آیا اعراب خلیج فارس توان ایستادگی مقابل حملات جدید را دارند؟

به گزارش سرویس بین الملل تابناک، الجزیره قطر در مقالهای به آسیب پذیری اعراب خلیج فارس در یک جنگ جدید تمام عیار پرداخته که در ادامه آمده است.
مقاله در حالی به بررسی وضعیت دفاعی اعراب خلیج فارس پرداخته که اشاره صریحی به مداخله آنها در تجاوز آمریکا به ایران نمیکند و گویا پایگاههای آمریکا خارج از حاکمیت این کشورها قرار دارد.
لازم به ذکر است انتشار مقالات خارجی به معنای تایید محتوای آن از سوی تابناک نیست.
سامانههای دفاع هوایی در بحرین، کویت، عمان، قطر، امارات متحده عربی و اردن، این هفته بار دیگر فعال شدند، پس از آنکه ایران موج دیگری از حملات را علیه تأسیسات نظامی ایالات متحده انجام داد.
این حملات در پی بمبارانهای جدید ایالات متحده علیه سواحل جنوبی ایران، از جمله جزیره قشم و اطراف شهرهای بندرعباس، سیریک و جاسک، صورت گرفت.
این تبادل آتش، کمتر از یک ماه پس از آن رخ میدهد که واشنگتن و تهران یک یادداشت تفاهم (MoU) را با هدف توقف جنگی امضا کردند که در ۲۸ فوریه (۹ اسفند) و پس از حملات اسرائیل و آمریکا به ایران آغاز شده بود.
از آن زمان تاکنون، هر دو طرف یکدیگر را به نقض این توافق متهم کردهاند و تشدید جدید تنشها تا حدی بر سر تنگه هرمز متمرکز است، جایی که در یادداشت تفاهم بر کنترل ایران بر تردد دریایی بینالمللی تأکید شده است.
نیروهای ایرانی به کشتیهای تجاری در سواحل عمان حمله کردهاند و آمریکا روز چهارشنبه اعلام کرد که مواضع نظامی ایران را که در تهدید کشتیرانی در تنگه هرمز نقش داشتند، هدف قرار داده است. ایران نیز در پاسخ، موشکها و پهپادهایی را به سمت پایگاههای سراسر خلیج فارس که نیروهای آمریکایی در آنها مستقر هستند، شلیک کرد.
حملات مجدد در سراسر خلیج فارس، یک پارادوکس ناراحتکننده را برای شرکای منطقهای واشنگتن آشکار ساخته است: حضور نظامی آمریکا آنها را به هدف تبدیل میکند، اما در عین حال از شهرهایشان در برابر موشکها و پهپادهای ایران محافظت مینماید، همانطور که کارشناسان به الجزیره گفتند.
نگرانی فوری برای کشورهای حوزه خلیج فارس این است که آیا شبکههای دفاع هوایی لایهلایه آنها میتوانند در برابر حملات مداوم ایران، در صورت تشدید و طولانیتر شدن رویارویی بین واشنگتن و تهران، مقاومت کنند یا خیر.
جنگی در حال گسترش
دولتها و ارتشهای بحرین، قطر، کویت، عمان، امارات متحده عربی و اردن اعلام کردند که در هفته گذشته با موشکها و پهپادهای ورودی مواجه شدهاند و حملات ایران را محکوم کردهاند.
ایران اعلام کرد که حملات آن یک انبار سوخت در اردن، یک مرکز تعمیرات بالگرد در بحرین، مخازن سوخت در کویت و یک سامانه دفاع هوایی پاتریوت را هدف قرار داده است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) نیز گفت که «رادار دوربرد FPS و رادار شناسایی کشتی در عمان» را هدف قرار داده و منهدم کرده است. این ادعاها به طور مستقل تأیید نشدهاند.
ایران همواره اعلام کرده است که مواضع نظامی آمریکا را هدف قرار میدهد، نه خود کشورهای حوزه خلیج فارس را.
دولتهای حوزه خلیج فارس بارها تأکید کردهاند که از خاک آنها برای انجام حملات علیه ایران استفاده نمیشود، اما این موضوع مانع از آن نشده است که تهران، مواضع آمریکا و سایر نقاط را در داخل مرزهای آنها هدف قرار ندهد.
پارادوکس آمریکا
ایالات متحده در حداقل ۱۹ مکان در سراسر خاورمیانه و شمال آفریقا، از جمله در بحرین، مصر، عراق، اردن، کویت، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی، تأسیسات نظامی دارد.
تخمین زده میشود که ۵۰،۰۰۰ سرباز آمریکایی در سراسر منطقه مستقر هستند و این حضور نظامی، در قلب معضل امنیتی خلیج فارس قرار دارد.
