تابناک گزارش می دهد؛
برنده نظم انرژی در دهه آینده کیست؟/ نقش ایران در بحران انرژی ۲۰۲۶
بحران انرژی ۲۰۲۶ را نمیتوان صرفاً یک جهش مقطعی قیمت نفت یا اختلال عرضه توصیف کرد. آنچه در ماههای اخیر رخ داده، بسیاری از مفروضات دهه گذشته درباره «گذار انرژی» را زیر سؤال برده است.

بحران انرژی ۲۰۲۶ و مفروضاتی که بر این ایده استوار بودند که جهان میتواند بهصورت تدریجی و قابل پیشبینی از نفت، گاز و زغالسنگ فاصله بگیرد و به سمت برق، انرژیهای تجدیدپذیر و فناوریهای کمکربن حرکت کند اما بحران اخیر نشان داد که امنیت انرژی هنوز هم میتواند مهمتر از سرعت کاهش انتشار کربن باشد.
به گزارش سرویس انرژی تابناک، جنگ و تنش در خاورمیانه، اختلال در مسیرهای انتقال انرژی، افزایش هزینههای تأمین برق، رشد سریع مصرف ناشی از هوش مصنوعی و دیتاسنترها، و همزمان کند شدن بازده اقتصادی برخی پروژههای تجدیدپذیر، باعث شده بسیاری از دولتها و شرکتهای بزرگ انرژی راهبردهای خود را بازنگری کنند.
جهان برای عبور از بحران، در کوتاهمدت به سوخت فسیلی تکیه کرد، اما در بلندمدت نیاز به کاهش وابستگی به آن را بیش از گذشته احساس کرد.
براساس ارزیابیهای بینالمللی یکی از مهمترین شوکهای سال ۲۰۲۶ اختلال در بازار جهانی نفت و گاز پس از تنشهای خاورمیانه و فشار بر مسیرهای انتقال انرژی بود. تنگه هرمز که بخش مهمی از تجارت جهانی نفت و گاز از آن عبور میکند، بار دیگر به نقطه آسیبپذیر اقتصاد جهانی تبدیل شد. این شوک باعث افزایش هزینه واردات انرژی، فشار تورمی و بازگشت سیاستهای مداخلهگرانه دولتها شد.
در واکنش، دولتها مجموعهای از اقدامات اضطراری را اجرا کردند: آزادسازی ذخایر استراتژیک نفت، حمایت مالی از مصرفکنندگان، افزایش تولید داخلی و حتی بازگشت موقت برخی نیروگاههای فسیلی به مدار. همزمان سرمایهگذاری در زیرساخت برق، شبکه و ذخیرهسازی نیز سرعت گرفت. این وضعیت یک تناقض مهم ایجاد کرد: جهان برای عبور از بحران، در کوتاهمدت به سوخت فسیلی تکیه کرد، اما در بلندمدت نیاز به کاهش وابستگی به آن را بیش از گذشته احساس کرد.
تغییر مسیر گذار انرژی
شاید دقیقتر باشد بگوییم گذار انرژی متوقف نشده، بلکه در حال تغییر شکل است. در سالهای گذشته تمرکز اصلی بر توسعه سریع انرژیهای تجدیدپذیر بود اما اکنون سیاستگذاران بیشتر از گذشته درباره «امنیت سیستم انرژی» صحبت میکنند؛ یعنی اینکه برق همیشه در دسترس باشد، شبکه تابآوری داشته باشد و اقتصاد بتواند شوکهای خارجی را تحمل کند.
نماد این تغییر را میتوان در تصمیم برخی شرکتهای بزرگ انرژی دید. برای نمونه شرکت نروژی اکوئینور هدف قبلی توسعه ظرفیت تجدیدپذیر خود را کنار گذاشت و تمرکز بیشتری بر تولید انرژی با بازده اقتصادی بالاتر و ترکیبی از منابع مختلف گذاشت. این تغییر تنها یک تصمیم شرکتی نیست؛ بلکه نشانهای از تغییر نگاه در صنعت جهانی انرژی است.
در مقابل، جریان دیگری نیز در حال قدرت گرفتن است: برقمحوری (Electrification). دولتها و شرکتها به این نتیجه رسیدهاند که وابستگی به نفت و گاز تنها زمانی کاهش مییابد که حملونقل، گرمایش، صنعت و حتی تولید به سمت برق حرکت کنند. اگر مسیر گذار انرژی تغییر کند، چه اتفاقهایی رخ خواهد داد؟
برخی دادهها نشان میدهد سرمایهگذاری جهانی انرژی اکنون بهطور فزایندهای به سمت برق، شبکه، ذخیرهسازی و فناوریهای پاک هدایت شده است.
