روایت «آل اسحاق» از دیدارش با رهبرشهیدانقلاب/ جلسهای که قرار بود ۱۵ دقیقه طول بکشد اما...

دغدغههای معیشت و ساختار اقتصادی، همواره یکی از محورهای اصلی گفتگوهای مقام معظم رهبر در نشستهای با مسئولان دولتی و بخش خصوصی بوده است. در روزهایی که ایران در سوگ تشییع رهبر انقلاب است، نگاه به گذشته و بازخوانی رهنمودهای ایشان برای درک مسیر پیشرو، ضرورتی انکارناپذیر است.
در این میان، یحیی آل اسحاق، چهرهای که از ابتدای انقلاب تا به امروز در عرصههای کلیدی اقتصادی حضور داشته، روایتهای شنیدنی و قابل تامل از دیدارهای خود با رهبری دارد. ایشان که سالها سکاندار وزارت بازرگانی در دولت هاشمی رفسنجانی بود و ریاست اتاق بازرگانی تهران را بر عهده داشت و اکنون نیز در مدیریت روابط تجاری ایران و عراق نقشآفرینی میکند، در حاشیه مراسم تشییع رهبری، در گفتگو با خبرنگار تابناک از دو دیدار با رهبر شهید انقلاب میگوید؛ دیدارهایی که نه تنها استراتژیهای تجاری، بلکه مفهوم «امنیت ملی از طریق اقتصاد» را در کلام ایشان بازگو میکند.
در ادامه، این خاطرات را از زبان «یحیی آل اسحاق» میخوانید:
"در سال ۱۳۹۰ به همراه اعضای هیئت رئیسه اتاقهای بازرگانی ایران و تهران، به محضر مقام معظم رهبری رسیدیم. آن جلسه طولانی بود. در آن زمان که بنده ریاست اتاق تهران را بر عهده داشتم، ایشان خطاب به ما گفتند: شما که مسئولان بخش خصوصی و کل حوزه بازرگانی کشور هستید، شما باید با توجه به واقعیتها، بروید برنامهریزی و طراحیهای لازم را تهیه کنید. آسیبهای کشور را بهصورت دورهای هر سه ماه یکبار برای من گزارش دهید و در نهایت طرحهای عملیاتی ارائه کنید.»
بر اساس این دستور، من در اتاق تهران سه کمیته تخصصی تشکیل دادم: «کمیته روابط اقتصادی خارجی»، «کمیته اقتصاد داخلی» و «کمیته نفت و انرژی». حدود ۱۲۰ جلسه تخصصی دو سه ساعته، در حوزه روابط بینالملل اقتصادی و حدود ۱۰۰ جلسه با نخبگان کشور برگزار کردیم. خروجی این تلاشها، تهیه گزارشهای سهماهه و در نهایت تدوین دو کتاب تخصصی در حوزههای اقتصاد داخلی و خارجی بود. ما حتی از ظرفیت اندیشکدهها و دانشگاههایی همچون تهران و شریف استفاده کردیم و هزینههای زیادی را برای جمعآوری دادهها صرف کردیم.
اما حقیقت تلخ این است که متاسفانه با وجود گزارشهای ما و دستور مستقیم رهبری به رئیسجمهور وقت یعنی آقای احمدینژاد، این برنامهها در مرحله اجرا با بنبست مواجه شد و خبری از اجرای این دستورات در دولت نبود. همان بلایی که سرنوشت اصل ۴۴ رقم خورد، این گزارشها و طرحهای اقتصادی نیز در لایههای اجرایی دولت، نادیده گرفته شدند و عملاً به هوا رفتند."

توصیه رهبری بر توسعه روابط تجاری با کشورهای همسایه
"زمانی که وزیر بازرگانی بودم خدمت رهبری رسیدم و از ایشان پانزده دقیقه وقت خواستم که در نهایت نزدیک به دو ساعت زمان جلسه شد. در ابتدای جلسه عرض کردم که بنده بر اساس قانون منتخب مجلس هستم و شرح وظایف وزارت بازرگانی هم معلوم است و بر این اساس فعالیت میکنم، اما از آنجایی که طبق اصل ۱۱۰ قانون اساسی، سیاستهای کلی کشور از جمله سیاستهای اقتصادی کشور را باید بر اساس نظریات جنابعالی انجام دهم و لذا آمادگی کامل دارم تا هر کجا که شما فرمودید، برنامههایم را اصلاح و بازنگری کنم؛ چرا که قانونا و شرعا اعتقاد قلبی من به ولایت فقیه، ملاک کار من است.
