كه گفته است انقلاب تونس به مصر سرايت نخواهد كرد، به جاي آنكه يك تحليل سياسي حساب شده باشد، نشان دهنده نگراني شديد وي از اوضاع داخلي مصر و سستي پايههاي حكومت حسني مبارك است. به همين دليل، درست برعكس گفته وي، بلافاصله تظاهرات سنگين در قاهره و شهرهاي مهم و بزرگ مصر آغاز شد و به سرعت گسترش يافت.
حمايت سريع وزير خارجه آمريكا از رژيم مبارك و اظهارات سخنگوي وزارت امورخارجه آمريكا كه گفته است مصر از يك دولت با ثبات برخوردار است نيز برخلاف ظاهر اين اظهارات، به روشني نشان ميدهند مقامات آمريكائي و ساير حاميان خارجي رژيم مبارك نيز بشدت احساس نگراني ميكنند و فقط آنچه را كه دلخواهشان است به زبان ميآورند نه آنچه واقعيت دارد. دقيقاً همين حمايتها را مقامات آمريكائي در سال 1357 و در آستانه سقوط رژيم شاهنشاهي در ايران از محمدرضا پهلوي و دولت او بعمل آوردند و همين ابراز اطمينان را نيز نسبت به ثبات حكومت او نمودند. اما برعكس آنچه آمريكائيها گفتند، شاه ايران با چشم گريان فرار كرد و بقاياي رژيم شاهنشاهي نيز همچون برفي كه زير حرارت شديد خورشيد قرار گرفته باشد آب شدند و از بين رفتند.
رسالت
«انقلاب اسلامي و کارآمدي در دهه چهارم» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسكندي است كه در آن ميخوانيد:
1- امروزه کارآمدي حکومت ها يکي از عناصر اصلي مشروعيت يابي (Legitimation) آنها قلمداد مي شود.کارآمدي را به درجه و مقداري كه يك اقدام يا فعاليت به هدف پيش بيني شده نايل مي شود و يا "نسبت ستاده ها به نهاده ها" تعريف کرده اند. در فرهنگ علوم سياسي اين اصطلاح به اثربخشي، تاثير، توانايي، نفوذ، كفايت، قابليت و لياقت معنا شده است. در تعريفي ديگر، كارآمدي با كارآيي مترادف گرفته شده و به "قابليت و توانايي رسيدن به هدفهاي تعيين شده و مشخص " معنا شده است.
1- امروزه کارآمدي حکومت ها يکي از عناصر اصلي
مشروعيت يابي (Legitimation) آنها قلمداد مي شود.کارآمدي را به درجه و مقداري كه يك اقدام يا فعاليت به هدف پيش بيني شده نايل مي شود و يا "نسبت ستاده ها به نهاده ها" تعريف کرده اند. در فرهنگ علوم سياسي اين اصطلاح به اثربخشي، تاثير، توانايي، نفوذ، كفايت، قابليت و لياقت معنا شده است. در تعريفي ديگر، كارآمدي با كارآيي مترادف گرفته شده و به "قابليت و توانايي رسيدن به هدفهاي تعيين شده و مشخص " معنا شده است.
نوعا اعتقاد بر اين است فهم نظام هاي سياسي از کارآمدي و مسيرهاي ممکن براي افزايش کيفيت مادي و معنوي زندگي شهروندان مبتني بر درک مشترک نخبگان و کارشناسان از مفاهيم بنيادين و اصولي، متدولوژي پيشرفت کشور و خدمت به مردم و توافق بر واقعيات علمي براي اداره جامعه است.
2- در آستانه سي دومين بهار پيروزي انقلاب اسلامي و در دهه پيشرفت و عدالت، دولت اصولگرا با اجراي قانون هدفمند سازي يارانه ها گام مهمي در راستاي ارتقاي کارآمدي نظام اسلامي برداشته است.
