صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
کالبدشکافی یک‌ به‌ظاهر فیلم!/

نگاهی به مستند جاسوسی جدید اسرائیلی‌ها؛ چگونه از آب کره بگیریم و هیچی را همه‌چیز نشان دهیم؟

بعد نوبت به فضاسازی و ترسناک‌نشان‌دادن جامعه ایران برای جاسوسان یهودی می‌رسد؛ این‌که یکی از راوی‌های فیلم بگوید «مردم ایران خیلی جاسوس و خبرچین معرفی می‌کنند!» و ما در ناخودآگاه می‌فهمیم که کار مقدس یک‌جاسوس اسرائیلی در ایران چه‌قدر سخت است و بنده خدا چه‌قدر باید سختی و مخفی‌کاری را به جان بخرد تا بتواند خیانت کند و اطلاعات مخفی ایرانی‌ها را به آن‌طرف منتقل کند! 
کد خبر: ۱۳۸۳۴۵۱
| |
878 بازدید

نگاهی به مستند جاسوسی جدید اسرائیلی‌ها؛ چگونه از آب کره بگیریم و هیچی را همه‌چیز نشان دهیم؟

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، چندی پیش بلندگوهای رسانه‌ای فارسی و غیرفارسی اسرائیل تبلیغاتی و تیزر مستند تازه‌ای را پخش کردند که «از چشمان جاسوسی در تهران» نام داشت و گفته شد درباره فعالیت‌های نفوذی صهیونیست‌ها در سپاه ولی الامر است و عمق فاجعه در ساز و کار اطلاعاتی ایرانی‌ها را نشان می‌دهد!

چندروز بعد هم عرفان قانعی‌فرد چهره ضد ایرانی و کارشناس ثابت برنامه‌های اینترنشنال، شاهکار مورد اشاره را در حساب یوتیوب خود منتشر کرد و فیلم «از چشمان جاسوسی در تهران» در دسترس عموم قرار گرفت. اما حیف وقت و زمانی که برای تماشای این‌ کلیپ بلند به ظاهر مستند صرف شود!

کل ساختار این‌کلیپ بلند درباره فیلم‌هایی است که یک خائن فارسی‌زبان در ایران با تلفن همراهش از سر در بیرونی اماکن نظامی و هسته‌ای گرفته و برای دِرور بالازاده کارشناس ایران در شبکه ۱۴ تلویزیون اسرائیل فرستاده است. یک‌نکته درباره این‌فیلم، این است که ساز و کار اهریمنی اسرائیل، سطح کار جاسوسی و خیانت به وطن را خیلی پایین آورده و دیگر لازم نیست به‌طور مستقیم با سازمان‌های شیطانی چون موساد یا سیا و ... در ارتباط بود و اطلاعات رد و بدل کرد؛ یک‌جوانک مزلف یهودی که پدر و مادری ایرانی داشته و حالا در اسرائیل زیر باد کولر و در امنیت نشسته، می‌تواند از ابلهان و کسانی که سودای زندگی در دنیای آزاد سدوم و عموره صهیونیست‌ها را دارند، سوء استفاده کنند.

به این‌ترتیب در دنیایی که صهیونیست‌ها برای مردم جهان ساخته‌اند، یک کارشناس دسته چندم تلویزیونی در اسرائیل می‌توان سرشبکه جاسوسی باشد! این هم از دیگر موارد رفتارهای شیطانی صهیونیست‌هاست؛ این‌که زمانی صحبت «شهروند - خبرنگار» مطرح بود و حالا به مدد فعالیت‌های شیطانی این‌اقلیت تروریست، «شهروند - جاسوس» هم داریم؛ برو از سر در فلان‌مکان فیلم بگیر و بفرست تا جاسوس ما شوی!

