درآمد سالانه ایران از تنگه هرمز چقدر است؟

باستاد ژئوپلیتیک دانشگاه تهران اضافه کرد: عوارضی که برخی از کشورها بابت عبور کشتیها از تنگه تحت مدیریت خود دریافت میکنند، اصلا در حدی نیست که ما بخواهیم اصل و ماهیت وجودی تنگه را تحتالشعاع قرار دهیم. اگر ما در بهترین شرایط بخواهیم از اکثر کشتیهای عبوری از تنگه هرمز عوارض دریافت کنیم، سالانه حدود ۱.۵ تا ۲ میلیارد دلار درآمد خواهد داشت که از این میزان، ۵۰ درصد هم سهم عمان است. در حالیکه اگر ما شرایط پایداری را برای عبور و مرور از تنگه هرمز فراهم آوریم، میتوانیم میلیاردها دلار از فروش نفت و گاز خودمان و همچنین ترانزیتهای در حال انجام، سود کسب کنیم.
به گزارش تابناک به نقل از جماران؛ استاد ژئوپلیتیک دانشگاه تهران گفت: بستن تنگه هرمز به عنوان یک اهرم فشار از سمت ایران، برای خودمان نیز محدودیتهای را ایجاد میکند و تمرکز انحصاری بر بستن این تنگه، نمیتواند برای ما مطلوب باشد.
کیومرث یزدانپناه در تشریح موقعیت ژئوپلیتیک تنگه هرمز، اظهار کرد: تنگه هرمز در کنار سایر تنگههای راهبردی مانند بابالمندب، جبلالطارق، دماغه امیدنیک، بسفر، داردانل و مالاکا و همچنین کانالهایی مانند سوئز و پاناما که ساخت بشر هستند، یکی از مهمترین آبراههای بینالمللی محسوب میشود که موقعیت گذرگاهی خاصی را در خلیجفارس برای ایران و همسایه جنوبی ما، یعنی عمان، ایجاد کرده است.
وی افزود: هرمز سومین تنگه پرتردد جهان به شمار میآید، زیرا در شرایط عادی و غیرجنگی، حدودا ۳۰ تا ۳۵ درصد انرژی دنیا معادل روزانه ۱۷ تا ۱۹ میلیون بشکه نفت و ۴ تا ۵ میلیون مترمکعب گاز از این منطقه عبور میکند که عمده مقاصد آنها، بازارهای شرقی است. همچنین درصد قابل توجهی از تجارت دریایی به مقصد کشورهای خلیجفارس نیز از تنگه هرمز عبور میکند و ۹۰ درصد واردات و صادرات ایران نیز از طریق این تنگه انجام میشود. بنابراین، بستن تنگه هرمز به عنوان یک اهرم فشار از سمت ایران، برای خودمان نیز محدودیتهای را ایجاد میکند و تمرکز انحصاری بر بستن این تنگه، نمیتواند برای ما مطلوب باشد.
عضو هیأت علمی دانشگاه تهران با بیان اینکه ایران بیشترین طول ساحلی را در خلیجفارس در اختیار دارد، عنوان کرد: در کنار تنگه هرمز، حدودا ۶۰ درصد خلیجفارس متعلق به ایران است و دامنه نفوذ ژئوپلیتیکی و ارتباطی ایران در این تنگه، بیشتر از عمان است. این یک موقعیت ممتاز ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک را به ایران میدهد. طبق قوانین شناختهشده بینالمللی از جمله کنوانسیون ۱۹۸۲ دریاها، ایران هم به لحاظ جغرافیایی و سرزمینی و هم به لحاظ حقوقی و امنیتی، این قابلیت را دارد که نظارت و کنترل کامل این تنگه را بر عهده گیرد.