با گذشت بيش از سه دهه از پيروزي انقلاب اسلامي ضرورت هاي اجتماعي و اقتصادي کشور اقتضا مي کرد بين بلوغ انقلاب و ارتقاي کارآمدي نظام اسلامي پيوند مستقيم و مستمري برقرار شود. انقلاب اسلامي در ارتباط با اراده عمومي ملت براي حرکت در راه خدا لاجرم مي بايست موجب افزايش کيفيت حيات مادي و معنوي آنها گردد. چرا که حيات يک ملت زنده "طيبه" است. "و لنحيينّه حياة طيّبة" آينده ملت ايران آينده درخشاني است چرا که اين ملت تصميم خود را براي رسيدن به قله هاي پيشرفت و عدالت گرفته است. اين ملت ثابت کرده است که در امتحان ها و فراز و نشيب هايي هم که پيش رو دارد سربلند بيرون مي آيد. "ولو انّ اهل القرى آمنوا واتّقوا لفتحنا عليهم بركات من السماء والارض".
مردم سالاري
«برنامه تحول در نظام اداري نقطه سر خط!» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم ميرزا بابا مطهري نژاد است كه در آن ميخوانيد:
هفته گذشته معاون توسعه مديريت و سرمايه انساني رئيس جمهور در گردهمايي اي با نام هم انديشي تخصصي 10 محوري برنامه تحول اداري با حضور مديران کلا ن کشور و استانداران، 10 محور تحول اداري را به شرح زير اعلا م کرد.
1-استقرار دولت الکترونيک
2-عدالت استخدامي و نظام پرداخت
3-ساماندهي نيروي انساني
4-تمرکز زدايي
5-افزايش بهره وري و استقرار نظام جامع مديريت عملکرد
6-سلا مت اداري
7-اصلا ح ساختارها و توانمندسازي نيروي انساني
8-تقويت مديريت و توان کارشناسي کشور
9-ارتقاي روحيه خود کنترلي
10-خدمت رساني به مردم و تکريم ارباب رجوع
در اين گردهمائي رئيس جمهور طي سخناني اعلا م کرد که ساختارهاي اداري کنوني روندها را پيچيده مي کند و از آنجا که به دنبال گسترش اختيارات خود است تلا ش مي کند همه امور را منوط به خود گرداند و بر ضرورت اين تحول تاکيد کرد.
از طرفي با بررسي سوابق پي مي بريم که هيات وزيران در جلسه مورخ 1381/1/18 پس از استماع گزارش سازمان مديريت و برنامه ريزي آن زمان هفت برنامه تحول نظام اداري را تصويب و در برنامه سوم سازمانها را موظف به اجراي آن نموده بود. اين هفت برنامه عبارت بودند از
1-برنامه منطقي نمودن اندازه دولت
2-برنامه تحول درساختارهاي تشکيلا تي
3-برنامه تحول درنظام هاي مديريتي
4-برنامه تحول در نظام هاي استخدامي
5-برنامه آموزش و بهسازي نيروي انساني
6-برنامه اصلا ح فرآيندها و روش هاي انجام کار و توسعه فناوري اداري
7-برنامه ارتقا و حفظ کرامت مردم در نظام اداري
تهران امروز
«چرا بيتفاوتي!؟»عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز است كه در آن ميخوانيد:
يكي از افتخارات ما اين است كه اخلاق نسبي نيست و زمان و مكان نميتواند حسن و قبح يك عمل را مشخص كند بلكه اين حسن و قبح است كه بهصورت مطلق در ادوار و زمانها به عنوان معيار قرار ميگيرد.
مدتي است شاهد برخي رفتارهاي خلاف هنجارها و عرف و مغاير با شئون انقلابي از جانب عدهاي هستيم كه اگر همان رفتارها و اظهارات در ادوار پيشين و زمانهاي گذشته اتفاق ميافتاد، شاهد اعتراضات بوديم اما در اين مقطع جز سكوت و چند اظهارنظر پراكنده واكنش ديگري نميبينيم.
برخي رفتارهاي هنجارشكنانه در حوزه تئاتر و نمايش و انتشار برخي كتب و برخي اظهارات ناصواب و بيسابقه از جانب برخي مسئولان، هشدارهايي به دلسوزان انقلاب و نظام ميدهد كه نبايد نسبت به هنجارشكنيها و حرمتشكنيها بيتفاوت باشيم. آنهايي كه امروز براي تسخير قدرت حاضرند به هر كاري دست بزنند، نميتوانند خود را منطبق با معيارهاي اصولگرايي بدانند.
معيارها اصل هستند و افراد با معيارها سنجيده ميشوند و اساسا اصولگرايي يعني عمل مطابق معيارها.
