ایران به دنبال توافق سریع نیست/ تهران نمیخواهد کنترل تنگه هرمز را از دست بدهد

به گزارش سرویس بین الملل تابناک، رسانه اماراتی «نشنال» در تحلیلی به بررسی رویکرد ایران به تنگه هرمز میپردازد که در ادامه آمده است.
لازم به ذکر است انتشار مقالات خارجی به معنای تایید آن از سوی تابناک نیست.
در حالی که مردم ایران در وضعیت بلاتکلیفی به سر میبرند که نه جنگ است و نه صلح، رهبری تهران با مساله جدیدی روبروست: چگونه میتواند اهرم فشاری را که بهتازگی بر روی تنگه هرمز به دست آورده، حفظ کند.
مدیریت این گذرگاه حیاتی دریایی اکنون در مرکز تلاشها برای پایان دائمی درگیری قرار دارد. از نگاه تهران، یک چیز روشن است: آنها خواهان بازگشت به وضعیت پیش از جنگ در این آبراه نیستند.
عبدالرضا داوری، مشاور سابق محمود احمدینژاد، رئیسجمهور پیشین ایران، که شخصاً (آیت الله) سید مجتبی خامنهای، رهبر جدید ایران را میشناسد، میگوید تنگه هرمز به «اهرم بازدارندگی» جدیدی تبدیل شده است و ابزاری که ایران برای حفظ تعادل در معادله جدید روابط خود با غرب از آن استفاده میکند.
او به روزنامه «نشنال» گفت: «آنچه امروز شاهد آن هستیم، بیشتر نوعی وضعیت عادی جدید در روابط ایران و غرب است؛ یعنی نه رویارویی مستقیم و نه توافقی پایدار، بلکه وضعیتی میانی که در آن هر طرف تلاش میکند بدون توسل به جنگ، طرف مقابل را مهار کند.»
جمهوری اسلامی دو ماه است تنگه هرمز را در کنترل دارد و از عبور کشتیهای حامل نفت و گاز جلوگیری میکند که باعث افزایش چشمگیر قیمت جهانی انرژی شده است. ایران میگوید از کشتیهایی که اجازه عبور داده، عوارض دریافت کرده است که واکنش تند سایر کشورهای منطقه را که خواستار عبور بدون مانع هستند، برانگیخته است.
در مقابل، آمریکا ماه گذشته محاصره بنادر جنوبی ایران را آغاز کرد تا با جلوگیری از صادرات نفت خام به مشتری اصلی آن، چین، اقتصاد ایران را خفه کند. فرماندهان نظامی ایران به تهدید خود برای حمله به کشتیهایی که قصد عبور از تنگه را دارند، با استفاده از حجم زیاد قایقهای تندروی کوچک سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ادامه میدهند.
بهطور معمول، یک پنجم عرضه جهانی نفت خام و گاز طبیعی مایع از این تنگه عبور میکند که باریکترین نقطهٔ آن ۲۱ مایل دریایی عرض دارد.
داوری افزود: «از دست رفتن کنترل ایران بر این آبراه بسیار بعید است. از نظر جغرافیایی، نظامی و استراتژیک، ایران بر تنگه هرمز موقعیت مسلط دارد. حضور نیروهای منطقهای و تواناییهای نامتقارن ایران (بهویژه در حوزه دریایی) به این معناست که هیچ بازیگری به راحتی نمیتواند این معادله را تغییر دهد.»
سیاستمداران و مقامات ایرانی آخر هفته به پیشنهاد دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، برای هدایت کشتیهای کشورهای «بیطرف و تماشاگر بیگناه» از طریق این تنگه، واکنش تندی نشان دادند.
ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس ایران، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «هر گونه دخالت آمریکا در نظام جدید دریایی تنگه هرمز، نقض آتشبس محسوب خواهد شد» و نشان داد که تهران به هر تلاشی برای مختل کردن کنترل خود بر عبور و مرور کشتیها پاسخ خواهد داد. یک نهاد چندملیتی امنیت دریایی هشدار داده است که سطح تهدید در تنگه هرمز همچنان «بحرانی» است.