وی ادامه داد: به لحاظ نظامی نیز ما تنها کشوری در خلیجفارس هستیم که اشراف کامل و صددرصدی بر این تنگه داریم، در حالیکه عمان در این زمینه هم محدویت ژئوپلیتیکی دارد، هم کشور کوچکی محسوب میشود و هم حوزه ساحلیاش بر تنگه هرمز، شامل حوزه سخت و ناهموار است. با این حال، تنگه هرمز در اصلیترین بخش خود یعنی از بندرعباس تا رأس شوریط، شرایط کاملا مساوی و مشترکی برای دو کشور ایجاد میکند و لذا این تنگه صددرصد ایرانی نیست و عمان نیز سهمی مساوی با ایران را از آن دارد.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه همین ویژگیها نشان میدهد هر گونه تصمیمگیری در این تنگه، باید در نهایت دقت و ظرافت انجام شود، تاکید کرد: اهمیت تنگهها به باز بودن آنهاست، نه بستهبودنشان و اگر تنگهای آن هم تنگه استراتژیکی مانند هرمز بیشتر از حد نرمال بسته بماند یا شرایط امنیتی خاصی بر آن حاکم شود، ممکن است اهمیت خود را از دست بدهد یا حتی به یک ضعف برای کشور مبدأ ساحلی تبدیل بشود.
وی بیان کرد: شاید برخی فکر کنند موقعیت منحصربهفرد ایران، امتیاز مطلقی است که باعث میشود ما بتوانیم به هر شکلی که میخواهیم، در تنگه هرمز مانور دهیم. اما همان طور که گفتم، منافع ما نیز به شدت به بازبودن این تنگه گره خورده است. در مورد بحث عوارض نیز شاید در ظاهر این طور به نظر برسد که دریافت عوارض از ۳۰ تا ۴۰ هزار کشتی که سالانه از تنگه هرمز عبور میکنند، میتواند یک درآمد بالایی را برای کشور داشته باشد، اما همان طور که گفتم، این تنگه منحصرا متعلق به ایران نیست و ۵۰ درصد از هر عوارضی، به عمان تعلق میگیرد.
او ادامه داد: ممکن است عمان سازوکارهای ملی ما در مورد تنگه هرمز را نپذیرد و این مسأله به یک منشاء اختلاف بین ایران و عمان تبدیل شود و رفاقت دیرینه و حسن اعتماد بین ما و این کشور را از بین ببرد. تا کنون ایران و عمان بر سر اداره تنگه هرمز اتفاق نظر داشتهاند، اما در وضعیت موجود و با توجه به تضادهای ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک ایران با برخی کشورها از جمله آمریکا، بعید است عمان این ریسک را بپذیرد و با ایران همراه شود، زیرا این کشور هم با آمریکا روابط دوستانه دارد و هم معقتد به مواضع ضداسرائیلی نیست؛ ضمن اینکه متغیرهای موجود در نحوه کشتیرانی، این اختیار را به ایران نمیدهد که به شکل طولانیمدت بر روی تنگه هرمز نگاه امنیتی و نظامی داشته باشد. برای تصمیمگیری در مورد این تنگه، اولا باید همسایه جنوبی خودمان یعنی عمان را مدنظر قرار دهیم، ثانیا به شرایط ملی و بینالمللی خودمان توجه کنیم و بدانیم اگر بستن تنگه هرمز یک امتیاز مثبت برای ما دارد، ممکن است چند امتیاز منفی هم داشته داشته باشد و ثالثا نباید طوری عمل کنیم که مغایر با کنوانسیونهای بینالمللی از جمله کنوانسیون ۱۹۸۲ و ۱۹۸۸ باشد.
عضو هیأت علمی دانشگاه تهران افزود: اگر ایران همچنان تحت فشار شدید ژئوپلیتیکی از ناحیه آمریکا قرار گیرد، باید تا جای ممکن، با حفظ تسلط خود بر تنگه هرمز، شرایطی را برای خود فراهم کند که در موضع انفعال قرار نگیرد. اما باید به این نکته هم توجه داشت که جهان به دلیل وابستگی شدید به نفت و گاز خلیجفارس، تحمل محدودیتهای شدید به شکل کنونی را ندارد و لذا اگر ایران بخواهد تنگه را به همین شکل نگه دارد یا اقداماتی از جمله دریافت عوارض یا اجرای طرح ۱۰ مادهای مجلس برای مدیریت تنگه هرمز را انجام دهد، میتواند به اعتبار ایران یا آینده تنگه هرمز آسیب بزند.