براي كسي قدرت نبايد حاشيه امن ايجاد كند و نبايد اجازه داد اندكي تازه از راه رسيده با برجستهكردن فرعيات و بيراههتراشي، مسير صحيح و بزرگراه سازندگي توام با معنويت كشور را ابهامآلود نمايند. اين مهم با حضور دلسوزان نظام ميسر است نه با انزوا و سكوت. اگر نسبت به برخي ساحتشكنيها در عرصه فرهنگ و سياست كشور سكوت كنيم، شايد فردا در پيشگاه شهدا پاسخي نداشته باشيم. ما نميگوييم به فرعيات دامن بزنيم اما اصول به ما ميگويد در برابر انحرافات و جريانهاي مشكوك سياسي و فرهنگي سكوت پيشه نكنيم و حقايق را مطابق آنچه شايسته آن است بگوييم.
ابتكار
«امان از گوشهاي سنگين و سنت عبرت نگرفتن!»عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم محمدعلي وکيلي است كه در آن ميخوانيد:
تاريخ تکرار مکررات سرنوشت يکسان تمام ديکتاتورهاست و شايد يکي از راههاي شناخت ديکتاتور سرنوشت او باشد.
فرار رئيس جمهور تونس و سقوط نظام حاکم بر اين کشور، بازتاب توفنده اي داشت و به سرعت ابعاد تازه اي پيدا ميکند و همچون آتشي است که بر خرمن ديکتاتورهاي عربي افتاده است و هر روز دامن يکي را ميگيرد. اردن کشوري که سالهاست زير چکمه ديکتاتور پادشاهي خميده و اکنون نسيم پيروزي مردم تونس باعث بيداري آن شده است. مصر کشوري که از نظر قدمت همچون ايران و رم، ريشه در تاريخ دارد . عنوان فراعنه براي آن کشور لقب ديروزش نيست بلکه وصف امروزش نيز ميباشد کشور جمهوري نما که به رسم شاهان و با خصوصيات فرعوني اداره ميشود، سالهاست که صداي هر معترضي را در نطفه خفه ميکند. مبارک که مدتهاست با عزرائيل دست و پنجه نرم ميکند اما گويا تمام انرژي خود را به منظور پوشاندن خلعت موروثي رياست آن کشور به تن فرزند ارشد خود يعني جمال مبارک، به دنبال کسب رخصت از جناب عزرائيل ميباشداکنون که راننده يک تاکسي مصري با تاسي از جوان دوره گرد تونسي خود را در مقابل پارلمان آن کشور به آتش کشانده دامنه سونامي تونس، سرزمين فراعنه را فرا گرفته است، مشابه اين وضعيت در يمن،مراکش، الجزاير درحال رخداد است.
حال پرسش مهم اين است آيا آتشفشان مردمي تونس و مصر و... در نتيجه خود سوزي يک جوان دوره گرد بوده يا علتهاي عميق تري دارد؟ قطعاً جواب منفي است. اين اتفاقات آتش فشان خشم مردمي است که سالها زير سلطه نظام استبدادي سرکوب ميشد و اکنون به اين بهانه سرباز کرده است آنچنانکه 32 سال پيش در چنين روزهايي، در ايران نيز اتفاق افتاد مشابهت امروز تونس و ديروز ايران بيان کننده يک سنت الهي است و آن اينکه هيچ ملتي را نميتوان براي هميشه در حبس نگه داشت و صداي يک ملت براي هميشه خاموش نميماند. ديکتاتورها گوش سنگين دارند و به دليل غرور قدرت، يا اصلاً نميشنوند و اگر هم بشنوند خيلي دير ميشنوند.
شاه ايران حدود دوماه قبل از فرار درصفحه تلويزيون ظاهر شد واعلام داشت که من صداي انقلاب شما، مردم ايران را شنيدم اما ديگر براي شنيدن دير شده بود. بن علي رئيس جمهور تونس حدود دو هفته قبل از فرار به چنين واقعيتي نيز اذعان کرد. و اکنون پيش بيني ميشود که حسني مبارک و محمد قذافي و پادشاه اردن و... فرصت بيان چنين واقعيتي را هم پيدا نکنند.
