ایرادات کیهان به متن تفاهم نامه

به گزارش تابناک به نقل از روزنامه کیهان؛ با نگاه به متن پیام [رهبری] درمییابیم که از سمت ما سطحی از اطمینان نسبت به اجرای تعهدات دشمن وجود دارد تا جایی که رئیسجمهور از طرف خود و سایر اعضای شورای عالی امنیت ملی به رهبری در تحقق آنها اطمینان خاطر و حتی تعهد داده است. این بیانگر آن است که نوعی خوشبینی بیدلیل وجود داشته و این در شتاب گرفتن روند «تفاهم اولیه» مؤثر بوده است.
- الان رژیم [اسرائیل] در حالی که ظاهراً توقف جنگ علیه لبنان را قبول کرده، هر روز به بمباران منازل و کشتار مردم ادامه میدهد. ما نه با تفاهم با آمریکا و نه با اقدام نظامی، سدی در برابر این موضوع ایجاد نکردهایم. بنابراین چرا در فضائی که لبنان زیر بمباران است؛ تفاهمنامه را امضا کردهایم؟
در بحث مهم تنگه هرمز، سؤال اول این است که چرا بحث تنگه، که بدون هیچ شبههای جزء لاینفک حقوق مشترک ایران و عمان است و هیچ کشور دیگری از جمله آمریکا در آن جایگاهی ندارد را به یک محور در مذاکرات پذیرفتهایم.
- در بحث تنگه در عین اینکه قرار گرفتن آن به مثابه کالایی مذاکراتی بین آمریکا و ایران منطق ندارد، نامعلوم گذاشتن تردد شناورهای نظامی کشورهای متخاصم و نیز نامعلوم گذاشتن تردد تجاری کشورهای متخاصم اشکال دارد. کشور متخاصم میتواند بگوید چون در سند تفاهم ذکری از از این دو نرفته، بنابراین مشمول آن نیست.
- در بحث هستهای هم مذاکره با آمریکا و ذکر آن در یادداشت تفاهم و در توافق نهائی منطق قابل دفاعی ندارد.
- اتفاق نگرانکنندهای در تفاهم اولیه صورت گرفته این است که بند مندرج در تفاهمنامه در بحث هستهای عملاً دست ایران را، در استفاده صلحآمیز از برنامه هستهای میبندد. ایران دیگر حتی حق خروج از NPT که حق طبیعی هر کشور عضوی است و خود این نهاد راه خروج را باز گذاشته است، هم نخواهد داشت؛ چرا که در این توافق، ایران تعهدهایی فراتر از تعهدات NPT را میپذیرد.
- نکته دیگر تهدیدات نظامی نهفته در بند هستهای علیه ایران است؛ وقتی این متن هیچ افق استفاده از اهرم هستهای برای کشور خود باقی نمیگذارد، در واقع - بدون آنکه مقامات ایرانی نیت آن را داشته باشند- به دست خویش آن را در معرض تهدید قرار دادهاند.
- اینها نکاتی است که میان مصالح ما و تفاهمنامه فاصله اساسی ایجاد کرده است. البته مسئولین متعهد شدهاند در توافق نهائی این اشکالات را برطرف نمایند و رهبری در پیام خود به این قول و قرار از مقامات ارشد کشور اشاره کردهاند.
متن کامل یادداشت این روزنامه را در ادامه بخوانید.
تأملی بر یک پیام مهم و سه نکته اساسی
پیام روز پنجشنبه رهبر معظم انقلاب اسلامی دامت برکاته درباره امضای «تفاهمنامه» میان رؤسای جمهور ایران و آمریکا حاوی نکات بسیار مهمی است. هشت نکته مهم در این پیام به اجمال آمده است و نیازمند تفصیل میباشد که البته پرداختن به همه آنها از حوصله یک یادداشت خارج است.