سیاستمداران ایرانی همچنین آمریکا را به دلیل آنچه بنبست واشنگتن بر سر یک عملیات نظامی شکستخورده میدانند و توسل به فشار بر ایران با استفاده از هرمز، مسخره کردهاند.
ابراهیم رضایی، در ایکس نوشت: «راه گشایش تنگه هرمز یا پذیرش شکست، رسیدن به توافق و پذیرش حاکمیت و رهبری ایران بر تنگه هرمز است، یا بازگشت به میدان نبرد، پذیرش شکست تحقیرآمیز دیگر و پذیرش حاکمیت و رهبری ایران بر تنگه هرمز. راه دیگری وجود ندارد.»
تهران که نشان میدهد خود را برای ادامه محاصره دریایی بنادرش توسط آمریکا آماده میکند، به دنبال گسترش تجارت زمینی خود با کشورهای همسایه است. این امر ممکن است به آن کمک کند تا اثر تورمی محاصره را که بر تورم از قبل بالای کشور میافزاید، تحمل کند. پاکستان هفته گذشته شش مسیر زمینی را برای حمل کالا از بنادر خود به ایران باز کرد.
مرکز تحلیلی «سوفان» در نیویورک در گزارشی روز دوشنبه اعلام کرد: هیچ یک از همسایگان ایران، حتی آنهایی که منافع استراتژیک رقابتی دارند، مانند ترکیه و جمهوری آذربایجان، به محاصره آمریکا با بستن مرزهای زمینی خود نپیوستهاند.
این مرکز گفت: «رهبران ایران تلاش میکنند به اندازه کافی از چنگال اقتصادی آمریکا دور بزنند، آن را کاهش دهند یا خنثی کنند تا شرایط رو به وخامت اقتصاد جهانی، ترامپ را مجبور کند به جنگ با شرایط مطلوب تهران پایان دهد.»
ایران همچنین روی توانایی خود برای مختل کردن بیشتر تجارت جهانی با حفظ تنگه باب المندب در دریای سرخ به عنوان نقطه فشاری جایگزین، حساب میکند. این شریان حیاتی که اقیانوس هند را از طریق کانال سوئز به دریای مدیترانه متصل میکند، یک مسیر تجاری حیاتی دیگر است که میتواند مورد حمله حوثیها، گروه یمنی تحت حمایت ایران، قرار گیرد.
داوری افزود: «اگر حداکثر فشار بر ایران در تنگه هرمز اعمال شود، احتمال اختلال در باب المندب نیز به عنوان بخشی از معادله بازدارندگی مطرح میشود.»
مذاکرات رفت و برگشتی
در کنار تداوم رگبارهای فشار اقتصادی و نظامی، ایران و آمریکا به تبادل پیشنویس توافقها از طریق پاکستان به عنوان میانجی، بر سر طرحهایی برای پایان قطعی جنگ ادامه میدهند. از ۸ آوریل، آتشبس شکنندهای برقرار است، اگرچه اسرائیل به انجام حملاتی در لبنان ادامه میدهد و آمریکا و ایران همچنان یکدیگر را به نقض آتشبس در تنگه هرمز متهم میکنند.
به گفته مهدی عرب صادق، تحلیلگر مقیم تهران، مقامات ایرانی نباید تا زمانی که محاصره بنادر ایران توسط آمریکا ادامه دارد، با آمریکا مذاکره کنند، زیرا این پیام ناخواسته را میرساند که ایران مایل است این محاصره را مشروعیت ببخشد.
از دیدگاه او – که منعکسکننده دیدگاه بسیاری از تحلیلگران حامی دولت در ایران است – آمریکا در شکست نظامی ایران ناکام ماند و اکنون تلاش میکند با فشار اقتصادی آن را سرکوب کند. تهران نیز معتقد است میتواند در برابر این تاکتیک مقاومت کند، به ویژه با استفاده از اهرم خود بر روی تنگه هرمز. تحلیلگران قبلاً به «نشنال» گفته بودند که تهران محاسبه کرده است میتواند فشارهای اقتصادی وضعیت موجود را بیشتر از آنچه آمریکا آماده تحمل آن است، تحمل کند.