از فارسی‌حرف‌زدن‌های پدر درور بالازاده و رد و بدل کردن پیام‌هایش با جاسوسِ فیلم که او را «داداش» خطاب می‌کند که بگذریم، یهودیان مهاجرت‌کرده از ایران به اسرائیل، اطلاعات زیادی به جبهه دشمن داده و کم خیانت نکرده‌اند. بنابراین بد نیست در فهرست انتقام ایرانی‌ها قرار بگیرند. اما بگذارید به همان کلیپ بلندی برگردیم که به جای مستند به خورد مخاطب داده می‌شود و بناست رعب و وحشتی از دستگاه اطلاعاتی خیلی باشکوه و عظمت یهود بین‌الملل نشانمان بدهد و جو گیرمان کند!

در فیلم «از چشمان جاسوسی در تهران» خبری از جاسوس نفوذی در سپاه ولی‌الامر نیست. فقط بحث دستاوردهای یک‌خائن و فیلم‌فرستادن‌های او برای یهودی‌ها مطرح است. صدای راوی فیلم هم در ابتدای روایت، آش را حسابی هم می‌زند و می‌گوید «این‌ها که می‌بینید، یک‌فیلم هالیوودی نیستند! بلکه توسط یک‌شهروند شجاع ایرانی فیلمبرداری شده‌اند!» خب، معنی «شهروند شجاع» را هم به مدد این‌مستند متوجه می‌شویم و آماده می‌شویم برای دیدن نتیجه فعالیت‌های این‌شهروند شجاع! 

درور بالازاده و چند صهیونیست دیگر به‌علاوه جان بولتون آمرکایی که در فیلم مقابل دوربین نشانده شده‌اند، روایت‌ها را می‌سازند و صدای راوی هم در کنار این‌روایت‌ها، بناست قصه کلی فیلم را برایمان بسازد. در ابتدا، بالازاده می‌گوید یک‌ایرانی در دایرکت اینستاگرام به او پیام داده که «من کانال ۱۴ تلویزیون اسرائیل را می‌بینیم و می‌خواهم با شما همکاری و ایران را آزاد کنم!» بالازاده می‌گوید این‌ایرانی خواستار مرگ رهبر شهید ایران بوده و اگر این‌شعار را علنی در شهرهای ایران سر می‌داد، دارش می‌زدند. هنگام بیان این‌جملات توسط بالازاده هم یکی از فیلم‌های موبایلی آن‌شهروند شجاع نشان داده می‌شود که در حال رانندگی در تهران است و سرود معروف یهودی «هاوا ناگیلا» را در خودرو می‌شنود. باز هم این‌‌عبارت در ذهن‌مان سوت می‌کشد که «عجب شهروند شجاعی!»

بعد نوبت به فضاسازی و ترسناک‌نشان‌دادن جامعه ایران برای جاسوسان یهودی می‌رسد؛ این‌که یکی از راوی‌های فیلم بگوید «مردم ایران خیلی جاسوس و خبرچین معرفی می‌کنند!» و ما در ناخودآگاه می‌فهمیم که کار مقدس یک‌جاسوس اسرائیلی در ایران چه‌قدر سخت است و بنده خدا چه‌قدر باید سختی و مخفی‌کاری را به جان بخرد تا بتواند خیانت کند و اطلاعات مخفی ایرانی‌ها را به آن‌طرف منتقل کند! 

نگاهی به مستند جاسوسی جدید اسرائیلی‌ها؛ چگونه از آب کره بگیریم و هیچی را همه‌چیز نشان دهیم؟

درور بالازاده به‌عنوان مرشد و مسئول سازمانی آن شهروند شجاع ایرانی، شروع به آزمودن او و سنجش عیار جاسوسی‌اش می‌کند؛ به این‌ترتیب که فیلم‌برداری و عکس‌برداری از مراسم سالگرد ارتحال (امام) خمینی (ره) را به‌عنوان اولین‌‌ماموریت در نظر بگیرد. حالا نوبت خر کردن مخاطبان اسرائیلی و غیر اسرائیلی و البته ایرانی‌هایی که خودشان طالب خر شدن هستند، می‌رسد؛ این‌گونه که شهروند شجاع یا همان‌جاسوس از یک‌تریلی فیلم‌برداری کرده که تعدادی از پشت آن مقداری کیک و ساندیس به چند نفر می‌دهند که پشت تریلی تجمع کرده‌اند. بعد هم راوی فیلم هم به قصد نشان‌دادن موفقیت فشارهای اقتصادی آمریکا و اسرائیل بر ایران بگوید: «مردم ایران از فقر و گرسنگی رنج می‌برند و به خیابان می‌آیند تا رهبر بزرگ‌شان را عبادت کنند و کیک و ساندیس بگیرند!» خلاصه که وضع ایران خیلی نکبت‌بار است و مردم دارند در بدبختی و تباهی دست و پا می‌زنند.

