کشتی ، از رویاهای «آقای رئیس» تا تلخی واقعیت
این کشتی، کشتی همیشگی نیست! دیگر چنگی به دل نمیزند و برای برافراشتن غرور ایرانیان، پیر و فرتوت بهنظر میرسد. ورزش اساطیری ما، دلخوش به جرقههای گاهگاهی شده تا شاید لبخندی بزند یا استعدادی خودجوش در آسمان کشتی جهان بدرخشد و لحظههای احتضار ورزش ملی ایرانیان، کمی طولانیتر شود! اتفاقهای عجیب و غریب و گاه بیسابقه، چند سالی است دست بر گردن کشتی ایران انداخته و افتخارآورترین ورزش ایران در سالهای گذشته را به حاشیه رانده است.
سایت گروه مجلات همشهری-: موفقیت نسبی کشتی در رقابتهای قارهای و نهچندان مهم که در بازیهای آسیایی گوانگجو رقم خورد، بهانهای بود برای فرار و به فراموشی سپردن نتایج ضعیف کشتی در رقابتهای جهانی مسکو. هنوز کام سکانداران کشتی از تکرار موفقیتهای آسیایی و «گوانگجو» گفتن، شیرین بود که دستهگلهای تازهای به آب داده شد تا کشتی توفانزده ایران، همچنان آبستن حادثه و ندانمکاریهایی باشد که در چند سال اخیر مدام تکرار شدهاند و ورزش ملی ایرانیان را گاه تا مرز ناباوری و غرق شدن، پیش بردهاند. صفحههای تاریخ کشتی ایران را اگر رو به عقب ورق بزنید، حیرتزده خواهید شد از فراز و فرودها، ضدونقیضها، آزمون و خطاها و خودزنیهایی که پیکره کشتی ایران را زخمی و رنجور کرده است. کوچ چند ستاره عنواندار کشتی به آذربایجان، تکرار ماجرایی یکساله است؛ ماجرایی که با تکذیبهای فراوان و حاشاکردن واقعیتها و پاککردن صورت مساله شروع شد اما سرانجامی بس ناخوشایند داشت.
سامان طهماسبی به جمهوری آذربایجان رفت و تغییر ملیت داد تا به بلندترین شکل ممکن فریاد اعتراضش را به گوشهای سنگین مسئولان ورزش برساند! برگزاری لیگ بهاصطلاح برتر هم، زخم کهنهای است که هر سال سر باز میکند و اینبار دو تیم ریشهدار از گردونه رقابتهای لیگ کنار گذاشته شدند تا در بیمنطقی محض، جا برای تیمهای قارچگونه و خلقالساعه باز شود. کشتی امروز، هیچ شباهتی با خاطرههای دوستداشتنیاش در گذشته ندارد. این کشتی حتی رنگ رویا و شعارهای محمدرضا یزدانیخرم را هم به خود نگرفته است و در موارد بسیاری، عکس آنچه رئیس فدراسیون کشتی از آینده این ورزش تصویر کرده بود، در واقعیت نمایان شد.
بخوانید اما قضاوت نکنید چراکه سکاندار این روزهای کشتی تاب انتقاد و تحمل برخی واقعیتها را ندارد!
ما برای وصل کردن آمدیم، نشد!
«بزرگان» کشتی را گرد هم آوردن، محور گفتوگوی یزدانیخرم با خبرنگاران پس از پیروزیاش در انتخابات ریاست فدراسیون کشتی بود. او با اشاره به حکم ریاستش و تاکیدی که در آن به استفاده از نظرات بزرگان و پیشکسوتان کشتی شده بود، تلاش خود برای جلب حمایت بزرگان کشتی و مشروعیتیافتن در خانواده گوششکستهها را آغاز کرد.بزرگانی چون منصور مهدیزاده و منصور برزگر در ابتدای راه و محمود معزیپور، اکبر فلاح، علیرضا حیدری، عباس جدیدی و... در ادامه راه و با تکیه بر شعار «وصلکردن بزرگان»، وارد گود شدند اما خیلی زود با تلنگری، کنار گذاشته شدند تا تاکید به استفاده از تجربه بزرگان در حکم ریاست فدراسیون کشتی، خیلیزود رنگ ببازد. کار به جایی رسیده که دیگر کمتر میتوان بزرگی از خیل بزرگان کشتی را در راهروهای فدراسیون دید یا در صف حامیان فدراسیون به چهرهای شاخص برخورد کرد!