استفاده از واژه «تفاهم» در اینجا به معنای نوعی تنزل در خواسته برای دستیافتن به توافق میباشد و خب معلوم است در اینجا طرف متجاوز ظالم که باید پاسخگوی جنایات و خسارات باشد، حقی نداشته تا تنزل درباره او معنا و مفهومی داشته باشد. اما این لزوماً به معنای عدم اهتمام طرفی که باید برای استیفای حقوق خویش تلاش میکرده نیست. کما اینکه در ابتدای همین پیام به «تلاشهای زیاد» و «دلسوزی و حُسن نظر» مقامات مسئول در کشور تصریح شده است.
مضمون پیام رهبر معظم این است- البته به نظر این قلم- که مورد یا موارد بایستهای وجود دارد که در متن نیست و مورد یا مواردی در متن است که بایسته نیست.
با نگاه به متن پیام درمییابیم که از سمت ما سطحی از اطمینان نسبت به اجرای تعهدات دشمن وجود دارد تا جایی که رئیسجمهور از طرف خود و سایر اعضای شورای عالی امنیت ملی به رهبری در تحقق آنها اطمینان خاطر و حتی تعهد داده است. این بیانگر آن است که نوعی خوشبینی بیدلیل وجود داشته و این در شتاب گرفتن روند «تفاهم اولیه» مؤثر بوده است.
این در حالی است که حساسیت موضوعات مورد مذاکره، اقتضای تأمل و دقت و وقتگذاری بیشتر داشته است و این طرف مقابل بوده که به دلیل بر دوش داشتن مسئولیت راهاندازی جنگ علیه ایران، فُرمالیته و مختصر شدن مذاکرات و متن به نفعش بوده و لذا بهطور مرتب بر تعجیل در توافق و امضای آن تأکید داشته است.
در این بحث، زمان در اختیار ایران بود، در حالی که هرچه به سمت پایان تابستان نزدیک میشویم، دولت متجاوز آمریکا با مسایل بغرنجی مواجه میگردید و به دادن امتیاز برای عبور از آن احتیاج پیدا میکرد.
حالا که دو هفته اول پس از آتشبس را با هفت-هشت هفته تمدید غیر رسمی پشت سرگذاشتهایم که ای کاش با یک جدول تحقق خواستهها، به همان دو هفته محدود میکردیم. اینک که تمدید شد باید با استفاده از فشار زمان، بر تحقق حقوقمان پافشاری بیشتر میکردیم و علیالاصول به آن میرسیدیم.
در روند مذاکرات، بحث لبنان دچار نوسان زیاد شد. بند اول شمول پایان جنگ در همه جبههها به شمول لبنان ذکر شده که خوب است اما برای آن ساز و کاری که منجر به عقب زدن شود و حتی جلوی ادامه پیشروی رژیم غاصب را بگیرد، نیاز است. الان رژیم در حالی که ظاهراً توقف جنگ علیه لبنان را قبول کرده، هر روز به بمباران منازل و کشتار مردم ادامه میدهد.
ما نه با تفاهم با آمریکا و نه با اقدام نظامی، سدی در برابر این موضوع ایجاد نکردهایم. ما که میدانیم گسترش تجاوزات اسرائیل نه تنها با سیاست آمریکا تضادی ندارد بلکه بر آن منطبق است، بنابراین چرا در فضائی که لبنان زیر بمباران است؛ تفاهمنامه را امضا کردهایم؟
اینها نکاتی است که میان مصالح ما و تفاهمنامه فاصله اساسی ایجاد کرده است. البته مسئولین متعهد شدهاند در توافق نهائی این اشکالات را برطرف نمایند و رهبری در پیام خود به این قول و قرار از مقامات ارشد کشور اشاره کردهاند.