بالازاده به جاسوس خود ماموریت‌های ساده می‌دهد؛ اول باید از عکس حاج‌قاسم سلیمانی در مترو فیلم بگیرد و روی فیلم بگوید «این هم تصویر تروریست قاسم سلیمانی!» واقعا تماشای همین‌قدر از شجاعت این‌ به‌ظاهر شهروند کافی نیست که به او ایمان بیاوریم؟ نه! چون محبت تبهکاران طاغوت تاریخ (همان اسرائیل) باعث می‌شود جاسوس قصه دست به شجاعت‌های دیگری بزند و برود مرحله بعد! حالا مانده و کار داریم!

مرد شجاع قصه «از چشمان جاسوسی در تهران» در قدم‌های بعدی به فیلمبرداری از دیوارهای مجلس شورای اسلامی ایران و یک‌محله یهودی‌نشین در عودلاجان تهران دعوت می‌شود. دوباره نوبت نریشن و صدای راوی فیلم است که بگوید «یهودی‌بودن در ایران خیلی سخت است چون باید وفاداری‌ات را به حکومت نشان بدهی!» خلاصه که یهودی‌بودن در ایران سخت است و در ناخودآگاهمان می‌فهمیم یهودیان ایران هم باید برای رسیدن به بهشت موعود، به فلسطین اشغالی مهاجرت کنند. 

قدم متهورانه و عجیب و غریب قهرمان داستان یهودی‌ها این است که به‌صورت خودجوش پیشنهاد بدهد از پایگاه‌های بسیج فیلمبرداری کند. و این‌گونه است که جاسوس قصه با فیلمبرداری از نمای بیرونی ساختمان سازمان بسیج مستضعفین، یک مجموعه فرهنگی ورزشی سپاه در بزرگراه شهید یاسینی و دیوار مقر سپاه قدس در بزرگراه شهید لشگری، اعتماد درور بالازاده را جلب می‌کند و نشان می‌دهد خیلی جان بر کف است و برای آرمان اسرائیل بزرگ (که همان نابودی ایران اسلامی باشد) هرکاری می‌کند.

نشان‌دادن دیوارهای مقر سپاه قدس در این‌فیلم به ظاهر مستند، باعث یک‌گریز می‌شود؛ این‌که تصاویر و سخنرانی‌هایی از سردار سلیمانی پخش شود و بگوید «آقای ترامپ قمارباز در جایی که فکر نمی‌کنید ما به شما نزدیک‌ هستیم!» و بعد از این‌جملات حاج‌قاسم هم تصاویر و عکس‌های ترور به ظاهر ناموفق ترامپ که البته می‌دانیم یک‌شامورتی‌بازی بود، پخش شود. پس حاج‌قاسم و تیم‌ش در تلاش بوده‌اند ترامپ را ترور کنند اما موفق نشده‌اند و او هم مثل یک‌قهرمان از مرگ بازگشته، در حالی‌که در محاصره محافظانش است، با مشت گره‌کرده جلوی دوربین‌ها اعلام کرده هنوز زنده است.

اما مستندسازان اسرائیلی که همیشه دغدغه بیان حقیقت و امانت‌داری روایت درست تاریخ را دارند، بعد از تصاویر ترور به‌ظاهر ناموفق ترامپ و ربط‌دادنش به حاج‌قاسم، دروغ بعدی را رو می‌کنند؛ این‌که ۸۰ درصد مردم ایران به‌خاطر این‌که حاج‌قاسم پول‌ها و ثروت آن‌ها را در سوریه هدر داده، از او متنفر هستند. 

