«پیمان مکه» مقابل حملات متحدان منطقهای ایران ناکارآمد است/ احتمال پیوستن قطر به توافق بالاست
به گزارش سرویس بین الملل تابناک، وب سایت «ساوت چاینا مورنینگ پست» در مقالهای نوشته است: «کارشناسان میگویند به نظر میرسد پیمان دفاعی میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان با هدف بازدارندگی ایران و اسرائیل از جدا کردن خاورمیانه با درگیریهایشان، و در پی ناتوانی واشنگتن در تضمین امنیت منطقه، منعقد شده است.
طبق مفاد این توافق که روز جمعه در مکه به امضای محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی، رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، و شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان رسید، «هرگونه حمله مسلحانه علیه هر یک از سه کشور، حملهای علیه همه آنها تلقی خواهد شد».
جزئیات بیشتری از این توافق عمومی منتشر نشده است، اما امضاکنندگان به سرعت روشن کردند که ائتلاف نظامی تشکیل ندادهاند و این توافق به عنوان یک عامل بازدارنده عمل میکند.
رائد کریملی، معاون وزیر امور خارجه عربستان در امور دیپلماسی عمومی، در پستی در شبکههای اجتماعی گفت که این پیمان «امنیت هیچ کشوری در منطقه را تهدید نمیکند و نباید آن را تشدید تنش بین هیچ دو کشوری تلقی کرد».
اردوغان نیز همین موضع را دنبال کرد و گفت این توافق «هیچ کشوری را هدف قرار نمیدهد و برای مشارکت همه کشورهای برادری که خواهان صلح، شکوفایی و ثبات منطقه ما هستند، باز است».
حمد بن جاسم بن جابر آل ثانی، نخستوزیر پیشین قطر، این پیمان سهجانبه را «گامی امیدوارکننده» توصیف کرد و ابراز امیدواری نمود که دیگر اعضای شورای همکاری خلیج فارس «ابتکار عمل را برای پیوستن به آن به کار گیرند».
کارشناسان قطر را به دلیل توافق دفاعی از پیش موجود با ترکیه، نامزد آشکاری برای پیوستن به این پیمان میدانند. کویت نیز پس از تصویب توافقنامه همکاری دفاعی گسترده خود با پاکستان در ماه ژوئیه، امضاکنندهای بالقوه است.
اما امارات متحده عربی و بحرین بعید است که به پیمان مکه بپیوندند، زیرا در سال ۲۰۲۰ روابط خود را با اسرائیل و تحت نظارت توافقنامههای ابراهیم به رهبری آمریکا عادی کردهاند. همین وضعیت احتمالاً در مورد مصر و اردن نیز صادق است، زیرا توافقنامههای صلح چند دههای آنها با اسرائیل که با میانجیگری آمریکا امضا شده، آنها را ملزم به مقابله با تهدیدات علیه این (رژیم) میکند.
به گفته تحلیلگران، با گذشت زمان، پیمان مکه ممکن است به عنوان سومین «قطب ژئوپلیتیک» در خاورمیانه ظهور کند.
اما به گفته آندریاس کریگ، دانشیار مطالعات دفاعی در کالج کینگ لندن، این پیمان «به ناتوی اسلامی با دهها کشور که تعهدات دفاعی یکسانی دارند، تبدیل نخواهد شد».
در عوض، این پیمان «حلقههای همکاری متمرکزی» را جذب خواهد کرد که برخی از کشورها در رزمایشهای نظامی مشترک با امضاکنندگان پیمان مکه شرکت میکنند و برخی دیگر در پروژههای امنیت دریایی، اطلاعاتی و تدارکات دفاعی همکاری خواهند داشت.
کریگ انتظار دارد که مصر، اردن و دیگر کشورهای با اکثریت مسلمان، هماهنگی خود با این گروه را «بدون اینکه لزوماً عضو رسمی معاهده شوند» افزایش دهند.
اما کریستین کوتس اولریکسن، همکار خاورمیانه در مؤسسه بیکر برای سیاست عمومی دانشگاه رایس، در مورد موفقیت پیمان مکه بدون مشارکت فعال مصر (بزرگترین قدرت نظامی جهان عرب) یا امارات (قطب تجاری خاورمیانه) تردید دارد.
به هر حال، به گفته اولریکسن، این پیمان احتمالاً با آزمون اولیهای از سوی ایران و متحدانش در «محور مقاومت» روبهرو خواهد شد.
یک مقام ارشد سعودی روز پنجشنبه به خبرنگاران گفت که جنبش حوثیهای یمن و شبهنظامیان عراقی در هماهنگی با سپاه پاسداران انقلاب ایران، قصد داشتند حملات موشکی و پهپادی مشترکی را علیه این پادشاهی ترتیب دهند.
اولریکسن گفت که واکنش پاکستان و ترکیه «نشان خواهد داد که آیا بازدارندگی جمعی در عمل قابل اجرا است یا خیر».
به عقیده کریگ، پیمان مکه «شبکه نبرد را یکشبه متحول نخواهد کرد، اما فوراً بازدارندگی عربستان را تقویت کرده و حملات بیشتر علیه این پادشاهی را پرهزینهتر میکند». بزرگترین اثر فوری این پیمان «روانی و راهبردی» است.
کریگ گفت که ایران اکنون باید محاسبه کند که حملات مستمر به خاک عربستان میتواند درگیری را فراتر از ریاض و واشنگتن گسترش دهد. «بنابراین، هزینه بالقوه هدف قرار دادن عربستان را افزایش میدهد.»
فرزان ثابت، کارشناس ایران در مؤسسه عالی مطالعات بینالمللی ژنو، نیز این توافق را «به طور بالقوه تقویتکننده سیگنالهای بازدارندگی» در برابر حمله مستقیم ایران به عربستان دانست.
