یادش به خیر؛ وقتی پرهای عقاب ریخت!/پنجه عقاب بهروایت رسانههای آمریکایی

به گزارش خبرنگار فرهنگی تابناک، پس از شکست فعالیتهای پیشگیرانه آمریکا از پیروزی انقلاب اسلامی، ابتدا تلاشهایی برای تطمیع و جلب همکاری سران انقلاب انجام شد و در نهایت با ناکامی در آنها، آمریکا ابتدا دست به یککودتای ناکام زد که در منطقه بیابانی طبس شکست خورد و پس از آن هم اقدام به اجرای کودتای ناموفق نقاب زد که اینتوطئه هم با شکست روبرو شد و پس از آن بود که تجاوزات مرزی و جداییطلبانه نسبت به خاک ایران شکل گرفتند و بعد هم جنگ تحمیلی ۸ ساله علیه ایران آغاز شد.
اما ماجرایی که تحت عنوان عملیات پنجه عقاب و طبق ادعای سران آمریکا برای نجات گروگانهای لانه جاسوسی (سفارت آمریکا) طراحی شده بود، در واقع تلاشی برای پیادهکردن نیرو در تهران و پایاندادن به انقلاب اسلامی ایران بود.
همانطور که میدانیم پنجه عقاب با سرشکستگی و ذلت آمریکاییها به پایان رسید و لاشه هلیکوپتر و ادوات سوخته آمریکاییها در صحرای طبس سند اینماجرا هستند.
در ادامه و همزمان با حملات جدید آمریکا و رژیم صهیونیستی به خاک جمهوری اسلامی ایران که مانند قبلیها شکست خواهد خورد، آنشکست آمریکا را به روایت رسانههای اینکشور مرور میکنیم؛
روزنامه آمریکایی نیویورک دیلی نیوز در گزارش روز ۲۵ آوریل ۱۹۸۰ خود، درباره ماجرای پنجه عقاب نوشت:
«تلاش برای نجات جان ۵۳ گروگان آمریکایی سفارت اشغالشده آمریکا در تهران اوایل امروز بهدستور جیمی کارتر رئیسجمهور بهخاطر نقص فنی پیشآمده لغو شد. در جریان اینحادثه دو هواپیمای آمریکایی فرودآمده در بیابانهای طبس در جریان عقبنشینی از عملیات با هم برخورد کردند.»
اینروزنامه در ادامه با اشاره به شرح ماجرا نوشت:
«هنوز مقامهای ایرانی در مورد سلامتی پنجاه گروگان آمریکایی واقع در سفارتخانه یا ۳ دیپلماتی که در وزارت امور خارجه اینکشور هستند، واکنشی نشان ندادهاند. شبهنظامیان ایرانی که گروگانها را در اختیار دارند نیز گفتهاند در صورت هرگونه علامتی مبنی بر حمله نظامی ایالات متحده علیه ایران، گروگانهای خود را خواهند کشت. البته مارک جانسون از مقامهای وزارت خارجه آمریکا از عدم وجود اخباری در زمینه در خطر بودن جان گروگانهای آمریکا در ایران خبر میدهد. این در حالی است که دانشجویان در ۹ آوریل اعلام کرده بودند در صورت کشف یا اطلاع از کوچکترین واکنش نظامی آمریکا علیه ایران، سفارتخانه اشغالشده را آتش زده و همه گروگانها را خواهند کشت.»
براساس اینگزارش، کاخ سفید در بیانیهای دیگر اعلام کرد:
«عملیات نجات جان گروگانها حرکتی خصمانه علیه ایران و مردم اینکشور نبوده و هیچایرانی در اینماجرا صدمه ندیده است.»
اینماموریت بعد از برخورد یکبالگرد با یکهواپیمای ترابری C130 متوقف شد. در بیانیه وقت کاخ سفید آمده است:
«رئیسجمهور مسئولیت کامل تصمیمگیری برای نجات جان گروگانها را میپذیرد. کشور بسیار زیاد سپاسگزار مردان شجاعی است که آماده نجات گروگانها شدند. آمریکا کماکان دولت ایران را مسئول سلامتی گروگانها میداند و هنوز مصمم به آزادی آنها در سلامتی کامل و در اسرع وقت است.»
ادامه گزارش نیویورک دیلی نیوز به اینترتیب بود:
«اینعملیات در بالاترین سطوح دولت آمریکا ناشناخته و بهصورت غیرمنتظره بود؛ طوریکه مقامهای ارشد دولت آمریکا اواخر دیروز از عدم اشتیاق در انجام عملیات نظامی علیه ایران و اعمال تحریمهای اقتصادی و دیپلماتیک اروپا که دو ماه یا بیشتر ممکن بود طول بکشد، خبر داده بودند. کارشناسان نظامی نیز اکثر اوقات از مشکل بودن عملیات نجات گروگانها سخن گفته بودند؛ زیرا تهران ۴۰۰ مایل با خلیج فارس و نیروهای واکنش فوری آمریکا که شامل ۲۶ کشتی و دو ناو هواپیمابر بودند، فاصله دارد. همچنین مکان جغرافیایی تهران و فاصله بین سفارتخانه آمریکا با فرودگاه مهرآباد تهران که هواپیماهای سنگین بتوانند در آنجا فرود بیایند، عملیات را غیرممکن میساخت و شبیه عملیات «اِنتِبه» در اوگاندا و از سوی ارتش اسرائیل برای نجات گروگانها در سال ۱۹۷۶ شده بود.»