«سایمون مابون»، استاد روابط بینالملل در دانشگاه لنکستر، به الجزیره گفت: «کشورهای حوزه خلیج فارس در تنگنا قرار دارند، زیرا به دلیل روابطشان با آمریکا هدف قرار میگیرند، اما روابطشان با آمریکا و وجود این پایگاهها به این معنا بوده که بسیاری از حملات عمدتاً دفع شدهاند یا عواقب آنها کاهش یافته است.»
سامانههای دفاع هوایی خلیج فارس چقدر قدرتمند هستند؟
کشورهای حوزه خلیج فارس دههها صرف ساخت شبکههای دفاع هوایی لایهلایه کردهاند که ترکیبی از سامانههای آمریکایی، اروپایی و در برخی موارد، روسی، چینی و اسرائیلی است.
این سامانهها از موشکهای رهگیر دوربرد که قادر به مقابله با تهدیدات در فاصله بیش از ۱۰۰ کیلومتری هستند، تا سامانههای میانبرد و کوتاهبرد که از پایگاههای نظامی، تأسیسات نفتی و مناطق شهری محافظت میکنند، متغیر است.
برای مثال، عربستان سعودی دارای بزرگترین شبکه دفاع هوایی در خلیج فارس است که توسط سامانههای دفاع هوایی منطقهای تاد (THAAD) و باتریهای پاتریوت PAC-۳ ساخت آمریکا پشتیبانی میشود.
امارات متحده عربی نیز علاوه بر سامانههای تاد و پاتریوت، از نسخهای از سکوی دفاع هوایی باراک (Barak) اسرائیل استفاده میکند. قطر نیز در باتریهای پاتریوت و سامانه NASAMS III ساخت نروژ-آمریکا سرمایهگذاری کرده است.
کویت از باتریهای پاتریوت PAC-۳ برای دفاع دوربرد، پرتابگرهای آسپاید (Aspide) ایتالیایی همراه با سامانههای اسکایگارد (Skyguard) و موشکهای استینگر (Stinger)، استاربرست (Starburst) و FIM-۹۲ برای دفاع نقطهای استفاده میکند.
بحرین اخیراً سامانه پیشرفته پاتریوت PAC-۳ MSE را خریداری کرده است.
عمان در مقایسه با همسایگان خود، سامانههای دوربرد و میانبرد پیشرفتهتری ندارد، اما از سامانههای NASAMS، موشکهای میسترال (Mistral) فرانسوی و سامانههای قابل حمل استرلا-۲ (Strela-۲) روسی به همراه چندین سکوی توپخانه ضدهوایی برخوردار است.
این شبکههای سامانههای تسلیحاتی نشان دادهاند که قادر به رهگیری تهدیدات ورودی هستند. اما هیچ سامانه دفاع هوایی غیرقابل نفوذی نیست و اغلب این سامانهها توسط پدافند هوایی آمریکا پشتیبانی میشوند.
مابون گفت: «آنچه رهگیریها نشان داده، این است که پدافند هوایی آمریکا فوقالعاده ارزشمند است. اگرچه حضور آمریکا کشورهای حاشیه خلیج فارس را به هدف تبدیل میکند، اما حضور نظامی آمریکا از آنها محافظت نیز مینماید.»
«بدر موسی السیف»، محقق برنامه خاورمیانه و شمال آفریقای مؤسسه چتم هاوس و استاد دانشگاه کویت، به الجزیره گفت که رابطه امنیتی نزدیک خلیج فارس با آمریکا به این کشورها امکان داده است تا آنچه را او «وضعیت دفاعی نمونه» مینامد، حفظ کنند.
السیف به نشست وزرای خارجه آمریکا و شورای همکاری خلیج فارس (GCC) در ۲۵ ژوئن اشاره کرد که در آن، «مارکو روبیو»، وزیر امور خارجه آمریکا، و رهبران خلیج فارس بر تعهد مشترک خود به امنیت منطقهای تأکید کردند. در بیانیهای مشترک، کشورهای شورای همکاری خلیج فارس بر «نیاز به حفظ شتاب و وحدت، با پیشرفت مذاکرات به سمت پایان دائمیتر خصومتها» تأکید کردند.
هزینه رهگیریها
ایران سرمایهگذاری گستردهای بر روی پهپادهای نسبتاً ارزان و تولید داخل شاهد (Shahed) انجام داده است که برای تهدید زیرساختها بدون وابستگی به تأسیسات راداری بزرگ و ثابتی که به راحتی قابل شناسایی هستند، طراحی شدهاند.