عرب صادق گفت: ترامپ در «بنبست استراتژیک» فعلی بیشتر از ایران «گیر کرده است». به گفته او، ایران «محاصره شده، اما محاصرهکنندگان را فرسوده کرده»، تحریم شده، «اما صادرات نفت خود را حفظ کرده»، و «تهدید شده، اما پای میز مذاکره اجباری ننشسته است».
دیگر ناظران ایرانی محتاطتر هستند. محمدعلی سیدحنایی، تحلیلگر مقیم تهران، گفت هرمز باید به عنوان «ابزار فشاری کوتاهمدت و تاکتیکی» استفاده شود، نه یک استراتژی بلندمدت.
او در پیامی به «نشنال» نوشت: «میتواند اگر با دقت و گزینشی استفاده شود، اهرم چانهزنی ایجاد کند، اما استفاده بیش از حد یا اختلال کامل احتمالاً نتیجه معکوس خواهد داشت، فشار بینالمللی بر ایران را افزایش میدهد و در نهایت به ضررش تمام میشود.»
به گفته او، تهران همچنین باید در داخل بر «آشتی ملی» تمرکز کند – اشاره ضمنی به شکافهای عمیق در جامعه ایران – و «موضع منطقهای پایدارتری در خارج از کشور» داشته باشد، از جمله عادیسازی روابط با همسایگان و در عین حال تعمیق تعامل با چین و اروپا.
در روزهای اخیر، شکافهای ظاهری در میان حاکمیت ایران بر سر خردمندانه بودن مذاکره با آمریکا پدیدار شده است. تندروهای ایرانی! از مقامات به خاطر هرگونه تعامل با آمریکا، در حالی که احساس میکنند ایران از جنگ پیروز شده و نباید یک ذره عقبنشینی کند، انتقاد کردهاند.
عرب صادق گفت اختلافات داخلی کمتر اختلافات واقعی و بیشتر بخشی از استراتژی ایران است. به گفته او، حضور آشکار تندروهایی که هرگونه تعامل با آمریکا را رد میکنند، بخشی از «سیاست پلیس خوب–پلیس بد ما است، نه یک شکاف استراتژیک».
او گفت: «این پیام را به واشنگتن میفرستد: "ما هنوز گزینه مقاومت را روی میز داریم – پس پیشنهاد بهتری بدهید. "»
در واقع، تحلیلگران معتقدند ایران به دنبال توافق سریع نیست. ایران بیشتر علاقهمند است اطمینان حاصل کند که محاصره آمریکا را عادی نمیسازد یا در دستیابی به دستاوردهای سیاسی مانند لغو تحریمها یا به رسمیت شناخته شدن کنترل بیشترش بر هرمز ناکام نمیماند.
حمیدرضا عزیزی، تحلیلگر مقیم برلین، در گزارشی اخیر نوشت: آتشبس فعلی «فضایی را ایجاد کرده است که در آن دیپلماسی، اجبار و عدم قطعیت با هم همزیستی دارند. تلاش دیپلماتیک فعلی کمتر در جهت حرکت به سمت یک راهحل سریع است تا جلوگیری از تثبیت یک تعادل طولانی که در آن فشار بدون هیچ راهحلی ادامه مییابد.»
داوری گفت: در پس زمینه بیاعتمادی شدید متقابل بین آمریکا و ایران، تلاشهای مذاکرهای ابزاری است که اهداف اصلی تهران در آن کاهش فشارهای اقتصادی (به ویژه تحریمها)، تحکیم موقعیت منطقهای خود، و خرید زمان برای تقویت تواناییهای داخلی است. او گفت: «برای ایران، مذاکره تاکتیکی درون یک استراتژی بزرگتر است، نه یک هدف به خودی خود.»