صبر کنید، هنوز فرو کردن دروغ‌‌ها در ذهن مخاطب این کلیپ به ظاهر مستند تمام نشده است. حالا نوبت جان بولتون و دیگر راویان صهیونیست فیلم است که درباره برنامه موشکی و هسته‌ای ایران حرف بزنند و ثابت کنند ایران نه فقط برای عرب‌ها و اسرائیلی‌ها و آمریکایی‌ها خطرناک است، بلکه برای کل مردم دنیا خطرناک است چون می‌خواهد همه را بکشد! (در عرف معمول ایرانی‌ها به این‌رفتار می‌گویند دست پیش گرفتن تا پس نیافتادن!)

حالا دوباره باید از روایت صدای راوی فیلم، به درور بالازاده و نگاه شیطانی‌اش برگردیم که روی صندلی نشسته و داشت قصه هدایت جاسوسش در ایران را برایمان تعریف می‌کرد. او هم باید مهر تاییدی بر دروغ‌های راویان دیگر فیلم بزند و پیاز داغ ماجرای جاسوسی‌اش را بیشتر کند: «ایرانی‌ها برای حفظ رژیم‌شان هیچ شک نمی‌کنند و اگر بفهمند برای دشمن کار می‌کنی، به تو شلیک می‌کنند!» و دوباره و چندباره فهمیدیم که کار جاسوس استخدامی او در ایران چه‌قدر سخت بوده و حالا می‌خواهد وارد مرحله سخت کارش با «جاسوس» شود: این‌که ماموریت بعدی به انتخاب «جاسوس» نبود و او فیلمبردار شجاع را به یک نشانی مشخص فرستاد؛ مقر سپاه در تهران! قهرمان فیلم هم به فیلمبرداری از سر در مقر بسنده نکرده و ساختمان‌های مسکونی آن‌طرف‌تر را هم نشان می‌دهد و می‌گوید «این‌جا محل زندگی افسرهاست!» منظورش همان خانه‌های سازمانی محله قصر فیروزه است.

برای عوض شدن چندباره حال و هوای فیلم و تعویض راوی، نوبت به بحث زدن زیرساخت‌های ایران توسط اسرائیل می‌رسد. آماده باشید که بخش هیجان‌انگیز فیلم پیش روی ماست و قرار است کلی هول و هیجان و هراس از قدرت جاسوسی اسرائیلی‌ها را در خود تجربه کنیم! این‌بخش هم با یک‌روایت دروغ و کوچک‌نشان‌دادن دستاوردهای جمهوری اسلامی آغاز می‌شود؛ همان‌دروغی که بلندگوهای فارسی‌زبان یهود ازجمله سلطنت‌طلب‌ها بارها تکرارش کرده و عده‌ کمی از جماعت ساده‌لوح و مشتاق فریب‌خوردن هم باورش کرده‌اند. دروغ مورد نظر چیست؟ این‌که زیرساخت‌های ایران همه مربوط به زمان پهلوی دوم هستند و بالای ۵۰ سال سن دارند. 

و ماموریت شهروند - جاسوس قصه این است که از آتش‌سوزی‌های «اتفاقی» چندسال پیش تهران فیلم بگیرد! بامزگی ماجرا در این‌جاست که یکی از راوی‌های اسرائیلی‌ حاضر در فیلم، بارزترین صفت یهود بین‌الملل و صهیونیست‌ها را به ایران اسلامی نسبت دهد و بگوید «ایران مثل انگل می‌ماند. می‌آید غذایش را می‌خورد و از تو می‌کند و می‌برد!»

اما قهرمان قصه اسرائیلی‌ها که دست بردار نیست. او باید از افکار عمومی هم گزارش بگیرد و جسورانه و مبتکرانه سراغ یک‌عابر گذری یا به‌قول اسرائیلی‌ها یک‌شهروند برود و نظرش را درباره انفجارهای مرموز در پالایشگاه‌های ایران بپرسد. او هم بگوید: «نمی‌دونی چه خبر بود! همه‌چیز به هم ریخته! کسی نمی‌دونه کار کیه ولی احتمال صد در صدر می‌دیم کار اسرائیله!»