بسیاری از پهپادهای ایرانی را میتوان با کسری از هزینه موشکهای مورد استفاده برای سرنگونی آنها تولید کرد و گزارشها حاکی از آن است که هزینه تولید هر کدام به ۳۰،۰۰۰ دلار نیز میرسد.
در مقایسه، موشکهای رهگیر پیشرفته میتوانند هر کدام میلیونها دلار هزینه داشته باشند. بنابراین، یک کارزار نظامی مداوم از سوی ایران، میتواند کشورهای حوزه خلیج فارس و آمریکا را مجبور کند که موشکهای گرانقیمت و تمامشدنی خود را در برابر تسلیحات ورودی بسیار ارزانتر به کار گیرند.
مابون گفت: «بزرگترین چالش، ظرفیت است و این نگرانی رو به افزایشی است، به ویژه استفاده مداوم از موشکهای رهگیر بسیار گرانقیمت در برابر پهپادهای نسبتاً ارزانقیمت.»
به گفته تحلیلگران، بنابراین ایران لزوماً نیازی به غلبه بر همه لایههای دفاع هوایی خلیج فارس ندارد. در عوض، میتواند با نگهداشتن سامانههای دفاع هوایی خلیج فارس و آمریکا در حالت آمادهباش دائمی، ذخایر موشکهای رهگیر را تحلیل برده و بر پرسنل و لجستیک فشار وارد کند. به گفته تحلیلگران، این رقابت به اندازه فناوری نظامی، به رقابتی برای استقامت تبدیل شده است.
با این حال، السیف گفت که این مزیت ممکن است با تطبیق صنعت دفاعی، موقتی باشد. او گفت: «ما در حال حاضر شاهد واکنش صنعت دفاعی با تولید رهگیرهای کمهزینهتر هستیم. با گذشت زمان، این موضوع اقتصاد دفاع موشکی را تغییر خواهد داد و با تهدیدات نامتقارنی که کشورهای خلیج فارس، به ویژه از سوی ایران، با آن روبهرو هستند، مطابقت بهتری پیدا خواهد کرد.»
السیف افزود که رویارویی کنونی همچنان یک سناریوی «نه جنگ، نه صلح» است که در آن ایران و آمریکا به جای دستیابی به یک پیروزی نظامی قاطع، به یک تشدید حسابشده مشغول هستند.
وی گفت: «از آنجا که هر دو طرف تا حد زیادی اقدامات یکدیگر را تقلید میکنند، این درگیری فضا را برای هر یک فراهم میکند تا ذخایر نظامی خود را دوباره پر کرده و برای مرحله بعد آماده شوند، بدون اینکه تمام تواناییهای خود را یکباره به اتمام برسانند.»
این در حالی است که ابهامات پیرامون سیاست خارجی «اول آمریکا» (America First) دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، سوالات بلندمدتتری را در مورد تمایل واشنگتن برای حفظ حضور نظامی پرهزینه در منطقه مطرح کرده است.
آیا خلیج فارس بدون آمریکا میتواند از خود دفاع کند؟
بحران کنونی، تلاشها را برای بهبود همکاری نظامی میان کشورهای حوزه خلیج فارس تسریع میکند. به گفته کارشناسان، این همکاری شامل به اشتراکگذاری دادههای راداری، ردیابی موشکها و هواپیماها در سراسر مرزها، هماهنگی سامانههای هشدار و توسعه پدافند هوایی یکپارچهتر است.
مابون گفت: «آنچه ما شروع به دیدن آن کردهایم، تشدید روابط درون خلیج فارس و توسعه اطلاعات و امنیت مشترک – ردیابی پروازها و به اشتراکگذاری اطلاعات دفاع هوایی – است.»
او افزود: «ما شاهد توافقات رسمی شورای همکاری خلیج فارس و همکاری بیشتر هستیم. ما همچنین شاهد تنوعبخشی در کنار اتکای بیش از حد به آمریکا هستیم، به این امید که در صورت کاهش نقش آمریکا، بتوانند از خود دفاع کنند.»
یک مدل بلندمدت احتمالی برای کشورهای حوزه خلیج فارس، حفظ روابط با آمریکا و در عین حال سرمایهگذاری در صنایع دفاعی داخلی است.
نمونههایی از این رویکرد شامل مشارکتهای دفاعی اخیر با اوکراین، کره جنوبی و چندین کشور اروپایی با هدف تقویت تولیدات دفاعی داخلی و کاهش وابستگی به یک تأمینکننده واحد است.
