طرح عملیات «پنجه عقاب»، تعداد جنگندهها و ژنرالهای خائن ایرانی در آن

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، چند روز بعد از شروع جنگ تحمیلی سوم علیه ایران، مطلبی با عنوان «یادش به خیر؛ وقتی پرهای عقاب ریخت!/پنجه عقاب بهروایت رسانههای آمریکایی» منتشر کردیم که یادآور افتضاح و آبروریزی آمریکا در ماجرای طبس بود. امروز در پنجم اردیبهشت که سالروز عملیات شکستخورده طبس است، و مدتی هم از افتضاح دیگر آمریکا در اصفهان گذشته، مروری بر طرح عملیات «پنجه عقاب» داریم.
اینمرور تاریخی با اینتذکر همراه است که باید زمانی بگذرد تا واقعیتها مشخص شوند و هنوز مانده تا واقعیتهای افتضاح آمریکا در اصفهان کاملا مشخص و بیان شوند.
به هرحال طرح عملیات شکستخورده «پنجه عقاب» در صحرای طبس، از اینقرار است:
در روز چهارشنبه ۱۶ آوریل ۱۹۸۰ (۲۷ فروردین ۱۳۵۹) کارتر دستور رسمی اجرای عملیات «پنجه عقاب» را بهصورت مستقیم به وات و بکویث ابلاغ میکند. براساس برآوردهای انجامشده، تعداد اعضای اینگروه ۱۳۲ نفر بود که در قالب گروههای مختلف سازماندهی شدند که شامل ۲ ژنرال ایرانی، ۱۲ راننده، یکتیم ۱۲ نفره مترجم، یکتیم مخصوص ضربت ۱۳ نفره و ۹۳ تن نیز شامل نیروهای عملکنندهها و ستاد دلتا میشدند. بهعبارتی، شمار نیروهای عملکننده در جریان حمله به سفارت ۹۳ نفر ذکر شده که بهاینترتیب تقسیم میشدند:
عنصر قرمز: ۴۰ نفر شامل اسکادران A که ماموریت آنها از بینبردن تمامی نگهبانان در پارک موتوری سفارت و آزادکردن همه گروگانهای زندانی بود.
عنصر آبی: ۴۰ نفر شامل بخشی از اسکادران B که توسط سرگرد فیچ فرماندهی میشد و وظیفه آنها پاکسازی اتاقها و آزادسازی گروگانها بود.
عنصر سفید: شامل ۱۳ نفر از اعضای رکن و ستاد فرماندهی که وظیفهشان حفظ امنیت خیابانهای اطراف سفارت بود.
نظامیان عالیرتبه آمریکایی را سپهبد وات و سپهبد گست تشکیل میدادند. در اینجلسه تصویب میشود تا در صورت بروز اتفاقات ناگوار پیشبینینشده، بکویث میتواند درخواست پرواز جنگنده از ناو نیمیتز بدهد. همچنین در مقطع خروج از کشور توسط هواپیمای استارلیفتر C141 که از طریق فرودگاه منظریه قم انجام میشد نیز جنگندههای موصوف، تامین هوایی و زمینی آنها را برقرار کنند.
برابر اسناد موجود، تعداد ۵۰ فروند هواپیمای جنگنده شامل F4، F14، IA6، IA7 در ناو نیمیتز را تغییر آرایش ظاهری داده بودند. به اینمعنا که بال سمت راست و سکان عمودی هواپیماها را با نوارهای قرمز رنگ فسفری پوشانده بودند تا با دیگر هواپیماهای مشابه در منطقه و ایران، قابل تشخیص و تفکیک باشند. اینجنگندهها قویترین هواپیماهای نیروی هوایی آمریکا بودند که از قدرت حمل سلاح و دقت تیراندازی بالایی نیز برخوردار بودند.
درباره چگونگی برخورد و رفتار با محافظان گروگانها نیز بکویث با صراحت به رئیسجمهور آمریکا میگوید که تمامی نگهبانها اعم از خواب یا بیدار هر فردی که در اینجریان دخالت کرد، فردی که به علت پایبندی به اعتقاداتش تا پای جان ایستادگی کرد و بهطور کلی تمامی ایرانیانی را که در مقابل آنها قرار بگیرند، بلافاصله خواهند کشت. هیچکس از تاریخ اجرای عملیات اطلاع نداشت و همگان منتظر رئیسجمهور بودند تا زمان حمله را ابلاغ کند.