روسها را عقب نزدیم؛ از آذربایجان عقب ماندیم!
«کشتی روسیه و آمریکا را عقب خواهیم زد» یا «کسب 14مدال طلا از بازیهای آسیایی دوحه»، رویایی و آرمانگرایانه بودند اما هیچگاه ادعاهای یزدانیخرم که قبل و بعد از انتخابات ریاست فدراسیون تکرار شده بود، قدمهایش را از مرز حرف و شعار بیرون نگذاشت.کشتی ایران نهتنها روسها را تهدید نکرد و گزندی به امپراتوری کشتی روس در این سالها وارد نساخت بلکه در میدان رقابت از کشور کوچک و بیریشه در کشتی جمهوری آذربایجان هم عقب ماند تا مصداق بارزی باشد برای «سنگهای بزرگی که نشانهای برای نزدن به هدف» هستند!ناآشنایی رئیس فدراسیون کشتی با زوایای مختلف و پیدا و پنهان این رشته ورزشی باعث شد بارها مسائل مختلف کشتی به دایره آزمون و خطا کشیده شوند و زیانهایی از این بابت، بسیاری از استخوانخردکردهها و بزرگان و قهرمانان کشتی را به چالش با مدیریت فدراسیون کشتی کشاند.
یکبام و دو هوا در مواجهه با نقد!
ندانمکاریها و آشنا نبودن با ریزهکاریهای کشتی، عملکرد اشتباه یزدانیخرم را به دنبال داشت و رئیس فدراسیون کشتی را به سیبل منتقدان تبدیل کرد.برخی دستاندرکاران کشتی از یکسو و کارشناسان رسانهای از سوی دیگر، کشتی و سیاستهای فدراسیون در مواجهه با آن را زیر ذرهبین بردند اما بام انتقاد از فدراسیون یزدانیخرم، دو هوا داشت!منتقدان و کارشناسان رسانهای با برخورد و واکنش شدید یزدانیخرم مواجه شدند و رئیس فدراسیون کشتی خیلیزود نشان داد تحمل نقد را ندارد! و با استفاده از جایگاهش به عنوان عضو هیاتمنصفه مطبوعات، به قلع و قمع منتقدان پرداخت و سکوتی سنگین را در مواجهه با کشتی، به رسانهها هدیه کرد. جایگاه کشتی در اکثر رسانهها متزلزل و کمرنگ شد؛ روزنامه تخصصی کشتی به جرم انتقاد و گوشزد کردن اشتباههای فدراسیون کشتی، لای منگنه گذاشته شد! «روز ورزش» در حالی عطای انتشارش را به لقایش بخشید که سهمگینترین شکست تاریخی کشتی ایران در المپیک 2008پکن رقم خورد تا تاوان «گوش ناشنوای» فدراسیون را، کشتی به بدترین شکل ممکن پس بدهد. خطهای قرمز، جای نقد و بررسیهای کارشناسانه کشتی را در رسانهها و مطبوعات تنگ و تنگتر کردند. برخی رسانهها و خبرنگاران که در میان آنها چند والیبالنویس هم دیده میشوند «همسویی» با فدراسیون را برگزیدند و «بهبه» و «چهچه» و «حلوا حلوا» گفتند تا کام فدراسیون شیرین شود.پیروزیهای کوچک، بزرگ جلوه داده شدند و برای شکستهای بزرگ، بهانهها و اما و اگرها ردیف شدند تا مبادا صندلی رئیس به لرزه بیفتد! طرف دیگر بام اما برای منتقدان هوای دیگری داشت! غلامرضا محمدی و محسن کاوه وقتی در کشتی به بازی گرفته نشده بودند، تندترین انتقادها علیه فدراسیون یزدانیخرم را مطرح میکردند.
