روایت بیبیسی از مذاکرات اسلامآباد

به گزارش تابناک، «لیز دوست» خبرنگار ارشد سیاست خارجی سایت بیبیسی جهانی که سابقه سالها پوشش تحولات پیرامون ایران را در کارنامه دارد و چند ساعت گذشته را هم در اسلام آباد، پایتخت پاکستان برای پوشش مذاکرات ایران و ایالات متحده گذرانده در گزارشی از این رویداد نوشته است:
بیست و یک ساعت مذاکره برای پایان دادن به ۴۷ سال دشمنی میان ایران و آمریکا کافی نبود. این گفتوگوهای تاریخی و سطحبالا در اسلامآباد، که در میانه یک جنگ سنگین برگزار شد، از همان ابتدا هم بعید بود به نتیجه دیگری برسد.
شاید بتوان گفت این ماراتن مذاکرهای شکست خورده است اما نباید فراموش کرد که کار دو طرف چقدر سخت بود. آنها باید بر سر مسائل پیچیدهای به توافق میرسیدند؛ از بدبینیهای قدیمی به برنامه هستهای ایران گرفته تا مسائل جدیدی مثل کنترل تنگه هرمز؛ تنگهای که محدودیت رفت و آمد در آن، اقتصاد جهان را به لرزه درآورده است. دو طرف برای رسیدن به توافق، علاوه بر همه اینها، باید بر این بیاعتمادی عمیق هم غلبه میکردند.
در حالی که صبح روز شنبه در اسلام آباد هنوز مشخص نبود اصلاً دو طرف با هم دیدار میکنند یا نه، آنها در یک اتاق دور هم جمع شدند و یک تابوی سیاسی قدیمی را شکستند.
حالا سوال مهم این است: چه اتفاقی قرار است بیفتد؟ تکلیف آتشبس دو هفتهای که مانع از به حقیقت پیوستن تهدید ترامپ برای نابودی یک «تمدن» در ایران شد، چه میشود؟ آیا ترامپ حاضر است دوباره مذاکرهکنندگان خود را به میز گفتوگو بفرستد؟
منابع در اسلامآباد میگویند حتی پس از اینکه جیدی ونس صبح زود سوار هواپیما شد و اعلام کرد که آمریکا «آخرین و بهترین پیشنهاد» ش را داده، برخی گفتوگوهای غیررسمی ادامه داشته است. آیا حالا آمریکا تنش را بیشتر میکند یا سر مذاکره برمیگردد؟
ما هنوز دقیقاً نمیدانیم پشت درهای بسته آن هتل پنج ستاره در اسلامآباد چه گذشت. جزئیات خیلی کمی از اختلافات و صحبتهای دو طرف به بیرون درز کرده است؛ صحبتهایی که با کمک پاکستانیها انجام میشد و طرفین بارها با کارشناسان و مشاوران خود تماس گرفتند. ونس هم میگوید در این مدت «دهها» بار با خود ترامپ صحبت کردهاند.
ونس در یک کنفرانس خبری کوتاه در صبح زود، از هدف اصلی آمریکا گفت. او تاکید کرد: «ما میخواهیم یک تعهد قطعی ببینیم که ایران به دنبال سلاح هستهای نرود و ابزاری هم که به او اجازه میدهد سریع به سلاح برسد، نداشته باشد.»
در دور قبل مذاکرات در فوریه (پیش از شروع دوباره جنگ)، ایران امتیازات جدیدی داده بود، از جمله رقیق کردن ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصدی که بسیار نزدیک به سطح تسلیحاتی است. اما ایران همچنان روی حق غنیسازی خود پافشاری میکند و حاضر به پس دادن این ذخایر نشده است؛ ذخایری که گفته میشود الان زیر خروارها آوارِ بمبارانهای سال گذشته آمریکا و اسرائیل دفن شده است.
ایران همچنین تا زمان رسیدن به یک توافق جدید، با درخواستهای مکرر برای باز گذاشتن تنگه هرمز و عبور آزاد نفت و کالا مخالفت کرده است.
هر دو هیئت ایرانی و آمریکایی با این باور به اسلامآباد آمده بودند که در این جنگ پیروز میدان بودهاند. آنها با این علم وارد مذاکره شدند که اگر توافقی حاصل نشود، میتوانند به جنگ ادامه دهند.
یک کارشناس هم به نکته جالبی اشاره میکند و میگوید طرفین «درک روانشناختی کمی از یکدیگر دارند و نمیدانند برای یک توافق واقعی باید چه امتیازاتی بدهند.»
در پایان این ماراتن، ونس گفت خبر خوب این است که «مذاکرات مفیدی داشتیم» و خبر بد این است که «به توافق نرسیدیم.» سپس تاکید کرد که این بینتیجه ماندن «برای ایران خیلی بیشتر از آمریکا خبر بدی است.»
در مقابل، اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، «خواستههای زیادهخواهانه و غیرقانونی» آمریکا را نقد کرد. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس که ریاست تیم مذاکرهکننده را بر عهده داشت هم نوشت: «طرف مقابل در نهایت نتوانست اعتماد هیئت ایرانی را جلب کند.»
ایران نشان داده که آماده است گفتوگوها را ادامه دهد. وزیر خارجه پاکستان هم از همه خواست که این آتشبس شکننده را حفظ کنند و گفت تلاششان را برای تشویق طرفین به مذاکره ادامه میدهند.
اگر به تاریخ نگاه کنیم، در سال ۲۰۱۵ وقتی ایران با آمریکا به توافق هستهای رسید، ۱۸ ماه طول کشید تا بر سر توافق و اختلافات رفتوآمد کنند. اما ترامپ مشخص کرده که حوصله مذاکرات طولانی را ندارد. ونس هم قبلاً هشدار داده بود که اگر ایران به قول او بخواهد وقتکشی کند، آمریکا باج نخواهد داد.
یک روزنامهنگار پاکستانی که مثل بقیه خبرنگاران بیدار مانده بود تا با وجود کمبود اطلاعات، اخبار را پوشش دهد، به نتیجه جالبی رسید و نوشت: «این دور از مذاکرات نه پیشرفتی داشت و نه فروپاشی.»
حالا تمام جهان منتظر است تا ببیند چه میشود و بیشتر از همه، منتظر تصمیم دونالد ترامپ است.