سرانجام کارتر، تاریخ شروع اجرای عملیات و ورود به ایران را ۲۴ آوریل و تاریخ خروج از ایران را نیز صبحگاه ۲۶ آوریل ۱۹۸۰ (۴ تا ۶ اردیبهشت ۱۳۵۹) تعیین و ابلاغ میکند. بنابراین، روزی که نیروهای دلتا باید به سفارتخانه سابق آمریکا حمله کرده و گروگانها را آزاد کنند، ۲۵ آوریل ۱۹۸۰ تعیین شد. در آنمقطع زمانی، گروگانها در ۲ محل مجزا نگهداری میشدند. ۵۰ نفر در سفارتخانه سابق آمریکا بودند و ۳ نفر نیز در طبقه سوم وزارت خارجه نگهداری میشدند. سرهنگ یکویث فرمانده اجرایی عملیات، مراحل چگونگی اجرای طرح را چنین توضیح داده است:
مرحله اول: پرواز از پایگاه جریزه عمانی به نام مصیره
مرحله دوم: سوختگیری از صحرای یک و امور دیگر
مرحله سوم: رسیدن به پناهگاه اولیه در نزدیکی ورامین (نزدیکی کوههای تخت رستم)
مرحله چهارم: از پناهگاه تا رسیدن به تهران بهوسیله کامیونها
مرحله پنجم: رفع موانع و انفجار دیوار سفارتخانه
مرحله ششم: یورش و بیرون آوردن گروگانها از سفارتخانه
مرحله هفتم: رساندن گروگانها به استادیوم (بالگردها در آنجا حاضر بودند)
مرحله هشتم: پرواز به سوی منظریه، سپس حرکت به مصیره (عمان) و از آنجا بهسوی آمریکا
در هر مرحله، هرگونه پیشامد و امور تازهای که رخ میداد و تغییرات لازم مطابق با آن، در ضمن عملیات گنجانده شده بود. اینمراحل مشتمل بر جزییاتی بود و برای هر مساله جزیی نیز تمرینات سختی انجام شده بود. مضاف بر اینکه تمام مراحل کاری از شروع تا آخر عملیات به کارتر با وضعیتهای جدید حادث شده، اطلاعرسانی میشد.
زبیگنیف برژینسکی مراحل بررسی و تصویب نهایی عملیات حمله به طبس را اینگونه تعریف کرده است:
«تصمیم تلاش برای نجات گروگانها از طریق زور، در ظرف ۳ هفته تبلور عینی پیدا کرد که از ۲۱ مارس ۱۹۸۰ (۱ فروردین ۱۳۵۹) شروع شده و به تصمیمگیری نهایی در ۱۱ آوریل ۱۹۸۰ (۲۲ فروردین) ختم شد. در پایان مشورتهایمان پیرامون راهبردی دیپلماتیک، کارتر یکهیات شناسایی و اکتشاف را مامور کرد تا عازم ایران شده و طرحهای ما برای یکماموریت سوختگیری مجدد در بیابان ایران (طبس) و نیز انتقال تیم نجات هواپیمای سوختگیریشده به بالگردها را تسریع کند.»
روز ۲ آوریل ۱۹۸۰ (۳ فروردین ۱۳۵۹) براساس مجوز رسمی کارتر یکفروند هواپیمای DHC4 موسوم به کاربیو از همان مسیر و در همانارتفاعی که قرار بود هواپیماهای C130 وارد خاک ایران شوند و در شرایط زمانی بهنسبت مشابه، به طبس اعزام شده و آنجا فرود میآید. خلبانان و کارشناسان خبره آمریکایی شامل «پل.بی.رایان» که یکپایش را در ویتنام از دست داده بود و سرگرد جان کارنی افسر کنترل ارتباطات رزمی عملیاتهای ویژه نیروی هوایی بودند. آنها بیش از یکساعت در باند طبس حضور داشته و وضعیت باند، میزان استحکام خاک و محیط پیرامونی را برای انجام عملیات «پنجه عقاب» بررسی نهایی کرده و حتی چراغهایی را برای مقطع زمانی انجام عملیات در اطراف باند نصب میکنند. آنها شاهد تردد محدود و موردی خودروها در جاده کنار باند نیز بودند.
گفته میشود نتایج به دست آمده از اینبررسی صحنهای و بهخصوص متوجهنشدن نیروهای ایرانی، سران کاخ سفید را برای انجام ماموریت متقاعد کرد. تردیدی وجود ندارد که بیان اینمطالب، دروغی بسیار فاحش است چون ماموریت اینهواپیمای کوتاهبرد، فقط ارزیابی باند فرودگاه نبود بلکه مهمترین ماموریت آنها استقرار تعدادی از چراغهای مخصوص برای فرود در شب در باند پروازی فرودگاه طبس بود که باعث میشد خلبانان در زمان اجرای ماموریت اصلی، قادر به شناسایی باند و فرود در آن بشوند؛ اقدامی که توسط خدمه پرواز اجرایی شد.