استفاده از همین‌یک‌جمله در یک‌فیلم به‌ظاهر مستند برای نشان‌دادن حماقت اسرائیلی‌‌ها و احمق‌‌فرض‌کردن مخاطبانشان کافی است: «کسی نمی‌داند کار کیه ولی احتمال صد در صد کار اسرائیله!» با وجود همه نمرات منفی و ضعف‌هایی که این مستند تلویزیونی دارد، اگر به همان مرموز بودن انفجارها در ایران اشاره و به این‌اشاره بسنده می‌شد، تاثیر بیشتری روی مخاطب گذاشته می‌شد تا این‌که از این‌جمله استفاده شود. 

ماموریت بعدی درور اسرائیلی‌ برای جاسوس این است که فیلم مکان انفجارهای مرموز پالایشگاه‌ تهران را بیاورد. فیلم اول ارسالی چندان مشخص نیست اما در فیلم دوم دستاورد بزرگ بعدی از راه می‌رسد؛ محل یک‌توپ دو لول ضد هوایی نزدیک پالایشگاه! که راوی فیلم بگوید این‌موقعیت‌های پدافندی طی چندماه بعد مورد حمله هوایی (تصاویر F16‌های اسرائیلی‌ پخش می‌شود) ارتش اسرائیل قرار گرفتند. 

نگاهی به مستند جاسوسی جدید اسرائیلی‌ها؛ چگونه از آب کره بگیریم و هیچی را همه‌چیز نشان دهیم؟

خب حالا فیلم به جایی رسیده که باید یک‌شکاف ریز و شیک هم بین ایرانی‌ها و نیروهای نظامی‌شان انداخته شود. به این‌ترتیب که درور بالازاده ماموریت بعدی جاسوس را ثبت و ضبط بازخوردهای مردم از جنگ ۱۲ روزه اعلام کند و سرباز جان بر کف و چندلایه اسرائیلی‌‌ها در کوچه و خیابان راه بیافتد و به راحتی با یک سرباز ارتشی صحبت کند و آن‌ارتشی هم سفره دلش را باز، و محل یک‌انبار خیلی سری پر از موشک ایرانی‌ها را افشا کند. بعد هم بگوید هیچ‌کس از محل این‌انبار خبر ندارد و اگر اسرائیل بداند این‌انبار خیلی بزرگ و مجهز کجاست، حتما بمبارانش می‌کند!

روند فیلم و احمق‌فرض‌کردن مخاطبان، خیلی خسته‌کننده شده اما اجازه بدهید جاهای حساس فیلم را از دست ندهیم! چون ماموریت بعدی شهروند - جاسوس قصه این است که از محلی که چندسال پیش‌تر اسرائیلی‌‌ها مدعی شدند اسناد هسته‌ای ایران را از آن‌جا دزدیده‌اند فیلم بگیرد. در این‌فیلم هم مانند دیگر آثار یهودی، ایران از یک‌طرف خیلی عقب‌مانده و به گل نشسته تصویر می‌شود و از طرف دیگر بزرگ‌ترین دشمن اسرائیل است که دستگاه اطلاعاتی و حفاظتی چندلایه و پیچیده‌ای دارد و مخاطبی که با حواس جمع و خودآگاه فعال به تماشا بنشیند متوجه می‌شود، فیلم بناست با ذهنش چه کند!

آن‌طور که راویان اسرائیلی‌ می‌گویند (و البته هیچ‌وقت نمی‌شود به آن‌ها اعتماد کامل کرد) به دلیل شک و تردید در محل، کار فیلمبرداری جاسوس یک هفته به تاخیر می‌افتد و او بعد از گذشت این‌بازه زمانی دوباره به محل رفته و از در و دیوار کارگاهی در حومه شهر فیلم می‌گیرد. از سوراخ در هم فیلم حیاط کارگاه و مردی را که از دور عبور می‌کند، ثبت می‌کند. اما کارفرمایان اسرائیلی‌ به او می‌گویند چند در آن‌طرف‌تر برو و در نهایت جاسوس قصه موفق می‌شود به همان محلی که مد نظر بوده برسد و فیلم بگیرد! مشخص نیست چرا جاسوسان زبردست موساد که چندسال قبل اسناد را از این‌جا دزدیده‌اند، فیلم و عکس کافی از محل بر نداشته‌اند. اما این‌ها مهم نیست. دقایقی مطالب مبهم و بی سر و ته به خورد مخاطب داده می‌شود تا به همان‌نتیجه‌گیری تکراری و قدیمی برسیم که «ایران برای همه دنیا تهدید است چون دارد به‌طور مخفیانه بمب هسته‌ای می‌سازد تا با آن اسرائیل را نابود کند!»

