چرا زندانیان، 9 شب آزاد می شوند/ سپهر عاطفه
عاطفه تلقانی نویسنده وبلاگ سپهر عاطفه در تازه ترین مطلب خود نوشت:
به نام خالق بینا
رييس محترم سازمان زندان ها
جناب آقای غلامحسين اسماعيلي
سلام،
با احترام به استحضار می رساند من یکی از زنان خوشبخت ایران زمین هستم که خانواده خوبی دارم. در یکی از سازمان ها مشغول به کارم و اگر چیزی در زندگی ام کم دارم برای اینست که برایش تلاش نکرده ام! اما امشب که آسمان باریدن گرفته و نعمت الهی پس از ماه ها چشم انتظاری نازل شده است با صحنه ای مواجه شدم که مثل خوره به جانم افتاده است. بغضش گلویم را می فشارد، رهایم نمی کند. آن قدر به تنگ آمده ام که شما را نشانه رفته ام به امید اجابت انتظارم.
به راننده گفته بودم طی مسیر می تواند مسافرانی را که در انتظار سواری ایستاده اند، سوار کند. مسیر برایم ناآشنا بود. در تاریکی هوا، سرمای برف های تند و تیزی که از پشت شیشه به سواری اصابت می کرد، حس کردنی بود. سواری ها سنگین می رفتند، مبادا لیز بخورند و در ترافیک روان زنی منتظر ایستاده بود. خیلی عجیب بود دیدن زنی در اتوبان، آن هم ۹ شب! سوار شد و گفت: چه خوب سوارم کردین تازه آزاد شدم. با این که واضح بود جمله اش! با این که زمانی خبرنگار اجتماعی بوده ام و بارها درباره آسیب های اجتماعی تحقیق کرده ام اما نفهمیدم منظورش چیست! لحظه ای گذشت. راننده پرسید: جرمت چی بود؟ گفت: ضرب و شتم و فروش مواد. تازه معنی آزادی را فهمیدم. ترسیدم که نگاهش کنم. همین طور جلو را نگاه می کردم. راننده پرسید: بازم می فروشی؟ گفت: آره، باید خرجم در بیاد یا نه! ترسم نریخت اما نگاهش کردم. بیست و سه، چهارسال بیشتر نداشت. خوشگل هم نبود. پرسیدم: کسی رو زده بودی؟ جواب داد: خودم هم چاقو خوردم اما خوب حالش رو جا آوردم. همه تقصیرا رو انداختم گردن اون. براش پنج سال برید قاضی. گفتم: یعنی واقعا مواد فروشی؟ گفت: خب آره. کار دیگه ای بلد نیستم. راننده گفت: کجا می ری؟ گفت: شهر ری خونه دوستم. گفتم: مطمئنی خونه است؟ گفت: مطمئن نیستم. اما پدر و مادرم مردن. کس و کاری ندارم.
تمام دارایی این دختر فراری مواد فروش معتاد، در این سرمای بی رحم که ۴ ماه پیش دستگیر شده بود یک روپوش و شلوار نازک بود و یک روسری. همین! و ساعتی که در زندان اوین بر رویش باز شده بود در این تاریکی مطلق ۹ شب بود! ۹ شب؟! واقعا عجیب است جناب آقای اسماعیلی. در کدام دین و شریعت، سقف زن جوان بی پناه را در این ساعت از شبانه روز می گیرند؟ حتی اگر خلافکار باشد! هرچند آن زن خوشحال بود از آزادیش .
نمی دانم چند سال است اما می دانم که سالهاست هزاران زندانی مجرم و متهم ساعت ۹ شب از زندان اوین آزاد شده اند. برایم عجیب است انتخاب این ساعت! چرا روز، نه؟ قصد جسارت ندارم، اما خوش خیالی ست اگر فکر می کنید در این ساعت که در زندان باز شود و زندانی آزاد، در نبود روشنای خورشید، کمتر شرمنده ی مردمی خواهد شد که او را می بینند!
خانه ام گرم است. از ساعت ۵ صبح مجبور به نوشتن بودم تا ۹ شب اما جرات نمی کنم بخوابم.می ترسم خوابش را ببینم. ببینم که زنی بدون خانواده،آشنا و رفیق، جایی را ندارد برای خوابیدن. هر چند همسرم قانع ام کرده است که او از فردا کار مواد فروشی اش را شروع می کند، اما می ترسم خواب زنانی را ببینم که در مدت تادیب زندان، واقعا متنبه و ساعت ۹ شب آزاد شده اند و در خیابان به انتظار ایستاده اند.به جرم بی کسی و بی پولی، می لرزند. اتومبیلی توقف می کند و چند نفر اوباش و ارازل....
آقای رییس زندان ها خواهش می کنم ساعت آزادی زندانیان مجرم و متهم را تغییر دهید!
با تشکر
عاطفه تلقانی
خیلی ناراحت شدم
زندان های ما ندامتگاه نیست
یا شکنجه گاه است یا اموزشگاه بزهکاری
خواهشمند است وضعیت زندانها را که در ان همه نوع مواد مخدری یافت می شود درست کنید
به نکته ظریف و خوبی اشاره کردید خیلی در موردش فکر کردم و خیلی مشتاق شدم که دلیلش را بدانم که چرا 9 شب . و خیلی چرای دیگر ....
یاعلی