در این سناریو جهان همچنان به سمت کاهش انتشار حرکت میکند، اما با سرعت کمتر. گاز طبیعی، انرژی هستهای و برق بهعنوان منابع میانی نقش بیشتری میگیرند. سرمایهگذاری در شبکه برق و ذخیرهسازی از توسعه صرف نیروگاههای تجدیدپذیر مهمتر میشود. پیامدهای این سناریو را میتوان «کاهش تدریجی سهم نفت، افزایش سرمایهگذاری در زیرساخت برق، رشد بازار ذخیرهسازی و باتری و تقویت نقش گاز بهعنوان سوخت انتقالی» عنوان کرد.
بازگشت امنیت انرژی به اولویت اول
در این سناریو دولتها به دلیل نگرانی از شوکهای قیمتی دوباره به نفت، گاز و حتی زغالسنگ اتکا میکنند. از پیامدهای این سناریو میتوان «کاهش سرعت تحقق اهداف اقلیمی، افزایش انتشار کربن، بازگشت پروژههای فسیلی و تشدید اختلاف میان کشورهای توسعهیافته و درحالتوسعه» را نام برد.

شتاب گرفتن گذار
در این حالت، بحران به محرک تغییر تبدیل میشود؛ یعنی دولتها نتیجه میگیرند تنها راه کاهش آسیبپذیری، توسعه برق، انرژی تجدیدپذیر و کاهش وابستگی به واردات سوخت است. برخی دادهها نشان میدهد سرمایهگذاری جهانی انرژی اکنون بهطور فزایندهای به سمت برق، شبکه، ذخیرهسازی و فناوریهای پاک هدایت شده است.
بازگشایی مسیرهای صادراتی میتواند دوباره عرضه جهانی را افزایش دهد و فشار قیمتها را کاهش دهد. برخی برآوردها حتی از احتمال مازاد عرضه نفت در سالهای آینده در صورت بازگشت کامل صادرات منطقه سخن میگویند.
ایران در این بحران فقط یک بازیگر منطقهای نیست؛ بلکه یکی از نقاط گرهی نظم انرژی جهان محسوب میشود. موقعیت ژئوپلیتیک ایران اهمیت بالایی دارد. هرگونه اختلال یا ثبات در مسیرهای صادرات انرژی خلیج فارس به طور مستقیم بر قیمت جهانی نفت و LNG اثر میگذارد. بازگشایی مسیرهای صادراتی میتواند دوباره عرضه جهانی را افزایش دهد و فشار قیمتها را کاهش دهد. برخی برآوردها حتی از احتمال مازاد عرضه نفت در سالهای آینده در صورت بازگشت کامل صادرات منطقه سخن میگویند.
دوم، ایران از نظر منابع هیدروکربوری همچنان یکی از بزرگترین دارندگان ذخایر نفت و گاز جهان است. اگر جهان وارد دورهای شود که امنیت انرژی بر کاهش کربن اولویت پیدا کند، ارزش ژئوپلیتیکی منابع ایران افزایش مییابد. اما سناریوی دیگری هم وجود دارد: اگر برقمحوری و انرژی پاک سرعت بگیرد، ایران ناچار خواهد بود از مدل سنتی صادرات نفت فاصله بگیرد و به سمت توسعه برق، پتروشیمی پیشرفته، انرژی تجدیدپذیر، بهرهوری و صادرات انرژی با ارزش افزوده بالاتر حرکت کند. به بیان دیگر، آینده انرژی ایران دیگر فقط به حجم تولید نفت وابسته نیست؛ بلکه به توانایی کشور در سازگار شدن با معماری جدید انرژی جهان بستگی دارد.
بحران انرژی ۲۰۲۶ هنوز به معنای شکست گذار انرژی نیست؛ اما پایان دورهای است که تصور میشد کاهش مصرف سوختهای فسیلی بدون هزینه، بدون ریسک ژئوپلیتیک و بدون بازطراحی شبکههای انرژی ممکن است. جهان کنونی وارد مرحلهای خواهد شد که در آن سه هدف باید همزمان محقق شوند: امنیت انرژی، رقابتپذیری اقتصادی و کاهش انتشار کربن. کشوری که بتواند این سه هدف را همزمان مدیریت کند، برنده نظم انرژی دهه آینده خواهد بود؛ و ایران، به دلیل موقعیت جغرافیایی و ذخایر انرژی، همچنان یکی از بازیگران مهم این معادله باقی میماند.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۲
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۴:۳۷ - ۱۴۰۵/۰۳/۳۰
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...