گزینه دیگر، گسترش توافقات نظامی منطقهای است، مانند پیمان دفاع متقابل عربستان سعودی با پاکستان که در سپتامبر امضا شد و بیان میدارد که حمله به یکی از کشورها، حمله به هر دو کشور محسوب میشود.
در همین حال، امارات متحده عربی و بحرین روابط امنیتی خود را با اسرائیل عمیقتر کردهاند.
همزیستی با ایران
تحلیلگران گفتند که کشورهای حوزه خلیج فارس که با واشنگتن همسو هستند، به دلیل همسایگی با ایران، تشخیص میدهند که داشتن یک رابطه سیاسی کارآمد با ایران ضروری است.
امارات متحده عربی در سال ۲۰۲۲ روابط دیپلماتیک خود را با ایران احیا کرد. عربستان سعودی و ایران نیز در سال ۲۰۲۳ با میانجیگری چین بر سر عادیسازی روابط توافق کردند که احتمالاً هر دو محاسبه کردند که تعامل با ایران از رویارویی دائمی امنتر است.
اگرچه حملات ایران به کشورهای حوزه خلیج فارس این ایده را به چالش کشیده است، اما لزوماً آن را از بین نبرده است.
مابون گفت: «در نهایت، کشورهای خلیج فارس نمیتوانند جغرافیا را تغییر دهند. آنها باید در کنار ایران زندگی و کار کنند. آنها خواهان بیثباتی ناشی از سقوط جمهوری اسلامی نیستند. من فکر میکنم برخی از کشورهای خلیج فارس خواستار حملات سختتری بودهاند – نه برای تسریع فروپاشی آن، بلکه برای تضعیف عناصر تندروتر سپاه پاسداران.»
آسیبپذیری اقتصادی
همزمان، محدودیتهای اعمالشده توسط ایران و آمریکا بر کشتیرانی در تنگه هرمز، درآمدهای ناشی از صادرات نفت و گاز را که کشورهای حوزه خلیج فارس به آن وابسته هستند، تهدید میکند، حتی اگر بخش بزرگی از زیرساختهای انرژی آنها سالم بماند.
امارات متحده عربی، بحرین، کویت و قطر به ویژه در برابر اختلالات پیرامون این آبراه آسیبپذیر هستند، زیرا اکثر یا تمام بنادر صادراتی آنها در محدوده تنگه قرار دارند.
«تریتا پارسی»، معاون اجرایی مؤسسه کوئینسی برای سیاستگذاری مسئولانه، گفت که اعتماد به دیپلماسی برای پایان دادن به بحران همچنان پایین است، اما در عین حال، هیچ کشوری در منطقه «نمیتواند جنگ طولانی دیگری را تحمل کند.»
به گفته او، در نتیجه، این موضوع «آنها را از سطح کاملاً کنترلنشده تشدید دور نگه خواهد داشت» و ذخایر نفت تحلیلرفته جهان، ادامه رویارویی بین آمریکا و ایران را غیرجذاب خواهد کرد.
پارسی گفت: «در طول آتشبس، تمام ذخایر نتوانستهاند دوباره پر شوند. ما در سطح بسیار پایینتری در سطح جهانی قرار داریم.»
دیپلماسی خلیج فارس
کشورهای حوزه خلیج فارس عموماً تعامل با ایران را به رویارویی ترجیح دادهاند. قطر و عمان، علیرغم حملات روزهای اخیر، در سالهای اخیر نقش محوری در تلاشهای دیپلماتیک بین ایران و آمریکا ایفا کردهاند.
وزارت امور خارجه قطر هشدار داده است که حملات جدید و تشدید تنشها، تلاشهای میانجیگری را تضعیف میکند، اما این تلاشها برای پایان دیپلماتیک درگیری را متوقف نکرده است.
مدلهای اقتصادی کشورهای حوزه خلیج فارس بر پایه ثبات بنا شده است: جابجایی تجارت، سرمایه، گردشگران و کارگران مهاجر در سراسر منطقهای که به عنوان منطقهای امن، متصل به جهان خارج و باز برای کسبوکار معرفی میشود.
جنگ، بنیان این مدل را هدف قرار میدهد. مابون گفت: «درگیری به طور چشمگیری بر تمام این حوزهها تأثیر گذاشته است.»
او افزود: «کشورهای حوزه خلیج فارس در حال حاضر از خود دفاع میکنند. اما سوال واقعی این است که آیا این از سرگیری یک درگیری طولانیتر است یا صرفاً دور دیگری از تظاهر خشونتآمیز بین ایران و ایالات متحده پیش از ازسرگیری مذاکرات.»
اینهایی که در غرب دارن اسلحه میسازن بیشترشون بچه مسلمانند که به غرب فرار کرده اند





