برای سلامت روان خود و فرزندانمان، یک «رژیم خبری» داشته باشیم

همه ما داغداریم؛ داغی بزرگ و سنگین که بعید است به این زودیها به آن عادت کنیم. بدون تعارف، بسیاری از ما دیگر آدمهای قبل نخواهیم شد. اما همین واقعیت تلخ نباید باعث شود از سلامت روان خود و خانوادهمان غافل شویم. در چنین شرایطی، مراقبت از ذهن و احساسات، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت است.
حقیقت این است که خبر با ذهن همان کاری را میکند که قند و چربی با بدن. همانطور که مصرف بیرویه قند و چربی به بدن آسیب میزند، مصرف بیوقفه و کنترلنشده اخبار نیز میتواند ذهن را فرسوده و مضطرب کند. علم روانشناسی , و علوم ارتباطات سالهاست به پدیدهای اشاره میکند که به آن «اضافهبار اطلاعاتی» (Information Overload) یا «استرس ناشی از اخبار» میگویند؛ حالتی که در آن حجم زیاد اطلاعات، بهجای افزایش آگاهی، باعث اضطراب، خستگی ذهنی و احساس ناتوانی میشود.
واقعاً چه ضرورتی دارد بدانیم فلان پهپاد ارسال شد، اصابت کرد یا منهدم شد؟ و چرا باید این خبرها روزانه دهها بار تکرار و مرور شود؟ از اثر تکرار غافل نشویم. در روانشناسی ثابت شده است که تکرار مداوم یک پیام—even اگر اطلاعات جدیدی نداشته باشد—میتواند شدت اثر هیجانی آن را چند برابر کند و ذهن را در چرخهای از نگرانی و استرس نگه دارد.
بسیاری از ما این چرخه را تجربه کردهایم:
کانالهای خبری را باز میکنیم—فارغ از اینکه چند دقیقه قبل هم آنها را چک کردهایم—و ناگهان با دهها یا حتی صدها پیام جدید روبهرو میشویم. کمی مرور میکنیم، میبندیم، و چند دقیقه بعد دوباره همین مسیر را تکرار میکنیم. این رصد دائمی اخبار شاید در ظاهر نوعی پیگیری و آگاهی باشد، اما در عمل میتواند فشار روانی قابلتوجهی بر ذهن ما وارد کند؛ فشاری که ناخواسته به فضای خانه و روحیه فرزندانمان نیز منتقل میشود.
بیایید از خود بپرسیم:
وقتی میفهمیم فلان نقطه در چه حجمی آسیب دیده، چه کاری از دست ما برمیآید؟ آیا دانستن جزئیات ریز و دقیق هر حادثه، واقعاً کمکی به ما یا جامعه میکند؟ یا فقط ذهن ما را بیشتر درگیر و مضطرب میسازد؟
به همین دلیل، بهتر است متناسب با مسئولیتها، نیاز اطلاعاتی و ظرفیت ذهنی خود، یک «رژیم خبری» برای خود تعریف کنیم و به آن پایبند بمانیم. همانطور که در اغلب رژیمهای غذایی—فارغ از شرایط جسمی افراد—پزشکان توصیه میکنند نوشابهها و نوشیدنیهای بسیار قندی یا گازدار حذف شوند، در رژیم خبری هم لازم است برخی منابع را بهطور کامل کنار بگذاریم.
بهویژه رسانههای بیگانه و معاند که عملاً بخشی از جنگ روانی و رسانهای هستند. خواه ناخواه رسانه بر ذهن اثر میگذارد؛ این یک واقعیت علمی در حوزه ارتباطات و روانشناسی است. وقتی مرزهای دشمنی، جنگ روایتها و عملیات روانی تا این اندازه آشکار شده است، چرا باید چشم و گوش خود را آگاهانه در معرض فضایی قرار دهیم که میتواند ذهن و احساسات ما را مسموم کند؟
پس از حذف «اتاق جنگ رسانهای دشمن»، گام بعدی این است که مصرف رسانههای داخلی را هم مدیریت کنیم. حتی خبر درست و ضروری هم اگر بیوقفه و افراطی مصرف شود، میتواند ذهن را خسته و مضطرب کند. بهتر است زمانهای مشخصی در روز را برای پیگیری اخبار در نظر بگیریم و باقی زمان را به زندگی واقعی، خانواده، مطالعه، گفتوگو و آرامش ذهن اختصاص دهیم.
در نهایت، همانطور که از بدن خود مراقبت میکنیم، باید از ذهن و روان خود و فرزندانمان نیز مراقبت کنیم. گاهی آگاهانه کمتر خبر دیدن، نه بیتفاوتی است و نه فرار از واقعیت؛ بلکه نوعی مسئولیتپذیری در قبال سلامت روان خود و خانواده است.





