انتصابهای جدید رهبر ایران چه معنایی برای جنگ با آمریکا دارد؟
به گزارش سرویس بین الملل تابناک، «نیو عرب» در مقلهای نوشته است: «در ادامه جنگ ایران و آمریکا، رهبر معظم ایران، (آیت الله) مجتبی خامنهای، مجموعهای از انتصابات ارشد سیاسی و نظامی را اعلام کرده است.
این تغییرات در حالی صورت میگیرد که تلاشها برای احیای تفاهمنامه ایران و آمریکا و بازگرداندن دو طرف به میز مذاکره ادامه دارد.
در این بستر، این انتصابات نشانهای اولیه از چگونگی تحول سیاستهای جناحی ایران تحت رهبری جدید ارائه میدهد – و اینکه این تغییرات چگونه میتوانند رویکرد کشور به جنگ و فراتر از آن را شکل دهند.
تغییر در موازنه قدرت
مقامات ایرانی در روزهای اخیر چندین انتصاب سیاسی جدید را اعلام کردهاند که به نظر میرسد تغییرات در سیاستهای جناحی ایران را رسمیت میبخشد. در ۹ اوت، محسن رضایی – که پیشتر به مدت ۱۶ سال فرمانده کل سپاه پاسداران بود – به عنوان دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران منصوب شد.
فرمانی از سوی رهبر معظم، (آیت الله) مجتبی خامنهای، در همان روز، رضایی را به عنوان یکی از نمایندگان رسمی خود در شورای عالی امنیت ملی منصوب کرد.
این انتصابات اولین مداخله بزرگ رهبر معظم، (آیت الله) مجتبی خامنهای، در چشمانداز سیاسی ایران از زمان آغاز جنگ محسوب میشود و به نظر میرسد که تا حدی برای ایجاد توازن قدرت بین جناحهای رقیب طراحی شده است.
چنین اقدامات توازنبخشی – با هدف جلوگیری از تسلط هر جناح بر نهادهای سیاسی و امنیتی ایران – از دیرباز ویژگی مدیریت نخبگان در جمهوری اسلامی بوده است.
در این مورد، انتصاب محسن رضایی به عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی، به دوران تصدی تنها چهار ماهه محمدباقر ذوالقدر پایان میدهد که ظاهراً به محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران و چهره کلیدی در مذاکرات ایران و آمریکا، نزدیک است.
با این حال، ذوالقدر به عنوان مشاور سیاسی رهبر معظم، مجتبی خامنهای، ابقا شد که نشان میدهد حذف او از شورای عالی امنیت ملی نشاندهنده توزیع مجدد نفوذ است، نه حاشیهرانی کامل او.
رویارویی تازه آمریکا و ایران
فراتر از ایجاد توازن قدرت، انتصاب محسن رضایی نشان میدهد که رهبر جدید ایران ممکن است تمایل داشته باشد به چهرههایی که از موضع تقابل با آمریکا حمایت میکنند، وزن بیشتری بدهد.
فرمانده پیشین کل سپاه پاسداران مخالفت خود را با تفاهمنامه ایران و آمریکا اعلام کرده و هفته گذشته گفت که ایران «هرگز اجازه باز شدن کریدوری دوم در تنگه هرمز را نخواهد داد».
چنین موضعی، در صورت پایبندی تهران به آن، احتمالاً تلاشهای جاری عمان، قطر و پاکستان برای بازگرداندن ایران و آمریکا به میز مذاکره را پیچیدهتر خواهد کرد.
به نظر میرسد موضع رضایی بازتابدهنده موضع سعید جلیلی، دیگر نماینده رهبر معظم در شورای عالی امنیت ملی باشد. جلیلی، چهره برجسته در جبهه پایداری، از لحاظ تاریخی با هرگونه مذاکره با آمریکا مخالف بوده و به نظر میرسد هر گونه امتیاز به غرب را خط قرمز میداند.
قابل توجه است که رسانههای دولتی ایران گزارش دادهاند که جلیلی تنها عضو ۱۳ نفره شورای عالی امنیت ملی بود که در ژوئن به امضای تفاهمنامه رأی منفی داد.
پس از انتصاب رضایی، رهبر معظم، (آیت الله) مجتبی خامنهای، همچنین شش فرمانده ارشد را در میان نیروهای امنیتی ایران منصوب کرد.
این شامل تأیید احمد وحیدی به عنوان فرمانده کل سپاه پاسداران بود که رسماً جانشین محمد پاکپور شد که در فوریه در آغاز جنگ ایران، اسرائیل و آمریکا (شهید) شد.
در نشانهای دیگر مبنی بر اینکه تهران جنگ را در جریان میبیند، (آیت الله) خامنهای در فرمان انتصاب خود از وحیدی خواست تا برای انجام «عملیات تهاجمی قدرتمند علیه دشمن» آماده شود.
با این حال، جنگ تمامعیار تازه با آمریکا نتیجهای قطعی نیست. مقامات ایرانی، از جمله مسعود پزشکیان رئیسجمهور و محمدباقر قالیباف، خواستار کاهش تنش و ازسرگیری مذاکرات با آمریکا شدهاند.
به نظر میرسد هر دو نفر این را برای حل وضعیت وخیم اقتصادی ایران و حفظ ثبات داخلی ضروری میدانند.
علاوه بر این، ادامه محاصره دریایی آمریکا و کاهش درآمدهای نفتی میتواند تأثیر اقتصادی به اندازهای قابل توجه داشته باشد که حتی چهرههای تندروتر را پای میز مذاکره بکشاند.
تأثیر محاصره تا کنون به قدری شدید بوده که مجیدرضا حریری، رئیس اتاق مشترک بازرگانی ایران و چین، گفته است که تأثیر ادامه محاصره میتواند از تحریمهای چندساله اعمال شده بر این کشور فراتر رود.
در کوتاهمدت، این ممکن است تهران را به سمت تفاهم با واشنگتن سوق دهد که به پایان محاصره دریایی و کاهش برخی فشارهای اقتصادی بر ایران منجر شود، بدون اینکه اختلافات گستردهتر بین دو طرف حل شود.
باید دید که انتصاب این چهرهها مقدمهای برای درگیری کوتاهمدت با آمریکاست یا نشاندهنده چشمانداز بلندمدت مجتبی خامنهای برای جمهوری اسلامی است.
با این حال، تشخیص این تفاوت ممکن است به طور فزایندهای دشوار شود. حتی اگر این انتصابات عمدتاً پاسخی به چشمانداز رویارویی تمامعیار تازه باشد، تقویت صدای تندروها در نهادهای سیاسی و امنیتی ایران میتواند پیامدهایی داشته باشد که از درگیری فوری فراتر رود.
پیامدها میتواند به ویژه برای روابط خارجی ایران قابل توجه باشد. سناریویی که شامل حملات تازه و پایدار به کشورهای حاشیه خلیج فارس و بسیج بیشتر گروههای وابسته به ایران در یمن، لبنان و حتی عراق باشد، برای مثال، آشتی دیپلماتیک و اقتصادی با کشورهای حاشیه خلیج فارس را پس از جنگ دشوارتر میکند.
به طور مشابه، دورهای بیشتری از رویارویی پایدار با آمریکا، به ویژه اگر مسائل کلیدی حل نشده باقی بمانند، احتمالاً توانایی ایران را برای دریافت تسهیلات تحریمی آمریکا در میانمدت تضعیف خواهد کرد.
انزوای بینالمللی ادامهدار تنها بحران اقتصادی ایران را تشدید کرده و به طور بالقوه نارضایتی عمومی را بیشتر خواهد کرد.