فوران آتش فشان اعتراضات مردمي در کشورهاي عربي، آنچنان مهيب و غير منتظره است که امکان دلجويي سران اين کشورها که تا ديروز چون يار گرمابه و گلستاني همديگر بودند را سلب کرده است مطابق اخبار غير رسمي آنان با سراسيمگي در حال بستن چمدانها و نقل و انتقال دارايي خود و خانواده شان هستند، خبر خروج جمال مبارک به همراه خانواده حسني مبارک از کشور در برخي رسانه ها، نشان اين واقعيت است. مطالعه تاريخ حکمرانان مستبد، رفتاري شبيه بهم را نشان ميدهد آنان همگي تصور ماندگاري بر اريکه را دارند و همواره حرکتهاي اعتراضي مردم را باور نميکنند و صداي فرياد مردمانشان را نميشنوند وقتي ميشنوند که ديگر دير شده است.
آفرينش
«تشکيل فرهنگستان مشترك فارسي»عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم علي رمضاني است كه در آن ميخوانيد:
چندي پيش اسفنديارمشايي رييس دفتر رييس جمهور ايران در هفتمين همايش استادان زبان فارسي مساله ي مهمي را درميان گذاشت و اشاره کرد که فرهنگستان مشترک زبان فارسي بايد حد اقل بين سه کشور ايران، افغانستان و تاجيکستان تشکيل گردد .اين ايده هر چند دهه ها است مشغله اصلي بسياري از ادب دوستان و استادان زبان فارسي در گستره کشور هاي فارسي زبان و حوزه تمدن ايراني بوده است اما بنا به دلايل گوناگوني از جمله عدم نگاه جدي دولت هاو کمبود همکاري هاي فر هنگي و... به تاخير افتاده است.
در اين حال بي شک شنيدن خبر تشکيل اينگونه نهاد هاي مشترک فرهنگي براي فارسي زبانان جهان، خبر شاد و اميدوار کننده اي مي باشد. در واقع اگر نگاهي به وضعيت کنوني زبان فارسي در جهان داشته باشيم در مييابيم هر چند روزگاري گستره نفوذ زبان فارسي از آسياسي صغيرو هند نيز فراتر ميرفت اما بنا به دلايل گوناگون سياسي و... امروزه از قدرت آن تا حدي كاسته شده و اکنون نيز خطرات بسياري اين زبان را تهديد ميکند.
در اين راستا در ايران نيز به عنوان بزرگترين کشور فارسي زبان تاکنون حمايت کافي از اين زبان به عمل نيامده است و حتي فرهنگستان موجود زبان فارسي درداخل کشور نيز نشان داده است نتوانسته آنچنان که بايد در مقابل تحولات جديد و گسترش زبان فارسي در ساير نقاط جهان عمل کند در اين راستا نيز وضعيت زبان فارسي در اينترنت نيز مورد توجه است وضعيتي که سالهاست از بي متولي بودن زبان فارسي در اين حوزه سخن گفته ميشود.
علاوه بر اين نيز در حوزه بين المللي هماکنون بسياري از واژههاي زبان فارسي بين اين سه کشور اصلي فارسي زبان تفاوت زيادي و جوددارد و با تحت تاثير قرار گرفتن لهجههاي زبان فارسي از زبان هاي بيگانه در کشور هاي فارسي زبان عملا هر يک از کشورها اصطلاحات و واژگان ويژه خود را ايجاد کرده اند که بيشک با تداوم آن باعث دور شدن تدريجي گويند گان اين زبان از هم خواهد شد.در اين حال بنيان فرهنگستان زبان فارسي مشترک حداقل در بين سه کشور فارسي زبان منطقه مي تواند پيامدهاي مثبت و چشمگيري داشته باشد.
نخست انکه با توجه به مشکلات پديد آمده بر اثر تفاوت گويش و لهجه در واژگان زبان فارسي و نيز موانع همزباني و مفاهمه پارسي زبانان، ايجاد فرهنگستان مشترك زبان و ادبيات پارسي دست کم ميان سه كشور ايران، تاجيكستان و افغانستان که اکنون از اصطلاحات و واژه هاي خارجي متفاوتي استفاده مي کنند آسان تر خواهد کرد و موجب خواهد شد تا اين سه کشور از واژه هاي مشترک براي اين اصطلاحات استفاده کنند.