وی ادامه داد: اکنون نیز زمزمههایی وجود دارد مبنی بر اینکه کشورهای مطرح اروپایی در حال رایزنی با آمریکا به منظور تشکیل یک ائتلاف جهانی با عضویت ۴۷ کشور دنیا هستند تا به طرق مختلف، ایران را برای بازگشایی تنگه هرمز تحت فشار قرار دهند. این مسأله به ماهیت تنگه هرمز بازمیگردد؛ ۱۱ کیلومتر از عرض این تنگه، جزو آبهای بینالمللی است، اما به دلیل موهبت وجود جزایر ارزشمند ایرانی در دهانه خروجی تنگه هرمز، ترانزیت و تردد همهجانبه، تحت نظارت ایران قرار میگیرد، اما اگر چنین ائتلافی علیه ایران شکل گیرد و رویکرد نظامی را دنبال کند، این خطر وجود دارد که مطابق اختیارات سازمان ملل و شورای امنیت، بستر برای عقبراندن ایران از بخشی از آبهای سرزمینیاش فراهم شود.
وی با بیان اینکه در این صورت، ممکن است حدود آبهای بینالمللی در تنگه هرمز از ۱۱ کیلومتر به ۲۲ کیلومتر افزایش یابد، افزود: آنگاه با آزادشدن فضای کشتیرانی، ایران سلطه ژئوپلیتیکی پایدار خود بر تنگه هرمز را از دست خواهد داد. لذا اگر ایران بخواهد سایه تهدید نظامی را بر سر تردد در تنگه هرمز نگه دارد، در طولانیمدت به ضرر ما خواهد بود، کما اینکه اکنون شاهد محاصره دریایی علیه ایران هستیم که نوعی جنگ خاموش محسوب میشود که اثرات اقتصادی آن به مراتب از انفجار بمبها مخربتر است.
استاد ژئوپلیتیک دانشگاه تهران تاکید کرد: جهان امروز، جهان زیست مشترک و مبتنی بر تفاهم و انعطافپذیری است. مدیریت تنگه هرمز مسأله مهمی است که باید بر اساس عقلانیت و بدون اینکه به خیابان کشیده شود و فضای جامعه را ملتهب و هیجانی کند، توسط اندیشمندان و متخصصان دلسوز مورد بررسی قرار گیرد. وگرنه ممکن است با عملکردی نادرست، این فرصت بیبدیل ژئوپلیتیکی را به یک محدودیت تبدیل کنیم. به نظرم ما تا کنون عملکردی بسیار خوب در تنگه هرمز داشتهایم و جنگ اخیر نباید باعث شود آن جایگاه خوبی که تا امروز به واسطه این عملکرد در نگاه جهانیان داشتهایم، تغییر کند یا در قالب یک ائتلاف جهانی، یک محیط امنیتی پایدار علیه کشورمان شکل گیرد که هدف خارجکردن کنترل تنگه هرمز از دست ایران را دنبال میکند.
او همچنین در خصوص چگونگی مدیریت سایر تنگهها در دنیا، بیان کرد: برخی از تنگهها مانند بسفر و داردانل در آبهای داخلی و سرزمینی کشورها قرار دارند و صرفا بر اساس قواعد داخلی اداره میشوند. ترکیه به عنوان کشور مبداء، برای عبور کشتیها از بسفر و داردانل عوارض میگیرد، اما این عوارض صرفا برای حفظ محیطزیست و حریم دریاست که رقم بالایی هم نیست. البته کانالهای سوئز و پاناما چون مصنوعی و دستساز هستند، هزینه نگهداری و زیستمحیطی بالایی دارند و این شرایط ایجاب میکند حتما از کشتیهای عبوری از این دو کانال، عوارض دریافت شود؛ اما تنگههایی مانند بابالمندب، جبلالطارق، مالاکا، امیدنیک و هرمز که یک پدیده طبیعی اند، شرایط متفاوتی دارند و کشورهای مبداء این تنگهها مانند ایران، بخش قابل توجهی از منافع اقتصادی خود را به واسطه فعالیت آنها تأمین میکنند و لذا همواره سعی دارند ضمن حفظ اقتدار خود در این آبراههای سرزمینی، با نگاه همکاری بینالمللی، از ظرفیت این تنگهها بهره گیرند تا علاوه بر معرفی خود به عنوان یک کشور ایمن و قابل اعتماد، منافع ملی خود را نیز تامین کنند.