از زمان آغاز اولین آتشبس درگیری در اوایل آوریل با میانجیگری پاکستان، و متعاقب آن استقرار حدود ۸۰۰۰ نیرو، سامانههای دفاع هوایی و جنگندههای پاکستانی در عربستان تحت پیمان دفاعی مشترکی که دو کشور در سپتامبر سال گذشته امضا کردند، هیچ گونه حمله مستقیم ایران به عربستان صورت نگرفته است.
تاکنون مشخص نیست که آیا نیروی اعزامی پاکستان در رهگیری اخیر موشکها و پهپادهای پرتاب شده توسط حوثیهای یمن و شبهنظامیان عراقی تحت رهبری سپاه پاسداران به سمت این پادشاهی، نقشی داشته است یا خیر.
ثابت معتقد نیست که پیمان مکه بازدارنده چندانی در برابر این بازیگران غیردولتی داشته باشد، مگر اینکه پاکستان و ترکیه به دنبال آنها بروند. هر دو کشور قبلاً اعلام کردهاند که تعهدشان به دفاع از عربستان کاملاً تدافعی است.
شبهنظامیان عراقی پس از درخواست هادی العامری، رئیس یکی دیگر از جناحهای همسو با ایران، موافقت کردند که حملات بیشتر علیه ریاض را «به تعویق» بیندازند.
روز جمعه، العامری از این گروهها خواست که با توجه به تهدید عملیات هوایی مشترک دوم عربستان و آمریکا علیه آنها، «به خاطر منافع عالی عراق، خویشتنداری کنند».
به گفته کریگ، اثر عملی این ترتیب سهجانبه، همکاری بیشتر در زمینه دفاع هوایی و موشکی، تبادل اطلاعات، حفاظت از زیرساختهای حیاتی، پشتیبانی نیروی انسانی و احتمالاً توسعه امنیت دریایی خواهد بود.
پاکستان و ترکیه پیش از این از ائتلاف دریایی بینالمللی مورد نظر عربستان برای حفاظت از کشتیرانی در دریای سرخ، تنگه باب المندب و خلیج عدن حمایت کردهاند؛ ائتلافی که ماه گذشته و پس از اعمال محاصره دریایی حوثیها علیه ریاض راهاندازی شد.
کریگ گفت که اسلامآباد میتواند به سرعت نیروی انسانی در اختیار ریاض قرار دهد، در حالی که استانبول میتواند سامانههای دفاعی، تخصص فنی و حمایت صنعتی-دفاعی ارائه کند.
افزایش حملات حوثیها و متحدانشان به عربستان همزمان با توافق ایران و عمان بر سر چارچوبی برای اداره تنگه هرمز صورت گرفته است. با این توافق، ایران میتوانست با مهار عرضه نفت و گاز از همسایگان خلیجفارس، تسلط خود بر کشتیرانی در تنگه را حفظ کند.
تاکنون مشخص نیست که آیا دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با این ترتیب میان ایران و عمان موافقت خواهد کرد یا خیر؛ کاری که تحلیلگران میگویند معادل پذیرش شکست راهبردی خواهد بود.
کریگ گفت که عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان تصمیم به اتحاد گرفتند، زیرا «نظم امنیتی منطقه به وضوح شکست خورده است».
وی افزود: به اصطلاح جنگ سوم خلیج فارس نشان داده است که «تسلط نظامی آمریکا به طور خودکار به معنای حفاظت از شرکای آمریکا نیست».
زیرساختهای منطقه همچنان در برابر موشکها و پهپادهای ایران آسیبپذیر باقی مانده است، در حالی که واشنگتن همچنین «برای مهار یکجانبهگرایی اسرائیل تلاش کرده است».
اسرائیل علیرغم تلاشهای آمریکا برای یافتن راهحلهای دیپلماتیک که نگرانیهای امنیتی این (رژیم) را درباره حزبالله و دولت اسلامگرا در دمشق برطرف کند، روشن ساخته است که نیروهای خود را از سرزمینهای اخیراً اشغال شده در لبنان و سوریه خارج نخواهد کرد.
ائتلاف دولت تندرو بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، عملیات نظامی در غزه را تشدید کرده است و توافقنامه پیشنهادی با میانجیگری آمریکا را که هفته گذشته اعلام شد و بر اساس آن حماس در ازای خروج پلهپله نظامیان اسرائیلی، موافقت به خلع سلاح کرده بود، رد کرده است.
کریگ گفت: «بنابراین برای ریاض، اتکای انحصاری به چتر آمریکا به یک ریسک راهبردی تبدیل شده است.»
اولریکسن گفت که پیمان مکه سه قدرت منطقهای را گرد هم آورده که همگی نیاز مشترکی به تنوعبخشی به روابط دفاعی خود به دلیل چالشهای ناشی از جنگ ایران و سایر درگیریهای منطقهای در سالهای اخیر دارند.
کریگ خاطرنشان کرد که «نیازهای مکمل غیرمعمول» این سه کشور، با هدف عربستان برای دستیابی به عمق نظامیتر، تلاش ترکیه برای رشد صنعت دفاعی خود و نیاز پاکستان به سرمایهگذاری و سایر حمایتهای اقتصادی، در کنار هم قرار گرفته است.
وی توافق آنها را «بیمهای» در برابر یک نظام منطقهای به طور فزاینده غیرقابل پیشبینی خواند و افزود: «این توافق ضدآمریکایی نیست، اما به وضوح وابستگیزدایی است. این کشورها دیگر باور ندارند که واشنگتن باید انحصار سازماندهی امنیت آنها را در دست داشته باشد.»