در بحث مهم تنگه هرمز، سؤال اول این است که چرا بحث تنگه، که بدون هیچ شبههای جزء لاینفک حقوق مشترک ایران و عمان است و هیچ کشور دیگری از جمله آمریکا در آن جایگاهی ندارد را به یک محور در مذاکرات پذیرفتهایم. آمریکا رفع محاصره دریایی ایران که کاملاًً غیر قانونی و تجاوزکارانه است را به مدیریت ایران و عمان بر تنگه و حقوق و صلاحیتهای ناشی از آن که مسالمتآمیز و حق طلبانه است؛ تاخت بزند؟
در این ماجرا گویا ما پذیرفتهایم یک امر تاکتیکی که به هر حال کوتاهمدت خواهد بود و محیط حصر در مالکیت آمریکا هم نیست، با یک امر فوق راهبردی و همیشگی که در مالکیت ایران است، معاوضهای صورت گیرد؟
در بحث تنگه در عین اینکه قرار گرفتن آن به مثابه کالایی مذاکراتی بین آمریکا و ایران منطق ندارد، نامعلوم گذاشتن تردد شناورهای نظامی کشورهای متخاصم و نیز نامعلوم گذاشتن تردد تجاری کشورهای متخاصم اشکال دارد. کشور متخاصم میتواند بگوید چون در سند تفاهم ذکری از از این دو نرفته، بنابراین مشمول آن نیست.
در بحث هستهای هم مذاکره با آمریکا و ذکر آن در یادداشت تفاهم و در توافق نهائی منطق قابل دفاعی ندارد. کما اینکه اصولاً در بحثی که در سطح بینالملل ساز و کار آن مشخص میباشد و قانون روشنی برای وجود دارد، مذاکره با کشور دیگری که حق ویژهای در این خصوص ندارد، بلاوجه است چه رسد به کشوری که در فضای خصومت با ما قرار دارد و علیه ما چندین جنگ راه انداخته است.
مذاکره با آمریکا در این مورد ما را از همین حقوق کاغذی مندرج در NPT- که جز دردسر برای ما آوردهای نداشته- هم عقبتر میراند. چرا ما باید میپذیرفتیم که بحث هستهای جزء مذاکرات جنگ باشد؟
یک موضوع بسیار اساسی و مهم این است که ادبیات و رفتار جمهوری اسلامی در بحث صلحآميز بودن فعالیت هستهای ایران هیچ نفعی که برای آن نداشته، سبب حمله نظامی آمریکا و عوامل شرور منطقهای آن هم شده است. ما اصرار میکردیم که فعالیت هستهایمان به هیچوجه جنبه نظامی ندارد، ضمن اینکه بهطور واقعی هم نداشت، ولی کمترین کمکی به تسهیل فعالیت صلحآمیز ما نکرد.
اتفاق نگرانکنندهای در تفاهم اولیه صورت گرفته که میتواند در مرحله توافق نهائی بر دامنه آن افزوده شود، مگر آنکه در این دو ماه برای رفع آن فکر اساسی بشود.
اتفاق نگرانکننده این است که بند مندرج در تفاهمنامه در بحث هستهای عملاً دست ایران را، در استفاده صلحآمیز از برنامه هستهای میبندد. ایران دیگر حتی حق خروج از NPT که حق طبیعی هر کشور عضوی است و خود این نهاد راه خروج را باز گذاشته است، هم نخواهد داشت؛ چرا که در این توافق، ایران تعهدهایی فراتر از تعهدات NPT را میپذیرد. این البته مخالف مصوبه هستهای مجلس هم میباشد.
نکته دیگر تهدیدات نظامی نهفته در بند هستهای علیه ایران است؛ وقتی این متن هیچ افق استفاده از اهرم هستهای برای کشور خود باقی نمیگذارد، در واقع - بدون آنکه مقامات ایرانی نیت آن را داشته باشند- به دست خویش آن را در معرض تهدید قرار دادهاند.
تیم ایران ۶۰ روز فرصت اصلاح اساسی و نه شکلی در تفاهم امضا شده دارد. انشاءالله با توجه به حساسیت بالای موضوع این تغییرات اساسی اتفاق بیفتد و گزارش آن بهطور روشن و مستند به رهبر عظیمالشأن و تیزبین و ملت بیدار و مجاهد داده شود.