استاد ژئوپلیتیک دانشگاه تهران اضافه کرد: عوارضی که برخی از کشورها بابت عبور کشتیها از تنگه تحت مدیریت خود دریافت میکنند، اصلا در حدی نیست که ما بخواهیم اصل و ماهیت وجودی تنگه را تحتالشعاع قرار دهیم. اگر ما در بهترین شرایط بخواهیم از اکثر کشتیهای عبوری از تنگه هرمز عوارض دریافت کنیم، سالانه حدود ۱.۵ تا ۲ میلیارد دلار درآمد خواهد داشت که از این میزان، ۵۰ درصد هم سهم عمان است. در حالیکه اگر ما شرایط پایداری را برای عبور و مرور از تنگه هرمز فراهم آوریم، میتوانیم میلیاردها دلار از فروش نفت و گاز خودمان و همچنین ترانزیتهای در حال انجام، سود کسب کنیم.
وی با بیان اینکه تحقق این امر، در وهله اول مستلزم پایان جنگ و ترک مخاصمه میان ایران و آمریکاست، اظهار کرد: البته حل این مسأله اصلا راحت نیست. ما با کشوری مواجهیم که ابرقدرت است و رئیسجمهور کنونی آن، تمایل به برخورد یکطرفه با موضوعات دارد و بسیاری اوقات، یک ضربه کاری به دشمنان خود میزند و سپس همه چیز را بلاتکلیف رها میکند؛ مانند چیزی که در جنگ اخیر دیدیم و ممکن است این جنگ همان طور که یکدفعه آغاز شد، به یکباره و به شکلی بلاتکلیف، رها شود. اما در این صورت و چنانچه محاصره دریایی باقی بماند، شرایط ایران وخیمتر خواهد شد.
وی با اشاره به اینکه حل چالشهای ایران و آمریکا مستلزم حل مسائل بسیار بغرنجی است، بیان کرد: آمریکا نسبت به حفظ اسرائیل تعهد ثابت دارد و در نقطه مقابل، ایران تعهد حذف اسرائیل را برای خود ایجاد کرده است. گره اصلی کار، همین تقابل در این موضوع ایدئولوژیک است. بر همین اساس حتی بسیاری در ایران معتقدند جنگ کنونی یک جنگ مذهبی است که باید تا نقطه نابودی اسرائیل ادامه پیدا کند، حتی اگر کشور خودمان تبدیل به ویرانه شود. گزینه عاقلانه این است که چنین تقابلی را بر سر میز مذاکره حل کنیم. اگر ایران بپذیرد تعهد خود برای حذف اسرائیل را کنار بگذارد، آنگاه آمریکا نیز باید پایان خصومت با جمهوری اسلامی و لغو تحریمها را بپذیرد.
در این صورت، گره اصلی باز و مسأله تنگه هرمز نیز حل میشود. اکنون جنگی که با ماهیت ایدئولوژیک شکل گرفته، در حال منجر شدن به یک نتیجه ژئوپلیتیک است که شاید عواقب جبرانناپذیری را برای ما به همراه داشته باشد. این گره اصلی، چالش کنونی تنگه هرمز و حتی مسأله هستهای ایران است. اگر این تقابل ایران و آمریکا بر سر اسرائیل حل شود، بسیاری از مسائل مرتفع خواهد شد و در غیر این صورت، چالشهای بعدی به مراتب مخربتر از جنگ اخیر خواهد بود.