علیاکبر طهماسبی، رئیس کنونی کمیته داوران هم قبل از نشستن پشت میز کمیته داوران، در صف منتقدان قدم میزد و محمدبنا نیز پس از بازیهای آسیایی 2006دوحه و برکناریاش از راس تیم ملی کشتی فرنگی، انتقادهایی را نسبت به عملکرد فدراسیون کشتی بیان میکرد. سرنوشت متفاوت منتقدان هم از نکات جالب تاریخ کشتی در سالهایی است که به دوران یزدانیخرم شناخته خواهد شد!
محله برو و بیا!
کنار گذاشته شدن دو تیم ریشهدار از رقابتهای لیگ بهاصطلاح برتر(!) که معلوم نیست پسوند برتری چرا به آن چسبانده شده، آخرین شاهکار فدراسیون در مواجهه با لیگ کشتی است. نیروی زمینی ارتش، یکی از قدیمیترین تیمهای حاضر در لیگ کشتی بوده و همواره حضوری مستمر در این رقابتها داشته است. این تیم با بهرهگیری از کشتیگیران و قهرمانان در حال انجام خدمت سربازی، هر چند هیچگاه به جرگه مدعیان قهرمانی لیگ نپیوست اما تیم دستوپا بستهای برابر حریفان متمول خود نبود و همواره تیمی یکدست و جنگنده بهحساب میآمد. «ضعیف بودن» بهانهای در دست فدراسیون کشتی شد تا تیم کشتی نیروی زمینی ارتش را با همه سابقه حضورش، فدای تیمهای تازهوارد و خلقالساعه کند؛ تیمهایی که هیچ برنامه و ساختاری برای احیای کشتی ندارند. یک روز مانند قارچ سر از لیگ کشتی در میآورند و مانند خیل تیمهایی که به این شکل آمدند و رفتند، ناگهان غیب میشوند.«صدرای زیرآب»، دیگر قربانی سیاستهای عجیب و غریب فدراسیون کشتی در لیگ کشتی بود.این تیم پرطرفدار منطقه سوادکوه مازندران، نهتنها ضعیف نبود و وصله چسبانده شده به تیم نیروی زمینی به آن نمیچسبید، بلکه یکبار هم به مرحله نهایی لیگ کشتی راه یافته بود و ازجمله مدعیان این رقابتها محسوب میشد.
«صدرای زیرآب»، تیمی خودساخته و برآمده از دل باشگاهی مردمی است. حضور صدرا در رقابتهای لیگ کشتی به سالهای قبل برمیگردد و این تیم با قهرمانی در رقابتهای جام حذفی، مجوز شرکت در لیگ دسته یک و پس از آن لیگ برتر را با شایستگی به دست آورد. تیم مردمی و پرطرفدار صدرا نیز به راحتی از رقابتهای لیگ کشتی آزاد کنار گذاشته شد تا تازهواردها بدون داشتن ریشه و سابقهای در لیگ و کشتی، به محله برو و بیای لیگ وارد شوند و فقط در ازای پرداخت ورودیه رقابتها، مجوز حضور در لیگ کشتی را بگیرند. ظاهرا مهم نیست کدام تیم وارد لیگ کشتی میشود، خواه «تشکسازی ابرقو» باشد یا شرکت «پشم شیشه اشترانکوه»، مهم هماهنگ بودن با فدراسیون کشتی و داشتن بضاعت مالی مناسب است! تعطیل کردن رقابتهای زیرگروه جامحذفی و لیگ جوانان، ممنوعیت حضور کشتیگیران خارجی در لیگ کشتی ایران و ناتوانی در برگزاری لیگ کشتی فرنگی، از دیگر مسائل مربوط به لیگ کشتی در فدراسیون فعلی بوده است.