دنياي اقتصاد
«نهضت ايجاد اشتغال؛ چگونه؟»عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم مهران دبيرسپهري است كه در آن ميخوانيد:
رييسجمهور در سفر استاني به گيلان اعلام كرد كه نهضت سراسري ايجاد اشتغال براي جوانان بهزودي اجرا ميشود.
اين عزم جديد كه حداقل نشاندهنده اولويت اين مساله مهم در سياستگذاري است ميتواند در عمل هم به نتايج مناسبي منجر شود مشروط بر آنكه اشتباهات گذشته در اشتغالزايي تكرار نشود.
يكي از اشتباهات مهمي كه در گذشته صورت گرفت تحميل تورم بود كه آن هم ناشي از اين تصور غلط است كه كشورها راهي به جز انتخاب يكي از دو گزينه بيكاري و تورم را ندارند. در صورتي كه تورم، باعث تضعيف قدرت رقابت پذيري توليد كننده خواهد شد. به عبارت ديگر، اگر دو توليدكننده در دو كشور با نرخهاي تورم ثابت صفر درصد و يك درصد، هر دو، يك كالاي مشابه را توليد كنند قطعا توليدكننده كشوري كه تورم بيشتر دارد (در اينجا كشور داراي تورم يك درصد) شانس بقاي كمتري در بلندمدت خواهد داشت. اشتباه مهم ديگر آن است كه دولتها در ايجاد اشتغال (چه دولتي و چه خصوصي) عامل مستقيم باشند.
يعني اگر دولتي بخواهد خودش راسا و دستوري به امر اشتغالزايي بپردازد موجب ميشود مشاغل بيشتري كه قرار است خلق شود، از ايجادش جلوگيري كند يا بخشي از مشاغل بهوجود آمده را از بين ببرد. معني آنچه گفته شد آن است كه مثلا به ازاي هر 2 شغلي كه دولت ايجاد ميكند، لازم است از ايجاد 3 شغل كارآمدتر جلوگيري شود. منتها چون شغلهاي حمايتي ايجاد شده در معرض ديد بوده، اما شغلهايي كه از ايجاد آن جلوگيري شده، ديده نميشود، بسياري از دولتها به اين روش نادرست روي ميآورند.
در هر صورت، بخش خصوصي توانمند، بيشتر با اقدامات سلبي دولت شكل ميگيرد نه با تفكرات صنعگرايانه و نه حتي با خصوصي سازي. خصوصي سازي هم در رسيدن به اين هدف نقش چنداني ندارد و اصولا دولتها نبايد در خصوصيسازي شركتهاي خود خيلي عجله داشته باشند و همين قدر كه از رشد اندازه دولت جلوگيري شود كافي است.
نكات مهم و اساسي كه نهضت اشتغالزايي بايد به آنها توجه كند عبارتند از:
1- بانك مركزي تورم را به طور كامل مهار كند و بداند كه ركود ناشي از آن اگرچه اجتنابناپذير است، ولي در ميانمدت از بين ميرود.
2- حذف پديده جايگزيني (crowding out) از اقتصاد براي به حداقل رساندن نرخ بهره بانكي با حذف تورم. براي رسيدن به اين هدف لازم است دولت تا آنجا كه ميتواند از منابع بانكي چه براي خود و چه براي بخش خصوصي (به صورت دستوري) استفاده نكند.
اولين و سريعترين نتيجه اين اقدام، دسترسي آسان همه توليدكنندگان موجود به تسهيلات ارزان قيمت خواهد بود. البته ممكن است به عنوان يك نتيجه ديگر، برخي از توليدكنندگاني كه در گذشته از تسهيلات دستوري استفاده ميكردهاند و دليل بقاي آنان نيز همين رانتها بوده، دچار ورشكستگي شوند، زيرا توان رقابت عادلانه با ديگر هموطنان خود را نداشتهاند.
3- موفقيت نهضت اشتغالزايي مستلزم برپايي نهضت كاهش هزينههاي دولتي (جاري يا عمراني بودن هزينهها خيلي فرقي ندارد) در كشور است، يعني رشد هزينههاي دولت از رشد اقتصادي بيشتر نشود. اين ميزان رشد هم تنها در اموري است كه بخش خصوصي توان يا امكان انجام آن را ندارد.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