البته که ایران در نهایت اسرائیل را نابود می‌کند ولی تا به حال اعلام نکرده این‌فرجام ناخوش برای صهیونیست‌ها با بمب هسته‌ای رقم می‌خورد! اما ماموریت آخری که در فیلم «از چشمان جاسوسی در تهران» برای قهرمان قصه عنوان می‌شود، فیلم‌برداری از دیوار و ورودی سازمان انرژی اتمی ایران است که درور بالازاده می‌گوید محل فعالیت‌های هسته‌ای آشکار ایران است. 

جمع‌بندی فیلمی که به عنوان مستند به خورد مخاطب داده می‌شود، همان گزاره تکراری است که ایران دنبال نابودی اسرائیل است و اسرائیل هم باید از «شهروندانش» محافظت کند و ترامپ هم گفته ایران نمی‌تواند سلاح هسته‌ای داشته باشد. راوی قصه هم می‌گوید «ارتباط درور با جاسوس ادامه خواهد داشت و این یعنی نفوذ به رژیم آیت‌الله‌ها! این هم یعنی نزدیک‌شدن ایران به غرب و شاید ملاقات در اسرائیل!»

این‌حرف به معنای دست کم گرفتن دشمنی نیست که از همه امکانات مادی و ماورایی برای غلبه اطلاعاتی و نظامی بر ایران استفاده می‌کند. البته این‌غلبه طبق وعده و سنت الهی هیچ وقت نخواهد رسید اما اگر از وجه هنری و مستندسازی به این‌اثر جدید اسرائیلی‌ها توجه کنیم، شاید بهتر بود به‌جای چنین کلیپ بلند ضعیفی، همان فیلم‌های هالیوودی هیجان‌انگیز و مهندسی‌شده‌ای را که طی دهه‌های گذشته پیش روی مخاطبان مسخ‌شده گذاشته‌اند، دوباره به خورد مخاطب می‌دادند. چون اهداف ساخت این‌مستند ازجمله عرض اندام، ایجاد ترس در ایرانی‌ها و البته تزریق روحیه به اسرائیلی‌های فروپاشیده خیلی رو و صریح است و مخاطب ۴۷ دقیقه زمان خود را به‌طور مستقیم به سطل زباله انداخته و شاید بهتر بود این‌زمان را به دیدن یکی از سریال‌های دسته‌چندم ترکی و کره‌ای اختصاص می‌داد! شاید هم می‌شد با مرور دستاوردهای الی کوهن و مرور زندگی‌نامه‌اش در سوریه دلخوش بود!

روی این‌بلوف و دروغ هم خیلی دقیق نمی‌شویم که جاسوس قهرمان این‌فیلم شاید الان، در بازداشتگاه نیروهای اطلاعاتی ایران و در حال تخلیه اطلاعاتی باشد. بگذارید همان‌طور که اسرائیلی‌ها دوست دارند، ما هم فکر کنیم که ارتباط درور بالازاده و جاسوس هنوز برقرار است و او مشغول خدمت‌رسانی صادقانه و پاک‌باخته به آرمان اسرائیل بزرگ است و روزی در ایران آزاد با یهودی‌ها فالوده می‌خورد و آن‌ها هم او را به تل آویو دعوت می‌کنند تا با هم به سواحل زیبای فلسطین اشغالی بروند و حمام آفتاب بگیرند!

صادق وفایی

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
اشتراک گذاری
برچسب ها
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
آخرین اخبار