گزارشی از حال و روز برادرزاده های ترامپ و نتانیاهو/ بازی بازی با مبارزان مجازی

جایی که تا پیش از این، امید به حمایت قاطع دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو برای تغییر رژیم چون شعلهای فروزان میدرخشید، اکنون به خاکستری از ناامیدی، انتقادهای تند یا توجیههای پیچیده بدل شده است.
به گزارش سرویس اجتماعی تابناک، در ماههای پیش، بسیاری از فعالان و هواداران پهلوی، ترامپ را جادهصافکن براندازی و نتانیاهو را متحد استراتژیک میدانستند. پیامهای مشترک، فراخوانها برای فشار حداکثری و دخالت نظامی، موجی از خوشبینی را در ذهن افراد ایرانی خارج از کشور و به ویژه طرفداران پهلوی ایجاد کرده بود. اما با اعلام آتشبسها، مذاکرات و خبر توافق این روایت شکاف برداشت.
حالا شبکه های اجتماعی روایتگر افول آن همه هیجانات و تبدیل شدن آنها با یاس و دلسردی، کارهای کودکانه و بی منطق جدیدتری است. آنها که تا دیروز با هر موشکی امریکا و اسرائیل به سمت ایران، فریاد تشکر از عموهایشان را سر می دادند، اما حالا در منطقی ترین حالت، وعده ها و آرزوهایان را به آینده موکول می کنند و در پست های خود این اطمینان را می دهند که بالاخره یک روز، جمهوری اسلامی رفتنی است.
آنفالو و نشانههای سرخوردگی
پیش از اینها، اقدام رضا پهلوی در آنفالو کردن حسابهای رسمی ترامپ و نتانیاهو پس از توییتهای آتشبس، به نمادی از این ناامیدی بدل شد. کاربرانی این حرکت را بازتاب سرخوردگی عمیق از وعدههای محققنشده توصیف کردهاند. در اینستاگرام و ایکس، تحلیلهایی منتشر شد که این آنفالو را نه تاکتیک، بلکه واکنش احساسی به معامله ترامپ و بیاعتنایی نتانیاهو میدانستند.
در داخل و خارج، برخی طرفداران به توجیه روی آوردهاند. مثلاً یک کاربر مینویسد: شاید از ترامپ عصبانی باشی. شاید از نتانیاهو ناامید شدی. ولی ترامپ و نتانیاهو مثل هر بازیگر سیاسی دیگری فقط ابزار هستند نه هدف ما. تمرکز ما باید روی ایران باشد روی شاهزاده رضا پهلوی. این پست با صد و یازده لایک، تلاشی آشکار برای بازگرداندن قطبنما به داخل جریان است.
در سوی مقابل، منتقدان داخلی اردوگاه سلطنت، این سرخوردگی را با تیغ تندتری برمیانند. محتوایی با سیصد و هشت لایک نوشت: تب و تاب جنگ خوابیده. تیم پهلوی از ترامپ به عنوان جادهصافکنشان ناامید شده. پهلوی مجبوره واکنش نشان بده. او به هجمههای قبلی به منتقدان و سکوت در برابر برخی رفتارها اشاره میکند.

ریزش و بازگشت به نمادها
گزارشها و پستها حاکی از ریزش بخشی از هواداران است. سازمان سیاسی ایرانیان استرالیا در شانزدهم ژوئن، فعالیتهای سلطنتطلبان را به بحث بردن یا نبردن پرچم شیر و خورشید به ورزشگاهها تقلیل میدهد و آن را نشانه ورشکستگی سیاسی کامل میخواند: کسانی که تا دیروز به عموهایشان لیندزی گراهام و ترامپ آویزان میکردند، امروز ناامید به نمایشی جدید فکر میکنند.
این سرخوردگی بیش از آنکه صرفاً سیاسی باشد، روانشناختی است: انباشت امیدهای بزرگ و سپس مواجهه با واقعیتهای ژئوپلیتیک جایی که منافع آمریکا و اسرائیل، اولویتشان تغییر رژیم به نفع پهلوی نبود. سلطنتطلبان که زمانی وعده کمک در راه است را بوق میزدند، اکنون بین توجیه و انتقاد گیر کردهاند. این نشان میدهد که اتکا به قدرتهای خارجی همچنان شکنندهترین نقطه اپوزیسیون ایرانی است.
یه مشت آدم نادان