ایشان با دعای خیر و محبت، فرمودند: «گوشت را باز کن!» و سپس نگاهی به پیرامون جمهوری اسلامی انداختند و فرمودند: دور تا دور ما را گرفتهاند.
یادم هست که آن زمان کشتی جورج واشنگتن در جنوب بود، در عراق ناتو مستقر بود، اسرائیل در آذربایجان حضور داشت، در افغانستان و پاکستان نیز ناتو و متحدانش حضور داشتند.
رهبری بیان داشتند: اینها دو هدف دارند: نخست، اگر بتوانند و ممکن باشد، جمهوری اسلامی را به طور کلی حذف و منحل کنند؛ و دوم، اگر نشد، از نفوذ، تمدن و تأثیرگذاری جمهوری اسلامی ایران در جهان و کشورهای همسایه جلوگیری کنند.»
سپس نکته کلیدی و راهکار مقابله با این محاصره را بیان کردند: «یکی از راههای مقابله با این حرکت جهانی علیه جمهوری اسلامی ایران، استفاده از ظرفیت و توان تجاری کشور است، هاب منطقه هستیم و با ۱۵ کشور در تعامل هستیم. اگر بتوانیم با ابزار تجارت با این کشورها تعامل کنیم و اقتصاد این ۱۵ کشور را به اقتصاد خودمان گره بزنیم، امنیت، توسعه و روابط بینالملل ما به راحتی تأمین خواهد شد.»
این نگاه استراتژیک، دقیقاً همان موضوعی شد که من بعدها در رساله دکتری خود تحت عنوان «نقش استراتژی تجاری منطقهای جمهوری اسلامی ایران با رویکرد توسعه و امنیت ملی» به آن پرداختم. دریافتم که میان توسعه، امنیت، روابط بینالملل و استراتژی تجاری، یک رابطه خطی و مستقیم وجود دارد.
در ادامه آن صحبت ها، رهبری تاکید داشتند که "هرچقدر که این موضوع را میگویم مسئولین مربوطه آن طور که باید توجه نمیکنند و شما برو و روابط تجاریمان را با این پانزده کشور در حوزه تجاری توسعه بده" و این خط و رویکردی بود که ایشان با نگاه دقیق و کارشناسی ارائه کردند.
اما متاسفانه با وجود این دیدگاه روشن، شاهد چالشهای ساختاری بودیم. پس از دوران من، وزارت بازرگانی را منحل کردند و با ادعای تمرکز مدیریت، صنعت، معدن و تجارت را تحت یک وزارتخانه ادغام کردند که عملاً مدیریت آن غیرممکن بود.
یعنی آقا تاکید داشتند که امنیت، توسعه و روابط بین الملل کشورمان وصل است به سیاستهای تجاری، اما بعدا نهاد مربوطه یعنی وزارت بازرگانی توسط دولت تغییر کرد و یک چهارم یک وزارتخانه بزرگ شد که حالا مشکلات متعددی در حوزه صنعت، معدن و تجارت داشت.
جالب است بدانید که بعدا سه چهار رئیسجمهور با دیدگاههای مختلف، همگی از مجلس خواستند که وزارت بازرگانی را مجدداً تأسیس کند، اما این درخواست نیز برآورده نشد.
مشکل اصلی اینجاست که در حوزه نظامی و امنیتی، وقتی دستور مقام معظم رهبری صادر میشد، همه با اطاعت کامل عمل می کردند؛ اما در حوزههای اقتصادی و بر پایه ظرفیتهای قانونی، بسیاری از مسئولان دولت ها به اصول حاکم و دستورات ایشان عمل نمیکردند. این عدم توجه کافی و بیتوجهی به سیاستهای تجاری، همان چیزی است که باعث ایجاد فضاسازیها و چالشهای جاری در اقتصاد کشور شده است."