روزنامه مورد اشاره در شرح ماجرا نوشت:
«یکروز قبل از اینعملیات نیز سایروس ونس وزیر خارجه آمریکا، به کانادا سفر میکند و در آنجا مقامهای کانادایی مخالفت خود را با بهکارگیری نیروی نظامی برای نجات جان گروگانها اعلام میکنند.
اعلام انجام عملیات نجات گروگانها برای مقامهای ارشد وزارت خارجه که در گرو ایران در وزارت امور خارجه بودند و بعد از اشغال سفارت ۲۴ ساعته مراقب اوضاع بودند، تعجبآور بود. کارتر نیز هفته قبل از اینماجرا گفته بود که اگر فشارهای اقتصادی و دیپلماتیک آمریکا و متحدانش کارایی نداشته باشد، اقدام نظامی گزینه بعدی اینکشور خواهد بود و نیروهای آمریکا بنادر ایران در جنوب را محاصره و مینگذاری میکنند.»

مجله تایمز در شماره ۵ مه ۱۹۸۰ هم در گزارشی تحلیلی از اینعملیات نافرجام در مورد دلایل ناکارآمدی بالگردهای شرکتکننده در اینعملیات نوشت:
«بالگردهای سیکورسکی RH53D از انواع بهترین بالگردهای آمریکایی هستند که در حمله به ایران از آنها استفاده شد. آنها قادر به حمل مقدار قابل توجهی سوخت اضافی با تانکرهای مخصوص سوخت هستند. اینبالگردها همچنین میتوانند مسافتی را تا حدود ۸۰۰ مایل بپیمایند و حتی جالب است که میتوانند برد مسافت را با استفاده از سوختگیری هوایی افزایش بدهند.
اینبالگرد در حمله به ایران فقط ۵۰۰ مایل طی کرد. عواملی که باعث میشد نتواند مسافت زیادی را طی کند، عبارتاند از بادها، طوفانهای شدید شن، پرواز در ارتفاع پایین، بارهای سنگین اضافی از قبیل اسلحه و مهمات که برای عملیات نجات نافرجام گروگانها حمل میشد.»
خبرگزاری آسوشیتدپرس، یکروز پس از وقوع حادثه اینگونه گزارش کرد:
«ماموریت آزادی گروگانهای آمریکایی به ایندلیل شکلت خورد که دو فروند از بالگردها در طوفان شن از کار افتادند و گروهی که برای بردن گروگانها آمده بودند، با کمبود بالگرد رو به رو شدند.
سخنگوی کاخ سفید اعلام کرد ۸ فروند بالگرد به اینماموریت روانه شده بودند که ۶ فروند برای انجان عملیات و ۲ فروند دیگر نقش پشتیبان را بر عهده داشتند. بالگردها در طوفان شن گرفتار شده و به همیندلیل، دستور خاتمه ماموریت به آنها ابلاغ شد. آنها در ادامه آوردهاند: برخورد یکفروند هواپیمای C130 با یکبالگرد (گویا بر اثر اشتباه خلبان) از دیگر عوامل ناکامی اینماموریت بوده است؛ زیرا اینبالگرد نتوانست در نقطه پیشبینیشده فرود آید ... اینگزارش ادامه میدهد که آمریکاییها ساعت ۴:۳۰ بامداد به وقت تهران از فضای ایران بیرون رفتند و تنها تعدادی از بالگردهای آنان در طبس باقی ماند.»
فرمانده عملیات سرهنگ بکویث که خود سوار بر C130 در عملیات حاضر بود، در مصاحبهای که بعد از شکست عملیات در مورد وضعیت و تعداد بالگردها و بهکارگیری تجهیزات بیشتر چنین گفت:
«ابتدا، برای عملیات حدود ۶۰۰ نفر کماندو و ۳۰ بالگرد در نظر گرفته شده بود؛ اما کارتر و مشاورانش تعداد آنها را تقلیل دادند. آمریکا در ماه نوامبر ۲ ماهواره جاسوسی برای جمعآوری اطلاعات به فضا پرتاب کرده بود تا شرایط را بسنجد. بالگردی که به ناو نیمتز بازگشت مسیر خطرناکی را طی کرده بود؛ زیرا زمان فرود مخزن سوختش خالی شده بود. ۱۵ متخصص تعمیر بالگرد با اینتیم همراه بودند. بالگردها بهعلت پرونده سفید تعمیراتی که داشتند، جایزه و مدال گرفته بودند.
البته برای کاستن از تجهیزات و تعداد کماندوها دلیل قابل قبولی وجود داشت و پنتاگون در اینمورد بحثهای زیادی میکرد. تعداد بیشتر بالگردها، ریسک عملیات را افزایش میداد و اینکه برخی از آنها وادار به فرود شوند، خطر بزرگی بود. یکی از مشاوران پنتاگون در اینعملیات عزر وایزمن بود که در عملیات موفق انتبه در اوگاندا در سال ۱۹۷۶ پست وزارت دفاع اسرائیل را داشت.»
شیمون پرز هم در آنروزها به مجله به تایمز گفت:
«در عملیاتی همانند اینعملیات باید با حداقل تجهیزات مجهز شد. اگر شما تجهیزات زیاد داشته باشید، همه کارها را خراب خواهید کرد. همچنین از ناو هواپیمابر نیمیتز هم بیشتر از ۸ بالگرد نمیتوانست بلند شود. ضمن آنکه اگر بالگرد کمکی به کمک آنها میآمد، عملیات فاش میشد.»





